انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 12 از 18:  « پیشین  1  ...  11  12  13  ...  17  18  پسین »

ضربدری یک طرفه


زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت چهل و هفت
فردا صبح دیر اومد کارگاه حدودای ده . یه ساعت اول یکم خجالت میکشید و لپاش گل انداخته بود منم چیزی نگفتم تا بتونه این موضوع رو هضم کنه که نیم ساعتی گذشت یه پیام بهم داد و نوشته بود: لطفا به روم نیار .
منم جواب دادم: حتمااااا و چند تا شاخه گل فرستادم.
که کم کم شد همون همیشگی شاد و سرزنده و قبراق و میگفت و میخندید ولی تو نگاه کردن بهم ته نگاهش هنوز یه خجالت نهفته حس میکردم ولی رابطه مون عالی شده بود و از قبل خیلی زیباتر .
چند روزی گذشت و دیگه کاملا برگشته بودیم و به روال و خبری از اون خجالت هم نبود و راحت و بی خجالت جلوم لباس عوض میکرد ولی اینبار راحت تر از قبل بود ولی خب تو این چند روز خبری از سکس نبود
و تو این چند روز خبری نه از زهرا بود و نه زهره فقط در حد چت و احوالپرسی عادی و هیچ کدومم واسه سکس پیشنهادی نداد منم حرفی بهشون نمیزدم تا خودشون بخوان.
که اون روز عصر چهارشنبه مریم رفت دوش بگیره منم تو اتاق با شلوار لی که زیپ و دکمه هاش هنوز نبسته بودم و بدون تیشرت رو تخت نشسته بودم که با حوله تنی از حموم اومد بیرون منو دید یهو گفت ووووههههه چه پشمالویی تا حالا اینجور ندیده بودمت
من: کجام پشمالوهه؟
مریم: سینه هات
من: سینه همه مردا مو داره
مریم: نه اونایی که من دیدم
من: ببخشید؟ سینه چند تا مرد رو دیدی؟
مریم: فکر بد نکن دیوونه .نیما بابام داداشام
من: حتما اونا کم مو هستن
مریم: پیش تو اره واقعا البته من موهای سینه مرد رو دوست دارم ولی تا حالا اینقدر پشمالو ندیده بودم .معنی اون تاتو رو بازوت چیه؟
جلوی ایینه ایستاده بود پشت به من و داشت خودشو خشک میکرد
من: مال دوران خریته . چیزایی که خیلی وقته نمیخوام به یاد بیارم
مریم: دوران خریت چیه دیگه دیوونه؟
من: جوونی و اون موقع ها که کله ام باد داشت
مریم:اها اون موقع ها که شر بودی
من: اره
اومد سمتم و همونجور که نگام میکرد گفت: فرشته همون موقع دوران نامزدیتون یه چیزایی بهم گفته بود شر بودی
من: ولش کن مریم مال دورانی بود که نمیخوام بهش فکر کنم
مریم: من که خوب یادمه فرشته ادمت کردا
من: اره خب تنها دلیل اینکه از اون دوره گذشتم خاطر خواهی من و شرط ها و سخت گیری های فرشته بود وگرنه نه دانشگاه میرفتم نه الان کار درستی داشتم و مطمینا الان یا زندان بودم یا سینه قبرستون
مریم: خدا نکنه ارشششش این چه حرفیه میزنی من تازه پیدات کردما . قدرشو بدون زن خوبیه . البته الان داری بهش خیانت میکنیا
من: اون که ارهههه . ولی خیانت هم نمیکنم
مریم: بعد از این هم یه مشاور داری که در مقابل خدمات تو بهت مشاوره رایگان میده
من: عجبببب . عالیه که
مریم یکم خجالت کشید : ولی یه چیزی بگم
من: بگو
مریم: تا حالا تو زندگیم ادمی مثل تو نبوده
من: چجور ادمیم مگه؟
مریم: فرق داری دیگه
من: راحت بگو ارازل نه؟
مریم از این حرف من یکم خجالت کشید گفت: خودت میگی مال قبل بوده ولی خب تا حالا با اینجور مردی اینقدر نزدیک نبودم
من: اره درسته دیگه اهل دعوا و شر نیستم ولی هنوز بعضی از رفتارهای اون موقع رو دارم . خب تو تو یه خانواده سطح بالا بزرگ شدی ادمایی که اطرافت بودن فرق میکردن همه دنبال درس و مدرسه اصلا تو شرایط و محیطی که ادمایی مثل من هستن نبودین
مریم:باورت میشه من دعوا رو فقط تو کلیپ ها و فیلم ها دیدم
من: عجببب
مریم: ولی از تو خوشم میاد
من: از چیه من؟
مریم: از اینکه تو هر شرایط و موقعیتی که کنارت باشم حس مرد بودن رو بهم میدی حس خوب حمایت ارامش رو میتونم ازت بگیرم
من: پس غیر از بعضی چیزا اینم میخوای ازم
مریم: راستش رو بگم؟
من: بگو
مریم: هر نوع حسی که میتونی به یه زن بدی رو ازت میخوام
من:واقعا؟؟؟ مطمین باش تو هر شرایطی کنارتم
مریم: یه چیز دیگه هم بگم.تو ایینه صورتشو میدیدم خجالت کشید و گفت: بدنتم خیلی دوست دارم
همینجور که محو دیدنش بودم گفتم: چطور؟
مریم: مردونه هست مثل این مردای لوس و سوسول نیست موهای سینت سینه هات همه چیزت دیگه یجورایی هم خشنه هم درشته. همه جات دیگه. یه چشمک تو ایینه بهم زد
من: اهاا از اونم خوشت اومده
مریم خجالت کشید و با لحن دخترونه گفت: خیلی لوسی ارش دیگه برات نمیگم
بلند شدم و رفتم از پشت بغلش کردم و سرمو بردم زیر موهای نمدارش همین که بوی تنش همراه با بوی شامپو به مشامم خورد انگار مست شدم و یه نفس عمیق زیر موهاش کشیدم که مریم با همین کارم انگار یه ساعت کسشو خورده باشم یه اخخخخ کشدار گفت . و تو گوشش گفتم: از تو شنیدن هم لذت داره بازم بگو . کسی تا حالا بهت گفته سبزه جذاب
همین دو کلمه من مریمو داغ کرده بود و چشماشو بست و اروم گفت : دوست داری؟
من:ارهههه خیلیییی نمیدونی چقدر ولی اینم بدون لای پای سبزه ها همیشه داغه
مریم:اخ ارش بازم بگو
من:پوست سبزه ها عطش دارن سیر نمیشن وحشی هستن
مریم: اخخخ منم وحشی ام
من: اره سیر نمیشی وحشی هستی و وحشی هم دوست داری زنای وحشی هم با مردای سست شیره کسشون نمیاددددد
مریم از شنیدن این حرفم گفت: واییی ارششششش برام میاریش
دستمو بردم لای حوله و گذاشتم رو شکمش و اروم نوازشش میکردم و مریمم که داشت کیف میکرد از حرفام و کارم و سرشار از خواستن بود دوباره گفت: برام میاریییش؟
لبام زیر گردنش بود و اروم میبوسیدم گفتم: هم میارم هم میخورمممم
مریم شل شده بود گفت: اخخخ بازم بگو
باحرف زدن دو تا دستام رفت لای پستونای مریم که هنوز سوتین نبسته بود و گرفتمشون تو دست جوووووون دستام زیر پستونای اویزونش بود و اوردمشون بالا و تو دستام نوازش میدادم و فشار میدادم و نوک پستوناشو لای انگشتام بازی میدادم
مریم داغ داغ بود از پشت هم بهش چسبیده بودم و کیرم از رو شلوار چسبیده بود به کونش واییییی مریمم تو بغلم اروم و قرار نداشت و نمیتونست خودشو نگه داره تکون میخورد و کونشو روکیرم میچرخوند
من: خیلی لذت بخشه که با یه زن داغ سبزه همخواب شدم
مریم: اره میخواییی چی میخوای من مال تو باشم چکار میکنی باهام؟
سر تا پامو هوس گرفته بود و یه ان برش گردوندم و گرفتمش تو بغل چشماشو بسته بود و لبامون قفل شد تو هم اولش یکم خجالت کشید و معذب بود تو بغلم و درست لب نمیگرفت ولی با هوس من تحریک شد واییییی مریم مثل کوره داغ بود و حشری جوری بغلم کرد و ازم لب میگرفت که انگار مدتهاست منتظرم بوده و جوری تو بغلم پیچیده بود و حشری شده بود دستاش رو همه بدنم میلغزید و شلوارمو کشیدم پایین و کیرم چسبید به شکمش و گفت جووونمممم این مال خودمههه بزرگهههه قبلا تو بدنم باهاش اشنا شدم دلم خواست کهههه منم لذت میبردم و همونجور با حرارت گفت کجا بودی اون موقعی که میخواستمت اون موقعی که بهت فکر میکردم چرا نبودی. تو این چند وقته نفهمیدی چرا دیر به دیر میخواستم ببینمتتت نمیتونستم ببینمت و بعدش نرم حمومممم .
من: واقعاااا کست واسم نبض میزد نههه
مریم: ارهههه
من:حموم اینجا هم ارهههه؟؟؟
مریم: اخخخخ از یه جایی به بعد اینجا کارمو میکردم
من: جوووووونننن تو حموم چکار میکردی
مریم: حالاااا
من: اخخخ
دستای منم از زیر حوله رفت رو کون مریم نرم و لطیف لمبرای گوشتی کونشو تو دستام فشار میدادم و مالش میدادم و لبامون تو هم گره داشت قبل از اینکه من حرفی بزنم دستشو برد تو شورتم و کیرمو گرفت تو دست و گفت ااااایییییییییییی و میمالید و منم دستم پشت کون برجسته و نرمش بود و کونشو تو دستام محکم فشار میدادم و هردو دیوونه وار تو هم بودیم مریم اونقدر حشری بود گفت: ببینمششششش. و دو زانو نشست و کیرمو محکم گرفت و نگاش میکرد وگفت اخخخخ چه هیبتی هم دارههه مثل بدنت خشنه ارشششش تو دست مالشش میداد گفت مال منه؟ همش مال خودمه؟ منم از بالا نگاش میکردم و کلفتی کیرمو تو دستای ظریف و ناز مریم میدیدم کلفتی کیرم کم از اندازه ساق دست مریم نداشت جووووون و تنه کیرمو بالا پایین میکرد و سر کیرمو تو دستاش فشار میداد و نگاش میکرد کیرمو اورد بالا چسبوند به شکمم گفت چه بلندههههه و دستشو برد انتهای کیرم و گفت تا اینجا کردی توم ارهههه خیلی بلندههه کردی تو رحمم نه اره کردی تو رحمم که دردم اومد ولی مال خودمه بازم بکن توم میخوامششش دردشو دوست داشتمممم
من: بازم میکنم تو تا ته میکنم تو کس داغت مریمم خوشکل خودمییی
مریم: اااااییییییییییییی چطوری رفت توووو وایییییییییی
و زبونشو از زیر کیرم کشید بالا تا سوراخ کیرم و مک میزد و سرشو کرد تو دهن و با تمام وجود ساک میزد و میخورد منم موهاش تو دستم بود و سر کیرمو تو دهنش تلمبه میزدم وایییی خیلی خوب کیرمو میخورد و تا هرچی میتونست میکرد تو دهنش و میخورد و هق میزد و گفت جووووون خوردن داره همه دهنش اب افتاده بود و میریخت زمین و با ولع کیرمو میخورد. گفت جوووون بزرگهه دوست دارم ارهههه سرش کلفته از اونا که میره تو درد داره وایییییی جوووون سر کلفت کیرت باعث میشه همیشه حس روز اولو داشته باشم دیگه مال خودمههههههه
چند دقیقه کیرمو خورد گفت ابت نیاد گفتم نگران نباش و بلند شد و خوابوندمش رو تخت و رفتم روش وایییی زیر بغلش مو داشت زیر بغلشو بوسیدم گفت اخ اخخخخ دوست داری گفتم من ازهمه نوع فیتیش خوشم میاد و موهای زیر بغلشو که تقریبا بلند هم بودن تو دهن میگرفتم و میمکیدم و زیر بغلشو که بوی خوب شامپو بدن هم میداد لیس میزدم و میمکیدم معلوم بود خیلی دوست داره و از لباش شروع کردم خوردن تا اومدم پایین گفت کبود نشما . گفتم نه خوشکلمممم رسیدم به پستوناش جووووووون پستونای سبزه وسایز متوسط و اویزون و کشیده با نوک برجسته و قهوه ای تیره اخخخخ افتادم به جون پستونای مریم و تو دستام بلندشون میکردم و کش میومدن و میخوردمشون جووووووووون اونقدر خوردم که از لذت به خودش میپیچید اشکش دراومده بود بعد ازدو تا شکم طبیعی زایمان طبیعتا شکم داشت ولی نه خیلی بزرگ ولی یکمی شل شده بود شکمشو تو دستام میگرفتم و فشار میدادم و میمالیدم میبوسیدم و مک میزدم و نافشو میخوردم و زبونمو فرو کردم تو نافش که یه وایییییییی بلند گفت و منم زبونمو تو ناف مریم تلمبه میزدم که انگار شیر بدنشو میکشیدم و با دستاش محکم سرمو گرفته بود که نافش رو زبون نزدم و رفتم سراغ کسش و شورتشو کشیدم پایین جووووون کس مودار سبزه تیره با لبهای کوچیک قهوه ای بیرون زده و چوچوله برجسته که از لای کسش بیرون بود و موهای نیم سانتی که از زیر شکمش تا کل کسشو گرفته بود با ولع لای کسش و باز کردم و اب سفید کسش هم اومده بود جووووون با سر رفتم لای کس مریم و با ولع مشغول خوردن و مکیدن چوچولش شدم و مریم هم با تمام حسش ابلند بلند ناله میکرد نمیدونم چقدر خوردمش مریم دیگه از هوس اختیار خودشو نداشت پاهاشو اورد بالا و جفت کرد دور گردنم و تو دهنم ارضا شد و ابش مثل جیش ریخت تو دهنم و به خودش میپیچید منم محکم گرفته بودمش و با تمام توان کسشو تو دهنم مک میزدم و میخوردم جیش کردن مریم هم تمومی نداشت و هی میپاشید بیرون و بلند بلند اخ اخ میکرد پاهاشو از هم باز کردم و کامل دادم بالا و سوراخ کونش اومد تو دیدم جوووون سوراخ کون قهوه ای درشت و دور سوراخ کونش پوشیده از موهای ترد و نازک بود حسابی بوسیدمش و زبونمو گذاشتم وسط کونش اروم لیس میزدم
مریم: وایییی داری میخوریش برامممم
من: ارهههه
مریم: دوست داری
من: خیلیییی خوردن سوراخ کونممممم
که خودش پاهاشو کامل داد بالا و کونشو اورد بالاتر تا سوراخ کونش کامل بیاد تودهنم و گفت:منم خیلییییی دوست دارم برام حسابی بخورشششش
و منم دو طرف کونشو گرفتم و باز کردم و با لذت سوراخ کون مریم و لیس میزدم و میخوردم و زبونمو فرو میکردم تو کونش مریم تو اوج لذت بود و انگشتمو تو کونش فرو کردم خیلی تنگ بود
مریم: اخ اخ وایییی داری چکارم میکنیییی خیلی خوبههههه میخوامممم ارهههه انگشتت کجامهههه
من: عاشق سوراخ کونتم میدونییییی دارم با انگشت میکنمتتتت ارههه دلم میخواد حسابی از کون هم بکنمت کونت سیاههه دوست دارممم سوراخ کونت نه سفیده نه صورتی نه قهوه ای مریممم سیاهههه ارهههه دوسش دارممم
مریم: واییییی نهههههه نگوووووووو نمیتونممممممم باید خودمو اماده کنم الان نمیتونم خواهش میکنمممم
اروم انگشتمو کم کم فرو میکردم تو کون تنگ مریم که با هر فرو کردن اخ و اوخش میرفت بالا که همه انگشتم فرو رفت تو کونش و همزمان دوتا انگشتمو تو کس و کونش تلمبه میزدم چه کون تنگی داشت جوووووون و چوچولشو میمکیدم که باز ارضا شد حدودا نیم ساعت کس و کونش تو دهنم داشت خورده میشد و دیگه داشت التماسم میکرد بکنمش که یهو بلند نیم خیز گفت : کیرخر و بکن تو کسم دیوونم کردیییییییی فقط بکن توووووووم باید التماست کنمممم
منم بلند شدم طاقباز کشیدمش لبه تخت و پاهاشو از هم باز کردم و کیر اویزونمو چند بار محکم شلاق زدم رو کسش و مریم سرشو بلند کرده بود و با هوس داشت نگاه میکرد و منم کیرمو با ضرب میزدم رو کسش و مریم حتی دیگه صدا هم نمیداد فقط با تمام شهوت داشت ضربه خوردن کسش زیر کیر کلفت و دراز رو نگاه میکرد که کیرم موقع فرو اومدن رو کسش خم میشد و حرکات وحشی منو فقط نگاه میکرد و حس میکردم به ارزوش رسیده بود و داشت هیجانی رو تجربه میکرد که همیشه ارزوشو داشت و سر کیرمو بردم لای شکاف کس مریم و در سوراخ کسش گذاشتم و سر کیرمو یه ضرب فرو کردم تو و از کلفتی خودشو جمع کرد و با یه حس عجیبی گفت اوووووووووووممممممم و سرشو کامل گذاشت رو تخت و منم اروم اروم با تلمبه های کم کم و پر قدرت تموم کیرمو تو کس مریم جا دادم و
تلمبه هامو شروع کردم تو کسش تلمبه میزدم دستمو انداختم زیر رون گوشتیش که رو تخت پهن شده بود و چین افتاده بود و کم کم رگبار تلمبه بستم تو کس مریم چشماشو بسته بود و فرصت اه اه کردن هم نداشت و حدود ده دقیقه با تمام قدرت تو کسش تلمبه زدم و رون پاشو تو دستام فشار میدادم و مریمم صداش حبس شده بود و فقط داشت لذت میبرد و از بس هورنی بود با هر چند تا تلمبه من منقطع جیش میکرد که دیگه از بس ارگاسم شده بود نه ابی براش مونده بود نه نفسی بریده بریده میگفت بس س سه ب ب ب سه مردم ولی ول کنش نبودم و برش گردوندم به پهلو پاشو دادم تو شکمش و کیرمو یه ضرب توکسش فرو کردم و محکم تلمبه میزدم و مریمم از شدت هوس و لذت بلند بلند ناله میکرد که باز بردمش تو سجده و دو طرف کونشو گرفتم و باز کردم و لای کون سبزه و تیره رنگ مریم و سوراخ کون قهوه ای سوخته مریم اخخخخ خیلی هوسیم کرده بود یهو و محکم کشیدم بالا و امون ندادم و کیرمو با فشار و محکم فرو کردم تو کسش که هوای تو کسش با فشار خارج شد و عین گوز بلند همراه با جیغ مریم صدا داد و منم امون ندادم و دوطرف کون گوشتیش رو گرفتم تو دستام و با تمام توان کسشو میکردم که پوست اطراف سوراخ کسش با کیرم به بیرون کشیده میشد و دوباره میرفت تو جوووووون این حالت یاد کس فرزانه افتادم که کسش کش میومد موقع تلمبه زدن البته کس فرزانه خیلی باریکتر بود ولی کشیده تر.
ادامه دارد....
     
  
مرد

 
sooskmar48
نویسنده محترم، ادامه داستان رو لطفا زود تر قرار بدید🙏
     
  
مرد

 
sooskmar48
بی صبرانه منتظر ادامه این داستان و(دستان جدید مادر پسری)
هستیم 🌹😉
     
  
↓ Advertisement ↓
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت چهل و هشت
اخخخخخخ و مریم هم که رمقی براش نمونده بود تنها صدایی که ازش میومد با هر دو سه تا تلمبه من صدای گوزیدن از کس و کونش زیر رگبار تلمبه های من بود صدای شالاپ شالاپ کیرم اونقدر از کون گوزید که دیگه اتاق هم بو گرفته بود. نمیخواستم تو اولین سکسمون کونشو بکنم اذیت بشه واسه همین یک ساعت تمام تو هر پوزیشنی که بلد بودم کسشو به معنای کلمه گاییدم و مریمم که دیگه رمقی براش نمونده بود و کسش هم خشک خشک که هر چند تا تلمبه حسابی با کرم چربش میکردم حتی التماس هم نمیکرد و معلوم نبود چند بار به ارگاسم رسیده که اینجوری کسش خشک شده بود که اخرش بعد از حدود یک ساعت بردمش طاقباز بود و پاهاشو کامل باز کرده بودم و کسشو نگاه کردم که عین کتاب باز شده بود و لبهای درشت کسش مثل صفحه کتاب به بغل خوابیده بود سوراخ کسش مثل زمان زایمان حسابی گشاد و دور سوراخ کسش هم خشک شده بود و دوباره کرم زدم به کسش و کیرمو دوباره فرو کردم تو و مریمم که رمق حرف زدن هم نداشت و فقط اروم هوووووممم هووووووم میکرد و تو همون حال گفت هنوزم داری منو میکنی اخخخ تو دیگه نمیکنی میگایی ارش .
تو اون حالت سوراخ کسش به حدی گشاد شده بود که دقت میکردی دهانه رحمشم میشد دید کس مریم یک ساعت و بیست دقیقه زیر کیرم گاییده شد و تو طاقباز بود و با چند تا تلمبه وحشی و محکم و پستوناشم محکم تو دستم میمالیدم و از درد ناله میکرد و پاهاشم از بغل کامل باز بود که تو ناله هاش دیگه طاقت نداشت و هی میگفت : مامان مامان جر خوردم وایییی منم که تو اوج لذت و ابم داشت میومد کشیدم بیرون و کیرمو گرفتم رو پستوناش و ابمو با فشار رو پستوناش و صورت مریم تا کنار لبش و رو ابروهاش خالی کردم مریم که انتظار این رو نداشت تو همون بی حالی حتی فرصت اینکه دستشو بیاره جلوی صورتش هم نکرده بود و ابم کنار لب بالاییش نزدیک بینیش ریخته بود یهو با تته پته گفت :ا ا ا رررششش نننررریییزززز روووم .
من: نمیشد از این هیجان گذشت
مریمم که انگار خیلی چندشش شده بود از اینکه ابم رو صورتش مونده گفت: حالا چطوری تمیزش کنم چکار میکنی اخه تووو
یه دستمال برداشتم و صورتشو پاک کردم و از تو کیفش یه دستمال مرطوب اوردم و دوباره تمیز کردم و افتادم کنارش که هردو واقعا خسته شده بودیم و خیس عرق هم بودیم و مریم بیهوش بود و دیگه حتی رمق نداشت حرف بزنه .
ده دقیقه یه ربع کنار هم دراز کشیدیم تا یکم حالمون سر جاش بیاد نشستم لبه تخت و نگاش میکردم ولی اون دیگه رمق بلند شدن نداشت و ضعف داشت اروم پاهاشو از هم باز کرد گذاشت رو تشک که یهو هوای و کسش و کونش دو صدایی زد بیرون و قرمز شد و همونجور که پاهاش بالا بود گفت: وای کاری کردی که روده هامم گره خورده اخ خیلی دسشویی دارم جون پا شدن ندارم دستاشو گذاشت رو صورتش و گفت: وایییی یکی منو ببره دسشوییی و یکم بلند تر گفت : یکی منو ببره سرپا بگیره تا خودمو کثیف نکردم
من: عجببب پاشو برو
مریم: اگه میتونستم ده دقیقه پیش رفته بودم. نمیشه توالتو بیاری اینجا
من: چرا کاسه میذارم زیرت
مریم: اره خوبه جدا الان همونم بیاری کارمو میکنم
پاش تو شکمش گرفته بود که باز گوزید گفت: اخ چه بادی گرفتم همش تقصیر توهه
گفتم: ببرمت؟
مریم: کجا؟
من: سرپات بگیرم؟
مریم: اخ دیوونه ای ارش . چشمام داره سیاهی میره. همه تنم ضعف داره. تو مریضی چطور میتونی اخه .واییی دیگه نمیتونم خودمو نگه دارم ولی جون ندارم
من: جدی میگما میخوای خودم میبرمت
مریم:تقصیر توهههه به من چه نبریم تخت رو به گند میکشم ضعف دارم ارش سرم گیجه
یکم بلند شد و اروم نشست ودستش رو صورتش بود وهمه تنش هم غرق عرق
بلند شدم و زیر بغلشو گرفتم بلندش کردم و گفت سرم داره گیج میره فشارم افتاده. رفتیم سمت دسشویی و تو راه دو سه بار گوزید گفت وایییی اونقدر محکم تلمبه زدی هر چی خورده بودم شده نفخ اخخ سگ هم اینجوری نمیکنن که منو کردی
من: نگو اینجوری خوشکلم دور از جونت
بردمش تو دسشویی و نشوندمش رو سنگ و ایستاده بودم کنارش
مریم: نمیری بیرون؟
من: خوبی؟
مریم: نه
من: برم بیرون؟
مریم: برو ولی در و نبند حواست بهم باشه
در دسشویی پشت بهش ایستادم که صدای جیش پرفشار مریم با چند تا گوز بلند اومد و شروع کرد دسشویی کردن منم که همیشه از دیدن این صحنه از زنها لذت میبردم اروم سرمو برگردوندم سمتش دیدم واییییی مریم همونجورکه کامل لخت بود به جلو خم شده و پستوناش کاملا اویزون رو به پایین و دستش به دیواره و سرشو از بغل به ساق دستش تکیه داده و کونشو داده عقب و درشت درشت داره دسشویی میکنه حس شهوت خیلی زیادی داشت دیدن مریم در اون حال کیرم دوباره شق شده بود و تماشا کردن مریم تو اون حال خیلی برام جالب بود و با هر زور یه اخ هم میگفت تا تموم شد و خودشو شست منم سرمو برگردوندم مثلا ندیدم گفتم: تمومی؟
اروم ولی با لبخند گفت: خجالت هم نمیکشی ایستادی منو نگاه میکنی گفتم منو ببر تا دسشویی نه اینکه وایسا منو ببین
من: نگرانت بودم عزیزم
مریم: اره جون خودت
بلند شد اومد سمتم و اومدیم بیرون و لباس تنش کردم نشست رو تخت و دو تا انرژی زا اوردم و خوریم
گفتم چطور بود؟
مریم: هیچی نگو
گفتم اذیت شدی
مریم: اذیت شدم ؟ خشک شده و درد میکنه .
من: عادت نداری خب کم کم عادت میکنی .
مریم: من گه بخورم دیگه بخوام .
من: سکس با من اعتیاد داره .
مریم: فرشته بدبخت چی میکشه یجوری گشاد شدم که حس میکنم هنوز بازم توم گردش هوا دارم.
من: اون دیگه عادت کرده از عقب و جلو بازه.
مریم: اون مجبوره من چرا دیگه کاملا حسش میکنم الان جوری گشادم قشنگ هوا که میره تو رو حس میکنم بدبخت نیما اونقدر اروم تلمبه میزنه که باید بگم یکم محکم تر جوری تلمبه میزنه که حتی رو تخت تکون هم نمیخورم هی هم ازم میپرسه راحتی خوبی. بعد تو یجوری تلمبه میزنی که میترسم از تو دهنم بیاد بیرون اصلا هم برات مهم نیست اون بدبختی که زیر خوابیده داره یه چیزی هی میره تو بدنش و میاد بیرون اونم نه سایز نرمال ارش به عنوان یه روانشناس و مشاور میگم تو مریضی نرمال نیستی وگرنه اینهمه وقت مگه میشه؟
من: همون اول خودم گفتم مشکل دیر انزالی دارم از یه جهتایی خوبه ولی از یه جهت هم بده
مریم: از هیچ جهتی واسه زن خوب نیست من تو ده دقیقه ارگاسم میشم و هیجان رو واسه ده دقیقه میخوام نه یک ساعت با این.
من: نه خوبه ولی مثلا من امروز خیلی داغ بودم و میخواستم ابمو بریزم تو ولی اونقدر دیر شد که نشد
مریم: خیلی طول کشید دیگه واقعا نمیتونستم خودمو نگه دارم نمیرفتم جیش کرده بودم رو تخت
یکم گذشت و سر حال تر شد داشت خودشو مرتب میکرد و ارایش میکرد اخه شب شام دعوت دوست نیما بودن گفت:ولی تجربه سکس با تو رو هر زنی یه بار باید تجربه کنه تاقدر شوهرش رو بفهمه
من: این تایم کم بود .
مریم: یعنی چی
من: که تا چهار ساعت هم میرسه .
ترسید گفت واییییی اصلا فکرشم نکن واسه من چهار ساعت تلمبه بزنی چیزی ازم نمیمونه زناینکاره هم نمیتونه این همه وقت .
مکث کرد رژ لب کشید گفت:ارش باورت میشه تا حالا نیما حتی صدای هوای من از جلو هم نشنیده بعد تو سکس با تو که اصلا نمیتونستم خودمو بگیرم از پس و پیش هوا صدام دراومده بود بعدشم که در دسشویی ایستادی من دسشویی میکنم. تو خونه من میخوام برم دسشویی چون معمولا نفخ دارم به نیما میگم از اتاق برو بیرون صدا نشنوه بعد امروز وایییی خجالت کشیدم چکاری بود من کردم اخه.
من: چی بهتر از این که جلوی من همه چیز ازاده برات
مریم: حالم غیر از این بود عمرا نمیذاشتم . اصلا دست خودم نبود انگار تو یه فاز دیگه بودم الان که یادم میفته نمیدونم چرا اینجور شدم
من: با من همینه جوری میکنم که هیچ وقت حالی غیر از این نداشته باشی
مریم: طولش هم اونقدر بلنده تو رحمم حسش میکردم
من: واقعا؟
مریم:اره بابا هم کلفته هم درازه سرش هم انگار چکشه
من:نیما چطور؟
مریم:اون بدبخت نرمال باریک قلمی سر تیز کوتاه راحت میره تو نه درد میاد نه اذیت میشم
من:باید بهش عادت کنی
مریم خندید گفت: من غلط بکنم عادت کنم همین یه بار تا یه ماه که نیما بکنه نه اون چیزی حس میکنه نه من .
کلی حرف زدیم و رفتیم خونه و تو ماشین همش مینالید که درد میکنه هنوز حس میکنم داری تلمبه میزنی و کلی خندیدیم .
ادامه دارد...
     
  
مرد

 
sooskmar48
سلام اومی وارم که حال شما خوب باشه نگران شدم که خیلی وقته هیچ فعالیتی نداشتین وبسیار منتظر داستان جدید شما هستیم لطفا برگردین وبا قدرت ادامه بدین❤️🌹
     
  
زن

 
درود و وقت بخیر . خوبم ممنون از احوال پرسی شما و همه دوستانی که تو خصوصی هم پیام گذاشتین حالم جسمی که خوبه ولی این مدت اصلا نه دل و دماغ نوشتن داشتم نه حس و حالی برای گذاشتن داستان نمیدونم وقت مناسبی هست یا نه ولی چشم ادامه میدم
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت چهل و نه
تا اینجا داستان به همزمان شد با روند اصلی ماجرا که فاطمه تست حاملگیش مثبت بود و تو گروه تا چند روز دایما صحبت داشتیم هر کی در مورد حاملگی فاطمه و جنسیتش چی هست و اسم چی بذاریم صحبت داغ بود. تا چهار ماهگی فاطمه جور نشد با هم سکس داشته باشیم ولی سکس منو اذر و امیر و فرشته شده بود مثل سکس منو زهرا و فرشته و فرزاد که هر کی هر وقت میخواست میکرد و البته تو این فرصت امیر غیر از وقتایی که همزمان با اذر سکس داشتیم هم ازم میخواست تنهایی بکنمش و جوری از دادن لذت میبرد که یه بار برام یکی از شورتای اذر رو پوشید و گفت دوست دارم همونجوری که تو سکس با اذر رفتار میکنی با منم بکنی که منم گفتم تو هم همونجور که اذر برام ناله میکنه میکنی؟ و امیر هم با لذت خواست و اون سکسمون اونقدر جذاب بود که برام شد یه خاطره خوش.
زهره هم که سر جای خودش بود و برام جالب بود که زهره تو سکس و خواستن از بقیشون خیلی داغ تر بود . اذر و زهرا دو هفته ای یه بار میخواستن و با تایمی که ارضا بشن تمومش کنم و ازم قول گرفتن ماهی یه بار از کون بکنمشون به قول زهرا گفت جوری گشاد شدم که سوراخ کونم جمع نمیشه و نمیتونم باد معدم رو نگه دارم چند بار ضایع شدم تو جمع و منم قبول کردم البته تایم زهرا و اذر خیلی با هم فاصله داشت زهرا زیر پنج دقیقه بود و اذر بالای نیم ساعت و مریم هم دو هفته یه بار میخواست ولی هنوز از پشت اماده نبود و امیر هم که یجورایی شده بود کونی من و از کون دادن خوشش اومده بود حداقل هفته ای یه بار در حدی که ابش بیاد میخواست ولی زهره خیلی داغ بود و هفته ای دو بار رو حتما میخواست البته زمان کم که فقط ارضا بشه و جوری شده بود که گاهی وقتا تو یه هفته سه تاشونو کرده بودم در حد ده دقیقه ربع ساعت ولی اب خودم نیومده بود که البته اینجوری خودمم راحت تر بودم و واسه کردنشون همیشه هوس داشتم و قرعه اومدن ابم به کدوم بیفته.
ولی با فاطمه جور نمیشد البته چند بار اومده بودن ولی یا شلوغ بود جور نمیشد یا در حد یه صبح تا عصر بود که اونم فقط در حد یه چند دقیقه تو اتاق موقع لباس عوض کردن لباسشو دربیارم و ببینمش و یکم معاشقه کنیم و چون مهران خیلی در گیر کار بود و نمیرسید همراه فاطمه بیاد واسه دکتر رفتناش من میبردمش دکتر زنان و دیگه دکتر زنان منو به عنوان شوهر فاطمه میشناخت و واسه سونو گرافی هم من همراش میرفتم تو اتاق و بچه اش هم دختر بود و غیر از این تو گروه هم همه به اتفاق نظر قرار شد تمام هزینه های از اول بارداری تا اخرش به عهده هممون باشه و فاطمه هم روزانه حتی از صبحانه خودنش هم برامون میگفت و تمام جزییات روزانه زندگیش رو تو گروه میگفت و کلی هم فیلم و عکس از خودش میذاشت از سونوگرافیش از تکون های شکمش یا تغییرات بدنش رو زیاد میذاشت از پستونهاش که داشت درشت تر میشد و هاله دورش تیره تر و شکمش هم روز بروز بزرگتر میشد ولی از کس و کونش چیزی نمیذاشت و میگفت دیدن فقط حضوری .
حدودا اخر چهار ماهگیش بود منم که دیگه واقعا خمار کردن فاطمه تو دوران حاملگی بودم و اونروز هم تو کارگاه تنها بودم تو گروه گفتم: فاطمه باید بیای و چند روز بمونی خونمون که اونم گفت کم نیاری ارش؟
من: خب منم سهم دارم تو نگهداری و مراقبت از تو بالاخره منم بابای بچه هستم
فاطمه :ارش اتفاقا میخواستم ازت گله کنم که چرا نمیایی به زن حامله ات سر بزنی خودت حامله اش کردی حالا ولش کردی؟ امیر تو این مدت سه بار اومده یه شب پیشم بوده ولی تو اصلا نیومدی
من: من که میخوام تو نمیایی
فاطمه: من دو تا بچه کوچیک هم دارم نمیتونم که مهران هم که دایما یا تو سفره یا خونه نیست تو بیا چند روز پیشم بمون
این حرف فاطمه جالب بود برام گفتم: پس اون دو تا وروجک چی؟
فاطمه: تو بیا اونا که کوچیکن کاری به ما ندارن اتفاقا هفته اینده مهران حدودا یه هفته قراره بره عمان اون مدت من تنهام کسی پیشم نیست
داشتم وسوسه میشدم که فرشته تو گروه گفت: ارش خب چند روز برو پیش خواهرم بمون گناه داره با دو تا بچه کوچیک تو حاملگی مهران هم که نیست تو برو پیشش کارگاه هم که مریم هست فعلا هم که کار سنگینی دستت نیست
اذر هم گفت: ارش چه بابایی هستی تو یعنی منم حامله بشم بهم سر نمیزنی؟؟؟؟
منم که خودم داغ بودم گفتم: باشه خوشکلم حتمااا میاممم.
خلاصه رسید و رفتم سمت بندرعباس و حدودای هشت شب رسیدم خونشون و مهران هم همون شب ساعت نه پرواز داشت به عمان و ندیدمش رفته بود. خونه بزرگی داشتن یه اپارتمان سه خوابه لوکس که یه اتاق مال بچه ها بود و یه اتاق هم اتاق کار مهران و یکی هم اتاق خواب خودشون و هر سه تا هم مستر بود
فاطمه هم برام شام درست کرده بود و همون دم در که دیدمش نمیدونم چه حسی بود انگار داشتم واقعا زن خودم رو میدیدم حسش برام اونقدر شیرین بود که نمیشه توصیف کرد با یه لباس حاملگی بلند و شکم بزرگ که تا دیدمش گرفتمش تو بغل و حس ارامش داشتم که فاطمه تو بغلم گفت: ارش اخ ارش من چقدر دلم برات تنگ شده بود چقدر دلم واسه بوی تنت تنگ شده بود فکرشم نمیکردم ببینمت اینقدر بخوامت و محکم بغلم کرده بود
منم دست کمی از فاطمه نداشتم و رفتیم تو خونه و دختر بزرگش نسترن شش سالش بود اومد جلوم و بغلش کردم الان حسی که اولین بار بود تجربه میکردم انگار نسترن رو هم به اندازه بچه های خودم دوست داشتم کلی بغلش کردم و بوسیدمش و نگار دختر کوچیکش هم که چهار ساله بود خواب بود . شام خوردیم و بعد از شام هم حدودای ده فاطمه به نسترن گفت برو بخواب مامان فردا مدرسه داری که نسترن گفت بیا پیشم برام قصه بگو که فاطمه هم بیحوصله گفت برو بخواب مامان بزرگ شدی و نسترن هم یکم بیتابی و ایراد که گفت تو نمیایی عمو بیاد. گفتم من بیام پیشت برات قصه بگم؟(رابطه من با دختر فاطمه خیلی خوب بود و از همون بچگی دایما از سر و کولم بالا میرفت و خیلی وقتا که فاطمه میومد شیراز و نمیخواست نسترن رو با خودش ببره بیرون پیش من میذاشت). رفتم تو اتاق نسترن و رو تخت کنارش دراز کشیدم و براش قصه گفتم و تو بغلم خوابش برد و در اتاقشو بستم و اومدم بیرون
کنار فاطمه رو مبل نشستم جلوی تی وی مشغول حرف زدن بودیم تا حدودای دوازده که فاطمه رفت تو اتاق خوابش که لباس خواب بپوشه از لای در اروم صدام کرد بیا . رفتم تو اتاق گفتم نسترن بیدار نشه؟
فاطمه : نه میخوابه تا صبح
فاطمه رفت جلوی کمدش پشت بهم و لباس بلندش و دراورد واییییی بعد از حدود پنج ماه داشتم بدن فاطمه رو با اینهمه تغییرات حاملگی میدیدم خیلی چاق تر شده بود حدودا هفتادو شش کیلو شده بود یه چیزی در حدود 15 کیلو اضاف کرده بود و کونش پهن و عریض پهلو هاش و پاهاش چاق تر شده بود و شکمش هم که بزرگتر شده بود و پستونای فاطمه همون قبلا هم بزرگ بود ولی الان خیلی بزرگتر و پهن تر شده بود و شورت گشاد بزرگی هم پاش بود برگشت سمتم و گفت خیلی زشت شدم نه؟
من:تو همیشه عالی بودی الانم هستی مگه میشه زن من تو حاملگی زشت بشه؟ بیا اینجا ببینمت خوشکلم
اومد جلوم که لب تخت نشسته بودم ایستاد و دستمو انداختم دو کمرش و به خودم نزدیکش کردم جوووون بوی خوبی میداد و شکم بزرگ فاطمه جلوم بود اروم دستمو رو شکمش میکشیدم اخخخ چه سفت بود سوتین هم نبسته بود و پستونای بزرگش جلوی صورتم اویزون بود اروم نوک پستونشو کردم تو دهن و مک میزدم گفت یواششش درد میکنه سرمو رو شکمش گذاشتم و گفتم صدای بچه مو بشنوم بابایی اومده اخخخخ
فاطمه: ارههه بابایی اومده بیدار شو سلام کن بابایی از سفر اومده پیشت
همونجور اروم دستمو بردم پشت کون فاطمه و شورتشو کشیدم پایین و دراوردم اااایییی چشمم به کس فاطمه افتاد جوووووون تپل شده بود برجسته و زیر شکمش مخفی بود ولی موهای بلند و مشکی کسش معلوم بود اخخخ چه قدر هم متراکم بود جوووووون فاطمه رو نشوندم رو پام و لبامو گذاشتم رو لباش اخخخخ چه لبای داغی داشت دستشو دور گردنم حلقه کرده بود و منم همونجور که لباشو میخوردم یه دستم دور کمرش بود و یه دستمم اروم شکمشو نوازش میکردم که گفت دراز بکشم شکمم رو چرب میکنی بمالی؟
من: ارههههه
دراز کشید رو تخت و روغن زیتون کنار تختش بود داد بهم و گفت همه جای شکمم رو برام چرب کن و بمال
من: چشمممم اومدم که کنارت باشم
فاطمه: از الان همه کارام با توهه حتی بچه ها من رفتم تو استراحت مطلق شوهر واسه همینه دیگه
من: حتمااا عزیزممممم خیالت راحت
اروم شکمشو چرب کردم و مالش میدادم و بدنشو نگاه میکردم تا اون موقع زن حامله رو با این حس نگاه نکرده بودم نه که سکس نداشتم حسم اینجور نبود وگرنه هم با فرشته و هم با اذر تو حاملگیشون خیلی سکس داشتم ولی خب هر زنی متفاوته.
همه جای شکمش رو حسابی چرب کردم ومالیدم تا پهلوهاش و اروم دستمو با همون چربی بردم زیر شکمش جووووون کس تپل فاطمه با موهای بلند زیاد اخخخخ دستم بالای کسش بود و اروم نوازش میکردم و فاطمه هم چشماشو بسته بود و اروم بردم لای کسش که حسابی خیس بود و اروم چوچولشو مالش میدادم و فاطمه هم دستشو اورد رو شلوارم و کیرمو گرفت تو دست و با یه اخ گفت : واییی ارش چقدر دلم براش تنگ شده بود اخ
اروم کیرمو از رو شلوار میمالید و گفت تا وقتی اینجایی هر وقت فرصت شد میخوامشششش
من: مال خودتههه منم میخوامت نمیدونی چقدر خواستنی هستی
اروم انگشتمو تو کسش فرو کردم و اخ اروم فاطمه در اومد گفت: اخرین لذت سکسم با تو بودهههه میدونی چقدر گذشته؟
من: پنج ماه
فاطمه: لخت شو میخوام شوهرمو لخت ببینم
بلند شدم و لباسمو کامل دراوردم و لخت جلوش ایستاده بودم که نشست لبه تخت و دستمو کشید سمت خودش و کیرمو گرفت تو دست و اروم خم شد و سرشو کرد تو دهن . واییییی داغی دهن فاطمه هوسمو چند برابر کرده بود اروم کیرمو میخورد و تنه کیرو تو دستاش مالش میداد که اروم دستشو برد عقب و زیر کونم و میمالید و انگشتشو رسوند به سوراخ کونم و مالشش میداد وای که چه لذتی داشت اخخخخ
انگشتشو با اب دهنش خیس کرد و اروم فرو کرد تو کونم اخ هم کیرمو میخورد هم کونمو انگشت میکرد واییی چه صحنه ای جذابی بود چند دقیقه ای گذشت که دراز کشید و پاهاشو از هم باز کرد گفت: زنت چی میخواد؟
تو اون پوزیشن فاطمه با اون شکم بزرگ و پستونای درشت و کس ابدار و ورم کرده اخخخخخخ رفتم لای پاش و گفتم: کیر شوهرشو
فاطمه: کیر شوهر نه تو این پنج ماه کیر شوهر خوردم الان کیر کلفت و دراز شوهرم رو میخوام که تو عمق بدنم حسش کنم
سر کیرمو لای کس پر مو فاطمه میمالیدم که فاطمه با شهوت تو چشمام نگاه میکرد و منتظر ورود کیرم تو بدنش بود. نگاهش اونقدر شهوت داشت و حالت صورتش سرشار از هوس بود و اصلا طاقت انتظار نداشت گفت بکن تو فقط بکنش تو وتکونش نده میخوام ته بدنم حسش کنمممم جلوی در رحمم میخوامممششششش میخوام بچه ات کیر باباشو ببینه ببینه با اب این کیر رفته تو رحم مامانش ااااییییی
با حرفای فاطمه داغ شده بودم و همونجور که کیرمو لای شکاف داغ و ابدارش میمالیدم با دستامم موهای اطراف کسشو که بلند هم شده بودن میکشیدم و باهاشون بازی میکردم که فاطمه گفت: زنت خیلی پشمالوهه نه؟
من: جوووونمه کس پشمالوتو هم دوست دارم خوشکلمممم و سر کیرمو گذاشتم در کسش و اروم فرو کردم تو اخ که چقدر تنگ شده بود کس فاطمه که بین همه نرمتر بود و انگار کیرمو قورت میداد ولی الان خیلییی تنگ شده بود با هر سانت کیرم اروم اخ اخ میکرد و گفت:اااییییی ارش مثل روزاولم درد داره یواش جون من یواش وایییی داری گشادم میکنی دوباره؟
کم کم و اروم اروم کیرمو بیشتر ازنصف فرو کرده بودم و تلمبه میزدم وای چه تنگ و داغ و لزج شده بود اخخخخ پاهاش از بغل باز و منم به خاطر حاملگیش نمیتونستم محکم تلمبه بزنم و نرم نرم میکردمش و بدنش رو هم نوازش میدادم ده دقیقه ای تو همون پوزیشن ادامه دادیم که گفت خسته شدم ارش به پهلو بخوابم و رفتم پشتش خوابیدم و اروم فرو کردم توکسش و تلمبه میزدم . ولی خب اینجور تلمبه زدن اصلا بهم لذت نمیداد خیلی اروم و نرم و میدونستم با اینجور تلمبه ابم نمیاد و واسه همین فقط از کردنش لذت میبردم و حسمو گذاشتم رو لمس کردن بدنش و به لذت اومدن ابم فکر نمیکردم دیگه که فاطمه تو کمتر از هفت هشت دقیقه تو همون پوزیشن ارضا شد و ابش اومد و گفت ارش میدونم تونمیشی با این سکس ولی من شدم نمیتونم ادامه بدم .
کیرمو کشیدم بیرون و از پشت بغلش کردم و پشت گردنشو میبوسیدم
من: اشکال نداره خوشکلممم تو شرایط خاص خودت رو داری منم نیومدم خودم به ارضا برسم اومدم پیشت باشم و از بودن کنارت لذت ببرم.
فاطمه: ارش این حرفت خیلی برام ارزش داره ممنونم که هستی
و خودشو تو بغلم جا کرد و خوابید.فردا صبح هم خودم بیدار شدم و واسه نسترن صبحانه اماده کردم و رسوندمش مدرسه و برگشتم و فاطمه هنوز خواب بود و نگار دختر کوچیکش بیدار شده بود و اونو بردم دسشویی و دست و صورتشو شستم و بهش صبحانه دادم و اونم میرفت مهد که رسوندمش و برگشتم خونه و رفتم سراغ کارای خونه تا حدود ده که فاطمه بیدار شد و همونجور لخت اومد تو حال . خب میدونست جز من کسی خونه نیست و سلام و صبح بخیر و رفت دسشویی و صبحانه خورد و یه لباس بلند نازک پوشید و نشستیم حرف زدن.سه روز به همین منوال گذشت و هر شب میکردمش تا روز چهارم صبح فاطمه گفت: ارش
من: جون دلم
فاطمه با ناز زنونه مخصوص خودش گفت: منو میبری حموم؟
من: ارههههه حتما
فاطمه حوله برداشت و رفت تو حموم و منم پشت سرش رفتم تو و هردو لخت شدیم.
حموم بزرگ بود و یه طرف وان و یه طرف دوش که فاطمه رفت سمت دوش و منم رفتم کنارش و از پشت بغلش کردم و کیرم رفت چسبیده بود به کمرش قد من بلندتر از فاطمه بود و حدودا ده سانت از من کوتاه تر بود .
تو بغلم خودشو لوس میکرد برام و حرف میزد که نشوندمش لبه وان و مشغول شامپو زدن سرشو لیف کشیدن بدنش بودم و نشستم جلوش و دستمو بردم رو کسش و داشتم لیف میکشیدم و لای پاشو از هم باز کرد و طبق عادت همیشه زیر دوش جیش میکرد کف دستم تو لیف شروع کرد جیش کردن واییییی منم که خودم هوسی بودم با اینکار فاطمه دستمو کشیدم کنار و رفتم جلوتر و قشنگ داشت رو موهای سینم جیش میکرد و میومد پایین و منم اروم بالای چوچولشو میمالیدم و با انگشت سوراخ جیششو نوازش میدادم که قطع و وصل میشد. که گفت: اخ اخ ارش وایییییییی چکار میکنی با زنت دارم جیش میکنم روت
من: ارههه خوشکلممم چه داغههه جوووون پرفشار مثل همیشه
حسابی ازخود بیخود شده بود و داشتم سوراخ جیش فاطمه رو لای کس خوشکلش نگاه میکردم اااییییییی چقدر هم جیش داشت. تا تموم شد و دوش رو گرفتم و شستمش و خودمم شستم و دیدن کس فاطمه تو اون حالت خیلی لذت داشت بی هوا با سر رفتم لای پاش و چوچولشو گرفتم تو دهن و اخ و اوخ فاطمه رفت بالا و منم با لذت و هوس داشتم کسشو میخوردم و سوراخ جیشش رو میمکیدم که انگار شیره جونشو میکشیدم بیرون که با همون خوردن من باز داشت ارضا میشد که گفت ارشش بکن میخوام موقع کردنت ابم بیاددد پاشوووو و سریع بلند شدیم و برگشت خم شد رو وان و کیرمو فرو کردم تو کسش که با اه اه بلند بلند کمتر از دو سه دقیقه با شدت ارضا شد و خسته و بی حال نشست رو صندلی حموم و منم کامل شستمش و خوممم حموم کردم و اومدیم بیرون و خشکش کردم.
فاطمه اونقدر خودشو برام لوس میکرد و ناز میکرد که عجیب بود اینهمه ناز ازش یجورایی تمام وقتش با من میگذشت تو تنهایی که کلا یا تو بغلم بود یا کنارم و تمام کارای خونه رو خودم انجام میدادم . تا صبح جمعه که گفت: ارش بچه ها باید برن حموم کاراشونو میکنی؟
من: نگار رو که میبرم نسترن خودش میره؟
فاطمه: دوتاشونو ببر نسترن میتونه خودش حموم کنه ولی درست لیف نمیکشه
من: باشه میبرمشون
و فاطمه صداشون کرد و گفت: بچه ها وقت حموم بدووویین
که از اتاق اومدن بیرون و فاطمه گفت: برین ارش حمومتون بده
نسترن گفت: منم برم مامان؟
فاطمه: اره مامان اشکال نداره که عمو هم مثل باباست و حوله و لباس هم براشون برداشت داد بهم و سه تایی رفتیم تو حموم و لباس نگار رو دراوردم و فقط شورت پاش بود و نسترن هم لباسشو دراورد و با شورت عروسکی دخترونه ایستاده بود و هنوز خیلی واسه دختر بودن کوچیک بود و دوش رو باز کردم و رفتن زیر دوش و سر نگار رو شامپو زدم و شستم و بدنشو شستم و اخرش هم شورتشودراوردم و چیزی بین پاهاش نداشت جز یه شکاف باریک و کوچولو که با لیف لای پاهای کوچولوشو تمیز شستم و حوله تنش کردم و خشکش کردم و لباس هم پوشید و فرستادمش بیرون و رفتم سمت نسترن که جلوی بدنشو لیف زده بود و ایستاده بود تا برم که پشتشو کرد بهم و کمرشو شستم و تا پایین پاشو لیف کشیدم گفتم برگرد خوشکل خانم و برگشت شکم و سینه هاشم که فقط یه نوک ریز صورتی بود شستم و گفتم: شورتتو در میاری بشورمت؟
بدون حرف دراورد و منم از روبرو داشتم فقط یه شکاف ریز کوچولو در حد شش هفت سانتی بسته بود و دستمو با لیف بردم لای پاش و جلو و عقبش رو شستم و نسترن هم خشک کردم و لباس پوشید و فرستادمشون بیرون و خودمم یه دوش گرفتم و رفتم بیرون.
ادامه دارد.....
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت پنجاه
حدودای ظهر بود که گوشی فاطمه زنگ خورد و جواب داد خالش فرزانه بود و احوال پرسی و این چیزا که گفت دارم با سمین میایم بندر و از این حرف فرزانه خیلی خوشحال شدم جووووون داره میاد اینجا ولی از یه طرف هم با سمین بود نمیشد خیلی راحت بود.
که فاطمه گفت بیاا خیلی خوبه ارش هم چند روزی بندر کار داشته اومده پیشمه سلام میرسونه و این حرفا .
چند دقیقه بعد از قطع کردن فرزانه بهم پیام داد: ارش تو اونجا چکار میکنی؟
من: خب کار داشتم اومدم
فرزانه:اره جون خودت راستشو بگو تنها اونم وقتی مهران نیست.
من: تو کاری نداشته باش تو هم بیا
فرزانه: خیلییی خری ارش
من: یه حرف جدید بزن اینو که خودمم میدونم خوشکلم. بیصبرانه منتظرتم بیا
فرزانه: سمین همرامه نمیشه کاری کرد
من: نگران نباش شاید سمین هم یه چیزایی از من خواست
فرزانه: دیوونه ای ارش زشته یموقع چیزی نگی بهش الان نه
من: قرار نیست من چیزی بگم تو میگی
فرزانه: خیلی خری اخه من چی بگم به دخترمممم بگم من به ارش میدم خوب میکنه میخوام تو هم بهش معرفی کنم
من: اولا که قرار نیست منو سمین سکس داشته باشیم اون هنوز تو سنی نیست که با من سکس داشته باشه دوما قرار من و تو این بود که اگه رابطه ای هم بینمون بوجود بیاد فقط یه رابطه در حد خودارضایی هست نه بیشتر
فرزانه: خودت میدونی من که نمیتونم حرفی بزنم
من: تو چراغ سبز رو بهش بده بقیش با من
فرزانه: مثلا چطوری؟
من:مثلا با من بیاد بیرون یا با من بیشتر حرف بزنه و وقت بگذرونه
فرزانه: اینا که دست خودشه من نمیتونم بگم قبلا هم بهت گفتم اگه خواست من به اون نه میگم ولی قراره تو منو راضی کنی که همراهت بیاد و بقیش هم با خودته
من: نه اتفاقا تو میتونی.
فرزانه: چطوری:
من:مگه نمیخوای بری قشم و سمین عاشق شنا و دریاست؟
فرزانه: اره خب
من: رفتیم قشم بهش تو یه فرصت بگو با ارش برو دریا ما میریم بازار
فرزانه: خیلی خری ارش میدونم اخرش یه کاری دستم میدی
من: فرزانه یادت نره که گفتی یه بار مچشو گرفتی و میترسم پسری ببرتش که دردسر بشه و تو که میدونی تهش میره پس بذار شروعش با من باشه که خیالت راحت باشه
فرزانه:ارش قول دادی سکس نباشه
من: خیالت راحت تو کیرمو دیدی به نظرت تو کون دخترت میره؟ حرفی میزنی فرزانه تو که مامانشی بزور تحمل کردی اونم بعد از اینهمه سال
فرزانه:حالا باید اینا رو بگی حتما .ولی جون من خیلی حواست باشه دردسر نشه و نفهمه من خبر دارم
من: خیالت راحت
عصر بود با فاطمه نشسته بودیم که گفتم: فرزانه هم خوشکله ها
فاطمه یه نگاهی بهم کرد و گفت: خب خب
من: چیه خب خب خوشکله دیگه
فاطمه:جورش کنم برات؟
من: قبل از تو خودم جورش کردم
فاطمه چشاش گرد شد و گفت: واقعااااااا
من: اره
فاطمه: سکس؟
من: چه سکسی هم
فاطمه: چطور؟
من: بار اول که فرزانه و اذر رو با هم کردم
فاطمه: اذرهم بوده ؟دروغ نگوووووووو.؟چرا به من نگفتین؟
که ماجرا رو براش گفتم و اخرش گفتم شب تو و فرزانه تو اتاق خودت بخوابین و سمین تو اتاق بچه ها
فاطمه: خجالت میکشم ارش اینجوری اخه من نمیتونم
من: میدونم خجالت میکشی اتفاقا فرزانه هم خجالت میکشه ولی هم تو میدونی من با فرزانه سکس دارم هم اون میدونه من با تو فقط یه کم بینتون خجالت هست
فاطمه: همین دیگه منو خالم جلوی هم اخه؟
من:یکاری میکنی؟
فاطمه: چکار؟
من: اول که جلوی فرزانه لباس عوض کن و بدون شورت بخواب که این عادیه و وقتی کنار هم خوابیدین اروم دستتو ببر رو شکم فرزانه و اروم پایین شکمش زیر نافش رو نوازش کن خیلی رو شکمش حساسه و تحریک میشه
فاطمه: که چی بشه؟
من: با این کارت خودش متوجه میشه قراره من شب بیام پیشتون
فاطمه: از کجا؟ مگه نشونه دارین؟
من: نه . گفتم که فرزانه رو اون قسمت شکمش حساسه و تحریکش میکنه اینجوری به زبون بی زبونی بهش میگی امشب دوتایی کنار هم سکس میکنیم
فاطمه: ارشششششش
من: تو فقط انجامش بده شده واسه ده ثانیه
حدودای ده شب رسیدن و رفتم ترمینال دنبالشون و خسته بودن که سمین تو اتاق بچه ها خوابید و فرزانه هم پیش فاطمه خوابید .حدود یک فرزانه پیام داد: ارششش واقعا میخوای بیاییی؟؟؟
من:ارههه . فهمیدی؟
فرزانه: ارش دیوونه نشو زشته من اصلا امادگیش رو ندارم دخترم تو اون اتاق خوابه بچه خواهرم کنارمه اونم کرم داره شکممو میماله امشب رو بیخیال جلوی فاطمه من خجالت میکشم
من: جلوی اذر خجالت نکشیدی جلوی فاطمه که هردوتون یه سابقه طولانی تو دیدن هم دارین خجالت میکشی .دیگه دیره من در اتاقم
که اروم در رو باز کردم و رفتم تو اتاق فاطمه که خواب بود ولی فرزانه پشت به من رو تخت دراز کشیده بود و تاپ شلوار نخی پاش بود و پشتش به من که فهمیدم همون موقع چرخیده و شلوارمو دراوردم و با کیر اویزون اروم رفتم رو تخت و پشت فرزانه دراز کشیدم و دستمو گذاشتم رو بازو لختش که یه تکون خورد و موهای بدنش سیخ شد و منم اروم بهش چسبیدم و حجم کیرمو لای کونش حس کرد یکم رفت جلو . دستمو بردم جلو و گذاشتم رو سینه های فرزانه که سوتین هم نبسته بود اخخخخخ کوچولو و نرم و اویزون به سمت پایین اخخخخخ اروم مالشش میدادم واییییییی فرزانه با اون اندام ظریف و کوچولو در مقابل من انگار بچه بود دستمو بردم زیر تاپ و گذاشتم رو پستونش و فرزانه تو نفس کشیدن هم داشت احتیاط میکرد که صداش در نیاد فاطمه بیدار نشه . منم اروم پستونش رو مالش میدادم چه لذتی داشت کم کم دستمو بردم پایین و زیر شکمش رو اروم نوازش میکردم که حالی به حالی میشد و اروم دست ضمخت و خشنم به سمت پایین حرکت کرد و کم کم رسید به ابتدای شکاف کس ظریف و نرم و نازک فرزانه که یه اوووم اروم گفت و با همین صدا فاطمه غلط زد و برگشت سمت فرزانه و چشم تو چشم شدن و فرزانه دید فاطمه بیداره که هردو تو اون لحظه تو حداکثر خجالت بودن و منم انگشتمو فرستادم لای شکاف کس فرزانه که تو صورت فاطمه با تمام خجالتش نتونست خودشو بگیره و اروم گفت اااییییی و فاطمه هم که انگار منتظر همین بود دستشو برد زیر تاپ خالش و پستونشو گرفت تو دست که فرزانه دیگه راهی جز اروم ناله کرد نداشت و از دو طرف داشت لمس میشد وایییی چه لذتی داشت فرزانه بین منو فاطمه اخخخخخ دست من لای کسش بود و دست فاطمه هم رو پستونای خالش و بالاخره فرزانه هم تو دستای فاطمه رفت و معلوم بود فاطمه خیلی وقته دلش میخواسته خالشو اینجوری در اختیار بگیره . یجورایی کلا قدرت عمل با فاطمه بود و فرزانه تو موقعیتی نبود که خودش بخواد بگه باهاش چکار کنیم و فهمیده بود قراره زیر دست و منو فاطمه باشه هر کاری ما میخوایم باهاش میکنیم و اونم اروم اروم نفس میزد و خیلی اروم تر اه اه میکرد که البته من و فاطمه تو اینجور سکس خیلی با تجربه تر از فرزانه بودیم .
که فاطمه صورتشو اورد جلو و لبای خالشو گرفت لای لبهاش و ازش لب میگرفت که فرزانه اصلا انتظار اینو نداشت که لز رو هم تجربه کنه و فاطمه اینکارو باهاش بکنه منم شلوار و شورتشو با هم کشیدم پایین و رفتم پایین و پاهاشو دادم بالا و کسشو کردم تو دهن و میخوردم وایییی چه لذتی داشت اخخخ دوش نگرفته بود و لای کسش عرق کرده بود و بوی تند عرق و بوی لای کونش و ترشح کسش تو هم پیچیده بود و منم با هوس داشتم کسشو میخوردم و بوی تند سوراخ کونش هم خیلی زیاد بود اخخخخخخ من داغ شده بودم و سوراخ کونش هم با زبون تند تند لیس میزدم و زبونمو فرو میکردم تو کونش یکم ترش بود و تو اون حس من فقط لذت بود .
فرزانه رو زمین و هوا بند نبود و منم سیر خوردمش و اومدم بالا که دیدم فاطمه هم کامل لخته و دست فرزانه لای کس فاطمه و داره پستوناشو میخوره اخخخخخ.
فرزانه رو به پهلو برعکس خوابوندم که سرش لای کس فاطمه بود و پاهاش سمت صورت فاطمه منظورمو فهمید و رفت لای کس فاطمه و مشغول خوردن کس خواهر زاده اش شد منم از پشت و کیرمو بردم لای کون فرزانه و اروم لای کس وکونش میکشیدم خیس خیس بود و کس فرزانه روبروی صورت فاطمه بود و با زبون سر کیرمو یکم لیس زد و خیس کرد با کس خالش میزون کرد و بعد از چند ماه اروم سر کیرمو فرو کردم تو کس تنگ فرزانه که واییییی چه داغ و تنگ بود که فرزانه همونجور سرش لای کس فاطمه بود اروم گفت ارش ارررششش یواش یواش درد داره ک ک ل ل ف ف ت هه که یکم از کیرم رفت تو فرزانه گفت واایییییی ارششششش جرم دادیییی و پاشو تو شکمش جمع کرد و اروم از درد اااییی اااییی میکرد و با هر فشار. فرزانه تو کس فاطمه نفس میزد و اایی اایی میکرد منم که از تنگی کسش لذت میبردم خیلی اروم تلمبه میزدم و همراه با تلمبه زدن بیشتر فرو میکردم و فاطمه هم چوچوله اش رو مالش میداد و واییییی کم کم کیرم تا ته رفت تو کسش و تلمبه میزدم و اونم کس فاطمه رو میخورد چه لذتی داشت کردنش اخخخخخخ چند دقیقه گذشت که فرزانه دیگه کم کم داشت میشد و نمیخواستم بی نصیب بمونم و طاقبازش کردم و رفتم روش و دهنشو گرفتم و یه ضرب تا ته فرو کردم تو کسش و تلمبه میزدم ولی اروم و با احتیاط که صدامون درنیاد و نیم ساعتی تو تمام پوزیشن ها فرزانه رو کردم و فاطمه رو هم بینش میکردم که ارضا شد و کم کم خودمم میخواستم بکنم تا ابم بیاد که فرزانه رو بردم رو شکم فاطمه داگی شد و کسش رو صورت فاطمه بود اول کیرمو با ترشحات کس خالش دادم فاطمه خورد و تو کس فرزانه فرو کردم و فاطمه هم از زیرداشت کس خالش و میخورد که خیلی زود فرزانه واسه بار چندم بدنش به رعشه افتاد و تو دهن فاطمه ارضا شد و رو پا بند نبود میخواست بره جلو که دو طرف کونشو گرفتم و نذاشتم و توکسش تلمبه میزدم و اونم تحمل نداشت و همونجور چند دقیقه کردمش خیلی داغ بودم که ابم داشت میومد کیرمو کشیدم بیرون که دیدم دهن فاطمه زیر کیرمه و منم بی هوا سر کیرمو فرو کردم تو دهن فاطمه و یکم سر کیرمو تو دهنش تلمبه کردم که ابم تو دهنش اومد کشیدم بیرون و بقیه ابمو با فشار خالی کردم رو صورت و دهنش و اونم که زیر فرزانه بود نمیتونست کاری بکنه و کیرمم رو صورتش بود و تخمام رو پیشونیش و ابم رو صورتش و زیر گردنش و زیر کس فرزانه خالی شد و فاطمه هم هر چی تقلا کرد نتونست خودشو ازاد کنه که اومدم عقب و فرزانه هم بلند شد و ابم دور دهن فاطمه رو لباش بود و هق میزد و از بینی به پایین پر قطره های ابم بود به پهلو شد بقیه ابمو که تو دهنش مونده بود از گوشه لبش ریخت بیرون و فرزانه هم بی حال خودشو انداخت کنار فاطمه و خوابید و تازه فهمیده بود من ابمو تو دهن فاطمه خالی کردم و فاطمه بلند شد رفت تو دسشویی و منم دنبالش رفتم و نشست کنار سنگ کلی استفراغ کرد و منم نشستم کنارش و شیر اب رو باز کردم و صورتشو شستم گفت : وای ارش چکارم کردی چقدرشو هم خوردم دیونه ای ارش من حامله ام فورا استفراغ میکنم
من:اشکال نداره نوش جونت
فاطمه: نگووووو حالم بد شد
من: من که اب تو و حتی جیش تو رو بارها خوردم چی ؟
فاطمه: اون که خودت خواستی به من چه
من: من دیونم نه یادت نیست تو اذر مجبورم کردین دیلدو با طعم کون همتونو بخورم
فاطمه همونجور کنار سنگ نشسته بود شروع کرد پر فشار جیش کردن و خندید گفت: ارش تو خودت کرم این کارا رو داری و هممونم تو وادار کردی اینجوری بشیم میخوای الانم بدم بخوری
منم دستمو از پشت بردم زیر کسش و کف دستم جیش میکرد و انگشتمم فرو کردم تو کسش و اروم تلمبه میزدم که با یه لحن ملتمسانه ای گفت: ااییی ارش نکن
من: مگه نمیگی کرم دارم تو هم کیرمو بگیر تا منم جیش کنم
و بدون حرف کیرمو که شلال شده بود و اویزون گرفت تو دست منم شروع کردم جیش کردن رو کسش چه کیفی داشت حسابی جیش کردیم و اخرش هم خودم شستمش و اومدیم بیرون و چند دقیقه ای هم با هم حرف زدیم . در حین اومدن بیرون از اتاق خواب که اخر یه راهرو بود و اتاق بچه ها اول راهرو بود که تو مسیر رفتن اروم در اتاق رو باز کردم و یه نگاه انداختم اومدم بیرون و منم تشکم تو حال بود و خوابیدم.
ادامه دارد.....
     
  
مرد

 
عالی.... ممنون که بعد از مدتها با دو قسمت توپ سورپرایزمون کردی
in search of way to escape
     
  
زن

 
خواهش میکنم . قابلی نداشت
     
  
صفحه  صفحه 12 از 18:  « پیشین  1  ...  11  12  13  ...  17  18  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

ضربدری یک طرفه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA