انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
سیاست
  

خاطرات روز انقلاب


مرد

 
خاطرات روز انقلاب
خاطرات روز هجدهم و نوزدهم دی هزار و چهارصد و چهار
اتفاقاتی که افتاد
جنایاتی که با چشم دیدیم
رشادتایی که دیدیم ....

بدون ذکر محله و نام فرد و ...
هله
     
  
مرد

 
خب پیشنهاد ایجاد این تاپیک رو دادم چون میدونم روز هجدهم و نوزدهم اتفاقایی داخل این مملکت افتاد که خیلیا هنوز ازش خبر ندارن
حکومت ضحاک چنان راه ارتباطی رو بست و دست به کشتار زد که در تاریخ بعد از جنگ جهانی همچین کشتاری رو بشر به چشم ندیده بود .
چه ادم هایی رو از دست دادیم .. انگار گلچین شده بودن ... چقد قشنگ ... چقد نورانی ...
چهل هزار نفر فقط یه عدده اما وقتی بهش فکر کنی چهل هزار انسان رو میبینی که هر کدوم به یه هدف و امیدی اومدن بیرون ....
پدر مادر کودک پیر جوون همه قشری ...
ازتون میخوام اینجا صدای اون عزیزان باشیم ...
هر خاطره ای رو دیدیم تعریف کنیم ...
اگه یه عزیزی رو دیدم که رشادتی از خودش نشون داد برا بقیه تعریف کنیم نا روحیه ای باشه برا بقیمون ...
اکه مرگ رو به چشممون دیدیم اکه اتفاقی برامون‌افتاد که قابل تعریف بود بیان کنیم و نزاریم کم کم تاریخی ترین روزای ایران فراموش بشه ...
برامون از روز انقلابتون بگین ....

نکته خیلی خیلی مهم

به هیچ عنوان از اسامی افراد ، مکان ها حتی ذکر شهر استفاده نکنید
هله
     
  ویرایش شده توسط: mereng   
مرد

 
درود به همگی
یکی از رفیق های صمیمیم رو که مثل برادر بودیم توی محله ی تهرانپارس با شلیک دو گلوله ی ساچمه ای یکی به سر و یکی به گردن از فاصله ی نزدیک زدن. دو روز تو icu بستری بود. به حالت کما با gcs=5. بعد از دو روز جاوید نام شد. نه می خواسته دعوا کنه نه هیچی. اومده بود اعتراض با دست خالی که حرومزاده ها زدنش. بیچاره تو کار کانکس سازی بود و تنهایی تو حدود یک ماه کانکس می ساخت. دستاش همیشه سیاه بود از کار. تازه کارش گرفته بود. حتی بلیط برگشت به شهرستان هم تو جیبش بود موقعی که بردنش بیمارستان. از خانوادش برای تحویل جنازش ۲۰۰ میلیون پول گرفتن و علاوه بر این تعهد دادن که به عنوان بسیجی کشته شده. بعد از یک هفته تقریبا خاکش کردن. از موقعی که این اتفاقات افتاده خواب درستی ندارم و پشیمونم که چرا من زنده ام
     
  
مرد

 
Balzamic
چقدر بده ...
منم گاهی فکر میکنم اکه خودم مرده بودم خیلی شرایط بهتری داشتم تا این فشاری که این روزا تحمل میکنم ...
یه عذاب وجدان بند بند وجودمو کرفته ... از اینکه من زندم و این جوونا مردن از خودم بیزارم
هله
     
  
مرد

 
mereng
به امید پایمال نشدن خون جاویدنامان و به امید آزادی
     
  
مرد

 
خب تا خودم تعریف کنم شاید ملت زبون باز کنن ...

اینحا دیکه تقریبا همه میدونن من کجاییم و پنهون کردنش یکم سخته ....

من هیچوقت تا روز هجدهم برای اعتراضات بیرون نمیرفتم و هر سری مینشستم پشت تلویزیون و از دور فحش میدادم ... همیشه بعد از تموم شدن اعتراضا و سرکوب مردم افسردگی وحشتناکی میگرفتم و میکفتم واقعا چرا اینقد بی تخمی . چرا اینقد بی بخاری . از چی میترسی که نرفتی کمک کنی به این مردم . برا خواسته و ایندت نجنگیدی ....

این سری بعد از فراخوان شاهزاده با خودم گفتم اکه اینبارم نرم حسرتش تا ابد رو دلم مبمونه ....
میخواستم خودم تنها برم ولی پسرخالم زنگ زد و باهم رفتیم ...
تا ساعت ده شب انگار کل جمعیت شهر داخل خیابون بودن . شعار میدادن و از سمت نیروهای سرکوب هیچ حرکتی جز اشک اور زدن انجام نمیشد ...

از ساعت ده به بعد روز هجدهم مث اینکه دستور کشتار‌کرفتن ... مث حیوون تیر میزدن ... ادم‌بود که کنار خودم میفتاد و هرکس میرفت کمکش اونم میفتاد ... جلو چشم خودم بالای ده بیست نفر گلوله خوردن ....انگار نه انگار ادم‌بودیم انگار گله ی حیوون بودیم و رومون رگبار بسته بودن ...
یچیز خیلی جالب برام این بود که هرچقد من و هم نسلای من ترسو بودیم و تا اشک اور میزدن و شلیک میکردن فرار میکردیم ولی نسل دهه ی هشتاد و اواخر هفتاد ... بخدا انگار جونشون رو کف دستشون گذاشته بودن ... چقد شجاع چقددررررر شجاع . من میدیدمشون بخدا لذت میبردم ... پشمام ریخته بود
هله
     
  ویرایش شده توسط: mereng   
مرد

 
من رفیقمو خیلی بد از دست دادم و یجورایی خیلی خیلی نامردی جلوی روی خودم ، ساعت 5 عصر بود 19 دی، برمیگشتیم از سر کار این بنده خدا از ماشینم پیاده میشه که فقط بره میوه خرید کنه ، جلو ماشین خودم داشت برمیگشت ، یه سرباز کاملا عربی ، دقیق داشت عربی بلغور میکرد ، و دوستم بهش میگفت من از سرکار برمیگردم !اون دو جمله عربی گفت سر تفنگ کلاشو گرفت رو ساق پای این بنده خدا ، راحت یه خشاب تیرو تو فاصله چند سانتی با ساق پای این خالی میکنه ، و سریع میره قشنگ این اتفاق یک دقیقه هم نشد ، من وحشت زده کامل تا رسیدم بالا سرش اصلا قابل توصیف نبود کاملا خلاصه دارم میگم ، نه جرات داشتم زنگ بزنم امبولانس نه ببرمش بیمارستان ! چون مسدونستم ببرمش هنونجا دخل جفتمون میارن ، بردمش خونشون ، خداروشکر وضعشون خوب بود دکتر اشنا داشتن ، دکتر بعد یک ساعت با هزار مکافات خودشون رسوند خونه اینا ، پارو که دید ، قشنگ گفت استخون کاملا ک خرد شده هیج هر تیکش ریز ریز شده این نیاز به عمل فوری داره ، دقیقا صحنه ای که هر شب برام شد کابوس از اینجا شروع شد ، ما اینو با تشک بردیمش داخل تراس خونه ، من و باباش دستو پای این بنده خدا رو محکم گرفتیم دکتر بتونه تیکه های استخون کنار هم بچینه ! خون ریزی شدید و یه کیسه خونم بیشتر نیاورده بود ، من خیلی،خلاصه دارم میگم تمام دست و لباسای من پر خون شده بود ، یه زانوم رو پای مخالفش بود یه دستم نگهشداشته بودم تکون نخوره ، چون بیهوشی این حرفا نبود با همون حالت داشت جراحیش میکرد و دونه دونه گلوله هارو داشت در میاورد و تیکه استخون کنار هم میزاشت ، خلاصه این پا رو جراحی میکنه ، تا دو روز هنه چی اوکی تحت بستری خونگی با دمو تشکیلات ! بعد سه روز متاسفانه پا عفونت میکنه مجبور میشن ببرن بیمارستان ، به محض ورود میبرنش اتاق عمل ، پارو از لگن کامل قطع میکنن!! دلیل عفونت چی بوده؟ تمام گلوله هایی ک میزدن سربی بوده و این سرب وارد خونش شده بوده ، علاوه بر قطع پا ، سرب هم وارد خونش شده بود دوستم میره تو کما ، و متاسفانه تک فرزندم بود ، بعد ۴ روز کامل فوت میکنه ! هیجوقت اون صحنه تراس و روز فوتش فراموشم نمیشه که هیچ تا چند هفته کابوس هر شبم بود که جلو چشام چیکارش کرد اون عراقی ۴۰ پدر _ صحنه هایی که با دوشکا اومده بودن مث اب خوردن رگبار میبستن روی همه یادم نمیره ! هر گلوله ی اون لعنتی ادمو دو تیکه میکنه ، راحت همه رو میبستن به گلوله ، تک تک بچهای زیر سن ۱۲ رو با ماشین شهرداری جا به جا میکردن چیزی که حتی تو ذهن ادم هم قفل بود ، تک تک اون لحظات غیر قابل باور بود ، اخه لعنتی تک تیر انداز اوردی واسه مردم عادی؟؟ شب اول بالای ۲۰۰ تا کشته دیدم و خودم ماشینم جای گلوله روشه هنوز جرات نکردم از خونه بیارم بیرون
زمانی که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شد .پیرشدنت شروع میشود
     
  ویرایش شده توسط: boy_seven   
سیاست

خاطرات روز انقلاب

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA