انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 20 از 20:  « پیشین  1  2  3  ...  18  19  20

ضربدری یک طرفه



 
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هفتاد هفت
فرزانه بهش پیام داد: کجایی مامان رسیدی ؟ پیش ارش هستی؟
ثمین این پیام رو که دید انگار یکباره همه تنش فرو ریخت.
گفتم : جوابش نمیدی؟
ثمین: چی بگم بهش؟
گفتم: بنویس اره مامان رسیدم پیش ارش هستم . ارش هم سلام میرسونه عصر با خاله فرشته برمیگردم خونه.
ثمین با ترس و استرس نوشت و فرستاد. چند دقیقه بعدش فرزانه پیام داد: باشه عزیزم مراقب خودت باش.
با این پیام مامانش ثمین به یه حس ارامش رسید انگار چراغ سبز رو از مامانش گرفته بود و خیالش از بابت مامانش راحت شد
حالت چهره اش عوض شد و لحن حرف زدنش تغییر کرد
حرف زدنش راحت شد استرس نداشت.
من: تو این مدت با بابات چطور بودی؟ چیزی نگفته بهت؟
ثمین: خیلی خوب شده انگار همه چیز بینمون فرق کرده
من: چطوری شده؟
ثمین: دیگه اون حس بد رو نسبت بهش ندارم ولی
من: ولی چی؟
ثمین: میدونی چیه حس میکنم انگار به تو حسودی میکنه
من: واقعا؟
ثمین: نمیدونم شاید اشتباه میکنم چیزی نمیگه ها ولی خب خودم حسش میکنم باهام خیلی مهربونه هر چی بخوام بهم نه نمیگه
من: تو این مدت بدون لباس دیدتت؟
ثمین دستشو گرفت جلوی صورتش گفت اره
من: واقعا؟ تعریف کن
ثمین: یه شب با تو چت میکردم خب بعدش خیلی حالم بد بود با شورت رو تخت دراز کشیده بودم بودم خب خیس هم شده بودم دستم رفت تو شورتم و داشتم خودمو میمالیدم که در اتاق باز شد و بابام اومده بود شارژ موبایلشو ببره که منو تو اون حال دید
من: خب. چیزی نگفت؟
ثمین: نه فقط شارژر برداشت و رفت بیرون منم از خجالت سرخ شده بودم ولی فردا ظهر خونه تنها بودیم که یهو گفت ثمین بیا بشین کارت دارم منم که خجالت کشیده بودم خب تا قبل از رابطه با تو اصلا اینکارا نمیکردم . نشستم روبروش سرمم پایین که گفت: خودارضایی میکنی؟ از خجالت اب شدم و فقط گفتم دست خودم نبود ببخشید. اونم گفت چرا ببخشید . تو سنی هستی که طبیعیه نیاز داشته باشی اگه کمکی از دست من بر میاد بهم بگو خجالت نکش هر ادمی خودارضایی میکنه منم انجامش دادم
من: واقعااااااااااااااااااا؟؟؟؟
ثمین: اره . که گفت: من قبلا یه کارایی کردم که ازش پشیمونم و الانم نمیتونم برات جبران کنم ولی اگه کاری بود که من میتونستم کمکت کنم از بابت هیچ چیز نترس بین خودمونه
من: پس بخ زبون بی زبونی ازت خواست دوباره شروع کنین؟
ثمین: اره
من: حرف کی هست؟
ثمین: دو ماه پیش
من: اتفاقی هم افتاده؟
ثمین:تو ناراحت میشی؟
من: نه عزیزم چرا ناراحت بشم من از اینکه و خوشحال باشی خوشحال میشم
ثمین دستشو گرفت جلوی صورتش و گفت: بعد از اون دو بار با هم رفتیم حموم
من: به به حموم پدر و دختری خب خب
ثمین: ارششششش من نمیخواستم اون خودش بهم گفت بیا بریم حموم البته پیام داد و نوشت میخوام برم حموم دوست داری بیایی؟ . اولش نرفتم ولی دوباره پیام داد منتظرتم تا کسی خونه نیست بیا کاری نمیکنم هر چی تو خواستی
من:خب؟ ادامه بده
ثمین: نگم
من: بگو
ثمین: سه بار پیام داد تو بیست دقیقه که من نتونستم خودمو راضی کنم برم پیام اخر نوشت فکر نکن نمیدونم اخراش تو خودت میخواستی منم میخواستم الانم بیا مثل قبل باشیم کسی هم نمیفهمه من میدونم با ارش تو یه رابطه هستی نمیخوام بهت دروغ بگم که به ارش حسودیم میشه مشکلی هم با رابطه ات با ارش ندارم لطفا بیا.
من: واقعا اینو گفت؟
ثمین: اره. البته پیاما رو پاک کرده بود
من: مامانت نمیدونه؟
ثمین: نه اصلا
من:پس رفتی
ثمین: با پیام اخرش که اسم تو رو اورد و گفت مشکلی با رابطه تو و ارش ندارم حس کردم اگه نرم ممکنه بیشتر حسودی کنه و دوباره محدودم کنه . که رفتم
من:چکار کرد؟
ثمین: تو حموم چکار میکنن حموم کردیم دیگه
من: اینو که میدونم سرتونو شستین بدنتونو لیف زدین اره کارای غیر از حموم رو بگو
ثمین دوباره خجالت کشید گفت: خب من اولش خیلی خجالت میکشیدم سه سال از اون موقع گذشته بود من بزرگتر شدم اندامم زنونه تر شده خب. کامل لخت نشده بودم با شورت بودم ولی بابام همون اول کامل لخت شد و شق شق هم بود
من: خب خب
ثمین دستشو گرفت جلوی صورتش گفت: ارشششششش. من تا حمومم تموم شد شورت پام بود ولی تحمل نگاه هیز بابام روی تنم خیلی سخت بود تو نگام میکنی ارامش دارم ولی اون داشت بدنمو با نگاهش میخورد مخصوصا سینه هام که جلوش بود.
من: خب بعدش
ثمین:موقع حموم کردن که فقط کمرمو لیف کشید و خیلی هم کونمو از رو شورت اروم میمالید ولی اخر حموم از پشت اومد منو گرفت تو بغل و چسبید بهم و التش رفت لای شورتم و از همون پشت اروم دستشو اورد جلوم از رو شورت برام مالش میداد وای ارشششش هم خجال کشیده بودم هم نمیتونستم نخوام منم که حسابی پشمالو و اونم از پشت لای شورتم فشار میداد لای پام و منم اونقدری که خجالت کشیده بودم نفهمیدم کی ارضا شدم و بابام هم قبل از من ابش اومد و ریخته بود لای شورتم و پام و بعدش هم خودشو شست و رفت بیرون و منم تا نیم ساعت از خجالت بیرون نیومدم
من: پس اینبار خود خواسته وارد شدی. حسش خوب بود؟
ثمین:نمیدونم ارش اصلا نمیدونم چی بگم تا دو سه روز بعدش نمیتونستم درست نگاش کنم ولی اونقدر مهربون شده بود همون شب منو برد طلافروشی و برام یه دستبند خرید
من: عجببببببب. بار دوم چی شد؟
ثمین: بار دوم هم ده روزی بعدش بود بازم پیام داد منتظرما نمیایی؟ که بلند شدم و رفتم و بیشتر منو دستمالی کرد البته پشتم ایستاده بود و کلفتی التشو حس میکردم و مخصوصا سینه هامو خیلی مالید البته تو پیامی که همون بار اول بهش دادم نوشتم: روبرو نشیم با هم . ولی اونبار اخر حموم از پشت بغلم کرد ولی شورتمو از پشت داد پایین و گذاشت لای پام وایییییییییییی ارش تو اون لحظه از خجالت هیچی نمیتونستم بگم حس اینکه بابام داشت بین باسنم تلمبه میزد و و هیجانم داشت نفس نفس میزد که من به خاطر اینکه تعادلم و از دست ندم دستمو به دیوار گرفتم و دستشم اورد جلوم و بدون اینکه حرفی بزنه برد تو شورتم و لای شکافمو که حسابی هم خیس بود میمالید من فقط ساکت بودم و تو ذهنم هیاهو بود نمیدونستم لذت ببرم یا خجالت بکشم که رسما دارم با بابای خودم سکس میکنم انگشتای بابامه که لای شکافم داره حرکت میکنه که اون ابش اومد و ریخت لای پام و منم اونقدر تو استرس و هوس بودم با فشار جیشم گرفته بود و خودمو به زور گرفته بودم که فقط تا ابشو خالی کرد رفتم جلو و اونم خودشو شست و رفت بیرون و تا رفت فرصت نکردم بشینم همون سرپا با چنان فشاری جیشم اومد که انگار همه اب بدنم با داغی شهوت داشت از مجرا میریخت بیرون حال نداشتم سرپا بایستم تا ده دقیقه بعدش فقط زیر دوش نشستم و و ذهنمم نمیتونستم به کاری که کرده بودم فکر کنم.
من: پس منم هوو پیدا کردم سر تو
ثمین: اینجوری نگو ارش حسش خوب نیست دوسش ندارم ...
من: بعدشم بوده؟
ثمین: یه بار هم شب تنها بودیم مامانم رفته بود ماموریت حدودای ده پیام داد بیام پیشت؟ منم فقط نوشتم بیا و چراق اتاق رو خاموش کردم. اومد تو اتاق منم با شلوار نخی و تاپ رو تختم دراز کشیده بودم تو گوشی بودم که تا اومد برگشتم به پهلو دراز کشیدم نمیخواستم چشم تو چشم ببینمش اومد پشتم رو تخت نشست و اونم حرف نمیزد و اروم دستشو گذاشت رو باسنم و میمالید و کم کم دستشو برد تو شلوارم و شورتم و لای باسنمو میمالید منم که خجالت کشیده بودم سرم زیر پتوم بود و حس خوبی نداشتم اخه حس میکردم داره به خاطر دونستن رابطه ام با تو داره ازم استفاده میکنه و صدای نفساش میومد و لابلای صدای نفس هاش صدای جق زدنش هم میومد که دستشو کشید بیرون و با تف برد تو شورتم و بین موهای پشم گذاشت دم سوراخ پشتم و اروم فشار داد نوک انگشتش رفت تو که من از ترس و استرس بی هوا داد زدم نکنننننننننننننن که فورا انگشتشو اورد عقب و فقط سوراخمو میمالید و انگشتاشو برد لای شکاف جلوم و میمالید تا ابش اومد و بلند شد رفت . اون شب خیلی بد بود و دیگه نمیخواستم سراغم بیاد
من: دیگه نیومد؟
ثمین: بعد از اونبار دیگه نه
یکم بینمون سکوت بود که یهو گفت: از من چی میخوای؟
من: تو چی میخوای؟ من که نمیتونم چیزی از تو بخوام.فعلا تو میایی پیشم که از من بخوای
ثمین: نمیدونم چی میخوام ولی ....
کنارم نشسته بود اروم دستمو بردم سمت صورت ناز خوشکل ثمین که به خاطر اصلاح نکردن صورتش رد مو از کنار گوشش تا زیر گردنش بود و دستمو بردم زیر گردنش و ثمین هم با صورتش حرکات منظم انگشتامو دنبال میکرد و چشماشو بست و اروم و با ناز گفت: همه حرارت من به خاطر توهه حتی اون کارایی که تو این مدت اجازه انجامش رو به بابام دادم هم به خاطر توهه نمیدونی شبا بدون تو چه فکرایی تو سرمه ارش
منم اروم انگشتامو زیر گلوی خوشکل و کشیده و پوست گندمی ثمین قرار داده بودم و انگشتای زمخت و کلفتم مثل طناب دار دور گردن ظریف و باریک ثمین پیچیده شده بود که ثمین باز با همون ارامشی که درون خودش حس میکرد گفت: وقتایی که پیش وام اونقدر ارومم که حتی با اینکه هنوز نمیتونم سکس رو قبول کنم ولی در مقابل تو حتی حرفم نمیتونم بزنم انگار طلسم شدم
اروم صورتمو بردم نزدیک صورتش و لبامو به لبهای تازه و دخترونه ثمین نزدیک کردم و حس گرمای نفسم روی گونه هاش حرارتش رو برد بالا و خیلی نرم لبهاش مثل تکه گمشده پازل چسبید به لبهام و اروم از هم لب میگرفتیم و دستامم گردن ثمین رو حلقه کرده بود و دست دیگمم ثمین رو کشیدم تو بغلم و ثمین مثل پر کاه اومد تو بغلم نشست و لبهامون داشتن با هم عشقبازی میکردن و دستای منم دور کمر ثمین حلقه انداخته بود و داشتم بدن باریک و لطیفش رو نوازش میکردم و ثمین هم خودش رو تو اغوش من رها و ازاد قرار داده بود مثل صیدی در دام صیاد بدون کلمه ای مقاومت و کم کم حرارت لبهامون به اوج خودش رسیده بود و ثمین با لذت و شهوت ازم لب میگرفت و دستاشو دور گردنم گذاشت و لباشو فشار میداد لای لبهام و زبونشو تو دهنم فرو میکرد انگار گرسنه ای که تازه به طعام رسیده داشت منو میخورد و منم که تو لذت و هوس غرق بودم دست بردم و دکمه های بلوز ثمین رو باز کردم و با سوتین نارنجی خوشکل و کوچولو که محافظ سینه های خوشکلش بود تو بغلم پر از هیجان شده بود و همه تنش عرق نشسته بود بلوزشو دراورد و منم اروم بند سوتینش رو از پشت باز کردم اروم و لغزان از روی بازوهاش سر خورد و افتاد بینمون واییییی پستونای خوشکل گندمی سمین با نوک قهوه ای و پستونای به شکل گرد انار اخخخخخ نوک نیمه برجسته مملو عرق شهوت که ثمین تویه حرکت تیشرت منو هم دراورد اولین تماس بدن هامون با اون همه عرق و حرارت اه بلندی که از عمق وجودمون بود رو از مسیر دهن هردومون بیرون کشیده شد و ثمین محکم منو بغل کرد و پستونهاش محکم چسبیده بود به موهای سینه ام و منم دستام دور کمر ثمین و تو بغلم گرفته بودمش جثه باریک کوچیک ثمین بین بازوهای درشت من خیلی برام جذابیت داشت و تو گوشش گفتم چه داغی دختر
ثمین: ااایییییی
دستام داشت تمام طول کمر ثمین رو طی میکرد و سانت به سانتش رو لمس میکردم و ثمین هم غرق تو شهوت خودشو رها وازاد تو اغوش من قرار داده بود تا من چکار میکنم و دستام با هو بار پایین رفتن بیشتر تو شلوار و شورت ثمین فرو میرفت و اه از دل ثمین بیرون میومد و منتظر هر لحظه ای بود که دستام به اولین نقطه تلاقی کمر و کونش برسه تا با یک اه شهوت درونش رو بیرون بریزه و منم خیلی منتظرش نمیذاشتم و کم کم با ورود انگشتام به بین شکاف کونش بلند اه کشید و گفت:دستات کجامه
من: همون جایی که منتظرش بودی برسه و کم کم داره میرسه بهش
ثمین دستاشو دور گردنم حلقه کرد و یکم تو بغلم بالا اومد و کونش از رونم فاصله گرفت گفت: اخ دستاتو ببر پایینتر
منم خیلی اروم دستام رفته بود تو شورت ثمین ولی تنگی شلوار جین اجازه ورود بهم نمیداد که خودش دکمه و زیپ شلوارشو باز کرد و خودشو ازاد کرد از قید شلوار و راه واسه دستام باز شد و انگشتام بین موهای بلند و متراکم شکاف کون ثمین رو به پایین در حرکت بود و اه های ثمین هم بدرقه راهش.
اولین مقصد انگشتام اتش سوزانی بود که اطراف سوراخ کون ثمین شعله ور بود و حرارت اطراف سوراخ ریز کون ثمین لابلای عرق زیاد لای پاهاش تنمو داغ کرده بود و کیرمو به لای پای ثمین نزدیک تر که به مقصد اول رسیدم و نوک انگشتم روی سوراخ ریز کون ثمین قرار گرفت که با یه اه بلند کشدار ثمین به استقبال انگشتم اومد و منم خیلی نرم و اروم با سوراخ کونش بازی میکردم و تو ذهنم این بود که کی میتونه از کیرم پذیرایی کنه .
ادامه دارد.....
     
  
زن

 
بعد از این هر هفته شنبه قسمت جدید اپلود خواهد شد .
لطفا با کامت های خود اگر انتقاد یا پیشنهادی دارید بهم بگین خوشحال میشم بشنوم .
     
  
↓ Advertisement ↓

 
عالیه لطفا بیشتر بنویس مخصوصا خواهر و برادری
     
  

 
سلام پایه دورهمی و مسافرت زوج هست.زوج هستیم از تهران
     
  
صفحه  صفحه 20 از 20:  « پیشین  1  2  3  ...  18  19  20 
داستان سکسی ایرانی

ضربدری یک طرفه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA