انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین »

سرگذشت پرهام


مرد

 
سرگذشت پرهام
موضوع گی‌ و بیغیرتی و محارم و ضربدری
نویسنده Parhamkoon

قسمت اول

سلام بچه‌ها
من اسمم پرهام الان که دارم این این خاطره رو تعریف می‌کنم ۲۵ سالمه و شروع این خاطره برمی‌گرده به ۱۰ سال پیش که تقریباً من ۱۵ سال سنم بود.
همکلاسی داشتم به اسم روزبه که با هم خیلی صمیمی بودیم و انتهای کلاس می نشستیم، اینم بگم که من و روزبه خونه هامون تو یه محله و نزدیک هم بود و از بچگی با هم دوست بودیم و تقریباً یک سال بود که رابطه من و روزبه از حالت عادی خارج شده بود حتی منو لاپایی کرده بود و من من هم براش ساک می‌زدم، (اگر دوست داشتید براتون بعدا تعریف میکنم)، اما تا اون موقع هنوز نتونسته بود که سوراخ کون منو فتح بکنه وکیرش رو داخلش بکنه و فقط گاهی وقتا منو انگشت می‌کرد. حتی توی مدرسه و سرکلاس هم وقت‌هایی مشد کونم دستمالی می‌کرد و سوراخ کونم رو فشار می‌داد و هرچی بهش می گفتم این کار رو نکن ویه موقع بقیه می فهمن، گوش نمی کرد و می گفت از خیر همچین کونی نمیشه گذشت. یکم از خودم بگم اون موقع ها وزنم حدود 60 کیلو و قدم هم170 سانت بود ویکم سینه هام افتاده بود. مامانم شاغل بود و تا ساعت ۶ خونه نمی اومد و تقریباً هر روز بعد از مدرسه من و روزبه با هم می‌رفتیم خونه ما و من توی خونه تا زمانی که مادرم بیاد نقش زنش رو براش بازی می‌کردم و لباس‌های مامانمو براش می‌پوشیدم.
اولین باری که می‌خواستم این کارو بکنم بعد مدرسه رفته بودم خونه و روزبه قرار بود که یک ساعت بعدش بیاد. من که رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم رفتم سر کمد لباس‌های مامانم و یه شورت توری قرمز و یه سوتین که ست بود باهاش از کشوی لباس زیر مامانم برداشتم و پوشیدم یه جفت جوراب ران بلند مشکی که تقریباً تا نصف رونمو می‌پوشوند، رو با یه نیم تنه و دامن کوتاه چین‌دار که فقط می‌تونست کونم رو بپوشونه به رنگ قرمز ست کردم. توی خونه مامانم چند تا کلاه گیس داشت، یدونه مشکی رنگ داشت که موهاش بلند بود و تقریبا به کمرم می رسید سرم گذاشتم و یکم خودم رو آرایش کردم در حد خط چشم و خط لب و رژ لب قرمز جیگری زدم. وقتی خودمو تو آینه نگاه کردم دیدم تنها چیزی که کم دارم تا تبدیل به یک کس خوب بشم یه کفش پاشنه بلند بود. توی کمد اتاق مامانم یک طبقه اش کفش‌های پاشنه بلند بود که برای مهمونی ‌ها استفاده می‌کرد از بین اونا کفش پاشنه بلند مشکی چشمم رو گرفت و اونو پوشیدم زمانی که حاضر شدم، صدای زنگ آیفون اومد رفتم ببینم کیه، دیدم روزبه رسیده درو براش زدم که بیاد بالا و در ورودی خونه رو باز گذاشتم و رفتم روی مبل نشستم و یک پامو روی پای دیگه انداختم روزبه دم در رسید و اومد داخل درو پشت سرش بست و منو صدا کرد بعد که چرخید سمت حال و منو تو اون لباس دید، یک لحظه هنگ کرد و داشت هاج و واج منو نگاه می‌کرد. گفت این چیه پوشیدی؟ گفتم واسه عشقم لباس پوشیدم و خودمو حاضر کردم براش. اومد کنارم نشست منو تو بغلش گرفت و گفت این لباس‌های کیه؟ گفتم لباس های مامانمه از بین اونا، اونایی که فکر می‌کردم تو دوست داشته باشی و پوشیدم برات. یه جونی گفته یه لب طولانی از من گرفت بعد شروع کرد به خوردن گردن و گوشم بعدش بند سوتین رو باز کرد و شروع کرد به میک زدن سینه‌هام و اومد پایین‌تر من رو برگردوند تو حالت سگی و دامن و از رو کونم زد بالا و شروع کرد به لیس زدن و گازهای کوچک گرفتن از کونم و بعدش لبه شورتو زد کنار سوراخ کنم و لیس زد و انگشتشو فرو کرد داخل سوراخم این کارش منو به اوج شهوت رسوند و کیرم داخل شورت مادرم کاملاً راست شده بود و اگر یه دست بهش می‌زدم باعث می‌شد که آبم بیاد. بعدش منو بلند کرد برد تو اتاق مادرم و منو هل داد که بیفتم روی تخت شلوار و شورتشو درآورد روی سینم نشست و کیرش رو گذاشت روی لبام و من شروع به خوردن کیرش کردم با زبونم زیر کلاهکش رو لیس می‌زدم، چون می دونستم خیلی تحریک می‌کردش و بعدش کیرشرو کامل داخل دهنم کردم و یه ساک خوب براش زدم. تو این مدت که با روزبه تو رابطه بودم، باعث شده بودش که ساک زدن رو خوب یاد بگیرم و دیگه مثل اوایل دندونم به کیرش نمی‌خورد. بعد از اینکه حسابی براش خوردم، کیرش از دهنم درآورد منو برگردوند و شورتو از تو پام درآورد وکیرش رو گذاشت لای پام و شروع به تلمبه زدن کرد. این مدل لباس پوشیدنم انقدر روزبه رو تحریک کرده بود که معمولا حداقل یه ربع تا ۲۰ دقیقه لاپایی من رو می کرد تا آبش بیاد ولی این بار تو ۵ دقیقه آبش اومد و آبش رو همونجا لای پام خالی کرد بعد از اینکه ارضا شد، بلند شدم و رفتم توی دستشویی که خودمو بشورم و تمیز کنم، وقتی اومدم بیرون می‌خواستم، لباس ها رو در بیارم و لباس های خودم رو بپوشم، که روزبه نذاشت و سوتین و شورت و نیم تنه رو واسم آورد گفت دوباره اینا رو بپوش و از این به بعد هر موقع که میام پیشت با هم تنها هستیم، لباس زنونه بپوش و منم قبول کردم.
از این قضیه دو ماه گذشته بود و من هر روزی که روزبه پیشم می اومد لباس های مامانم رو می‌پوشیدم. بعد از دو ماه بهم گفتش که دیگه لاپایی بهش حال نمیده و می‌خواد که از سوراخ بکنه‌ و سوراخمو برای کیرش باز بکنه. من اول مخالفت کردم و از دردش می‌ترسیدم، ولی اون گفت که راهی بلده که من درد زیادی نکشم وبعد از چند بار که بهش کون بدم، دیگه درد نداشته باش و همه اش برام لذت باشه. ترسیدم ولی قبول کردم. گفتم چیکار باید انجام بدیم، دوش مقعدی رو بهم یاد داد و گفت اینجوری سوراخ کونم رو تمیز بکنم، منم انجام دادم و بعدش اون شروع کرد به مالش سوراخم و انگشتشو وارد کونم کرد. تو این مدت اینقدر منو انگشت کرده بود که سوراخ کنم به اندازه یک انگشتش باز شده بود ولی کیرش خیلی کلفت تر از انگشتش بود و من می‌ترسیدم.
یه روز بعد از مدرسه بهم گفتش که مادرم خونه نیست بریم اونجا. روزبه هم مثل من تنها با مادرش زندگی می‌کرد خونه اونا کلنگی دو طبقه بود اتاق روزبه طبقه دوم بود و طبقه اول آشپزخونه و پذیرایی و اتاق خواب مادرش بود من طبق معمول که خونشون می‌رفتیم می‌خواستم برم بالا که بهم گفت بالا نرو و برو دستشویی و سوراخت رو تمیز کن و بیا تو اتاق مادرم. اونجا از کمد لباس مادرش یه سری لباس برام درآورد، یک شورت لامبادای قرمز با یه سوتین که باهاش ست بود به همراه یه دامن تا روی زانو و یه تاپ که هم رنگ تاپ به رنگ مشکی بود، اونا رو پوشیدم. بعدش از توی کشوی میز آرایش مادرش لاک مشکی که رنگش با لباسی که پوشیده بودم ست بود، درآورد و گفت که این لاک رو به انگشت‌های پات و دستت بزن منم این کارو کردم .
بعدش بهم گفت که روی تخت قمبل کنم و کونم رو بدم بالا. این کارو کردم وروزبه لبه شورت رو کنار زد و با زبونش سوراخ کنم رو لیس زد تا اونجایی که سوراخم شروع به دل دل زدن کرد و بعد دوباره انگشتشو داخل سوراخ کونم کرد و شروع به بازی کردن کرد با انگشتش و انگشت دوم رو هم فشار داد داخل سوراخم. درد زیادی توی سوراخم حس کردم که باعث شد خودم یه مقدار به جلو هل بدم و از درد صدام دراومد و بهش گفتم که این کارو نکن ولی اون منوسفت گرفت و گفت صبر کن تا جا باز کنه و یه تف روی سوراخم انداخت و دوباره دو انگشتش رو فشار داد و به طور کامل داخل سوراخ کونم کرد. من از درد زیاد اشکم در اومده بود و همه اش به روزبه می گفتم که آروم تر فشار بده.
     
  
مرد

 
Parhamkoon
واقعا عالی بود لطفاً قسمت های جدید او سریعتر بزار ید ممنون
     
  
مرد

 
قسمت 2
گوشش بدهکار نبود که من چی می‌گفتم و کار خودش ادامه می‌داد تا اینکه بعد از چند دقیقه دیگه اون درد اولیه رو حس نمی‌کردم و حرکت انگشتاش داخل سوراخ کونم برام لذت بخش شده بود و اونم متوجه شده بودش که من دیگه درد ندارم. دوتا انگشتش رو درآورد و و من فکر کردم که دیگه تموم شده و دیگه بیخیال باز کردن سوراخ کونم شده تا اینکه چند لحظه بعد، سر سه تا انگشتش رو روی سوراخم حس کردم و قبل از اینکه بخواد فشار بده و داخل سوراخم بکنه، سریع پریدم جلو گفتم نه همین دوتاش خیلی برام درد داشت تازه دردش داره آروم میشه سه تا رو دیگه نمیتونم تحمل بکنم. گفتش صبر کن من برم و بیام. وقتی که رفتش من به پهلو دراز کشیده بودم و داشتم سوراخ کونم رو ماساژ می‌دادم تا دردش کمتر بشه. وقتی برگشت، دیدم که یه چیزی تو دستش هست، بهش گفتم چیه؟ گفت ژل روان کننده است که باعث میشه که دیگه تو درد زیادی حس نکنی و حرکت انگشتم تو سوراخت راحت تر می کنه. گفتم که نه، هنوز درد دارم و نمی‌خوام ادامه بدم. گفت با همون دو انگشت انجام می دم تا سوراخت، اندازه 2 تا انگشتم کامل باز بشه، منم قبول کردم و دوباره قمبل کردم یکم از اون روان کننده ریخت روی سوراخم که خیلی سرد بود و با یه انگشت، روان کننده ای رو که روی سوراخم ریخته بود و رو به داخل سوراخ کونم هول داد و با دو انگشت شروع به تلمبه زدن داخل کونم کرد. همزمان با اون یکی دستش با کیرم بازی می‌کرد. حرکت انگشت هاش توی سوراخم برام لذت بخش شده بود و بازی که با کیرم می کرد یه لذت مضاعف برام درست کرده بود و توی اوج شهوت و لذت بودم. درد من خیلی کمتر شده بود، واقعا داشتم لذت می‌بردم و توی صورتم هم کاملا می شد، دید. انگشت هاش رو درآورد و تا خواستم اعتراض کنم که چرا درشون آوردی، سریع سه تا انگشتش رو با هم محکم فشار داد داخل کونم و قبل از این که صدام دربیاد تا آخر رفته بود داخل. از اون موقع که دو تا انگشتش رو کرده بود تو سوراخم به خاطر روان کننده، دردش کمتر شده بود ولی بازم درد داشت و لذت من رو از بین برد. بهش گفتم خیلی خیلی نامردی و قرار نبود انگشتی اضافه بکنی. اونم گفتش که نتونستم خودم رو نگه دارم و یکم تحمل کنی جا باز میکنه و دوباره لذت می بری. گفتم درد دارم و آروم دستت رو حرکت بده تا سوراخم جا بازکنه . تقریبا 10 دقیقه زمان برد تا سوراخم جا بازکنه و بتونم دوباره مثل اول لذت ببرم. بعد از این که سوراخم کامل باز شد، من برگردونند و کیرش رو جلوی دهنم گذاشت تا ساک بزنم. منم این کارو کردم و چون سوراخمم عنوز درد می کرد، از جون داشتم مایه می ذاشتم تا آبش بیاد و بی خیال کونم بشه. بعد از چند دقیقه که خوب براش خوردم، کیرش رو از دهنم درآورد و گفت قمبل کن. منم با ترس این کار رو کردم. اونم دوباره شروع به انگشت مردنم کرد و تا 3 انگشت دوباره اضافه کرد، بعد از این که دید کامل شل کردم انگشتش درآورد و کیرش روی سوراخم گذاشت و با یه فشار سر کیرش وارد کونم کرد و درد زیادی توی کونم پیچید و با صدای بلند گفتم، در بیار. روزبه کیرش رو همونجا نگه داشت و شروع به مالیدن بدن و کونم کرد و گفت: صبر کن تا جا باز کنه، من که راه دیگه‌ای نداشتم صبرکردم تقریباً یک ربع طول کشید تا کامل کیرش داخل سوراخ بشه و بعد از برخورد شکمش با کونم فهمیدم،که کیرش به طور کامل وارد سوراخم شده و با کیرش تونست سوراخ کونم رو فتح کنه. 5 دقیقه همونجا نگه داشت تا دردم بیفته و سوراخم به کیرش عادت بکنه و بتونه حرکت بده. شروع کرد به تلمبه زدن داخل سوراخم برعکس اون چیزی که توی داستان های سکسی خونده بودم که گفته بودن که کیر طرف وقتی وارد سوراخت بشه فقط دو سه دقیقه اولش همراهش درد داره و بقیه اش لذته بخش، برای من فقط درد می‌کشیدم و همه تلاشم و داشتم می کردم تا زودتر تموم بشه و آبش بیاد، بعد از دو سه دقیقه تلمبه زدن داخل سوراخم آبش اومد و کیرش درآورد. خواستم بلند شم برم دستشویی ،گفتش صبر کن من برگردم، وقتی برگشت سوراخم رو باز کرد و یک تف سوراخم انداخت و با دو انگشتش دوباره چند بار من و انکشت کرد و کفت 4 ، 5 دقیقه صبر کن بعد برو دستشویی ویه دستمال روی سوراخم گذاشت تا آب کیرش از سوراخم روی تخت مامانش نیفته. بعدا فهمیدم که چند تا حبه قند رو تو دهنش آب کرده بود و داخل سوراخم ریخته بود تا سوراخم خارش بگیره و کونی شخصیش بشم و خودم بخوام که کیرش رو توی سوراخم بکنه .آروم شورت مامانش رو از تنم درآورد و گفت برو خودت رو تمیز کن وقتی برگشتم درد کونم دوباره شروع شده بود و به روزبه گفتم. اونم نامردی نکرد و گفت به شکم دراز بکش آروم آروم سوراخم رو ماساژ داد تا دردش کمتر بشه. بعد از دو ساعت دردم خیلی کمتر شد و لباس های خودمو پوشیدم و لاک هارو پاک کردم و رفتم خونه.
تقریباً تا یک هفته رابطه‌ای با روزبه نداشتم و نه اون خونه ما اومد و نه من خونه اونا. اما از فردای اون روز خارش عجیبی توی سوراخم داشتم و دوست داشتم یه چیزی داخل بشه و خارش رو از بین ببره. دوست داشتم به روزبه بگم بیاد خونمون. البته اینم بگم که با این که با روزبه تو این مدت رابطه‌ای نداشتم ولی ترس خودم ریخته بود و با بادمجون، هویج و از اینجور چیزای دراز داخل سوراخم می‌کردم و قشنگ سوراخم باز شده بود، اما هیچ کدوم از جای کیر نرم و سفت رو داخل سوراخم نمی‌گرفت . بعد از یک هفته، به روزبه زنگ زدم و گفتم که بیاد خونمون. گفتش که یک ساعت دیگه میام. من هم تا بیاد، رفتم داخل کونم رو تمیز کردم وبا یک خیار نسبتا بزرگ که تقریبا هم سایز کیر روزبه بود یه یه چهار پنج دقیقه‌ای با سوراخم ور رفتم تا گشاد و آماده بشه، چون مطمئن بودم که دیگه روزبه به لاپایی رضایت نمیده و حتما میخواد که کیرش رو تو کونم بکنه و حتی خودم هم از خدا خواسته بودم. بعد از اینکه سوراخم رو گشاد کردم، رفتم تو اتاق مامانم و از توی کمد لباساش یه دست لباس سکسی برداشتم و پوشیدم. لباسی که انتخاب کردم یه شورت و سوتین سفید بودش که روش یه لباس یه سره بلند تا روی زانو می‌رسید که از پشت تا بالای کمرم لخت بود و از بغل چاک داشت رو پوشیدم. همون کلاه گیس مشکی رو برداشتم و آرایش کردم و ناخن های دست و پام رو لاک قرمز جیگری که با رژ لبی که زده بودم، ست بود، زدم. خودم تو آینه قدی اتاق مامانم نگاه می کرد و دیدم خوب کصی شدم. از بین کفش هاش هم، یک کفش مشکی برداشتم، چون روزبه اون مفش رو خیلی دوست داشت. کارم تموم شد، یکم شربت درست کردم و تو یخچال گذلشتم تا خنک بشه. 10 دقیقه بعد صدای زنگ آیفون اومد، تو دلم گفت این قدر دنبال کونمه که نیم ساعت زودتر رسیده. بدون این که نگاه کنم کی پشت در هست، آیفون زدم و درخونه رو باز کردم و خودم رفتم تو اتاق مامانم روی تخت تا روزبه بیاد.
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
وقتی می خوانید نظراتتون رو بذارید تا منم انرژی بگیرم.
     
  
مرد

 
خیلی خوب داری پیش میری
تحریک کنندس
البته مشخصه قسمت بعدی یهو کیو میبینی تو خونه ولی بازم واقعا خیلی خوبه موضوعش ...دوس دارم
     
  
مرد

 
ممنون بابت نظرتون
نظر های شما باعث قوت قلب میشه
     
  
مرد

 
قسمت 3
بعد از اینکه صدای بسته شدن درب اومد. روی تخت قمبل کردم تا زمانی که روزبه میاد، اولین چیزی که می‌بینه کون خوش فرمم توی لباس مامانم باشه. یکم که گذشت دیدم نه روزبه اومد تو اتاق و نه صدایی ازش بود. بلند گفتم که بیا تو اتاق من اینجام. باز صبر کردم، دیدم صدای روزبه نمیاد، چرخیدم و و نشستم رو تخت به سمت در تا اینکه دیدم تو چهارچوب در مامانم ایستاده و داره منو نگاه می‌کنه منم با دیدن مامانم مغزم قفل کرد و هاج و واج نگاهش می‌کردم.
یکم از مامانم بگم تا بیشتر باهاش آشنا بشید. مامانم اسمش الناز هست وقتی که ۲۰ سالش بود منو حامله شد و ۲۱ سالگی منو به دنیا آورد اون موقع که این اتفاق افتاده افتاده بود، مامانم ۳۶ سالش بود یه زن جا افتاده با قد ۱۷۰ سانت، وزن ۶۵ کیلو، کون فوق العاده خوشفرم، سینه سایز 75 و موهای قرمز بلند، طوری که وقتی موهاش رو دم اسبی می بست تا کمرش می رسید. مامانم عاشق رنگ قرمز بود و اکثر لباس هاش هم تونالیته رنگ قرمز بود، به خاطر همین موهاش رو رنگ دیگه ای نمی کرد و به جاش کلاه گیس می گرفت، که اگه نیازش شد، برای مهمونی از اون استفاده بکنه. مامانم هیکل خیلی خوش فرمی داشت و هیکلش خیلی براش مهم بود و هر روز بعد از کار مستقیم می‌رفت باشگاه. هیچ وقت باشگاهش رو تعطیل نمی‌کرد. از مدل لباس پوشیدنش بخوام بگم کاملا امروزی بود تیپش، شلوارهای جذب می‌پوشید و مانتو کوتاه. سرکارم که می‌رفت همینجوری لباس می‌پوشید. مامانم ۵ سال قبلش به خاطر اعتیاد پدرم ازش جدا شد. مادرم زن فوق العاده سکسی و هات هست و بعضی شب ها صدای آه و ناله‌های مادرم رو می‌شنوم که داره خود ارضایی می‌کنه.
برگردیم به ادامه ماجرا من زبونم قفل کرده بود و همونطوری روی تخت نشسته بودم و مامانمو نگاه می‌کردم تا اینکه مامانم گفتش که من می‌دونستم که تو لباس‌های منو می‌پوشی و وقتی خونه نیستم آرایشم می‌کنی ولی دیگه نمی‌دونستم که کونی هم شدی با لباس‌های من، خودتو آماده می کنی و الانم که منتظر اون بودی. چیزی نمی‌تونستم بگم و فقط گفتم که گوه خوردم و ببخشید می‌خواستم لباس‌های تنم در بیارم که مامانم نذاشت گفتش زنگ بزن بگو نیاد با همین لباس‌ها بیا توی حال پیشم بشین کار دارم باهات و خودش رفت توی حال. منم از ترس هرچی مامانم گفت گوش کردم و زنگ زدم به روزبه گفتم که مامانم نزدیکه و داره میاد خونه امروز نمیشه بعداً هماهنگ می‌کنم باهات تلفن و قطع کردم رفتم پیش مامانم. وقتی که رفتم توی حال مامانم گفتش که خیلی خوبم با کفش پاشنه دار راه میری، معلومه خیلی تمرین کردی. قرمز شدم. گفتش که حالا بیا بشین و برام از اول تعریف کن که رابطت با روزبه چی بود و چی شد که اینجوری شد؟ از کی شروع کردی به این کار؟ از اول برای مامانم تعریف کردم و قسمتی که رفته بودم خونه روزبه و اونجا لباس مامانش رو پوشیدم و منو از کون گایید و تعریف نکردم. وقتی حرفام تموم شد مامانم گفتش که تو حس زنونه داری و دوست داری که لباس زنونه بپوشی و باهات مثل زن برخورد بشه یا چیزه دیگه ای هست؟ منم گفتم که آره این حس رو از بچگی داشتم. مامانم یکم صبر کرد و بعدش گفت چرا اینا زودتر به من نگفتی؟ گفتم، خجالت می‌کشیدم که بهت این حرفو بزنم و بگم که من همچین حسی دارم و از برخوردی که باهام امکان داشت، داشته باشی می‌ترسیدم. مامانم بغلم کرد و گفت تو هرجوری باشی من دوست دارم تو پسر منی. منم مامانم رو بغل کردم تو بغلش شروع به گریه کردم، بعد از چند دقیقه که آروم تر شدم، حالم بهم گفت که بلند شه برو صورتتو بشور لباس‌های منم در بیار لباس‌های خودتو بپوش بیا تا با هم بریم بیرون. با مامانم رفتیم شهربازی و کلی خوش گذشت. بعدشم شام خوردیم و برگشتیم خونه.
خونه که اومدیم ، رفتم تو اتقم و لباس هام عوض کردم رفتم، روی تختم دراز کشیدم. پند دقیه بعد مامانم اومد توی اتاقم. لباس خواب به رنگ قرمز تنش بود و یه لباس خواب صورتی رنگی هم توی دستش. لباس رو بهم داد و گفت، این رو از امشب موقع خواب بپوش. منم از این حرف مامانم هم خیلی ذوق کردمو هم خجالت کشیدم به طوری که حتی گوش هام هم قرمز شدهبود. مامانم خندید و گفت، مگه نگفته بودی دوست داری لباس زنونه بپوشی و مثل دختر باهات برخورد بشه؟ گفتم اره. اونم گفت منم دارم همین کار رو می کنم. حالا پاشو این لباس رو بپوش.
منم با خجالت لباس رو از مامانم گرفتم و گفتم بهش که از اتاق بره بیرون تا لباسم رو عوض کنم، اونم قبول کرد و رفت بیرون. منم لباسهام رو در آوردم و با شورت تو اتاقم وایسه بودم و لباسی که مامانم بهم داد روبرداشتم تا بپوشم که دیدم وسط لباس یه شورت بک لس، از این هایی کخ لمبر های کونم کلا بیرون بود از شورت و یک نوار باریک مثل نخ ولی کلفت تر از اون از لای قاچ کونم رد می شد که فقط سوراخ کونم رو می پوشند و جلوش هم حالت توری داشت، هم هست. منم با دیدنش کلی ذوق کردم و با خودم گفتم که چه مامان فهمیده ای دارم. شورت رو پوشیدم و جلوی آینه وایسادم و کونم داخل شورت نگاه می کردم و خیلی کیف می کردم. شورتش هم رنگ با لباس بود. بعد از پوشیدن شورت، لباس رو هم برداشتم و دیدم که یه لباس یه سره تا زیر کونم هست که از بالا فقط با دو تا بند از بالای شونه هام نگه داشته می شد. تازه فهمیدم که مامانم چه لباس خواب های خوبی داره که من اصلا بهشون توجه نکرده بودم. پوشیدمش و تا خواستم برم روی تختم، مامانم در زد و پرسید، لباس رو پوشیدی؟ منم گفتنم آره، بعدش در رو باز کرد و اومد تو اتاق و من و تو اون لباس برانداز کرد و گفت، رنگش بهت می آد. منم از خجالت داشتم آب می شدم و هیچی نگفتم. مامانم گفت، تا کی می خوای خجالت بکشی؟ هیچی نگفتم و فقط سکوت کردم. مامانم گفت امشب با خودت فکر کن، اگه واقعا می خوای باهات مثل دختر برخورد بکنم، باید خجالت رو بذاری کنار و گرنه فردا این لباس ها رو بذار روی تخت اتاقم. من هم جوری برخورد می کنم که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده و مثل قبل به زندگیمون ادامه می دیم.
منتظر جواب من نموند و از اتاق رفت بیرون و در رو هم پشت سرش بست و من موندم هزار تا فکر توی مغزم. همین طور تو فکر بودم نفهمیدم کی خوابم برد و با صدای زنگ آلارم گوشی از خواب بیدار شدم. ساعت رو دیدم ۶/۳۰ صبح بود و باید آماده می شدم برم مدرسه.از جام که بلند شدم ، متوجه لباس تنم شدم و دوباره همه فکر ها اومدم تو سرم. لباس ها رو عوض کردم و تصمیمم رو گرفتم و واقعا می خواستم که مامانم باهام مثل دختر برخورد بکنه.
حاضر شدم برم مدرسه، مادرم هنوز خواب بود و صبح ها ساعت ۷/۳۰ از خواب بیدار می شد. رفتم مدرسه و اونجا روزبه رو دیدم، گفتش چی شد دیروز رو کنسل کردی؟ گفتم بهش که تو مسیر برگشت برات تعریف می کنم. اونم قبول کرد و دیگه اصراری نکرد.
     
  
مرد

 
با نظراتتون تو بهبود داستان کمک کنید
     
  
مرد

 
خوبه داستانت ولی زودتر آپلود کن
تا توانم خواهم کرد
     
  
مرد

 
داستان عالیه. ولی امکانش هست که یکم سینمایی طور بنوسید که داخلش همه چیز داشته باشه مثل عشق. بیماری کار. سفر همش به این سمت نره که فقط سکس باشه. انگار که خواننده داستان احساس کنه که یکی از شخصیت‌های داستانه. امکانش بود زودتر آپلود کنید❤️❤️
     
  
صفحه  صفحه 1 از 3:  1  2  3  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

سرگذشت پرهام

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA