انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
سیاست
  
صفحه  صفحه 111 از 277:  « پیشین  1  ...  110  111  112  ...  276  277  پسین »

بحث سیاسی روز بی تعارف



Streetwalker
 
کمی هم عصلام رحمانی به سبک داکتر علی شریعتی و داکتر جلال آل احمد را تماشا کنید!
مسیحیان اتیوپی که حاضر به پذیرش اجباری عصلام رحمانی نشدند.


هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  

Streetwalker
 
اینم عصلام رحمانی به سبک امیرالمومنین ابوبکر البغدادی
این عکس چقدر وحستناکه.
آدم موهای تنش سیخ میشه وقتی به وحشت و رنجی که اون دختر بچه ها و مادرشون ،او دو تا خواهر و اون زن تنها حس کردند فکر می‌کنه...
رژیم سالها تلاش کرد تا قاسم کتلت رو قهرمان مبارزه با داعش اعلام کنه در حالی که به شهادت تمام پیج های سوری،چه موافق بشار و چه مخالف بشار،قاسم کتلت نه تنها حتی یک گلوله به سمت داعش شلیک نکرد بلکه برای کوبیدن ارتش آزاد سوریه میلیونها دلار به داعش کمک کرد.
تمام حم و غم قاسم کتلت حفظ حکومت بشار اسد و مبارزه با ارتش آزاد سوریه بود که در چهار جبهه با بشار و روسیه و مزدوران رژیم اسلامی و داعش میجنگید.


هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  ویرایش شده توسط: Streetwalker   
مرد

 
Streetwalker:
میگم سر ساقی سلامت!
رضا موتوری هم حضرت عاغا رو گردن نمیگیره!
ترکیب سنتی و صنعتی عاغا رو فرستاده فضا!
من محو اون لباس آبیه که سه تا دست داره شدم!سه پا شنیده بودیم،سه دست نوبره......

توی عکس نوشته یه جمله به اقا بگو

کیرم دهن آقا
     
  

Streetwalker
 
play_boy:
کیرم دهن آقا

عاغا گوه خورد هم قشنگه.



چند تا عکس دیگه از عاغا



هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  

Streetwalker
 
کجایی عشقم؟
این روزا آشپزخونه و کتلت پزی رو ول کردی پرچم تو کون فلسطینی جماعت میکنی؟


هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  

Streetwalker
 
کی بود با تخم مرغ های موغولی شهرداری تبریز به جنگ ایران و ایرانشهر اومده بود؟ اسمش علی خامنه ای نبود؟
تحویل بگیر خامنه ای!


هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  
مرد

 
Streetwalker
واقعا به وجد میام این صحنه ها رو از هم وطنان خودم میبینم ، کردهای غیور هم در نوروز باستانی آریایی کولاک کردند .
ممنونیم از هم آیینان آریایی✌️💐❤️
آرزوهایم قندیل بسته
     
  

Streetwalker
 
انگشت های آفتابه دزد ها را قطع می‌کنند....
جوانان ایران را بخاطر آتش زدن سطل زباله اعدام کردند....
اما موقع برخورد با دزد هزار میلیارد تومانی برخوردشان مومنانه میشود.....




دین قدرت اندیشیدن رو از آدم میگیره مخصوصا اسلام که در این زمینه سرآمد تمام دینهاست.
مثلاً اون پیرمرد و پیرزن احمقی که جمعه از بیغوله های جنوب شهر پامیشه،ده تا اتوبوس عوض می‌کنه تا بره پشت سر این دزد نماز بخونه با خودش چه فکری میکنه؟ یعنی اصلا فکرم میکنه؟
هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  

 
Streetwalker:
انگشت های آفتابه دزد ها را قطع می‌کنند....
جوانان ایران را بخاطر آتش زدن سطل زباله اعدام کردند....
اما موقع برخورد با دزد هزار میلیارد تومانی برخوردشان مومنانه میشود.....

تو این مملکت تخمی هر کثافت کاری برای یه سری ها آزاده. از گوه خوری تا دیوثی تا دزدی و...
     
  

Streetwalker
 
مرتضی پسندیده(یکی از برادران خمینی)
کتاب وارث مُلک کیان(خاطرات مرتضی پسندیده)
صفحه ۷۳ و ۷۴




از خدا که مخفی نباشد، از شما چه پنهان ،مُلا رمضان آخوند مقدس که یک روز نمازش ترک نمیشد و از برکت صدقات و مال امام و از وجوه احسان،زکات و خمس و ردمظالم مفت خواری میکرد و طول عمامه اش از دَه ذرع تجاوز مینمود و نشان مُهر نماز همیشه بر پیشانیش برجستگی خاصی داشت،سید روح الله برادرم را برهنه روی تشک خوابانده بود و خود بر روی او افتاده ،بالا پایین می‌رفت و صدایی از خود صادر میکرد که بی شباهت به سگهای خسته گله که بهنگام تعقیب گوسفندان از خود درمیاوردند نبود،چیزی نمانده بود دیوانه شوم ،در آن لحظه هرگاه هفت تیرم یا هر اسلحه دیگری همراهم بود آندو سگ لعین را میکشتم،ناچار فریادی از روی استیصال برکشیده و در را بهم کوفته خارج شدم ،بهنگام بیرون رفتن از خانه شنیدم که ملارمضان میگوید:آهای علق مزلفه شتر دیدی ندیدی،اگر چیزی از دهان مبال آسایت درآید بحکم شرع با دست خودم مُثله ات میکنم و به اسفل السافلینت می اندازم ،چون از تهدید او میترسیدم پا به فرار گذاشتم و ماجرا را بی کم و‌کاست برای پدرم تعریف کردم ،فوری چاقوی دسته دار بلندی از آشپزخانه برداشت و سوار قاطر شده مرا هم ترک گرفته رو بخانه آمیرزا روانه شدیم، در هنوز باز بود ،قاطر را بیرون در بسته هردو داخل شدیم ،اینبار به منظره ی مهیبتری روبرو شدیم ،چه چشممان به جسد تکه تکه شده ی ملا رمضان افتاد که روی تشک اتاق افتاده بود در حالیکه روح الله چاقوی ضامندار خود را که آغشته به خون بود بطور خونسرد با عمامه سفید آمیرزا پاک میکرد،معلوم شد بعداز رفتن من میان آندو مشاجره بر سر کمبود دستمزد لواط واقع و برادرم بی باکانه با چاقویش به جان او میفتد و با چند ضربت کار اورا به پایان می‌رساند و درحالیکه دماغ و گوش اورا بریده بود ،بی دغدغه خاطر نگاهی به اطراف انداخته چون مارا دید گفت ،من راضی به اینکار نبودم ولی چون ولکن معامله نبود و هرروز از من تقاضای اینکار را میکرد و هربار هم پول را کمتر می‌پرداخت و دیگر خسته شده بودم امروز برای همیشه راحتش کردم!
هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  ویرایش شده توسط: Streetwalker   
صفحه  صفحه 111 از 277:  « پیشین  1  ...  110  111  112  ...  276  277  پسین » 
سیاست

بحث سیاسی روز بی تعارف

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA