ارسالها: 9321
#1,101
Posted: 21 Mar 2024 19:52
کمی هم عصلام رحمانی به سبک داکتر علی شریعتی و داکتر جلال آل احمد را تماشا کنید!
مسیحیان اتیوپی که حاضر به پذیرش اجباری عصلام رحمانی نشدند.
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ارسالها: 9321
#1,102
Posted: 21 Mar 2024 20:16
اینم عصلام رحمانی به سبک امیرالمومنین ابوبکر البغدادی
این عکس چقدر وحستناکه.
آدم موهای تنش سیخ میشه وقتی به وحشت و رنجی که اون دختر بچه ها و مادرشون ،او دو تا خواهر و اون زن تنها حس کردند فکر میکنه...
رژیم سالها تلاش کرد تا قاسم کتلت رو قهرمان مبارزه با داعش اعلام کنه در حالی که به شهادت تمام پیج های سوری،چه موافق بشار و چه مخالف بشار،قاسم کتلت نه تنها حتی یک گلوله به سمت داعش شلیک نکرد بلکه برای کوبیدن ارتش آزاد سوریه میلیونها دلار به داعش کمک کرد.
تمام حم و غم قاسم کتلت حفظ حکومت بشار اسد و مبارزه با ارتش آزاد سوریه بود که در چهار جبهه با بشار و روسیه و مزدوران رژیم اسلامی و داعش میجنگید.
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ویرایش شده توسط: Streetwalker
ارسالها: 9321
#1,104
Posted: 23 Mar 2024 17:27
عاغا گوه خورد هم قشنگه.
چند تا عکس دیگه از عاغا
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ارسالها: 9321
#1,105
Posted: 23 Mar 2024 17:32
کجایی عشقم؟
این روزا آشپزخونه و کتلت پزی رو ول کردی پرچم تو کون فلسطینی جماعت میکنی؟
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ارسالها: 9321
#1,106
Posted: 23 Mar 2024 22:24
کی بود با تخم مرغ های موغولی شهرداری تبریز به جنگ ایران و ایرانشهر اومده بود؟ اسمش علی خامنه ای نبود؟
تحویل بگیر خامنه ای!
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ارسالها: 9321
#1,108
Posted: 25 Mar 2024 23:25
انگشت های آفتابه دزد ها را قطع میکنند....
جوانان ایران را بخاطر آتش زدن سطل زباله اعدام کردند....
اما موقع برخورد با دزد هزار میلیارد تومانی برخوردشان مومنانه میشود.....
دین قدرت اندیشیدن رو از آدم میگیره مخصوصا اسلام که در این زمینه سرآمد تمام دینهاست.
مثلاً اون پیرمرد و پیرزن احمقی که جمعه از بیغوله های جنوب شهر پامیشه،ده تا اتوبوس عوض میکنه تا بره پشت سر این دزد نماز بخونه با خودش چه فکری میکنه؟ یعنی اصلا فکرم میکنه؟
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ارسالها: 9321
#1,110
Posted: 29 Mar 2024 01:03
مرتضی پسندیده(یکی از برادران خمینی)
کتاب وارث مُلک کیان(خاطرات مرتضی پسندیده)
صفحه ۷۳ و ۷۴
از خدا که مخفی نباشد، از شما چه پنهان ،مُلا رمضان آخوند مقدس که یک روز نمازش ترک نمیشد و از برکت صدقات و مال امام و از وجوه احسان،زکات و خمس و ردمظالم مفت خواری میکرد و طول عمامه اش از دَه ذرع تجاوز مینمود و نشان مُهر نماز همیشه بر پیشانیش برجستگی خاصی داشت،سید روح الله برادرم را برهنه روی تشک خوابانده بود و خود بر روی او افتاده ،بالا پایین میرفت و صدایی از خود صادر میکرد که بی شباهت به سگهای خسته گله که بهنگام تعقیب گوسفندان از خود درمیاوردند نبود،چیزی نمانده بود دیوانه شوم ،در آن لحظه هرگاه هفت تیرم یا هر اسلحه دیگری همراهم بود آندو سگ لعین را میکشتم،ناچار فریادی از روی استیصال برکشیده و در را بهم کوفته خارج شدم ،بهنگام بیرون رفتن از خانه شنیدم که ملارمضان میگوید:آهای علق مزلفه شتر دیدی ندیدی،اگر چیزی از دهان مبال آسایت درآید بحکم شرع با دست خودم مُثله ات میکنم و به اسفل السافلینت می اندازم ،چون از تهدید او میترسیدم پا به فرار گذاشتم و ماجرا را بی کم وکاست برای پدرم تعریف کردم ،فوری چاقوی دسته دار بلندی از آشپزخانه برداشت و سوار قاطر شده مرا هم ترک گرفته رو بخانه آمیرزا روانه شدیم، در هنوز باز بود ،قاطر را بیرون در بسته هردو داخل شدیم ،اینبار به منظره ی مهیبتری روبرو شدیم ،چه چشممان به جسد تکه تکه شده ی ملا رمضان افتاد که روی تشک اتاق افتاده بود در حالیکه روح الله چاقوی ضامندار خود را که آغشته به خون بود بطور خونسرد با عمامه سفید آمیرزا پاک میکرد،معلوم شد بعداز رفتن من میان آندو مشاجره بر سر کمبود دستمزد لواط واقع و برادرم بی باکانه با چاقویش به جان او میفتد و با چند ضربت کار اورا به پایان میرساند و درحالیکه دماغ و گوش اورا بریده بود ،بی دغدغه خاطر نگاهی به اطراف انداخته چون مارا دید گفت ،من راضی به اینکار نبودم ولی چون ولکن معامله نبود و هرروز از من تقاضای اینکار را میکرد و هربار هم پول را کمتر میپرداخت و دیگر خسته شده بودم امروز برای همیشه راحتش کردم!
Once more into the fray
Into the last good fight I'll ever know
Live and die on this day
Live and die on this day
ویرایش شده توسط: Streetwalker