انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 19 از 20:  « پیشین  1  ...  17  18  19  20  پسین »

داستانهای افسانه



 
afsanesan
سلام کماکان منتظرت هستیم
Lila
     
  
زن

 
سوار ماشین شدیم. داشت بارون نم نم میومد، هیچ کدوم حرف نمیزدیم، حسم خیلی خوب نبود.
گفتم: من معمولا اینجوری نیستم.
بهم نگاه نکرد، حواسش به جاده بود.
گفت: چجوری؟
گفتم: اینجوری که از بقیه بخوام منو بکنن. امشب زیاد حالم خوب نبود.
یه لبخند زورکی زد و گفت: منم خیلی خوشم نمیاد با کسی اینجوری برم تو رابطه. میدونی دلم میخواد همه چی آروم پیش بره.
از شیشه رومو برگردوندم و گفتم: آره. ببخشید که مجبور شدی سر از مرحله آخر دربیاری.
لبخند زد و گفت: زیادم بد نبود.
چیزی نگفتم. یکم که گذشت گفت: راستی من الی ام. اسمت رو بهم نگفتی.
سرمو تکون دادم. گفتم: حتی نمیدونم کی هستی و اون وقت به لیست بکن هام اضافه شدی. من افسانه هستم
خندید و گفت: تو تقریبا هیچی از من نمیدونی جز اینکه کیرم رو تو خودت حس کردی.
لم دادم رو صندلی و گفتم: همه چیز امشب برام خجالت آور بود.
پرسید چرا و گفتم: حس میکنم ضایع شدم.
گفت: چون همون اولش آبت اومد؟
قرمز شده بودم. گفتم: آره. معمولا اینقدر بی طاقت نیستم.
گفت: چیزی نبود.
گفتم: کاش زمان برمیگشت.
گفت: برای چی؟ دوس نداشتی؟
نگاش کردم داشت با فرمون ماشین بازی میکرد. گفتم:
چرا خوب بود. تو چی دوست داشتی؟
گفت: واسه یبار خوب بود.
حس کردم با سیلی زد تو صورتم
گفتم: میشه نگه داری؟ من همینجا پیاده میشم.
گفت: منظورم سکس تو دسشویی بود نه سکس با تو.
گفتم: مهم نیست لطفا نگه دار.
گفت: خواهش میکنم دلخور نشو و بذار برسونمت. منظوری نداشتم
دستمو گرفت، واقعا عصبانی بودم. از اینکه منو نخوان واقعا عصبانی میشدم. آروم گفتم: باشه
تو راه حرفی نزدم، چند بار سعی کرد سر حرفو باز کنه ولی من مقاومت کردم. وقتی نزدیک خونه بودیم گفت:
الان خوبی؟
گفتم: آره خوبم.
گفت: دردت گرفت؟ منظورم توی دسشوییه.
نگاش کردم، اونم نگام کرد گفتم:
آره یکم
گفت: ببخشید باید آروم پیش میرفتم.
گفتم: نیاز به عذرخواهی نیست خودم خواستم.
خندید و گفت: آره ولی شاید نمیدونستی کیرم چقدر بزرگه
گفتم: آره سورپرایز شدم
با شیطنت گفت: سورپرایز خوب یا بد
نگاش کردم، حالت صورتم جدی شد و گفتم:
سورپرایز عالی
دستشو گذاشت روی رانم. به شوخی گفت:
اصلا بهش نگاهم نکردی.
گفتم: خیلی هل بودم، حتی اسمتم نپرسیدم
گفت: ازت خوشم میاد یجورایی باحالی.
گفتم: اولش که سوار شدم به نظر نمیومد خوشت اومده باشه.
گفت: آره فکر کردم یه جنده ای که با همه هستی.
گفتم: نه به هیچ وجه
گفت: فهمیدم. اشتباه میکردم ولی تقصیر خودت بود.
گفتم: آره تقصیر خودم بود.
رسیدیم جلوی در خونه. گفت:
خونت اینجاست؟
گفتم: آره یه خونه کوچیک دارم طبقه آخر
نگاه کرد و چیزی نگفت. خواستم دعوتش کنم ولی حس کردم نباید اینکارو بکنم.
گفتم: خب دیگه من برم؟
گفت: میخوای بری؟
یه چیزی تو لحنش حس کردم، یه خواهش.
گفتم: میخوای نرم؟
گفت: نه فقط...
گفتم: اگه چیزی هست بگو.
با لبخند گفت: هیچی فقط فکر کردم شاید بخوای... شاید بخوای ببینیش.
پرسیدم: چی رو ببینم؟
گفت: کیرمو
با تعجب نگاش کردم و گفتم: میخوای ببینمش؟
با خجالت گفت: آره یجورایی خوشم میاد نگاش کنی.
با تردید گفتم: میخوای بیای بالا؟
گفت: نه واقعا وقت ندارم.
اطرافو نگاه کردم، خیابون خلوت و آروم بود.
گفتم: میخوای اینجا نشونم بدی؟
صداش لرزید و گفت: آره اگه اشکالی نداشته باشه
گفتم: باشه نشونش بده.
دستاش داشت میلرزید. دستشو برد روی شلوارشو با عجله دکمه رو باز کرد بعد دستشو برد تو و کیرش و رگرفت و کامل کشیدش بیرون و به چشمام خیره شد.
نگاش کردم، کیرش سیخ افتاده بود رو شکمش، کینگ‌ سایز بود و از سفیدی برق میزد. در عین حال که کلفت، بلند و سنگین بود یه معصومیتی داشت که نمیشد نادیده گرفت.
گفتم: بهترین کیریه که از نزدیک دیدم.
لباشو گاز گرفت و گفت: جدی میگی؟
گفتم آره. به رگای زیر کیرش اشاره کردم و گفتم:
اون رگای برجسته انگار قشنگ ترین چیز دنیاست.
یه آه عمیق کشید و تو چشام نگاه کرد.
گفتم: میخوای برات ساک بزنم.
گفت: امکانش هست؟
گفتم: آره صندلی رو بکش عقب.
لم داد. خم شدم رو کیرش، گرماش رو روی لبم حس کردم. وقتی بردم تو دهنم حس کردم از زمان از دستم رفت. سرم گیج میرفت، خیلی زیاد. نفهمیدم چیکار میکنم، یادمم نیست فقط میدونم با تمام میل براش ساک زدم و آخرش مقدار کمی آب کیرش پاشیده شد تو دهنم.
shemale
     
  ویرایش شده توسط: afsanesan   

 
منتظرمون میذاری خیلی
Lila
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
زن

 
Lilakhanoom
غیر خودت کسی نیست. بهتره یه داستان دیگه رو دنبال کنی
استقبالی نمیشه
shemale
     
  
مرد

 
afsanesan:
غیر خودت کسی نیست.

منم هستم، به نظرم برای داستان ها باید یه سیستم لایکی چیزی بذارن چون خیلی ها نظر نمیدن
     
  
مرد

 
خیلیا پیام نمی‌دن ولی قسمت به قسمت رو میخونن
     
  

 
afsanesan
نزن این حرفو داریم با این داستان زندگی میکنیم
Lila
     
  
مرد

 
afsanesan:
غیر خودت کسی نیست. بهتره یه داستان دیگه رو دنبال کنی
استقبالی نمیشه

مخاطبهاتون قلم و داستان جذاب شما رو فراموش نمی‌کنن، معلومه که چک هروقت میام داستان شما و همینطور "ماجرای نگار" مینو خانوم رو همیشه چک می‌کنم برای آخرین قسمتی که جدید منتشر شده باشه.
عالی هستید افسانه جان
     
  
مرد

 
afsanesan
افسانه جان عزیزم تو الان جزوی از زندگی من شدی و نمیدونم چرا هرشب هر روز دارم چک میکنم ببینم حتی تک تک پیاموتو ک من میخونم همه چیزت جلوم تصور میکنم میمیرم پس اینجوری نگو. من اول تیکه هایی از داستانت رو توی شهوانی خوندم نمیدونی عنقد گشتم تا رسیدم به داستانات.خیلی عجله داشتم ک بخوام همشو بخونم ولی هر شب هر پارتش رو میخودنم و توی ابرا بودم. من تاحالا جان کسی رو قسم نخوردم ولی به جان عزیز ترین کسم جزوی از زندگیم شدی امیدوارم مراحل محاجرتم جور بشه ببام ببینمت دلم میخاد عکستو بزارم بگگراند گوشیم حتی 😍😍😘امیدوارم همیشه سالم باشی ❤️❤️
Alialiarvin
     
  
مرد

 
afsanesan
اینجوری نگو عزیزم ❤️❤️ما همه مریداتیم
Alialiarvin
     
  
صفحه  صفحه 19 از 20:  « پیشین  1  ...  17  18  19  20  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

داستانهای افسانه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA