انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 3 از 3:  « پیشین  1  2  3

سرگذشت پرهام


مرد

 
قسمت 6
مامانم توی سکس خیلی حرفه ای بود و قشنگ می تونست من و تو اوج نگه داره و با پیچی که به کمرش می داد و حرکتی که کصش روی کیرم انجام می داد، داشت من رو تا مرز جنون می برد. از روی من بلند شد و رفت، دوباره بین پاهام نشست و شروع به حرکت دادن کیر مصنوعی کرد . سوراخم جا بازکرده بود و کاملا بهش عادت کرده بود و هر حرکتش به لذتم اضافه می کرد. سرعت حرکت دست مامانم بیشتر شد و دائم قربون کونم می رفت و می گفت، کون خیلی خوبی داری و این کون باعث میشه که دخترم بی شوهر نمونه و کشته ها می ده. بعد از چند دقیقه بهم گفت بچرخم و حالت داگ استایل رو بگیرم. من هم انجام دادم . گفتش حالت اشتباهه. یک به کمرت قوس بده به سمت پایین و با دستش کمکم کرد. منم انجام دادم و گفت، همین اندازه خوبه. حالا کونت رو بده بالا ، اینجوری گردی کونت می افته بیرون و قشنگ تر میشه. مامانم داشت کامل، کونی بودن رو به من یاد می داد و قشنگ قبول کرده بود که من دخترم و توی سکس کارهایی که زن ها باید انجام بدن رو به من یاد می داد. وقتی که فرم درست رو گرفتم، دوباره شروع کرد با دستش کیر مصنوعی رو حرکت دادن و همزمان با دست دیگه اش کیرم رو می مالید و گفت، هر موقع خواست آبت بیاد به من بگو. وقتی که داشت دوباره آبم می اومد به مامانم گفتم، اونم من و رو سریع چرخوند و دوباره کیرم تو دهنش گذاشت و آبم اونجا اومد و تا قطره آخرش رو خورد. گفتش حیفه آب کیر هدر بره. همون طور لخت من رو از پشت بغل کرد و در گوشم گفت، بذار کیر مصنوعی تا صبح تو کونت بمونه. من هم یه چشم گفت و همون جا تو بغل مامانم خوابیدم.
صبح که از خواب بیدار شدم دیدم لخت تو بغل مامانم هستم و یاد کارهای دیشب افتادم و از روی خجالت سریع پاشدم، برم تو اتاقم لباس بپوشم و برم مدرسه قبل از این که مامانم بیدار بشه. خجالت می کشیدم باهاش رو در رو بشم. قدم اول رو برداشتم، یه دردی تو کونم حس کردم و یادم اومد که از دیشب کیر مصنوعی هنوز تو کونمه. آروم با درد از تو کونم درآوردم و گذاشتم رو میز آرایش مامانم و لباس پوشیدم رفتم مدرسه.
تو مدرسه نمی تونستم درست بشینم و سوراخ کونم درد می کرد. به سختی تا آخر مدرسه دوم آوردم و رفتم خونه. رسیدم خونه لباس هام در آوردم و همون جوری لخت به شکم روی تختم دراز کشیدم ، تا یکم دردم کم تر بشه. از خستگی دیشب سریع خوابم برد و حتی ناهار هم نخورده بودم. نفهمیدم چقدر خوابم برد، تا با حس، مالیده شدن سوراخم از خواب بیدار شدم. چشم هام رو که باز کردم دیدم مامانم کنارم رو تخت نشسته و داره سوراخم رو ماساژ میده. تا خواستم بلند شم، جلوم رو گرفت و گفت همین طور دراز بکش، سوراخت متورم شده و نیاز داره ماساژ داده باشه. من هم حرف مامانم رو گوش کردم و تو همون حالت موندم. یکم که سرحال تر شدم تازه به مامانم توجه کردم که یه لباس خواب حریر خیلی نازک پوشیده بود که زیرش هیچ لباس زیری تنش نبود و سینه و کصش قشنگ معلوم بود. یکم که سوراخم رو ماساژداد، بلند شد و گفت همین جا باشد تا برگردم. وقتی برگشت یه قوطی فلزی مشکی دستش بود که روش نوشته انگلیسی داشت، از مامانم پرسیدم این چیه؟ اونم بهم گفت که این یک ژل مخصوص برای ماساژ سوراخ کون هست که بعد از سکس استفاده میشه، دیشب چون خوابمون برد یادم رفت برات بزنم. این ژل باعث میشه که سوراخت دیگه متورم نشه و دردش خیلی کم تر بشه. خودم هم اوایل ازدواجم با بابات که شروع به کون دادن کردم، خیلی از این استفاده می کردم، تا بتونم شب بخوابم. یکمی ازش روی سوراخم ریخت. خیلی سرد بود و برای چند لحظه درد سوراخم خیلی زیاد شد و آی گفتم که با جوووون گفتن مامانم همراه شد و دوباره شروع به ماساژ سوراخم کرد و واقعا بعد از 10 دقیقه، درد سوراخم تقریبا از بین رفته بود و مامانم هم گفت تا یکی، دو ساعت دیگه هم تورمش ازبین می ره. کمکم کرد که بلند شم، شورتم و پوشیدم و من و برد توی آشپزخونه و روی صندلی نشون و ظرف غذا جلوم گذاشت و گفت ناهار هم نخوردی، این رو بخور قوت بگیری. منم چون دردم کم شده بود، با اشتها شروع به خوردن کردم و مامانم روبه روم نشسته بود و نگاهم می کرد. وقتی غذام تموم شد مامانم ظزف غذا رو برداشت و توی سینک گذاشت و بهم گفت برو حاضر شو بریم بیرون. منم رفتم توی اتاقم اول شورت مردونه پوشیدم و بعدش یه شلوار جین به رنگ آبی و یه تیشرت مشکی پوشیدم و از اتاق اومدم بیرون و رفتم اتاق مامانم.مامانم رو دیدم که لخت مادرزاد روی صندلی میز آرایشش نشسته و داره آرایش می کنه. به مامانم گفتم، من حاضرم. چرخید من رو نگاه کرد و گفت، این ها چیه پوشیدی؟ منم گفتم لباس هام هست دیگه. مامانم گفت همشون رو در بیار و بیا اینجا پیش من. منم این کار رو کردم و فقط شورتم تنم بود،نگاهم کرد و گفت، من گفتم همه رو در بیار، شورت هم جز همه هست. گفتم آخه. گفت آخه و اما و اگر نداریم. حالا زودباش درش بیار. من هم شورتم رو درآوردم و دستم رو جلوی کیرم گرفته بودم و از این که جلوی مامانم لخت و عریان ایستاده بودم، برعکس مامانم، احساس خجالت می کردم. مامانم دید که دستم جلوی کیرمه، گفت، چیزی شده. منم گفتم نه فقط از این که لخت جلوت ایستادم، خجالت می کشم. مامانم خندید و گفت پس چطور دیشب که من و دید می زدی و کیرت رو تو دهنم می ذاشتی و آبت رو خالی می کردی، خجالت نمی کشیدی. دیگه چیزی بینمون برای پنهان کاری نموده و گفت دستت رو بردار از روش. با این حرف مامانم بیشتر خجالت کشیدم و رنگم، هم رنگ لبو شده بود و خیلی آروم دستم رو از روی کیرم برداشتم. مامانم گفت آفرین دختر نازم حالا این رو بپوش. از مامانم گرفتمش و نگاهش کردم. یه چیز پلاستیکی رنگ روشن بود که شبیه شورت بود، که جلوش یه چیز لوله ای باریک داشت. وقتی داشتم می پوشیدم مامانم گفت کیرت که الان خوابه، بادست بفرستش داخل لوله. منم این کار رو کردم و به مامانم گفتم . از جاش بلند شد و سر لوله روگرفت وکشید و از لای پام رد کرد، جوری که از وسط تخم هام رد شده بود و نزدیگ به سوراخ کونم یه گیره ای داشت که سر لوله به اونجا وصل می شد. بعدش از کنار میز آرایشش یه ساپورت سفید تنگ بهم داد و گفت این رو بپوشم و امروز قرار به عنوان دختر مامانم باهاش بیرون برم. گفتم آخه مامانم من اینجوری لباس بپوشم بیام بیرون می فهمن پسر هستم. گفتش اون با من درستش می کنم، حالا این ساپورت رو بگیر و بپوش. من هم حرف مامانم رو گوش کردم و ساپورت رو پوشیدم. خیلی جذب بدنم بود و قشنگ کونم افتاده بیرون و از مچ پام به اندازه 4 انگشت از پام لخت بود. جلوی آینه که ایستادم دیدم اون چیزی که جای شورت پوشیده بودم،کیرم رو از روی ساپورت تبدیل به کص تپل کرده بود. بعدش مامانم یه سوتین رنگ سفید اسفنجی بهم داد و گفت این رو بپوش و بعدش این تاپ سیاه رو هم روش. من هم این کار رو کردم و بعدش یه کفش پاشنه دار رنگ نقره ای رو هم گذاشت روی میز با یک مانتو به رنگ سفید. گفتش اول ناخن های دست و پات رو لاک قرمز بزن، بعدش صبر کن تا خشک بشه. هر وقت خشک شد مانتو و کفش رو بپوش. من هم چشم گفتم و انجام دادم. با این که این کار رو داشتم انجام می دادم ولی همزمان حس لذت و ترس رو داشتم. می خواست برای اولین بار با مامانم با لباس زنونه از خونه برم بیرون. وقتی حاضر شدم، تازه آرایش کردن مامانم تموم شده بود. نگاهش که کردم تعجب کرده بودم، تا حالا مامانم رو این قدر با آرایش ندیده بودم و اگر تو خیابون کسی رو اینجوری می دیدم، حتما می گفتم که جنده است. مامانم دید که میخش شدم و دارم نگاهش می کنم، با لبخند گفت، تا حالا خوشگل ندیدی؟ منم گفتم ببخشید. خندید و بلند شد رفت در کمد لباس هاش رو باز کرد، تو این چند وقتی که لباس زنونه بهم داده بود، دیگه سر وقت کمد لباس هاش نرفته بودم. یه لگ سیاه برداشت و بدون شورت پوشید، تقریبا نصف ساق پای لختش مشخص بود با تاپ مشکی تا بالای نافش. چون لباس زیر تنش نبود، یکم دقت می کردی، خط کصش و نوک سینه هاش رو می دیدی و موقع راه رفتن هم لرزش کونش خود نمایی می کرد. یک مانتو کوتاه قرمز هم پوشید، که به زور می تونست نصف کونش رو بپوشنه. البته مانتو من هم خیلی فرق نداشت و کونم رو نمی پوشند.
     
  
زن

 
خیلی قشنگ ❤️❤️❤️❤️
عشق یعنی زندگی
     
  
مرد

 
خووووبه
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
Saharjan123
نظر لطفتونه
     
  
مرد

 
pacxxxx
مرسی ممنون
     
  
صفحه  صفحه 3 از 3:  « پیشین  1  2  3 
داستان سکسی ایرانی

سرگذشت پرهام

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA