ارسالها: 3757
#7
Posted: 18 Feb 2026 04:08
من رفیقمو خیلی بد از دست دادم و یجورایی خیلی خیلی نامردی
جلوی روی خودم ، ساعت 5 عصر بود 19 دی، برمیگشتیم از سر کار این بنده خدا از ماشینم پیاده میشه که فقط بره میوه خرید کنه ، جلو ماشین خودم داشت برمیگشت ، یه سرباز کاملا عربی ، دقیق داشت عربی بلغور میکرد ، و دوستم بهش میگفت من از سرکار برمیگردم !اون دو جمله عربی گفت سر تفنگ کلاشو گرفت رو ساق پای این بنده خدا ، راحت یه خشاب تیرو تو فاصله چند سانتی با ساق پای این خالی میکنه ، و سریع میره قشنگ این اتفاق یک دقیقه هم نشد ، من وحشت زده کامل تا رسیدم بالا سرش اصلا قابل توصیف نبود کاملا خلاصه دارم میگم ، نه جرات داشتم زنگ بزنم امبولانس نه ببرمش بیمارستان ! چون مسدونستم ببرمش هنونجا دخل جفتمون میارن ، بردمش خونشون ، خداروشکر وضعشون خوب بود دکتر اشنا داشتن ، دکتر بعد یک ساعت با هزار مکافات خودشون رسوند خونه اینا ، پارو که دید ، قشنگ گفت استخون کاملا ک خرد شده هیج هر تیکش ریز ریز شده این نیاز به عمل فوری داره ، دقیقا صحنه ای که هر شب برام شد کابوس از اینجا شروع شد ، ما اینو با تشک بردیمش داخل تراس خونه ، من و باباش دستو پای این بنده خدا رو محکم گرفتیم دکتر بتونه تیکه های استخون کنار هم بچینه ! خون ریزی شدید و یه کیسه خونم بیشتر نیاورده بود ، من خیلی،خلاصه دارم میگم تمام دست و لباسای من پر خون شده بود ، یه زانوم رو پای مخالفش بود یه دستم نگهشداشته بودم تکون نخوره ، چون بیهوشی این حرفا نبود با همون حالت داشت جراحیش میکرد و دونه دونه گلوله هارو داشت در میاورد و تیکه استخون کنار هم میزاشت ، خلاصه این پا رو جراحی میکنه ، تا دو روز هنه چی اوکی تحت بستری خونگی با دمو تشکیلات ! بعد سه روز متاسفانه پا عفونت میکنه مجبور میشن ببرن بیمارستان ، به محض ورود میبرنش اتاق عمل ، پارو از لگن کامل قطع میکنن!! دلیل عفونت چی بوده؟ تمام گلوله هایی ک میزدن سربی بوده و این سرب وارد خونش شده بوده ، علاوه بر قطع پا ، سرب هم وارد خونش شده بود دوستم میره تو کما ، و متاسفانه تک فرزندم بود ، بعد ۴ روز کامل فوت میکنه !
هیجوقت اون صحنه تراس و روز فوتش فراموشم نمیشه که هیچ تا چند هفته کابوس هر شبم بود که جلو چشام چیکارش کرد اون عراقی ۴۰ پدر _ صحنه هایی که با دوشکا اومده بودن مث اب خوردن رگبار میبستن روی همه یادم نمیره ! هر گلوله ی اون لعنتی ادمو دو تیکه میکنه ، راحت همه رو میبستن به گلوله ، تک تک بچهای زیر سن ۱۲ رو با ماشین شهرداری جا به جا میکردن چیزی که حتی تو ذهن ادم هم قفل بود ، تک تک اون لحظات غیر قابل باور بود ، اخه لعنتی تک تیر انداز اوردی واسه مردم عادی؟؟ شب اول بالای ۲۰۰ تا کشته دیدم و خودم ماشینم جای گلوله روشه هنوز جرات نکردم از خونه بیارم بیرون
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد .پیرشدنت شروع میشود
ویرایش شده توسط: boy_seven