انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
سیاست
  
صفحه  صفحه 77 از 236:  « پیشین  1  ...  76  77  78  ...  235  236  پسین »

بحث سیاسی روز بی تعارف


زن

andishmand
 
پاسخ مثبت ظریف به دعوت روحانی برای ادامه وزارت



استعفای ظریف نزدیک به دو روز عرصه سیاست و رسانه در ایران را به خود مشغول کرد.

ساعتی پس از رد استعفایش به دست رئیس جمهور در روز چهارشنبه، هشتم اسفندماه، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه، در یادداشتی کوتاه نوشت که به عنوان «مسئول پیشبرد سیاست خارجی» در این مقام خواهد ماند.

آقای ظریف در یادداشتی ناخوانا که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد تاکید کرده است که «هیچ دغدغه‌ای جز اعتلای سیاست خارجی ندارم».

متن کامل این پیام را خبرگزاری رسمی ایرنا منتشر کرده است.

در واکنش به این خبر، دو منبع رادیوفردا در اتحادیه اروپا از آن استقبال کردند.

یک منبع رادیوفردا در دفتر فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، که نخواست نامش فاش شود محمدجواد ظریف را «مصاحبی ارزشمند» خواند و همکاری با او را «بسیار خوب» توصیف کرد.


وزیر خارجه جمهوری اسلامی روز چهارشنبه در پیام اینستاگرامی خود از «محبت‌های» همه «به‌ویژه در (۰)۳ ساعت گذشته» تشکر کرده است.





اما آن چه در اخبار این ساعات پایانی انعکاس یافت این بود که رئیس جمهور در نامه‌ای رسمی استعفای ظریف را رد کرد؛ و البته نامه رئیس جمهور پس از تاکید فرمانده سپاه قدس بر اعتماد رهبران نظام به محمدجواد ظریف منتشر شد.

پس از ساعت‌ها سخنان و اشارات مستقیم و غیرمستقیم، حسن روحانی روز چهارشنبه در نامه‌ای رسما استعفای محمدجواد ظریف از مقام وزارت خارجه را رد کرد.

پیشتر رئیس دفتر آقای روحانی و همچنین سخنگوی وزارت خارجه خبر داده بودند که با استعفای ظریف موافقت نشده است.

صبح چهارشنبه خبرگزاری ایرنا از پاسخ رسمی رئیس جمهور به وزیر خارجه و رد استعفای او خبر داد.

ایرنا به نقل از نامه رئیس جمهور نوشت که «پذیرش استعفای شما را بر خلاف مصالح کشور می‌دانم و با آن موافقت نمی‌کنم».

به گفته حسن روحانی، محمدجواد ظریف هم‌چنان «مورد اعتماد اینجانب و مجموعه نظام جمهوری اسلامی و به خصوص مقام معظم رهبری» است.

وزیر خارجه در پاسخ به این نامه رسمی ابراز امیدواری کرد که «وزارت امور خارجه با همکاری و همدلی همگان و درایت و نظارت رهبر معظم انقلاب اسلامی و رئیس جمهوری بتواند کلیه مسئولیت‌های خود را در چارچوب قانون اساسی، قوانین کشور و سیاست‌های کلی نظام با اقتدار و صلابت به انجام رساند.»
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
مرد

 
نفوذ روسيه در اركان حكومت ايران



ایران زخمی و اسیر روسیه!


فرض کنید ایرانیان همانطور که رشید پور به ظریف گفت بخواهند مثل دیگر مردمان دنیا راحت زندگی کنند. نفت و گاز و دیگر اقلام به همه جای دنیا صادر کنند و با اقتصاد آزاد و رفاه و آسایش، مردم در رفاه و بی دغدغه باشند. چه می شود؟ مثل مالزی ، کره ، تایوان دبی، قطر و..؟

دیگر نه با لبنان نه با یمن نه سوریه نه اسرائیل نه عربستان و دیگر جاها کاری نداشته باشند و در آنجا هزینه نکنند...
یک کشور بی دردسر. بنابراین کشوری هم طبیعتا با ایران کاری ندارد تا آن را تحریم کند یا بخواهد در آن اختلال ایجاد کند.

خب! شرکت های بزرگ ژاپنی و اروپایی با سرمایه گذاری و دادن تکنولوژی به ایران مشکلی نخواهند داشت و ایران می تواند (با توجه به وجود انرژی ارزان و نیروی کار) به قطب تولید نفت و گاز و انرژی الکتریکی و برق خورشیدی تبدیل شود و انرژِی الکتریکی منطقه و همچنین گاز اروپا و نفت ژاپن را تامین کند و با اینکار رفاه ایرانیان افزایش و اشتغال تضمین و روابط با همسایگان بهبود می یابد. مردم با اخلاق تر و با ایمان تر خواهند شد. دین و دنیای مردم تامین خواهد شد!!

مشکل کجاست!؟ چرا اینطور نشد!؟ چرا به قول ظریف ما انتخاب کردیم طور دیگری زندگی کنیم!؟ زندگی در درد و رنج و فلاکت و دغدغه!؟ اصولا ما کیست که برای ایرانیان تصمیم گرفته!؟

ما!!؟ همان کشور روسیه است!!!


کشور روسیه فقط سه چیز برای فروش دارد. گاز، نفت و سلاح. چنانچه ایران به شرایطی که گفتیم برسد دیگر آن سه را چگونه به راحتی و قیمت بالا بفروشد!!؟

در اکثر جنگ ها و نزاع های منطقه ای مثل یمن - سوریه – لبنان – فلسطین - عراق- افغانستان – لیبی و ... ایران حضور دارد و با مصرف پول و اعتبار و سرمایه انسانی خود (و البته به بهانه اسلام واقعی یا حمایت از شیعه ها يا دفاع از حرم و...) در آتش آن نزاع ها می دمد. تقریبا تمامی سلاح هایی که در این نزاع ها مصرف میشوند، روسی هستند. (به روایتی تعداد کلاشینکوف های داخل یمن از تعداد مردم آن بیشتر است!) پس اگر ایران سر به راه باشد این فروش بالای سلاح در کجا صورت بگیرد !؟

اروپا و ژاپن دو مصرف کننده بزرگ گاز و نفت هستند که عمدتا از روسیه تهیه می شود. دیدیم با الحاق غیرقانونی بخشی از اکراین به روسیه، اروپا خواست روسیه را تحریم کند اما یاد سرمای زمستان و نیاز به گاز روسیه افتاد، لذا بی خیال شد!

اگر ایران کشور بی دردسری بشود و یک لوله گاز مستقیما به اروپا برود و گاز و نفت آن تامین شود، دیگر اروپا و همینطور ژاپن و کره و بقیه نقاط دنیا دلیلی ندارد به روسیه باج بدهند! فروش سلاح و نفت و گاز روسیه که پایین بیاید دیگر ابرقدرت نیست و باید سر براه شود!

لذا به نظر می رسد آبادانی و توسعه و پیشرفت ایران مانع توسعه طلبی و ابرقدرتی روسیه است. لذا روسیه در یک برنامه بلند مدت، به تدریج با نفوذ در ارکان حکومت اسلامی ایران و نقاط تصمیم گیری، همانطور که شعار مرگ بر روسیه را حذف کرد، و ما را به خود وابسته تر کرد، در آینده هم مانع بهبود روابط ایران با جهان خواهد شد.

سخنان افرادی که غرب ستیز هستند و نگاه به شرق دارند و مانع بهبود روابط ایران با جهان می شوند و بدنبال تشدید تعصب مذهبی و دعوای شیعه و سنی هستند، یا دم از نابود کردن آمریکا و متحدانش میزنند، به تحریم ها سلام می کنند و در موقع بخصوص موشک هوا می کنند!! و سفارت تصرف می کنند و ... حرف خودشان نیست و از مسکو دیکته می شود!!!

کاش با بالا رفتن آگاهی مردم ایران, به این استعمار کثیف پایان داده شود!


احمد جلال پور

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود

حکیم عمر خیام


*******

مردم فقط "یک بار" بايد بمونن تا موفق بشن،
ولى جمهوری اسلامی "هر بار" باید موفق بشه تا بمونه . . .
     
  ویرایش شده توسط: LorenzoLotto   
مرد

 


پاسخ دندان شکن صادقی به حدادعادل در مورد FATF
     
  
مرد

 


سال ۱۳۹۸ مبارک

به عقب بر نمیگردیم
روبـاه بـنـفش
حــمــاقت
     
  
مرد

 


اوج افتخارات اصلاح طلبان و خوشحالی فراوان از این اصلاحات
     
  
مرد

 


زمان انتخابات چقدر از افراد به واسطه حرف های این نادان ها رفتن پای صندوق رای
تو همین لوتی هم کم نداشتیم که حرف های این احمقو میذاشتن و فکر میکردن درسته

     
  
زن

andishmand
 
روزشمار تنش‌های اخیر ایران و آمریکا

از ماه آوریل که آمریکا سپاه پاسداران را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد و تحریم‌ها علیه ایران را تشدید کرد، تنش بین دو کشور تشدید شده است.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی فرازهای مهم تشدید تنش بین ایران و آمریکا را برشمرده است.


تصویری از آتش‌سوزی در یکی از نفتکش‌هایی که در دریای عمان هدف حمله قرار گرفت

از ماه آوریل که آمریکا سپاه پاسداران را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داد و تحریم‌ها علیه ایران را تشدید کرد، تنش بین دو کشور تشدید شده است.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی فرازهای مهم تشدید تنش بین ایران و آمریکا را برشمرده است.

تروریستی قلمداد کردن سپاه پاسداران

روز هشتم آوریل دولت آمریکا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروی نظامی ایدئولوژیک حکومت ایران را در فهرست گروه‌های «تروریستی» قرار داد.

دونالد ترامپ می‌گوید این اولین باری است که دولت آمریکا یک بخش یا نهاد یک حکومت خارجی را در این فهرست قرار می‌دهد. نیروی قدس، بازوی برون مرزی و مهم سپاه پاسداران نیز در فهرست سیاه قرار گرفت.

روز بعد حکومت ایران تمامی نیروهای آمریکایی در منطقه خاورمیانه، از شاخ آفریقا تا افغانستان را سازمانی «تروریستی» اعلام کرد.

اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه

روز پنجم ماه مه جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا اعلام کرد وزارت دفاع یک ناو گروه و جنگنده‌های عملیاتی به خاورمیانه اعزام خواهد کرد.

او گفت: «آمریکا به دنبال جنگ با رژیم ایران نیست ولی ما برای مقابله با هرگونه حمله‌ای از سوی سپاه پاسداران، ارتش و یا نیروهای نیابتی ایران آماده‌ایم.»

روز هفتم ماه مه دولت آمریکا گفت بمب‌افکن‌های ب ۵۲، سامانه موشکی پاتریوت و یک کشتی تهاجمی به منطقه اعزام می‌کند.

تحریم‌ها

روز هشتم ماه مه ایران اعلام کرد به عنوان بخشی از اقدامات خود برای کاستن از تعهداتش به برجام، تولید اورانیوم غلیظ شده و آب سنگین را افزایش می‌دهد.

در سالگرد خروج آمریکا از برجام و از سرگیری تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران، واشنگتن صنایع فولاد و معادن ایران را تحریم کرد.

پس از آن دولت آمریکا بزرگترین بخش تولیدات پتروشیمی ایران (شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس) را نیز تحریم کرد.

حمله به کشتی‌ها

روز ۱۲ ماه مه چهار کشتی، از جمله سه نفتکش به شکل اسرار آمیزی در حوالی بندرگاه فجیره، واقع در سواحل امارات متحده عربی مورد حمله قرار گرفتند.

روز پنجشنبه ۲۳ خرداد دو نفتکش در دریای عمان هدف قرار گرفتند. آمریکا می‌گوید این حمله کار ایران است. اما ایران تکذیب می‌کند.

روز ۳۰ ماه مه جان بولتون گفت «تقریبا یقین داریم» که ایران در پشت این حملات است.

روز بعد مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا گفت ایران از طریق این حملات قصد دارد بهای نفت را افزایش دهد.

روز ششم ژوئن امارات متحده عربی گفت تحقیقات بین‌المللی نشان می‌دهد که این حملات کار یک حکومت است ولی تاکنون شواهدی در مورد دخالت ایران پیدا نشده است.

روز ۱۳ ژوئن همزمان با ملاقات شینزو آبه نخست وزیر ژاپن با آیت‌الله خامنه‌ای در تهران، دو نفتکش ژاپنی و نروژی در آب‌های دریای عمان مورد حمله قرار گرفتند. دولت‌های بریتانیا و عربستان سعودی ایران را مسئول این حملات معرفی کردند ولی تهران دخالت در حملات را تکذیب کرد.
بی تو
اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند
     
  
مرد

 
همه‌چیز تقصیر «الله‌مراد» بود!




اول گفتند نفتکش انگلیسی، با یک لنج صیادی تصادف کرده و در رفته و برای همین توقیف شده! بعد سپاه «آمار خلافی مفصلی» اعلام کرد! این وسط مشخص شد سپاه با آن همه هیبتش، در تنگه‌ی هرمز، زیرنظر «الله‌مراد عفیفی‌پور» رئیس اداره‌ی بنادر و دریانوردی هرمزگان کار می‌کند! چرا؟ می‌گویم.

دیشب «سپاه‌نیوز» خبر توقیف نفتکش انگلیسی توسط نیروی دریایی سپاه را «اینطور» اعلام کرد: «عصر امروز جمعه ۲۸ تیر یک فروند نفتکش انگلیسی با نام "stena impero" هنگام عبور از تنگه‌ی هرمز، به علت رعایت نکردن قوانین و مقررات بین‌المللی دریایی «بنا به درخواست سازمان بنادر و دریانوردی استان هرمزگان»، توسط یگان شناوری منطقه یکم نیروی دریایی سپاه توقیف شد!»


سپاه اعلام کرد: «نفتکش مذکور پس از توقیف به ساحل هدایت و برای سیر مراحل قانونی و بررسی‌های لازم، به سازمان بنادر و دریانوردی تحویل شد!» یعنی الان نفتکش و ۲۳ خدمه‌اش در اختیار آن اداره‌ی دولتی و «الله‌مراد» هستند؟!




تا اینجا، سپاه خود را فقط «مجری دستور سازمان بنادر و دریانوردی هرمزگان» معرفی کرده است! امروز شنبه خبرگزاری امنیتی فارس از قول رئیس اداره‌ی بنادر و دریانوری هرمزگان نوشت: «نفتکش بریتانیایی‌ را توقیف کردیم؛ چون تصادف کرده بود!»

آقای «الله‌مراد عفیفی‌‌پور» مدیرکل بنادر و دریانوردی هرمزگان که سپاه می‌گوید «فرمان توقیف نفتکش انگلیسی» را او صادر کرده، به فارس گفته: «نفتکش بریتانیایی 'سنتا ایمپرو' پیش از توقیف، با یک شناور ماهیگیری در تنگه‌ی هرمز برخوردی داشته!»

فارس از «الله‌مراد عفیفی‌پور»، با تأکید معناداری به عنوان «این مدیر دولتی!» نام برده. آقای «الله‌مراد عفیفی‌پور» ماجرا را این‌طور شرح داده: «نیروهای 'کشتی ماهیگیری آسیب‌دیده' با نفتکش بریتانیایی تماس می‌گیرند، اما آنها پاسخی نمی‌دهند. لذا بنا بر قانون، موضوع را به اداره کل بنادر و دریانوردی خبر می‌دهند. و ما هم به نیروهای نظامی خبر دادیم و آنها نفتکش بریتانیایی را به لنگرگاه بندرعباس آوردند تا ماجرا بررسی شود.»

اما تصادف خالی کافی نبود. برای همین همان دیشب به جای «الله‌مراد»؛ نیروی دریایی سپاه چند «دلیل قانونی توپ دیگر!» هم برای توقیف نفتکش انگلیسی ردیف کرد و اعلام نمود: «این نفتکش اصل آمدو‌شد بی‌زیان در آب‌ها را زیر پا گذاشته! با پسماندهای انبارهای نفتی‌اش، محیط‌زیست دریا را آلوده کرده! از مسیر خروجی تنگه‌ی هرمز به این تنگه وارد شده! دستگاه موقعیت‌یابش را خاموش کرده و به تذکرهای پیاپی شناورهای سپاه توجه نکرده‌ است!»

به زبان راهنمایی و رانندگی، نفتکش به این دلایل توقیف شده: «رانندگی پرخطر، ریختن آشغال در جاده، عبور از جاده‌ی یکطرفه و ورود ممنوع، نداشتن جی.پی.اس و عدم توجه به اخطار پلیس راه»!

این‌همه دلایل را ردیف کرده‌اند تا بگویند کارشان قانونی بوده و تلافی نیست. یعنی ربطی ندارد به اینکه دو هفته قبل نفتکشی که نفت ایران را دزدکی به «سوریه‌ی تحت تحریم اروپا» حمل می‌کرد، توسط انگلیس توقیف شد. در ضمن اعلام کنند: سپاه کاره‌ای نیست و همه چیز با دستور آقای «الله‌مراد عفیفی‌پور» بوده است!

ارزشی‌ها چه لذتی می‌برند از توقیف نفتکش «انگلیس خبیث و پررو!» که مقام معظم رهبری وعده دادند «عناصر مهمی در نظام، کارش را تلافی خواهند کرد». اما عمراً به ذهن هیچ‌کس نمی‌رسید و خود «آقا» هم فکرش را نمی‌کرد آن «عناصر مهم» نفتکشی را توقیف کنند و تحویل «الله‌مراد» بدهند! خود «الله‌مراد» هم که طفلی خودش از دیشب فهمیده چه پست مهمی دارد و حرفش چقدر در سپاه «دررو» دارد!




نکته این‌جاست سپاه با آن همه کبکبه و دبدبه، باید «جبران دزدی دریایی انگلیس پررو!!» را پشت اسم دولتی‌ها و «الله‌مراد»ها انجام بدهد و برای قانونی کردن کارش، «فهرست خلافی» برای نفتکش انگلیسی بنویسد و از طرف «الله‌مراد» اعلام کند.

نکته‌ی تلخ این‌که در جمهوری اسلامی، تمام دولت‌ها «الله‌مراد» زیاد دارند تا سپاه پشت آنها پنهان شود و عملیات مختلف انجام دهد! از «دیپلمات در خارج» تا رئیس بندر هرمزگان! آخرش هم که گیر کنند، می‌گویند «همه چیز تقصیر الله‌مراد بود»! البته حالا دیگر دست برادران رو شده است.
     
  
مرد

 
ماها همه فدای سیاسیون و سیاست کثیف میشیم و چشم بزنیم زندگی تمامه و این بازی ادامه داره
زندگی مثل ابرها می گذرد
     
  
مرد

 
قانون مخفی جمهوری اسلامی برای دروغ‌گویی و مخفی‌کاری


داستان ورود ویروس کرونا به ایران از همان ابتدا با پنهان‌کاری دولت و دیگر نهادهای حکومتی و هرج و مرج مدیریتی آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد. نخست وجود بیماری انکار شد و پس از آن نیز خودداری از قرنطینه قم و اماکن مذهبی این شهر و یا انتشار خبرهای نادرست پیرامون ابعاد بیماری، سبب گسترش آن به سایر مناطق نیز گردید. حتی چگونگی رسیدن ویروس به قم هم از همان زمان موضوع مناقشه بود. به خاطر همه تناقضات و ابهامات، باور عمومی این هنوز است که دولت آن‌چه را می‌داند، از مردم پنهان می‌کند.

برای مثال هنوز هم کسی به‌طور شفاف نمی‌داند آیا واقعاً طلاب چینی در انتقال ویروس تأثیر داشتند و یا نقش دستگاه اجرایی، روحانیون، نیروهای امنیتی و نظامی و دولت موازی در مدیریت پرده اول بحران چه بوده و آیا سیاست پنهان کردن بیماری به‌خاطر برگزاری انتخابات مجلس بوده و یا سهل‌انگاری و بی کفایتی مدیریتی سبب عدم برخورد جدی با این بیماری شده است. پس از گذشت هفته‌ها از شیوع همه‌گیری، هنوز هم اطلاع‌رسانی دولت و و نهادهای رسمی مبهم و ضد و نقیض است.

همین روایت پیرامون آمارهای دولتی درباره بیماری و بیماران کرونایی صدق می‌کند. دولت به سبک و سیاق کشورهای دیگر، هر روز آماری را به‌طور رسمی به اطلاع عموم می‌رساند که برای کمتر کسی در داخل و خارج از کشور و یا حتی سازمان بهداشت جهانی باورکردنی است. مسئولان در اعلام آمار واقعی تا آن اندازه ناشیانه عمل می‌کنند که گاه به نظر می‌رسد هیچ نگرانی هم از بیرون افتادن تناقضات حرف‌ها و آمارهای مهندسی‌شده خود و بازتاب منفی آن در افکار عمومی ندارند.

برای مثال، آن‌ها از یک سو آمار کلی را در سطح کشور اعلام می‌کنند و از سوی دیگر می‌گویند آمار به تفکیک استان‌ها وجود ندارد و در جداول ناقص منتشرشده، اعداد مربوط به استان‌های اصلی درگیر با بیماری (البته بنا بر مصلحت) ذکر نمی‌شود. موضوع بی‌اعتمادی به آمار دولتی فقط به جامعه فرو کاسته نمی‌شود، مراکز دیگر رسمی مانند مرکز پژوهش‌های مجلس و یا دانشکده‌های پزشکی و مسئولان بهداشت و بیمارستانی استانی گاه آمار بسیار متفاوتی با آمار دولتی را اعلام می‌کنند یا به نادقیق بودن آمار رسمی اشاره می‌کنند. حکومت حتی مراکزی مانند گورستان‌ها، بیمارستان‌ها و یا ثبت احوال را که می‌توانند منابع معتبری برای راستی‌آزمایی آمار رسمی باشند، سانسور می‌کند. همه این رفتارها پرسش‌برانگیزند و دولت و دستگاه‌های امنیتی هم به‌جای پاسخ دادن به ابهامات و تناقضات و پرسش‌ها، کسانی را که در خبرها و آمار دولتی تردید وارد می‌کنند، به «تشویش اذهان عمومی» و «بر هم زدن امنیت روانی جامعه» متهم می‌کنند و کسانی حتی با این اتهامات دستگیر شده‌اند.


پرسش مهمی که مطرح می‌شود این است که چرا حکومت با وجود عدم اعتماد افکار عمومی و دروغ دانستن آمار رسمی یا سایر اخبار مربوط به اپیدمی از سوی مردم، با سماجت به سیاست عدم شفافیت و آمارسازی خود ادامه می‌دهد؟ کسی همچنین نمی‌داند چرا آمار رسمی باید از صافی نیروهای نظامی و امنیتی عبور کند؟ پرسش مهم دیگر این است که آیا حکومت از پیامدهای منفی و ویرانگر آمارسازی و پنهان کردن واقعیت‌ها در مسئله‌ای که با سلامت و بهداشت مردم سروکار دارد، آگاه نیست؟ آیا حکومت نمی‌داند که راه‌های گوناگونی برای راستی‌آزمایی آمارهای دولتی وجود دارد و دیر یا زود می‌توان به آمار واقعی دست یافت؟ پاسخ به این پرسش‌ها فقط با طرح فرضیه‌ها ممکن است، چرا که دالان هزارتوی قدرت حکومتی، پاسخگو نبودن مسئولان و نهادها و عدم شفافیت در بسیاری از امور سبب می‌شود دسترسی به همه داده‌های عینی برای یک داوری منصفانه بسیار دشوار و حتی ناممکن باشد.


اولین فرضیه این است که دولت و نهاد‌های حکومتی به دلایل سیاسی و به‌خاطر مصلحت نظام و در پیش بودن انتخابات، واقعیت‌های این بیماری را چند هفته پنهان کردند و در حقیقت وارد یک بازی غیرصادقانه با جامعه شدند و آن را ادامه دارند.

فرضیه دوم این است که آن‌چه در مدیریت بحران کرونا دیده می‌شود، فقط نوک کوه یخی است که بخش اصلی آن که در زیر آب پنهان است، به تنش‌ها و درگیری‌های درون حکومت بازمی‌گردد. در حقیقت، مدیریت کرونا مانند همه رویدادهای دیگر، قربانی این دوگانگی فلج‌کننده حکومتی و بازی قدرت در پس پرده و پنهان‌کاری جناح‌های درون حکومت شده است.

فرضیه سوم این است که ناتوانایی‌ها و هرج‌ومرج مدیریتی و وحشت از پیامدهای ویرانگر اقتصادی و اجتماعی، حکومت را به‌ناچار به بیراههٔ پنهان کردن ابعاد واقعیت‌ها و یا کم اهمیت جلوه دادن بحران کشانده است.

فرضیه چهارم این است که حکومت در دام دروغ آغازین خود افتاده و دیگر اصلاح داده‌ها و بیان شفاف آن‌چه گذشته و می‌گذرد غیر ممکن شده و آن‌ها ناچارند در چرخه دروغ و عدم شفافیت باقی بمانند.

فرضیه پنجم آن است که حکومت مانند گذشته دچار نوعی دشمن‌هراسی پارانویاگونه است و تصور می‌کند که گفتن واقعیت‌ها و آشکار شدن ضعف‌ها «سوء استفاده» دشمن را در پی می‌آورد.

معنای طرح چند فرضیه متفاوت این نیست که یکدیگر را نفی می‌کنند و یا فقط یکی از آن‌ها درست است. هر پنج فرضیه و یا بخش‌هایی از آن‌ها می‌توانند رفتار حکومت را توضیح دهند. حال اگر برای پاسخ به پرسش‌های خود به سراغ رفتارشناسی حکومت در جریان رویدادهای دیگر و نوع رابطه حکومت با افکار عمومی برویم، شاید عناصری از پاسخ خود را بیابیم. عدم شفافیت و پاسخگو نبودن در این جمهوری اسلامی موضوع تازه‌ای نیست. در ماه‌های گذشته دو رویداد مهم، یعنی اعتراضات مردمی در ده‌ها شهر ایران و سرنگون کردن هواپیمای مسافربری اوکراینی و دروغ‌های حکومتی پیرامون آن‌ها، بازتاب گسترده‌ای در جامعه ایران داشتند. با گذشت ماه‌ها از این دو حادثه، مسئولان حکومتی هیچ تمایلی به شفاف‌سازی و راستگویی از خود نشان نداده‌اند. برای مثال، حتی کسی نمی‌داند که چند نفر، چرا و چگونه در اعتراضات مردمی جان خویش را از دست دادند و آیا کسانی که به سوی مردم تیراندازی کردند، مورد بازخواست قرار گرفتند یا نه. در مقابل، روزی نیست که خبرهای جدید در مورد محکومیت کسانی که در این تظاهرات یا سایر اعتراضات دستگیر شدند، منتشر نشود. در حادثه شلیک به هواپیمای اوکراینی، نه تنها هیچ خبری از پیگیری فنی و قضایی این حادثه نیست که مسئولان برخلاف قوانین بین‌المللی و به بهانه‌های مختلف از تحویل جعبه سیاه هواپیما به مسئولان اوکراینی طفره می‌روند و به روی این پرونده هم به‌تدریج مهر محرمانه می‌خورد و روانه صندوق بزرگ اسرار حکومتی می‌شود.

اگر به سال‌های دورتر برویم، می‌توان از ده‌ها و صد‌ها پرونده و رویداد ریز و درشت سخن به میان آورد که هیچ‌گاه افکار عمومی نتوانست از چندوچون آن‌ها به‌صورت شفاف باخبر شود و یا نهادهای رسمی خود را ناچار به پاسخگویی بدانند. رازهای سربه‌مهر در حکومتی که در آن پنهان‌کاری قاعده است و شفافیت استثنا، پرشمارند و قوه قضائیه در ایران هم اصولاً کاری به این نوع پرونده‌ها ندارد. تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهند که موضوعات این‌چنینی بیشتر در «منطقه ممنوعه» حکومت قرار می‌گیرند و کسی نباید در مورد آن‌ها چندوچون کند و قضایا را «کش» دهد. اگر رابطه جامعه با حکومت را نوعی قرارداد اجتماعی و اخلاقی بدانیم که به انسجام عمومی در جامعه معنا می‌بخشد، در ایران این پیمان به‌خاطر عدم شفافیت و پنهان‌کاری حکومت به‌شدت آسیب دیده است.

بخشی از این پنهان‌کاری به این موضوع برمی‌گردد که دولتِ در سایه در ایران، بخش مهمی از قدرت را بدون آن‌که به کسی پاسخگو باشد، در دست دارد. بخش انتخابی حکومت هم به این قاعده بازی تن داده و در حقیقت شفاف نبودن و عدم پاسخگویی به صورت اصول نانوشته قدرت سیاسی در ایران درآمده است. به سخن دیگر، رویه «دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه‌انگیز» به فلسفه راهبردی حکومتی در جمهوری اسلامی تبدیل شده است.اصل طلایی اول و آخر در جمهوری اسلامی «مصلحت نظام» است. مصلحت نظام هم چیزی نیست جز مجوز دائمی برای فرار از حقیقت، قانون‌شکنی، و پنهان یا وارونه کردن واقعیت‌ها. در حقیقت، بخش مهمی از حکومت نه به مردم اعتماد دارد و نه مشروعیت خود را از مردم می‌گیرد. برای بسیاری، رابطه با مردم به همان شرکت توده‌ها در راهپیمایی‌ها و الله‌اکبر گفتن در نمازجمعه و تظاهرات دولتی و دنباله‌روی کورکورانه از رهبران فرو کاسته می‌شود. برای آن‌ها مفهومی بنام شهروند مستقل و دارای حق، قابل درک نیست.

پاسخگو نبودن و عدم شفافیت حکومت در ایران تا حدودی هم امری «قانونمند» است و به ساختار قدرت باز می‌گردد. دخالت دین در حکومت، در عمل، مرزهای مشروعیت عرفی و دینی را مخدوش کرده است. برای مثال، وقتی سخن از اطاعت بی‌چون‌وچرا از ولایت مطلقه فقیه می‌شود، معنای آن این است که حتی قانون هم تابع ولایت فقیه است و بی‌قانونی و مصلحت‌اندیشی مشروعیتش را از دین و نمایندگان دینی می‌گیرد.کسی که بیش از همه در این حکومت قدرت دارد، در برابر هیچکس، دست‌کم در این دنیا، پاسخگو نیست. این تناقض کلیدی در قانون اساسی سبب شده مجلس خبرگانی که کارش نظارت بر رهبری است، در عمل زیر نظر او کار کند. همین حکایت پیرامون دستگاه‌های عریض و طویل وابسته به نهاد رهبری صدق می‌کند که غیرشفاف و دارای قدرت فراقانونی هستند بدون این‌که پاسخگوی کسی باشند. در این ساز و کار حکومتی، نهادهای انتخابی مانند مجلس و قوه مجریه هم در عمل به زیرمجموعه‌های «ذوب در ولایت» تبدیل شده‌اند و چاره‌ای جز اطاعت مطلق ندارند.

بنابراین دروغگویی و شفاف نبودن به‌صورت یک فرهنگ و امر نهادینه‌شده درآمده، چرا که پنهان‌کاری در این نظام امری ضروری و گریزناپذیر و بخشی از اکوسیستم سیاسی ایران است. در این حکومت همه می‌دانند که همه‌چیز را نمی‌توان و نباید گفت و برای ماندن در قدرت باید به فرهنگی گردن گذاشت که بر دالان هزارتوی قدرت حاکم است. این گونه است که عدم شفافیت و مهندسی بیمارگونهٔ خبرها و داده‌ها، در عمل، به یک رفتار سیاسی هنجار و یک فرهنگ تبدیل می‌شود. به عبارت دیگر، امروز این رویه به آن اندازه عادی و درونی شده که دیگر کسی پیرامون آن چندوچون نمی‌کند. کسی دیگر نگران قانون‌شکنی نیست، به زشتی دروغ نمی‌اندیشد و دغدغه پاسخگویی به جامعه و یا آسیب دیدن اعتماد عمومی را ندارد. آن‌چه مصلحت نظام به شمار می‌رود، به «حقیقتِ» حکومتی هم تبدیل می‌شود. تبدیل شدن پنهان‌کاری و دروغ و عدم شفافیت به فرهنگ حکومتی، به‌معنای مرگ قرارداد اخلاقی بین جامعه و حکومت، و شتاب گرفتن روندهای مشروعیت‌زدایی از نهادهای رسمی است. اتفاقی هم نیست این‌که حکومت و دستگاه‌های رسمی و رسانه‌های آن نزد جامعه به چوپان دروغگو تبدیل شده‌اند و دیگر کسی حرف حاکمان را نمی‌پذیرد و همه در جای دیگری به دنبال دستیابی به واقعیت‌ها هستند.

سعید پیوندی (جامعه شناس، استاد دانشگاه در فرانسه)
Make the REST of your life, the BEST of your life
     
  
صفحه  صفحه 77 از 236:  « پیشین  1  ...  76  77  78  ...  235  236  پسین » 
سیاست

بحث سیاسی روز بی تعارف

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA