↓ Advertisement ↓
انجمن لوتی
صفحه  صفحه 17 از 17:  « پیشین  1  2  3  ...  15  16  17
داستان سکسی ایرانی

بهترین داستان های و خاطرات سکسی را اینجا بخوانید

 
#161   Posted: 29 Sep 2021 17:24

 0 Star

ارسالها: 1
Ameneh111:
چیزش

عالی بود
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 مرد
#162   Posted: 15 Oct 2021 08:20

 0 Star

ارسالها: 5
من زن داداشم به شوهر خالم دادیم
سلام دوستان من سارا هستم یه زن تپل و کون گنده با سایز سینه ۸۵ و کون ۵۲ وبدن سفید و بدون مو و زن داداشم مریم یه خانم نسبتا لاغر و بلند قد و بدن رو فرم و عالی.حالا اصل داستان؛
یه روز دسته جمعی خونه مادر بزرگم جمع بودیم وشبو اونجا موندیم.البت منو خاله هام و مادرم یه شوهر خالم زندان بود و شوهر خاله وسطیم فقط بود یه مرد لاغر سبزه و با یه کیر بلند چون دیدم کیرشو و منو کرده میگم. موقع خواب مامانم رفت خونه خودمون من خاله هام و با مریم تو یه اتاق خوابیدیم مادر بزرگم با شوهر خالم تو هال دامادش بود خب مشکلی نداشت.ما تو اتاق ازبس گفتیم و خندیم و از کردن و شبا حرف زدیم حالم بد شده بود خاله بزرگم که از طررز کردن و کیر گنده شوهرش می گفت. حالم بدتر می کرد شوهر خودمم خوب بود ولی عوضی دنبال کوس بازی خودش بود به من که می رسید زرتش در می اومد نمی تونست سیخ کنه.خواستیم بخوابیم بلند شدم برم اب بخورم رفتم اشپزخونه برگشتی چیزی دیدم درجا می خاست ابم بیاد.شوهر خالم به پشت خوابیده و یه پاشو جمع کرده بود .واسه همین پاچه شلوارکش جمع شده بود رو کمرش کیر گنده و سیاهش افتاد بود بیرون برق اشپزخونه هالو روشن کرده بود قشنگ میشد دید.نتونستم نگاه نکنم غیر ارادی دستم رفت وسط پام نشستم تو ورودی خودمو می مالیدم خواست ابم بیاد خاله کوچیکم صدام کرد گفتم ای کیر سگ.مجبور شدم برم پیششون.صحنه کیر ش مدام جلو چشمم بود اونا خوابیدن من یه جق مشتی زدم خوابم گرفت. از اون به بعد هم من دلم شوهر خالمو می خواست هم اون کیه که از گوشت نرمه بگذره.میگفتم کاش یه طوری بشه بهم پیشنهاد بده یا منو گیر بندازه.یه روز دیگه با زن داداشم شوخی و انگولک بازی می کردیم جریان دیدن کیر علی شوهرخاله رو گفتم اونم اب از لب و لوچش اویزون میشد.ولی رو خودش نمی اورد.تا اینکه شوهرم رفت ارمنستان واسه تفریح و مسافرت با دوستاش کارش همین بود فقط کوس بازی.منمبد حشری بودم تازه پریودم تموم شده بود .چند روز بعد رفتن شوهرم خالم زنگ زد برا ناهار فردا .صبش رفتم خونشون تارسیدم دیدم تازه از حموم در اومدبود لو داد که دیشب داده.گفتم وای عزیز چقدر حموم میری.گفتم عوضی مگه سیرایی داره دل و رودمو در اورده نمی تونم راه برم.پرسیدم از عقبم گاییده گفت پس چی مگه ابش می اید مجبورم بدم تا زود تر تموم کنه.کوسم شروع کرد دل زدن.با حرف و شوخی و غیبت به ظهر رسوندیم.ایفون زدن علی بود .اومد بالا تا منو دید گل از گلش شکفت با گرمی دست دادیم و حال و احوال از شوهرم پرسید با بی حوصلگی گفتم چی میدونم دنبال خوش گذرونی رفته ارمنستان .اونم گفت غصه نخور خودم با عزیزت می برمت کیش قول مردونخ.من چشم از جلو شلوارش بر نمی داشتم.خالم رفت برا ناهار علیم رفت اتاق شلوار راحتی بپوشه یه لحظه شیطون رفت تو جلدم رفتم مثلا کاری دارم اتاق یدف در و باز کردم علی رو به روبه در با شورت میخواشت شلوار بپوشه کیرش از بغل شورتش سیخ سیخ افتاده بود بیرون قشنگ دیدم معلوم بود واسه من سیخ کرده.به یه ببخشید درو بستم .رفتم دستشویی شورتمو عمدا جمع کردم لا کونم کوسم از بغلش افتاد بیرون.با دامن بلند خالم بودم شلوار نداشتم .تا ا مدم بیرون عزیز داشت سفره مینداخت.نذاشت من کاری بکنم گفت بشین سر سفره.منم رفتم رو برو علی دامنو یکم جمع کردم مثلا نمی دونم زانو راستمو با ران گندم انداختم بیرون .خالم نبود علی حسابی دیدشو زد دستشو برد رو کیرش الیت قایمکی. خالم اومد دامنمو کشیدم رو زانوم.باز که رفت یه زانو نشستم تا اون بیخ کوسم معلوم شد می دونستمعلی می بینه عمدا می کردم بدجور داغ بودم.هی تو ذهنم نقشه می کشیدم چطور تورش کنم .ناهارو خوردیم گفتم عزیز بعد چای من برم پژمان میخواد بیاد برا عصری در صورتی که اینطور نبود میخواستم علی بکشونم تو خونم.گفت خب می گیم اونم بیاد شب اینجا قبول نکردم .گفت مثل اینکه بد جور هلاکی .با یه هی کش دار گفتم ارهه عزیز شدم تو.گفت پس با علی برین بزارتت جلو در زشته تنها بری مامانت بفهمه برا من بد میشه.منم خدا خواسته گفتم اخه مزاحم نمیشم علی اقا میخواد بخوابه .علب گفت نه اتفاقا امروز قراره یکی زود بیاد مغازه وسایل بره.بعد چایی و میوه حاضر شدیم برا رفتن.سوار ماشین شدیم رفتم جلو .مانتو مو رو لباس پوشیدم دکمه هاشو نبستم.همون با دامن خالم بودم بهش گفتم بدم یکی برام از روش بدوزه اخه با خالم هم سایز بودیم. اونم قبول کرد.راه افتادیم سمت خونه ماتو راه دامنو تا زانوهام کشیدم بالا ساق و پایین زانوم افتاده بود بیرون خودم کیف می کردم از برق زدنش چه برسه به علی.گفتم علی اقا ببخشید تنداختمت زحمت .گفت نه بابا چه زحتمی تاباشه از این زحتما تو بیا زحمتش با من .گفتم می دونستی خیلی گلی خوش به حال خالم .گفت سارا بی خی خجالت نده تو عزیزت گلین .گفتم این گلت کم اب بده همش حمومه خب البت منظور من اب حمومه اونم خندید گقت خب خودش تشنه میشه گلم من چیکار کنم اب ندم .داست فضا عوض میشد رسیدیم جلو در .ازش تشکر کردم گفتم جوون من بیا یه شربتی چیزی بدمممم بخوررر گرمه حالا زوده برا مغاره .اونم انگار از خداشه با تعارف الکی اومد پایین .از جلو رفتم تو .اونم پشت سرم اومد کولرو زدم گفتم بفرما تا بیام.رفتم اتاق مانتومو در اوردم یه دامن نه زیاد کوتاه سفید پوشیدم از پشت نو می افتاد قشنگ قالب کونم و رانم معلوم میشد شورتمم در اوردم.رفتم اشپزخونه دوتا شربت ریختم اوردم تو هال یه دستمو بردم میز عسلی بزارم جلوش سینی شربتو گرفت.گفت نمی خواد خم شده بودم برا میز یه دف چار انگشت از پشت کرد لا پام انگار هول شدم یدف چرخیدم رو بروش گفتم وا علی اقا چیکار می کنی زشته امونم نداد گرفت از دستم کشیدتو بغل خودش.منم الکی زور میزدم .گفتم علی اقا نه جوون من زشته من نیستم نمی خوام.خندید گفت اره ارواح کوس خالت. ناز نکن الکی حالتو ببر یه اخه اخه گفتم .لباشو گذاشت رو لبام ندونستم کی بردم رو تخت .دامنمو دراورد .پیرنمو کشید دکمه فشاریاش باز شد از هم.تا بیام‌دست بزارم رو سینم انداخت دهنش اومدم روم از لب و گردن شروع کرد لیسیدن و خوردن تا رفت پایین لا پام بلند شد شلوارشو دربیاره .رفتم کمکش شورتش از اون جلو دکمه ایا بود کیرشو کشیدم بیرون جووون مثل حرطوم نیم سیخ و اویزون بود.تا انداختم دهنم مثل موشک اوج گرفت .کارایی باهام کرد تا حالا خوابشم ندیده بودم شوهر خودم بکنه. لبشو میذاشت رو کوسم مثل یه پمپ اب و جونم از کوسم می کشید بیرون.خودش که پایین تخت بود بلند شد منو کشید وسط تخت اومد روم لنگامو بردم بالا انداخت زیر دستش وووییی داشتم غش می کردم دلهره داشتم نکنه یدف بکن توش پاره بشم یه ذره اب دهنشو مالید کیرش گذاشت رو کوسم نگران تو چشماش نگاه می کردم .فهمید گفت نترس یواش می کنم یه تکون داد کمرش سر کیرش رفت ت کوسم دستمو بردم جلو نذاشت گرفت از دستم یه تکون دیگه تا جا کلفت کیرش رفت تو انگار داشتن کوسمو از دو طرف جر می دادن .یکم صبر کرد زبونشو انداخت دهنم .تابخودم بیام تا با یه ضربه تخماش خورد در کونم خواستم جیغ بکشم لبامو انداخت دهنش خفم کرد نذاشت صدام در بیا د .با فشارش نتونستم خودمو نگه دارم یکی صدا دار گوزیدم با جون جوونش گفت اخی فشار اومد بهت.بریده بریده گفتم اوووخ جر خوردم تورو خدا یواش سینمو انداخت دهنش دیگه شل شل بودم شروع کرد تلمب زدن جا باز کزد کوسم می کشید کامل بیرون دوباره تا ته می ذاشت تو صدا جرت جرت کوس کونم در اومده بوددوسه باری ریختم ولی کو تا ابش بیاد دیگه نمی تونستم خودمو نگهدارم ضربه که می زد انگار از معده و دهنم میزد بیرون پشت سر هم می ریختم میزد تو می کشید بیرون داشت جیشم می اومد هی زد و صبر کرد نتونستم بلندشم فش فش ابم مثل فواره میزد بیرون اونم همش فقط جووون جووون می گفت ابم می ریخت رو کیر تخماش .تا حالا تو سه سال عروسیم اینطور نشده بودم وقتی بهش گفتم تعجب می کرد گفت خالت تا اینطوری ابش نیاد ولش نمی کنم ابم که قط شد زد تو کوسم می خواست بریزه شروع کرد فحشای الکی به کسم خاله هام عمه هام زن داداشم منم کیف می کردم می گفتم اره خودم میارم بکن چند تا ضربه محکم زد داشتم له می شدم کیرش شروع کرد دل زدن تو کوسم شیر داغش باز شد تو کوسم سوختم سوختمی راه انداخته بودم هر زن یا مردی می دید درجا ابشو می ریخت بی حال افتاد روم منم باز ریختم دوتایی رفتیم تو خلصه چشمام‌و باز کردم دیدم ‌لنگ باز ولوه رو تخت چرخیدم طرفش با یه بوسی ازش تشکر کردم گفتم تا حالا نه اینطور کرده پژمان نه می تونه بکنه بیخ ریش خودتم گفت پاشو بریز بیرون کار دستمون ندی گفتم فدا سرت اتفاقا می خوایم ولی نمیشه .گفت سارا یه چیز بگم ناراحت نمیشی ؟گفتم چی؟گفت مریمجور می کنی باهم بکنمتون منم میدونستم مریم قبول می کنه گفتم باشه .فقط به شرطی بگی چطور اینطور طولانی می کنی گفت باشه بعدا دیره الانه عزیزت بزنگه بفهمه خشتکمون پارس نتونستم بلند شم لباسشو پوشید و رفت .جریان کردنمون با مریم سری بعد
 
     
  
 مرد
#163   Posted: 16 Oct 2021 19:30

 0 Star

ارسالها: 5
باسلام دوباره قسمت دوم داستان من و زن دادا شم به شوهر خالم دادیم
اون روز که علی شوهر خالم حسابی منو کرد ازم قول گرفت مریم زن داداشمو براش جور کنم.منم تو فکرش بودم تا اینکه خود به خود جور شد.مقدمات عروسی پسر داییم بود همه دور هم بودیم تو خونه مادربزرگم.تا اینکه علی با خالم و اون یکی خاله کوچیکم اومدن .خوش و بش و احوال پرسی و چای. علی به خالم گفت یه جا میخوام استراحت کنم .یواشکی به خالم گفتم رسوشو کشیدی ها. خالم گفت؛ اراهه اونم کی من پدر مو اورده دیشب.مامانم گفت ؛برین خونه ما خلوته هیچ کسم نیست .یه کوچه فاصله بود.علی تشکر کرد .مامانم گفت مریم جون کلید رو بده علی اقا.پریدم تو حرف گقتم؛ مامان منو مریمم میخوایم بریم بیرون کار داریم می ریم برا علی اقا هم جا اماده می کنیم .یه چشمک پنهونی برا علی زدم.اونم صورتش خندید.راه افتادیم .صندلی عقب مدام با مریم کرم می ریختیم .علی می دونست واسه چی .مریمم می گفت سارا زشته پیش علی اقا نکن .علی هم تو اینه مارو می پایید.رسیدیم جلودر.مریم درو باز کرد گفت علی اقا همون بیایین خونه ما خونه مامان ریخت و پاشه .رفتیم بالا.مریم رفت برا چایی علی نزاشت. گفت اونجا خوردیم فقط یه ملافه بده با بالش.گقتم همون برو اتاق خواب اینجا ممکنه اذیت شی ما یکم کار داریم .یه چشمکی هم زدم براش.مریم هم دید اینطوریه زشته بگه نه.گفت راست میگه شما که غریبه نیستین اونجاخنک ترم هست.مریم رفت تو اتاق تا تختو درست کنه به علی گفتم هروقت علامت دادم بیا.اونم یه دستی زد وسط پام گفت ؛جووون باشه.مریم ا ومد بیرون گفت بفرما جا حاضره.علی رفت تو اتاق .گفتم ؛مریم چی داری بخوریم ضعف دارم گفت بزار ابجوش بیاد یه چایی بزنیم. رفت چای سازو زد برق یه نگاه تو اتاق انداخت. گفت فکر کنم تاصب بیدار بودن اینطور هلاک افتاده.گفتم مریم عزیز همش از کردن و بزرگی چیزش حرف می زنه .یه بارم دیدمش دوبرابر کیر پژمانه یواشکی زد سرم .واخاک عالم کجا دیدیش .گفتم خونه مامان جون اون شب که باهم بودیم رفتم چیزی بخورم .مریم؛وییی جون من راس می گی چقدی بود ؟من؛با دست اندازشو نشون دادم.اونم چشماش گرد می شد .با مریم قبلا همکلاس بودیم باهم شیطونی می کردیم همدیگرو انگشت می کردیم در مورد همه چی می گفتیم به خاطر همین بعد عروسیش با داداشم باهم راحت بودیم.تااندازشو نشون دادم مریم گفت؛اوووه خیلی بزرگه عزیز چطور می کشدش. مال داداشت اینقده من نمی تونم استر م در میاد.می دونستم علی نخوابیده .بلند شدم برم اشپزخونه گفتم ببینم اب جوشه چایی رو دم کنم.از جلو اتاق خواب رد شدم دیدم علی باشورت خوابیده کیر شو انداخته بیرون رو برو به در اتاق خوابیده می دونستم بیداره .یواشکی به مریم اشاره کردم بیا .اونم اومد بهش گفتم ببین چی داره عوضی. مریم یه نگاه کرد ؛اوووف سارا اون چیه ویلانش دسته بیله .زدم لا پاش گفتم چیه دلت خواست؟گفت نه اینکه تو دلت نمی خواد.گفتم رواس چرا .اخه بدجور گنده و کلفته مگه میشه نخواد کوسم لپ لپ می کنه.مریم ؛بریم اونور بیدار میشه زشته ببینه.گرفتم ازسینش .کونشو قر دادزد رو دستم گفت نکن عوضی سینمو کندی.مثلا ناز می کرد. کشیدم طرف خودم لبمو گذاشتم رو دهنش .یه اووم اومممی کرد .کشید سرشو کنار سارا نکن جوون من زشته می فهمه. حال منم خراب می کنی داداشت نیست.گفتم اون نیست من که هستم نترس خوابش سنگینه بیدارش نکنی، بیدار نمیشه.از جلو در اتاق کشیدمش کنار نزاشتم در بره باز لبمو گذاشتم رو لباش کونشو چنگ زدم. مریم؛سارا جون من نکن حالم بد شد.گفتم باو بیخیال بیا یه حالی بکنیم نترس بیدار نمیشه.مریم؛باو به خاطر اون نه نمی تونم اینطور بریزم اذیت میشم .گفتم تو بیا ابتو میارم.یه سینشو از یقه پیرهنش کشیدم بیرون انداختم دهنم .مریم ؛وییی سارا جوووون من اووووف ویییی .حالشو خراب کردم.خوابوندمش رو مبل راحتی افتادم روش یه دست تو شورتش یه دستم هم زیر گردنش .دیگه شل شده بود .دکمه های پیرنشو یکی یکی باز کزدم .مریم ؛سارا یدف میادا ول کنننن .گفتم نترس خب بیاد یه بار میدی بهش براخودتم خوبه .مریم ؛دیگه چی نکنه خودت دلته ؟انگشتمو کردم تو کوسش بدجور ابکی بود صدا فرج فرجش در اومد.گفتم کاش یلند شه بیاد بزاره تو این جرش بده.مریم؛اهه راس می گی؟ نکنه منو میزاری جا خودت ؟گفتم خدا کنه بیاد باشه همون من میدم تو نگاه کن.دامنشو کشیدم پایین دیگه مقاومت نمی کرد یه سیلی زدم رو کونش .مریم؛اوووف نکن جنده دردم اومد دوباره تکرار کردم مریم کونشو تکون میداد. به شکم خوابوندمش رو مبل حالت داگی شد .ازپشت شورتشو تا زانوش کشیدم پایین .کونش لاغر بود واسه همین سوراخ کون و کوسش قشنگ معلوم بود .یه انگشت کشیدم رو کوس و کونش برگشت نگام کنه سرشو اروم فشار دادم رو مبل.‌ یه انگشتمو انداختم دهنش شروع کرد میک زدن.یه دست دیگم هم با کوس و کونش بازی می کردم . اونم هی تکون میداد بد جور حشری شده بود یع دستشو اورد از زیر رو کوسش چوچولشو می مالید. من با زبون و دهن افتادم به جونش یه بار کوسشو یه بار کونشو قلقلک میدادم .گفتم مریمی چی میخواد؟مریم؛کیییر کیییر .سارا کیر میخوام .زود باش عوضی یه چیز بکن توش .دوانگشتی کردم تو کوسش کف دستمو گذاشتم رو سوراخ کونش فشارش میدادم .اونم هی جووون جووون می کرد و کیر میخواست بلند شدم برم ‌ اشپزخونه یه موزی خیاری بیارم .مریم ؛اهه عوضی پس چرا ول کردی میخواست بیاد ابم.گفتم الان میام .دیدم علی داخل اتاق پشت دروایساده یه نگاه بهش کردم وانگشتمو گذاشتم رو لبام ینی حرف نزن .یه موزی پیدا کردم اب گرمو روش باز کردم یکم گرم بشه اومدم تو هال مریم همون طور سرشو به بغل گذاشته بود رو کف مبل پشت به اتاق داشت چوچوچولشو می مالید .موزو به درازا کشیدم رو سوزاخاش سرشو یکم بلند کرد؛چی اوردی ؟موزو بردم جلو دهنش یه لیس ازش زد اوردم رو کوسش اروم نوکشو زدم تو یکم کونشو جمع کرد .با یه دست لبه های کوسشو باز کردم دوباره فشار دادم نصفش رفت .مریم؛اوووف سارا بسه زیاد نزار دردم میاد.کشیدم بیرون دوباره هی تلمب زدم گفتم این کیر کیه گفت؛مال داداشت اوووف مال داداشت.گفتم مریم علی اومد میزاری بکنه یه چنگول و چنگ گرفت از رونم گفت؛نهه لازم نکرده خودت بهش بده.موزو بیشتر فشار دادم دردش گرفت گفتم میدی بهش؟ گفت؛نههههه دوباره گفتم بگو اره این کیر علیه .اونم از ترس دردش می گفت؛اره کیر علیه بگو بیاد بکنه بگو بیاد بکنه. یه نگاه به در اتاق کردم دیدم علی با کیر سیخ وایساده نگاه می کنه .با یه دست یع تکون دیگه به موز دادم با یه دستم به علی اشاره کردم .گفتم مریم جنده کیر کیه تو کوست گفت ؛علی کیر علی. کشیدم بیرون داد زد عوضی بکن داشت می اومد .علی اومد یواش پاهاشو گذاشت دو طرف مریم کیرشو با کوسش تنظیم کرد یه تکون نصفشو زد توش.مریم جیغ بلندی کشید از درد وووییی مامان سوسوختم سوختم این چی بود؟سرشو اورد عقب دید علی روش سواره خواست در بره علی گرفت از دوطرفش نذاشت. شروع کرد تلمب زدن .مریم هم جیغ و داد میکرد با مشت میزد رو مبل ؛وووییی نه نهههه نکن عوض نکن جر خوردم مامان وایییی واییی داشت گریش می گرفت زدم رو کون علی اونم نگام کرد .بادست گفتم اروم اونم یواش کرد.خودم لباسمو دراوردم جفت مریم به شکم رو کف میل خوابیدم .علی اومد پشتم کونمو هی می لرزوندم .تااز کوس مریم کشید بیرون صدا کوسش در اومد ترتر صدا کرد.داغی کیرش یه لذت خاصی میداد کوسم خیس خیس بود با نوک کیرش از پایین کشید بالا یه فشار داد نصفش رفت تو دستمو اوردم رو شکمش دستمو گرفت مریم مات ودهن باز داشت نگاه می کرد که چطور راحت گذاشت تو کوسم .دید که دارم کیف می کنم اومد جلو سرمو بلند کرد لبمو انداخت دهنش داشتم به پشت دستای علی می دیدم رفت رو کون مریم معلومه انگشت کرده کوسش داره کونشوتکون میده. علی چن تایی ضربه زد ابم اومد با جیغ داد ریختم. بی حال سرمو گذاشتم رو مبل علی رفت پشت مریم گذاشت تو کوسش این دف راحت بود .همون طور که کیرش تو مریم بود بلندش کرد اورد خوابوند پشتم .مالش سینه مریم به پشتم باز حشریم کرد دستمو بردم دهن مریم اونم انگشتمو میک زد .یدف مریم جیغ زد نه بزار تو بزار تو .نگو علی کشیده بیرون بزاره تو کوس من .مریم نذاشت علی هم بیخیال محکم تلمب میزد دا دعلی در اومد. اووووف جنده ها عوضیا کیر خر تو کوستون کیرم تو همتون به کون مریم فشار می اورد با یه دستش سر مریمو فشار می داد رو مبل و.مریم زیرش له می شد .مریم هم با سیلی و چنگ میزد ران علی تا یواشتر بکنه .تا اینکه علی یه هووووفی کشید و خوابید پشت مریم .داشتم اون زیر له می شدم .به بغل یه نگاه به علی کردم اروم که شد بلند شد .رفت اونور دراز کشید .ولی مریم همونطور بی حال پشتم بود یه چنگول از بازوش گرفتم زد رو دستم ؛اهه حالمو خراب کردی.گفتم جنده بلند شو له شدم با بی حالی بلند شد رفت بغل علی منم رفتم یه بالشی اوردم طرف دیگر علی خوابیدم.با زنگ گوشی بیدارشدم.خالم بود .پرسید پس کجایین دست تنهاموندیم .گفتم تازه از بیرون رسیدیم یع دوش بگیریم اومدیم. علی رو پرسید گفتم ما اومدیم نبود.علی می پرسید کیه با انگشت گفتم هیس قط کردم. گفتم پاشین منتظرن .تو برو بگو زودی رفتم از خونه بیرون کار داشتم. ماهم الان می اییم و اینطور به شوهر خالم دادیم یه روز پشت تلفنی راز کردنشو پرسیدم یادم داد رو شوهرم اجرا کردم بکن خوبی شد .
 
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
 مرد
#164   Posted: 22 Oct 2021 00:12


 0 Star

ارسالها: 2
عالی بود
 
     
  
صفحه  صفحه 17 از 17:  « پیشین  1  2  3  ...  15  16  17 
داستان سکسی ایرانی

بهترین داستان های و خاطرات سکسی را اینجا بخوانید

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA