انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین »

داستانهای افسانه


زن

 
فصل 5
قسمت 10
مارگارت کیرم رو بلعید، تمامش رو کرد توی دهنش. صدام درومد، حس کردم پاهام از روی زمین بلند شد. مثل یه بادبادک سبک‌ شدم و رفتم آسمون، نخ کیرم بود که تو دهن مارگارت قفل شده بود و اون منو هر وری که میخواست میبرد.
کیرم تو دهنش صدا میداد و تفش بیرون میچکید، این همون زنی بود که سر میز غذا جوری با چنگال و قاشق بی صدا غذا میخورد که فکر میکردی دهن نداره. ولی الان ادب و نزاکت دیگه براش مهم نبود، تو حریص ترین حالت ممکن کیرم رو ساک میزد و از دهنش صداهایی میومد که هیچ‌وقت از یه زن با نزاکت نمیتونی بشنوی.
دستاش رو گذاشت رو کونم، وای حسش بی نظیر بود. انگشتاش که فرو رفت رو لپای کونم شروع کردم تلمبه زدن تو دهنش. اولش یکم نرم و با احتیاط این کارو کردم ولی وقتی دیدم داره چشامو نگاه میکنه و لباش رو تنه کیرم کشیده میشه سرعتم رو یکم بیشتر کردم. صاف بالا سرش ایستاده بودم و دستم رو سرش بود. کیرم رو فرو میکردم تو دهنش، بیشتر از حدی که خودش جا میداد، اوق میزد و این جذاب ترش میکرد.
وقتی نفسش گرفت کیرمو از تو دهنش درآوردم. آب دهنش مثل پنیر پیتزار از رو کیرم کش اومد.
سرشو بردم پایین و تخمای خیسم رو گذاشتم رو لباش. چپ چپ نگام کرد، شاید نمیخواست تخم کارمندش بره تو دهنش. ولی من برام مهم نبود، انقدر نگه داشتم تا بلاخره دهنش باز شد و تخمام رو مکید تو دهنش. وای خدایا داشتم از لذت پس میوفتادم. تمامش تو دهنش کش میومد، انگار منتظر همین بود چون بعدش کف زبونش رو با فشار مالید به تخمام و دونه دونه دنبالشون کرد و لیسیدشون.
بعد دوباره شروع کرد به خوردن کیرم، اینبار اون بود که با فشار دادن کونم منو مجبور کرد تو دهنش تلمبه بزنم. وحشی شده بود، زد رو کونم و بهم گفت
چه کیریه این کیر.
من مثل یه مریض بد حال فقط میتونستم ناله کنم.
گفت: میخوام تو خودم حسش کنم.
گفتم: هر جور که بخوای میکنمت
گفت: نه خودم میکنمت خودم.
گفتم: آره تو یه زن مستقلی میتونی خودت از پس خودت بربیای
هلم داد رو تخت، اومد روم، دستاسو گذاشت رو سینم.
گفت: آره من میتونم یه کیر کلفت رو برونم باور نداری؟
تسلیم زیرش خوابیده بودم. چنگالش فرو میرفت رو سینم.
گفتم: نه فکر نکنم بخوبی بتونی از پسش بر بیای. تو به کیر احتیاج داری که تورو بکنه. کیر سواری کار سختیه.
سینه هام رو فشار داد. گفت:
مثل یه اسب میرونمت. نگام کن.
داشتم دست میکشیدم به رونش و چشام به سینه های درشتش بود. میون سینه هاش خیس بود، تف چکیده بود روش. تاریک بود اما حتا تو تاریکی هم میشد مویرگای سینه های سفیدش رو دید. نوکشون برجسته افتاده بود بیرون.
سرمو آوردم بالا، تف کرد رو صورتم. لعنتی مثل سگ شهوتی شده بودم. سرمو‌ بردم جلو که بوسم کنه ولی گردنم رو گرفت و چسبوند به تخت و فشار داد. تفش رو از رو لپام لیسید و بعد زبونشو کشید رو لبام.
کیرمو بالا پایین میکردم، ولی نمیخورد به کسش. لباشو گذاشت رو لبام و بعد تفشو داد تو دهنم. دو دستی لای کونشو وا کردم، کشید عقب. صاف شد و کونش اومد بالا دستشو برد پشت، کیرمو از دسته گرفت و صافش کرد. بعد کسش رو گذاشت رو کیرم، یکم بازیش داد و بعد پیداش کرد. تو چشام نگاه کرد، منم همینطور. تمام بدنمون بهم چسبیده بود، هر دو هدفمون یه چیز بود، اینکه اتصالمون کامل بشه.
چشاش خمار شد، فشار داد، کیرم افتاد تو کسش، سرش داشت تو کس لزجش ورجه و وورجه میکرد، مارگارت مثل یه مادر مهربون کیرم رو تو کسش آروم کرد و کامل فرو برد تو خودش. اتصال که کامل شد چسبید بهم. لباشو بوسیدم بهم گفت:
میخوامت
بهش گفتم: میخوامت
رقص شهوتش شروع شد. کامل و عمیق کیرمو فرو داد تو کسش. همه چی از بین رفت وقتی تلمبه ها شروع شد. نه رئیسی بود، نه کارمندی نه دوستی و نه هیچ چیز دیگه. فقط شهوت بود، شهوت مطلق. اون با کسش کیر حس میکرد و من با کیرم کس حس میکردم، همین، مثل دو تا حیوون داشتیم از شهوت ناله میکردیم.
من میگفت: کیرم رو بکن
اون میگفت: تمامش رو میخوام.
عرق از گردنش رفت لای سینش. دو تا دستش رو گذاشت دو طرف بدنم. سینه هاش روی صورتم میرقصید و عرق و تف رو میپاشید رو صورتم. با هر تلمبه سینه هاش میخورد بهم و صدا میداد. انگار داشت از خوشی دست میزد.
کسش لیز و داغ بود، صدا میداد. انگار که داری قاشق میزنی تو ظرف عسل. صدای چسبیدن و جدا شدنش میومد.
دست میکشیدم رو بدن خیسش، نگام بین بدن لخت و سینش میچرخید. نمیدونستم کجاشو نگاه کنم، نمیدونستم رو چی تمرکز کنم، داشتم از لذت اووردوز میکردم.
یهو تکوناش زیاد شد. دستمو گذاشتم رو کونش کمکش کردم رو کیرم تکون بخوره. چشاش خمار بود ازم چشم بر نمیداشت گفتم:
عاشق کردنتم
از لذت ناله کرد و لرزش تنش بیشتر شد. تو خلصه بود، من میدونستم تو خلصه شهوت آور کیر رفتن یعنی چی. بهش گفتم:
بذار بقیش رو من انجام بدم.
گفت: باشه فقط بجنب.
خوابید روم. پاهامو ستون کردم و از زیر کوبیدم تو کسش. کل تنش رو تن عرقیم سر خورد. عرق تنشو بو کشیدم و لبمو گذاشتم رو گردنش و کردمش. جوری کردمش که نفس نفس میزد. میگفت:
افسانه منو بکن... افسانه... افسانه
منم میگفتم: دارم میکنمت مارگارت
ناله هاش هرباری که حرف میزدم بیشتر میشد وقتی گفتم:
خانم رئیس دارم کس شما رو میکنم
یهو تنش لرزید و مثل یه گرگ زخمی ناله کرد. رو تنم لرزید، رفت بالا دستشو گذاشت رو سینم. کسش و با ریتم بالا و پایین میکرد. کیرمو میزاشت توش و میچرخوند. صدام میزد:
افسانه... افسانه ااااه افسانه...
بعد بدنش ول شد، از ته دل آه کشید، چند بار پشت سر هم. خوابید روم دوباره تنمو فشار داد و روی تنم ارضا شد و آروم گرفت.
بدنش تیک میزد، خیلی آروم ولی برای منی که تو اوج بودم همین کافی بود. گفتم:
بلند شو داره میاد
گفت: اشکال نداره.
تکون خورد روم. گفتم:
دارن میام مارگارت بلند شو.
دست کشید رو سرم و گفت:
بذار بیار.
گفتم: تو کست؟
گفت: هییش نگران هیچی نباش آبتو بیار توم
لعنتی داشتم با حوصله ارضا میشدم، کیرم میمالید به دیواره کسش
گفت: آبتو بریز توم خوشگلم
دست میکشید رو سرم
گفتم: لبمو ببوس.
لبمو بوسید و دست کشید رو سرم. تو چشام نگاه کرد، منم نگاش کردم، سرشو تکون داد و گفت:
بریزش تو کسم
یهو تمام وجودم ریخت بیرون، همه شهوتم با هم پاشید تو کسش
دست کشید رو صورتم و نوازشم کرد و من زیر دست نوازشگرش ارضا شدم.
shemale
     
  

Streetwalker
 
آفرین!
چه قلم فوق‌العاده ای!چه توصیفات هنرمندانه ای! گزارش وسواس گونه ثانیه به ثانیه یک سکس چند دقیقه ای!هنر نویسندگی در حد اعلا!
بعد از مدتها لذت دنبال کردن یک داستان سکسی را حس کردم.
خوشحالم که تو را اینجا داریم افسانه عزیز
هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  
مرد

 
شما باید برید نویسنده فلم های پورن بشید خیلی خوب بود
Noliem
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
خیلی عالی مینویسی
قسمتهای بعدی رو زودتر بزار
     
  
مرد

 
نگارش عالی و پیوستگی منطقی داستان خیلی ها رو معتاد خودندش کرده. امیدوارم قسمت‌های بعدی رو زودتر بنویسی تا ماها از لذت خوندمش محروم نباشیم
     
  
زن

 
سلام و درود افسانه خانم
داستان و نوع نگارش شما جزو معدود داستا هایی بود که منو جذب کرد و خیلی زیبا به تصویر کشیده شده و لذت به حد کمال توصیف کردین عالی بود البته هنوز تمومش نکردم ولی تا اونجایی که خوندم واقعا میگم خیلی قلم فرسایی خوبی دارین تو این زمینه . منتظر نوشته های بعدی شما هم خواهم بود
     
  
زن

 
درود افسانه جان
تقریبا تا اخرای داستان رو تا الان خوندم .
قصدم نقد یا انتقاد نیست و فقط دارم به عنوان یک خواننده نظرمو میگم.
شروع داستانت اصلا شبیه به تعریف بک داستان یا ماجرای سکس نبود و به نوعی تو متد داستان های اروتیک قرار میگرفت که ادمو به نقطه اوج تحریک میرسونه ولی استفاده از سبک ارایه های ادبی و تشبیه های موضعی بسیار زیباتر از انجام خود رابطه باعث میشه و خواننده تو حالتی بین شدن یا نشدن قرار بگیره و به خودش اجازه نمیده که به ارضا شدن برسه چون من به عنوان خواننده بعد از ارضا شدن میلم به خوندم کم میشه و میذارم واسه بعد . ولی شما جوری با این روش خواننده رو میبردی به قول خودت تو خلسه ای از عطش شدید شدن و در عین حال تلاشی سخت برای نشدن تا تمام کردن قسمت .
که این موضوع واسه من خوندن رو خیلی جذاب کرده بود.
اما از یه جایی به بعد . نوع نگارش از اروتیک به داستان نویسی تغییر کرد و به جای استفاده از نگارش ادبی و استفاده از ارایه ها و تشبیه های مانند فصل اول بیشتر به روند داستان پرداختی .
نقدی ندارم شما به عنوان نویسده این اثر حق داری مخصوصا تو این نوع سبک هر نوع که خودت بخوای بنویسی و مخاطب با احساس نوشتن تو حس تو رو میگیره.
فقط برام سوال شد که نویسنده ای با این قدرت قلم فرسایی چرا تغییر سبک داد؟
من خودم به شخصه اون نوع نگارش رو برای خوندن خیلی دوست دارم چون خوندن داستان رو برای لذت بردن میخونم نه برای ارضا شدن مثل دیدن فیلم های اروتیک.
اگه به خاطر نظرات چهار تا خواننده که صرفا میخواد بیاد بخونه و جق بزنه و بره نوع نگارش رو تغییر دادی . اینکار رو نکن . چون خواننده باید تو خط داستان تو پیش بره نه تو همونجور که یه جا گفتی انا منو تسلیم خودش کرده بود الانم تو بایدخواننده رو تسلیم خودت کنی.
به قول گفتنی من خواننده باید به ساز تو برقصم.
این رو هم بگم . داستان شما قراره به عنوان یک اثر از شما تو سایت بمونه پس چه بهتر که نوعی نوشته بشه که مخاطب رو وادار کنی دوباره و دوباره بخونه مثل خوندن چند باره یک کتابی مثل عقاید یک دلقک برای من.
موفق و پیروز باشی افسانه جان
     
  ویرایش شده توسط: sooskmar48   
زن

 
Iooti
لطفا یا نظر نده یا اگه هم میدی جوری بده که ارزش خوندن داشته باشه .
نظر دادن شما مثل یادگاری نوشتن پشت پاکت سیگار میمونه که پاکت تموم شد میندازیش دور. نظر شما هم صفحه که تموم شد نه کسی میبینه نه میخونه.
پس حداقل کمی واسه خودت ارزش قایل باش .
     
  
زن

 
sooskmar48
من اصلا سبک‌ نوشتنم رو تغییر ندادم. اون فصل درباره شروع یه رابطه بود این فصل هم درباره سروع یه رابطه دیگه. فصل بعد باز هم درباره روابط جدیده. اینکه داستان چجوری پیش میره بستگی به رابطه داره و من جوری مینویسم که اون رابطه درست و اونجوری که حسش کردم دربیاد. اصلا هم بخاطر نظر کسی سبکمو تغییر نمیدم
shemale
     
  
زن

 
بچه ها من فراموش کردم آخر قسمت قبلی بگم که فصل تموم شد.
فصل جدیدو بزودی شروع میکنم
shemale
     
  
صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

داستانهای افسانه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA