انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 10 از 12:  « پیشین  1  ...  9  10  11  12  پسین »

داستانهای افسانه


زن

 
گرداب شهوت
قسمت دوازده: شب بلند۲
از جام بلند شدم و دستمو گذاشتم رو سوراخ کونم که آب زوئی روی زمین چکه نکنه. زوئی روی مبل ولو شده بود و کیر سیاه و خیسش داشت نبض میزد و یه وری نیمه شل شده بود روی بدنش. یه قطره آب ازش جاری شده بود و داشت کش میومد.
زوئی منو دید و بهم گفت: چیکار کنم برات.
کیرم دامنمو داده بود جلو. گفتم: هیچی فقط یه لحظه وایسا.
بعد رفتم بین پاهاش نشستم. گفتم: فقط بذار یکم بکنمش دهنم.
یکم حسش خجالت آور و تحقیر آمیز بود ولی کنترلم دست خودم نبود. گفت: آره حتما بیا
پاهاشو باز کرد و بیشتر ولو شد رو مبل. داشت بهم کیر تارف میکرد. من بدون اینکه به چیزی دست بزنم دهنمو بردم سمت تخمای عرق کردش و کامل گذاشتم تو دهنم. شروع کردم به مالیدن خودم و همزمان صورتمو از پایین میکشیدم به کیر زوئی. قطره آبش مالید به لپم. فقط چند ثانیه طول کشید که آبم بپاشه رو سرامیک و در حالی که دهنم رو تنه کیر سیاهش باز مونده بود و لبام کشیده میشد به تنه کیرش ارضا بشم.
اون لحظه ای که میخواستم سرمو بیارم بالا خیلی خجالت کشیدم، دیگه حسم پریده بود و مثل همیشه فکر میکردم زیاده روی کردم.
زوئی گفت: عالی بود افسانه ممنون.
سرمو تکون دادم و پاشدم. نگاش نکردم و صاف رفتم تو حموم. حدود یه ربع بعد با یه دست لباس پوشیده که اسلش و دُرس بود از حموم درومدم. آنا هنوز نیومده بود. زوئی لباس پوشیده و مرتب جلو تلوزیون بود. گفتم: گشنت نیست زوئی؟
گفت: خیلی
گفتم: میخوای برات ساندویچ درست کنم؟
اونم گفت آره. مشغول درست کردن ساندویچ بودم همش فکر میکردم نکنه بیاد منو از پشت بغل کنه‌. وقتی آنا اینکارو میکرد دوست داشتم ولی با زوئی دلم نمیخواست اینکارو کنیم. خوشبختانه نیومد. من ساندویچ با نون تست رو بهش دادم و خودم یه گوشه از حال نشستم. چند لقمه که خورد تشکر کرد و بعد گفت: ببخشید که خیلی زود تموم شد.
گفتم: اشکال نداره خوب بود.
گفت: آره ولی کاش میتونستم بیشتر ادامه بدم.
لبخند زدم. خواستم بگم دفعه بعد بیشتر میکنی که روم نشد. بعد ازم پرسید: اذیت که نشدی؟
دهنم پر بود. گفتم: اون پوزیشن یکم سخت بود.
گفت: بهت فشار اومد؟
گفتم: آره سرم گیج رفت.
گفت: کونت چی درد گرفت؟
گفتم: خیلی عمیق کردی تو.
گفت: واقعا معذرت میخوام
گفتم: اشکال نداره در کل خوب بود.
ساندویچش رو کامل خورد. من پرسیدم: من چطور بودم؟ خوب بود؟
گفت: خیلی. همیشه دوست داشتم کونت رو بکنم.
خندم گرفت. یکم تحریک هم شدم. گفتم: بلاخره کردیش
زوئی لبخند زد و گفت: آره واقعا عالی بود.
غذام که تموم شد پرسیدم: از آنا خبر داری؟
گفت نه. ولی یچیزی رو ازم پنهون میکرد، معلوم بود. گفتم: خوشم نمیاد بهم دروغ بگید.
خیلی سریع گفت: حموم بودی بهش زنگ زدم. گفتم کردمت
نگاش کردم و پرسیدم: چی گفت؟
سرشو انداخت پایین و گفت: ازم پرسید خوب کردمت و من گفتم اونجوری که شایستش بود نه. بعدم گفت اشکال نداره وقتی اومدم باهم میکنیمش.
گفتم: آها پس قراره با هم منو بکنید.
گفت: آره البته اگه تو باهاش اوکی باشی ما میتونیم دو تایی بکنیمت. جوری که لیاقتش رو داری.
خیلی خوشم اومد.
گفتم: نمیدونم، ایده ای ندارم.
یکمی اومد نزدیک تر و رو مبل بغلی نشست و گفت: خیلی خوش میگذره باور کن.
چیزی نگفتم. هنوز به اندازه کافی حس نداشتم. یکم تحریک شده بودم اما نه کامل.
گفت: میتونم یه پیشنهاد بدم؟
نگاش کردم و گفتم: آره چرا که نه.
گفت: میای کامل لخت شیم؟
گفتم: الان یا وقتی که آنا اومد؟
یکم فکر کرد و گفت: نظر خودت چیه؟
من نظر خاصی نداشتم گفتم: نمیدونم
گفت: اگه بیاد مارو لخت ببینه براش راحت تره.
دو دل شدم و نگاش کردم. گفت: ده دقیقه دیگه میرسه. اگه موافقی لخت شیم.
گفتم: واقعا نظری ندارم اما اگه تو میگی باشه.
از جاش بلند شد و گفت: پس بذار من شروع کنم.
سرمو تکون دادم. زوئی اومد جلوم و اول تاپشو درآورد. بر عکس از روی سرش داد بیرونو سوتینشو باز کرد. بدنش سیاه و زمخت بود. شکم؟ اصلا نداشت و تخته تخت بود. عضله نداشت ولی معلوم بود شکمش ژنتیکی سفته. سینه هاش؟ گرد و سیاه بودن. خیلی سیاه، مخصوصا نوک سینه هاش. انگار دو تا توپ بجای سینه داشت. نافش بیرون افتاده بود و زیر بغلش سیاه تر و کاملا شیو بود. زوئی هیکل تنومدی داشت و من برای بار اول حس کردم که میتونه برام جالب باشه. بهم نگاه کرد و لبخند زد. بعد دکمه شلوار تنگشو باز کرد و کامل از تنش کشید بیرون. امون نداد و شرتشو هم درآورد. کیرش نیمه شق بود و کاملا شیو و تمیز. حس میکردی میشه روش لیز خورد. بدنش سیاه بود و دون دون پوستش به چشم میومد. مثل یه باتلاق گلی بود که بنظر داغ و راحت میرسید. دلم میخواست تو بغلش باشم، میون اون دست های زمخت و قویش. دلم میخواست با تن لخت بهش بدم. دلم میخواست تنمو لمس کنه
با دو تا حرکت لخت شدم. بالا تنه و پایین تنم و درآوردم و لخت جلوش ایستادم. بهم گفت: بدنت شاهکاره.
گفتم: تو هم بی نقصی.
گفت: میشه بازوتو سفت کنب؟
خندم گرفت ولی بازومو سفت کردم و با دیدنش بهش دست زد.
گفت: چقدر تنتو دوست دارم.
منو لمس کرد بعد دست کشید رو پوستم و دو طرف پهلوم رو گرفت. آروم منو کشید سمت خودش. کیرامون خورد بهم، سینه هامون خورد بهم و بعد تو بغل هم چفت شدیم. دست کشیدم رو پوست نرم کمرش. اونم از پهلو رفت رو کون درشتم. گرفتشون به چنگ و شونم رو میک زد. کیرش بلند شد و از بین تنامون افتاد بیرون. من با دست چپم کیرشو گرفتم. لعنتی دو باره سیخ و کلفت بود. تو گوشش گفتم: کیرتو میخوام.
نفهمیدم چی شد که لباش تو لبام چفت شد. منو کشوند تو بغلش. مثل یه پرنده گیر کردم تو دامش. یه پامو پلند کردم و اون خیلی زود گرفتش تو بغلشو لبامو خورد. با فشار زیاد تونست کیرشو ببره بین پاهامو بماله به زیر تخمام تا کونم. تمام تنمو تو آغوش گرفته بود و من دستامو به شونه هاش تکیه داده بودم. زوئی خیلی قوی بود، آنا هیچ وقت نمیتونست اینجوری بغلم کنه. کیرشو از پایین میمالید لای تنم. هر دو عرق کرده بودیم و بدنامون کم کم داشت رو هم سر میخورد. منو برد عقب و نشوند رو دسته مبل. اینجوری که دو تا پام رو دو تا دسته مبل بود و کونم رو هوا.
گفت: میخوام بهت کیر بزارم
بعد پاهامو گرفت و آورد بالا. کیرشو تنظیم کرد روی سوراخم. سینه به سینه هم بودیم. یه دستشو گذاشت پشت سرم و پیشونیش رو به پیشونیم چسبوند و گفت: آماده ای؟
با صدای بلند گفتم: بزارش تو سوراخم لعنتی
آه بلندی کشید و یکم صورتشو برد عقب. چهره به چهره شدیم، چشم تو چشم بدن به بدن و نبرد تن به تنمون شروع شد. زوئی دندون هاش رو بهم فشار داد و همزمان با کیرش انگار نگاهشم بهم فرو کرد.
چپوندش تو سوراخم، با یه حرکت، با قدرت و محکم. یهو سیخ تنش توم فرو رفت و تنمو سیخ کرد. مثل سیخ گوشت که گوشت شل و ول رو به تنش میکشه و حالت میده حالت کیرش رو گرفتم. زد توم. جوری که با خودم گفتم این یه کون دادن عادی نیست. یهو مثل وحشی ها به تنم حمله کرد. کیر بود که روونه سوراخم میشد. پاهام تو هوا میرقصید. لامصب همه جودم رو میخواست. با همه توانش تلمبه میزد. من واقعا سورپرایز شدم، مرحله قبل با یه کیر پر از شهوت روبرو بودم. وقتی کیر پر از شهوت باشه، ضعیف میشه اما بعد از خالی شدن اون شهوت اولیه، حالا زوئی داشت مثل یه پلنگ وحشی منو میکرد. حالا من با یه کیر قوی و پر توان طرف بودم.

مبل سر خورد و رفت عقب. کیرش درومد. امون نداد سوراخم نفس بگیره دوباره داد توم. قلپی صدا داد. چند تا تلمبه اساسی بهم زد و اینبار من سر خوردم. پاهام داشت رو دسته مبل اذیت میشد. گفت: اذیت میشی؟
گفتم: جام خوب نیست.
کیرش رفت ته سوراخمو ثابت موند. گفت: چجوری راحتی عزیزم.
دست کشیدم رو پهلوی عرق کردش. چشاش قرمز و خمار بود. گفتم: میخوای من بهت بدم؟
گفت: حتما. چجوری بمونم؟
کیرشو درآورد. گفتم بشینه رو مبل. رو مبل تک نفره روبروی در ورودی نشست. پاهاشو دراز کرد و کیر کلفت و دلرباش خم شد رو شکمش. رفتم بالای مبل. پاهام رو گذاشتم رو دو تا دسته مبل. بهش پشت کردم، دنده عقب اومدم پایین. برام تنظیمش کرد. سوارخو گذاشتم رو کیر. خودمو کوبوندم روش و کیرشو جا کردم تو سوراخم. زوئی به ناله افتاد. گفت: تو چقدر کونی هستی.
برگشتم و نگاش کردم. گفتم: قوی باش و وا نرو جنده خوشم نمیاد مثل برده ها تسلیمم میشی.
گفت: باشه انقدر میکنمت که دلت راضی شه.
گفتم: آها حالا شد
به حالتی که تو ایران تو دستشویی میشینن نشسته بودم. کونمو بالا پایین میکردم، محکم به کیرش میکوبیدمو تو سوراخم تکونش میدادم. زوئی کمرمو از پشت گرفته بود، با کونم میکردمش و عضلات رانم زده بود بیرون. مست کیر بودم، نفس نفس میزدمو کون میدادم. کیرم رو هوا تاب میخورد و از لذت آه میکشیدم.
زوئی که گفت: چقدر ورزیده و قوی هستی افسانه آفرین. ادامه بده همینجوری پر قدرت.
دستگیره چرخید. گوشه لباس آنا معلوم شد، من در حالی که پاهام رو دسته مبل بود و تا ته رو کیر دوست آنا نشسته بودم باهاش چشم تو چشم شدم. مارو دید. تو چه حالتی هم دید. دقیقا زمانی که با کون نشسته بودم رو یه کیر کلفت.
shemale
     
  

Streetwalker
 

مفتخرم تولد یک نویسنده فوق العاده را به همگان اعلام کنم
هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  
مرد

 
عاااالی

     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
afsanesan
تولدت مبارک افسانه جون 🌹❤️
     
  
مرد

 
تولدتون مبارک
داستان هاتون بسیار جذاب و خواندنی هست
     
  
زن

 
Streetwalker

ممنون از شما و بقیه دوستان
shemale
     
  ویرایش شده توسط: afsanesan   
زن

 
گرداب شهوت
قسمت سیزده: شب بلند ۳
روی کیر زوئی نشسته بودم و تنم خیس عرق بود که چشمم به چشم آنا خورد. منو دید و یه لبخند معمولی زد و بعد پشت سرش درو بست. پاهام رو از روی دسته مبل پایین آوردم و بلند شدم. کیر زوئی از تو سوراخم افتاد بیرون و لوپ صدا داد.
بلند شدم و چند قدم سمت آنا رفتم. بهش سلام کردم. یه نگاه به تن لختم کرد و گفت: سلام عزیزم چطوری؟
زوئی از اونور گفت: سلام آنا خوبی؟
جواب زوئی رو هم با همون لحن داد. لحنش جدی بود. مثل همیشه گرم و صمیمی نبود، یه فضای سنگینی بین ما بود. حس کردم ناراحت شده. دستمو گذاشتم رو شونش و گفتم: خوبی آنا؟ خسته نباشی.
نگاش به سینه لختم افتاد و گفت: خوبم مشکلی نیست.
از بالا نگاه به کیرش کردم حس کردم تو شلوارش باد کرده. ازش پرسیدم: میای پیش ما؟
سرشو تکون داد و گفت: نه راحت باشید. من میرم تو اتاق
گفتم: ناراحت شدی آنا؟
گفت: نه فقط الان راحت نیستم.
تمام حسم رفت. زوئی صدامون رو نمیشنید. اروم حرف میزدیم. صدای بارونم بلند بود. گفتم: خجالت میکشی یا بدت میاد؟
گفت: فقط راحت نیستم
گفتم: چرا؟ مگه اینو نمیخواستی؟
گفت: برو به کارت برس افسانه.
گفتم: باشه پس منم ادامه نمیدم.
نگاه زوئی کرد منم نگاش کردم. لم داده بود رو صندلی و چهرش رو قایم کرده بود. کیرش مثل یه هیولای وحشی شق و سفت بود و مدام نبضش میپرید. آنا گفت: مشکلی ندارم افسانه تو راحت باش. میرم تو اتاقت تا تموم شه.
سرمو تکون دادم و گفتم: باشه
بعد رفتم سراغ زوئی. اعصابم از این رفتار خرد شد. یعنی چی؟ خودش میخواست من به زوئی بدم و حالا که داشتم بهش میدادم ناراحت شده بود؟ با خودم گفتم به درک. همونو نشستم لای پای زوئی، دست گذاشتم رو رانش و کیرشو گذاشتم تو دهنم. تا آخر و بدون رعایت هیچی. کیر سیاهش دهنمو پر کرد. رو زانوهام قمبل کردم و سوار بدنش شدم و شروع کردم به ساک زدن. دیگه هیچی برام مهم نبود، فقط کیرشو میخواستم، بدون هیچ تارفی. سرمو رو کیرش بالا و پایین کردم، دهنم صدای ملچ ملچ میداد و تا میتونستم از کیر زوئی میک میگرفتم. بعضی از میک هام صدای مووپ خیلی بلندی میدادن. زوئی بعد اومدن آنا ساکت شده بود ولی وقتی دومین میک و از کیرش گرفتم یه آه بلند کشید و گفت: آه کیرم تو دهنت افسانه چقدر تشنه ای
بعد موهامو گرفت و سرمو برد زیر کیرش. من لبم رو تنه کلفتش بود و تو چشاش نگاه کردم. خودشو تکون داد و با یه حس قدرت و مقتدری بهم گفت: کیر میخوای نه؟ این کیر سیاه و کلفتمو میخوای نه؟
من تو چشاش خیره شدم، چیزی نگفتم. عوضش لبمو غنچه کردم و گذاشتم رو تن کیرش و بوسیدم.
زوئی چشماش رفت و گفت: لعنت بهت.
لبشو گاز گرفت و پرسید: میتونم کونی صدات کنم؟
اینبار زبونمو کشیدم رو کیرش.
گفتم: مگه اسم دیگه ای هم دارم؟
موهامو ول کرد و گفت: معلومه که نه.
با چشاش به کیرش اشاره کرد و انگشتشو سمتش گرفت و دستور داد: کیرمو بخور کونی خانم.
مثل یه کونی خوب کیرشو گذاشتم تو دهنم. لامصب خیس و لیز بود و برق میزد. تفم تنشو درخشان کرده بود، کله کیرش ورم کرده بود و آدم میتونست جریان خون پر از شهوت رو رو کله سیاهش ببینه. دلم رفته بود، بدجور دلم رفته بود. کیرشو چسبوندم به شکمش. وای خیلی بزرگ و پر حجم به نظر میومد. تخماش زیر کیرش کش اومده بود و هر کدوم به یه سمت مایل شده بود. کف زبونمو گذاشتم رو تخمش، اونی که سمت چپ بود. زیر زبونم بازیش دادم و پوست نرم و خیس خایه هاش رو زیر زبون حس کردم. زبون چرخوندم تمام تخماش رو لیسیدم، حالا داشتم خایه های زوئی صمیمی ترین دوست آنا رو میمالیدم، اونم با زبونم. میخواستم صدای ناله زوئی بلند شه و به گوش آنا برسه. با تمام میل میلیسیدم، هیچ‌ چیز بدی نبود همش علاقه و لذت بود.
بعد تخماشو کامل جا کردم تو دهنم، همشو مکیدم و تو دهنم کش آوردمش. همچنان دستم رو کیر روئی بود و چسبونده بودمش به شکمش. کیرش مثل یه قربانی که قراره برن سراغش ورجه وورجه میکرد. ولی فشار دست من اونو ثابت نگه داشته بود.
تخمدان زوئی تو دهنم کش میومد و زوئی انگار که سوزن به کونش فرو میرفت مدام بالا میپرید و آه میکشید. یکم بعد با رانش سرمو قفل کرد و پاهاشو مثل مار پیچید دور سر و گردنم. کامل توی تخماش نفس میکشیدم. بلند ناله میکرد و نفس نفس میزد.
پاشو آورد پایین، زبونمو کشیدم رو تنه کیرش، رفتم بالا. رگای کیرش دونه دونه روی زبونم تکون میخورد. برآمدگی سر کیرش به زبونم گیر کرد. بعد کیرشو ول کردم، کیرش یهو اومد بالا و رفت تو دهنم و من شروع کردم بی امون سر کیرشو میک زدن. اونقدر میک زدم که سرش قرمز شد. زوئی با ناله داشت آواز میخوند. خودشو جمع کرد و بلند شد. دو تا دستاشو گذاشت رو سرمو فشارم داد پایین. کیرش کامل رفت توی حلقمو لب پایینیم چسبید به تخماش. خم شد و چنگ زد به لپ کونمو از هم بازشون کرد. همزمان کیرشو انداخت تو گلوم و شروع کرد به تلمبه زدن. از دهنم صداهایی درمیومد که تاحالا در نیومده بود. تفم شره میکرد رو خایه های زوئی و سوراخ کونم با کنار زدن لپ کونم باز رو هوا مونده بود و هوا بهش میخورد.
یهو زوئی یه چک محکم و صدا دار نشوند رو کونم. صداش تو کل خونه پیچید.
سرمو کشید عقب و گفت: میخوام کونت بزارم.
گفتم: اول سوراخمو بلیس.
نگام کرد. گفتم: چیه خوشت نمیاد؟
گفت: خیلی از لیسیدن سوراخ خوشم نمیاد.
گفتم: از مال من خوشت میاد.
یکم نگام کرد و چیزی نگفت. بلند شدم، بردمش رو مبل دو نفره خوابوندمش. پشت کردم بهش دو تا زانومو گذاشتم دو طرف صورتش. لای کونمو باز کردم و آروم سوراخمو بردم نزدیک صورتش. نفسای کردمش میخورد به کونم گفتم:
بلیسش زوئی
خیسی زبونم روی سوراخ کونمو حس کردم. داشت با نوک‌ زبون سوراخمو مزه میکرد، حسش عالی بود من کیرشو گرفتم تو دستم. دلم میخواست کیرشو بگیرم تو بغلم، خیلی دلبر شده بود. حس کردم زوئی بزور داره لیس میزنه، به همون یزره راضی بودم. خواستم بلند شد که یهو با کف زبونش لای کونمو طی کشید. وای محکم و با فشار زبونشو کشید لای کونم و بعد دو طرف پهلوهامو گرفت و منو کشید پایین. کامل نشستم رو صورتش. کونم صورتش رو پوشوند. مثل یه زالو داشت سوراخمو میمکید و زبون میزد. سوراخم انقدر باز شده بود که حس میکردم زبون زوئی میره توش.
شروع کردم ضربه زدن به صورتش گفتم: به من اسپنک میزنی؟ حالا بگیرش.
زوئی خندید. من دلم پر کشید کونمو میمالیدم به صورتش. پرسیدم: چطوره جنده؟
صدای زوئی تو گوشت کون و رانم خفه شده بود. گفت:
سوراخت خوشمزه س
بعد دوباره چک زد تو کونم. من با فشار سرشو بردم تو کونم. یکم بعد فشارم داد و با خنده گفت: جنده خفم کردی.
خدیدیم هر دو باهم. بلند شدم اماده بودم که به زوئی بدم ولی اون اومد جلوم وایساد و دستاشو گذاشت رو شونمو گفت:
زانو بزن. یکم بیشتر کیر بخور.
قبل اینکه زانوم به زمین بخوره کیر زوئی تو دهنم بود. تو دهنم میبردمش و کامل درمیاوردم و بعد لبامو غنچه میذاشتم رو قسمت حساس زیر کله کیرشو میبوسیدم. دوباره تا آخر میدادم تو و تهش با یه بوس عاشقونه تمومش میکردم. زوئی قوز کرده بود و از بالا نگام میکرد. من چشامو موقع بوسیدن کیر میبستم. سری سوم که اینکارو کردم و چشام رو باز کردم کنارم یه کیر سفید، گنده و منحرف رو دیدم. چشام به تن لخت آنا افتاد، دست به کمر نگاهم میکرد. حرف نزد ولی نگاهش پر از خواهش بود، داشت له له میزد برای دهنم.
shemale
     
  
زن

 
گرداب شهوت
قسمت چهارده: شب بلند 4
لبام از کیر زوئی جدا شد ولی تفم نه. کش اومد رو تنه کیرش. برگشتم سمت آنا که دست به کمر جلوم مونده بود صورتشو از بین سینه های آویزون و نرمش میدیدم. حالا دو تا کیر جلوم بود، یکی صاف و سخت و اونیکی کلفت و بزرگ و کج. یه لحظه هر دو تا کیر رو نگاه کردم، دست چپمو گذاشتم رو تنه کیر زوئی و دست راستمو گذاشتم رو تنه کیر آنا. حس کردم به دو تا کیر تکیه زدم، دو تا کیر که میتونن سرپرست من باشن. دو تا تکیه گاه محکم و قوی. سرمو نزدیک کیر آنا کردم و محل به هم رسیدن و کیر و تخماشو بو کردم. لعنت بهش بوی شهوت تنشو میداد. زبونمو از همونجا کشیدم روی تنه کیرش. آروم و با لمس کامل رفتم تا بالای کیرش و از اونجا کیرش تو مسیر حلقم راه پیدا کرد. شروع کردم به ساک زدن آروم کیر آنا. کیرش داغ و لذیذ و تازه بود. انگار تازه از کوره درومده بود. هوس از چشمای آنا میبارید و من زیر بارون شهوت چشاش بودم. کیرشو فرو میبردم تو دهنم و هیچ عجله ای نداشتم.
دست دیگمو رو کیر زوئی میکشیدم. زویی خم شد رو تنمو از پشت کونمو گرفت تو چنگش و مالیدش. کیرش همزمان مالید به شونم. ول کن کیر آنا نبودم، عمیق ساکش میزدم و اون مثل اینکه خیالش راحت شده باشه نفس راحتی میکشید.
هر سه از هم خجالت میکشیدیم واسه همین جز صدای نالمون حرفی نبود. زوئی تنشو بلند کرد جلومو با تکون دادن کیرش خودنمایی کرد. کیر آنا رو از دهنم درآوردم ولی چشم ازش برنداشتم. اونم نگاهم کرد و من جلوی نگاش کیر یکی دیگه رو فرو کردم تو دهنم. زوئی آه کشید و آنا از هوس چشماش رفت. دو تا کیر با شکل و طعم مختلف نمیذاشت احساس یکنواختی کنم. هر دو کیر دهن پر کن بودن و هر کدوم یه لذتی داشتن. کیرا انگار داشتن باهم رقابت میکردن و جلوم سیخ وایساده بودن. هر کدومو که میکردم دهنم با خودم میگفتم این یکی کیر بهتریه ولی وقتی عوضشون میکردم نظرم عوض میشد.
از تنه گرفتم و سرشون رو چسبوندم به هم بعد با زبون و لبم شروع کردم همزمان هر دو رو لیسیدن. دهنم صدا میداد و تفم میچکید رو زمین. آنا و زوئی همزمان آه میکشیدن و نگاهشون به من بود. چند تا ماچ از کیر آنا کردم و چند تا دیگه از کیر زویی.
آتیشم تند شده بود، هیچی حالیم نبود. حس میکردم راحت از پس این دو تا کیر بر میام، میخواستم ثابتش کنم. شروع کردم به ساک زدن. کیر آنا رو میکردم دهنم و درمیاوردم و بلافاصله کیر زوئی رو میدادم دهنم. یکی یکی و به نوبت ساک میزدم. هر دو گرم شده بودن چون منتظر دهنم بودن. وقتی نوبتشون میشد یه فشار به حلقم میاوردن. آنا اول صدای اوق زدنمو درآورد بعد زوئی انجامش داد. رقابت گاییدن دهنم بود انگار. خواستم بهشون بیشتر حال بدم و همینطور تشنه ترشون کنم. بجای یه دور چند دور و ته حلقی کیر آنا رو ساک زدم. زوئی با کیر زد رو صورتم و برگشتم و چند بار ته حلقم زدم کیرشو. آنا سرمو گرفت و چرخوند سمت خودش. بدنش خم شد و رو پنجش حالت گرفت و دست گذاشت رو گوشام و تو دهنم کیر تلمبه زد. مثل آدمای جنگلی و وحشی اوق میزدم و دهنم صدا میداد. بعد زوئی سرمو گرفت ‌و گردمو چرخوند سمت خودش. فقط رو هوا تونستم نفس بگیرم ولی بلافاصله کیر زوئی رفت تو گلومو راه نفسمو بست. زوئی میکوبید تو گلوم. از چشام اشک سرازیر شده بود، نفسم بند اومده بود و روی سینه هام پر تف بود. زوئی بعد چند تا تلمبه اساسی رو پنجه جا کرد ته گلومو نگهم داشت. وقتی اوق زدم درش آورد. من داشتم خفه میشدم. بین دو تا کیر نفس گرفتم و صرفه کردم. گفتم:
خفم کردید.
ولی صدام گرفته بود. هر دو داشتن کیراشونو میمالیدن. آنا سرمو چرخوند و دقیقا همون کاری رو باهام کرد که زوئی کرده بود. دوباره نفسم گرفت. واقعا کم آورده بودم و داشتم خفه میشدم. حس کردم داره آب آنا میاد چون تنش میلرزید. خودشو آروم کرد، نمیخواست زود ارضا بشه. رفت رو مبل لم داد و منم دنبالش رفتم. یه زانومو گذاشتم رو مبل و اونیکی پام در جهت بدنم رو زمین محکم گذاشتم. خم شدم و کیر آنا و شروع کردم به ساک زدن. اینبار آروم تر. آنا از لذت ناله میکرد و چیزی نمیگفت. من منتظر بودم. منتظر این که زوئی کیر کلفت با کیرش کونمو مهمون کنه. اما خبری نبود. برگشتم و دیدم پشتم وایساده و داره کونمو نگاه میکنه و لباشو گاز گرفته و کیرشو میماله. دیدن شهوتش دیوونم کرد. آنا هم فهمید خم شد روم. لپای کونمو برای دوستش باز کرد. سوراخم پارتنرشو مثل یه هدیه برای دوستش باز کرد. گفت:
بذار تو کونش زوئی.
من بی دفاع بودم. زوئی بهم حمله کرد. با کیر شق و قویش. من مثل یه شهر قدیمی بودم که دروازش شکسته و یه لشکر قوی میخواد تسخیرش کنه. زوئی گفت:
باهاش اوکیی آنا؟
من کنار کیر آنا نفس نفس میزدم. گرمای کیر زوئی رو روی سوراخم حس کردم. آنا گفت:
وسط سوراخشو نشونه بگیر
زوئی گفت:
چشم خانم
و با کیرش وارد سوراخم شد و تا خایه کرد توم. سوراخم هیچ مقاومتی نکرد، حتا نیاز به فشارم نبود. حتا میتونم بگم کیر و کشید تو خودش. من واقعا بی دفاع بودم.

دو طرف پهلوم رو به چنگ گرفت. یه ضربه حسابی تو کونم زد و بعد خودشو تنظیم کرد. دوباره یکی دو تا تلمبه زد و بعد پاهامو تنظیم کرد و یکی دو تا دیگه که زد با خودش گفت حالا شد.
گاییدن شروع شد. چه گاییدنی. شلق شلق صدا میخورد کونم. لرزش ران و کونم و حس میکردم. مخصوصا اون پایی که صاف رو زمین مونده بود. زوئی میکرد، من محکم مونده بودم و تکون نمیخوردم. زوئی کیر میزد تو سوراخم، با تمام قدرت و شهوتش و من باز تکون نمیخوردم. تحسینم کرد و گفت:
آفرین دختر خوب.
ناله های کوبندش شروع شد. آه آه آه واقعا دوسش داشتم شهوتشو میکوبید تو تن آدم. کنترلمو از دست داده بودم با تمام وجودم داشتم کون میدادم. سرمو از لای پای آنا درآوردم و برگشتم سمت زوئی. نگاهش به کونم بود منو که دید بهم خیره شد. یکسره ناله میکرد آه آه آه. گفتم:
آه جان بکن عزیزم همش رو بکن.
بعد تو روی آنا نگاه کردم و بهش گفتم:
کونمو واسه دوستت باز کن. تا راحت بکنه.
خودمو جا دادم تو بغلش. کیر زوئی افتاد بیرون ولی اون که ول کن نبود پشتم اومد. اون یکی زانومو گذاشتم روی مبل. سینه به سینه آنا شدم منو بغل کرد تن لختمون بهم چسبید. لای کونمو از هم باز کرد چونش رو شونم بود. گفت:
بیا زوئی همیشه میخواستی بکنیش حالا انجامش بده.

زوئی از پشت جسبید بهم. کیرش بدون زحمت فرو رفت تو تنم. صدا داد، یه صدای دلچسب. وقتی خیلی گاییده بشی سوراخت باز میمونه و موقع کیر رفتن توش، از ته ته سوراخت یه صدایی شبیه به صدای بوس میاد. انگار سوراخت داره از معشوقش که کیر باشه لب میگیره، انگار که تازه باهاش احساس صمیمت میکنه و اجازه میده فرو بره تو حساس ترین نقطه بدنت. من همین حس رو داشتم، وقتی نه فقط کونمو عمق سوراخمو برای زوئی باز کرده بودم و بهش اجازه دادم تا ته سوراخمو با کیرش پر کنه.
مست تو بغل آنا آفتاده بودم. کیرش روی تخمام بود، لبم روی گوشش بهش گفتم:
اون پشت چخبره آنا؟
اون بهم گفت:
زوئی کرده تو سوراخت افسانه الان داره آماده میشه که بکنتت. خودت رو محکم نگه دار...
shemale
     
  
مرد

 
afsanesan
مثل همیشه عالی بود 👏👏👏👏
     
  

 
afsanesan
مثل همیشه عالی و مثل همیشه شخصیت افسانه آرزوی ماست
ولی ای کاش هر قسمت پایان داشت و قسمت بعد شروع یک پوزیشن و سکس جدید بود
بازم تکرار میکنم با اختلاف خیلی زیاد بهترین نویسنده و بهترین انتخاب نوع داستان توی تمامی انجمن ها هستی
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏
Saeed..
     
  
صفحه  صفحه 10 از 12:  « پیشین  1  ...  9  10  11  12  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

داستانهای افسانه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA