تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
داستان و خاطرات سکسی

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم

صفحه  صفحه 93 از 98:  « پیشین  1  ...  92  93  94  ...  98  پسین »  
#921 | Posted: 18 Oct 2017 21:59
خوب بود
     
#922 | Posted: 18 Oct 2017 22:05
عالی بود
     
#923 | Posted: 22 Oct 2017 11:48
عالی بود ادامه بده

kabulboy11
     
#924 | Posted: 29 Oct 2017 23:46
عالی
     
#925 | Posted: 7 Nov 2017 14:17
خوبه
     
#926 | Posted: 9 Nov 2017 04:10
نزاشتین داستان بوتیک رو

all
     
#927 | Posted: 25 Nov 2017 19:31
سکس با محارم 1 ( طنز = نگاهی به داستانهای سکس به محارم)
سکس من و مامانم
با سلام به دوستان عزیز من اولش نمیخواستم داستانهای سکس خودم با محارمم رو بنویسم اما یهو با این سایت اشنا شدم فهمیدم که سکس با محارم یک چیز غیر طبیعی نیست. و خلاصه همه از این کارها میکنن ! و تصمیم گرفتم که داستان خودمو بگم. از خودم براتون بگم من اسم محسن قدم (180-185) با اینکه یکروز باشگاه نرفتم !هیکلم توپ و ورزشکاری، پوستم سفید( گاهی سبزه ) ، و مهمتر اینکه اندازه کیرم ( بین 18-22) و خیلی هم کلفته و خیلی هم خوشتیپ هستم جوری که هر دختری منو ببینه دوست داره یک شب با من بخوابه چه برسه به محارم ، اما مشکلم اینه خجالتیم و نمیتونم با دخترها دوست باشم و رابطه داشته باشم و همش مشغول دانلود فیلم از اینترنت وجق زدنم.
اول از همه بگم که خانواده ام خیلی مذهبی ولی مادرم و خواهرام خیلی لباس ازاد میپوشن همه با تاپ و شلوارک میگردن چون میگن توی خونه غریبه که نیست همه محرمن ولی فامیل میاد خیلی پوشیده میشن! پدرم که بخاطر مخارج و گرونی زندگی شغلش چند تاس ( مثلا راننده ماشیینه، یا شیفت اداره اس یا سه ماه ماموریت خارجه اس !!!! خلاصه شغل های که نمیتونه دائم خونه باشه و وقتیم که خونه اس مشفول کتک زدن مادرمه )
اول از همه سکس با مادرمو براتون میگم مادرم یک زن سفید با چشمانی آبی، سینه سایز (75-85)، کون فوق العاده بزرگ و هیکل فوق العاده توپه طوری که هرکی ببینه دوست داره یک شب باهش بخوابه چه برسه به من! و اینکه فوق العاده مذهبی طوری که هیچکی بدنشو ندیده ولی جلوی ما کاملا ازاده چون میگه بچه ادم محرمه ادمه ، و فوق العاده حشری چون وقتی بابام هست هرشب با هم سکس میکنن من اصلا توی فکر سکس با محارم نبودم یکبار که مثل همیشه داشتم فیلم سکسی دانلود میکردم چشم به یک کلیپ سکسی قشنگ خورد که نوشته بود سکس با مامان ، خلاصه اون فیلم دانلود کردم و کلی باهاش جق زدم بعد یک دفعه توی ذهنم سکس با مامانمو تصور کردم و بی اختیار یک جق دیگه زدم، از اون بعد مادرم به یک چشم دیگه نگاه کردم خلاصه موقعهای که کسی نبود میرفتم سراغ شرت کرستش ! وقتی میرفت حموم با اینکه هیچ حمومی ندیدم که سوراخ داشته باشه ! و حموم ماهم سوراخ نداشت از لای سوراخ بدن مادر مو نگاه میکردم ! (چطوریش بماند !) همین که از لای سوراخ بدن مادرم می دیدم چشمتون روز بد نبینه پستونهای درشتشو دیدم که نوک(صورتی – قهوای) داشت ادم دوست داشت کیرشو بزار لای پستونهاش و هی عقب جلو کنه ، بعد کوسش دیدم که یک ذره مو نداشت . منم با دیدن بدنش و این صحنه ها ، کرستشو توی دستم گرفتم وداشتم جق میزدم که یهو نمیدونم چی شد یهو در واشد! گفت داری چه غلطی میکنی کثافت گمشو برو بیرون ! منم از ترس رفتم بیرون تا شب نیومدم خونه گفتم شاید اروم شه ! شب که برگشتم خواهرم خونمون بود گفت کجا بودی شام نخوردیم منتظرت بودیم اونوقت خیالم راحت شد که مادرم به کسی چیزی نگفته ، شب یک لحظه تنها شدیم به من گفت داشتی چیکار میکردی گفتم ببخشید دست خودم نبود اخه ، من و مامانم که باهم خیلی راحتیم ! گفت بجای که کوس کون مامانتو دید بزنی برو یک دوس دختر پیدا کن منم گفتم اخه هیچکی هیکله تورو نداره و هیچکی مثل تو نمیشه و خلاصه کلی خایه مالی کردم و گفت بخشیدمت ولی دیگه از این کارها نکن !
فردا شب دیدم مامانم یک لباس کاملا باز پوشیده بود طوری که نوک سینه هاش از زیر لباس معلوم بود و کون قلنبش کاملا نمایان بود یکدفعه خشکم زد گفت چی دیشب تو لخت منو توی حموم داشتی نگاه میکردی حالا به چی زل زدی ! گفت الهی من فدات شم هیچی قربونت برم خیلی خوشکل شدی، گفت خوبه خوبه دیگه پرو نشو، خلاصه موقع شام من همش داشتم زیر چشمی سینه هاشو نگاه میکردم . بعد از شام یهو مادرم گفت پشتم خیلی درد میکنه دارم از درد میمیرم من چون هفت مدرک ماساژ دادن حرفه ای داشتم ! و همه بهم میگفتن محسن ماساژور ! خلاصه هرکی ماساژ میخواست من ماساژش میدادم ! گفتم خودم ماساژت میدم اولش گفت نه! ولی بعد گفت باشه ،خلاصه شروع کردم به ماساژ دادنش روی تخت وداشتم کمرش ماساژ میدام که یهو یک فکری به سرم رسید گفتم برم روغن زیتون از یخچال بیارم گفت باشه گفتم لباستو که در نیاوردی خیلی براش سخت بود چون از یک طرف مذهبی بود وخجالت میکشید لباسشو در بیاره از طرفی چون حشری بود و چند وقت بود با بابام سکس نکرده بود خودش گفت باشه! یهو دیدم لباسشو در اورد بدن سفیدش باعش شد کیرم سیخ بشه یکم ماساژ دادم که گفتم مامان کرستت اذیت میکنه میشه درش بیار اولش جواب نداد بعد گفت باشه منم تو یک موقعیت سینه هاشو می مالیدم بعد گفتم پاتو ماساژ بدم گفت باشه بعد گفتم شرتتو در بیارم گفت بیار !!! بعد از یکم مالش گفتم دیگه این موقعیت پیش نمیاد بزار کوسش بمالم یک دسته بردم روش که یکدفعه بدنش کمی لرزید ، فکر کنم ارضا شد بعد کیرم که سیخ شده و از روی شلوار زده بود بیرون روش میکشیدم که یکدفعه گفت بسه دیگه پاشو برو بیرون میخوام لباس بپوشم منم که کیر خورده بودم و توی کف بودم با اینکه اتاق داشتم و خالی بود رفتم توی دستشوی ( گاهی حموم ) و یک دست جق زده و خالی شدم.
خلاصه فردا شب من همش توی کف بود که چطوری مامانو بکنم رسیده خونه دیدم بازم مامان لباس های بازتری پوشیده بود !!! و من داشتم با چشمان میخوردمش یکدفعه گفت پسرم من میرم حموم ! چند دقیقه نگذشت که یهو مامانم گفت میای پشتمو بشوری ! منم مثلا میگ میگ رفتم داخل حموم مامان خند گفت چته یواش ! یکدفعه مامانم اب حمام باز کرد و روی لباسهام ریخت و من خیس شدم گفت عیب ندار لباستو در بیار تو هم حموم کن من اولش خجالت میکشیدم ولی بعد لخت شدم در حالی که کیرم سیخ شده بود خندید گفت این بدبخت چطور اینجا جا شده ، بعد پشتشو میشتم دیدم داره کون خودشو بهم میماله منم سریع یک دست گردم سینه اش و گردنشو میبوسیدم نمیدونم چطور مامانمو لخت کردم اولش تن تن شروع کردم به لب گرفتن بعدش سینه هاشو میخوردم بعدش کوسش که مثل عسل بود خوردم و بعدش کیرمو کردم توی کوسش و اونم همش اه اه میکردم نمیدونم یک ساعت بود سه ساعت بود که داشتم !!عقب جلو میکردم یکدفع ابم داشت میمود که گفت من قرص خوردم همشو بریز توش عزیزم، بعد کیر داشت می خوابید که سریع درش اورد و شروع کرد به ساک زدن و دوباره مثل رستم قرص و محکم شد ! و بعد میخواستم از کون بکنمش و مثلا همه داستانها گفت من از کون به باباتم ندادم ولی گفتم من فرق دارم اولش بزور رفت ولی بعد رفت ! خیلی حال میداد کون بزرگ و تپلی که خیلی تو کفش بود حالا کیرم داشت داخلش فرو میرفت اونم حسابی حال میکرد و بعد از اینکه اونم ارضا شد منم ابم اومد ! و این بود داستان سکس من و مامانم
ادامه دارد.
     
#928 | Posted: 25 Nov 2017 19:31
سکس با محارم 2 ( طنز = نگاهی به داستانهای سکس به محارم)
سکس من و خواهرم
خواهر من خیلی خوشگل بود یعنی بقدری خوشگل بود روزی صد نفر میومدن خواستگاریش اخرشم توی بیست سالگی شوهر کرد
لبای غنچه ای ، سینه 80 پوست سفید چشماش (یکی سبز و یکی عسلی ) کون بزرگ و خلاصه هر چی بگم کم گفتم من اولش چشم طمعی به خواهرم نداشتم ولی بعد از سکس با مادرم تصمیم گرفتم که همه محارم بترتیب بکنم (1- خواهر 2- خاله 3- عمه 4- خواهر زن 5- مادر زن) دو مورد اخر هنوز نتوستم بکنم چرا؟؟؟ چون هنوز زن ندارم ! انشاله زن گرفتم داستان اونها رو می نویسم میزارم توی سایت تا دوستان نظر بدن وهم فحش بدن !!
خلاصه از داستان دور نشیم شوهر خواهرم مثل پدرم بود یعنی شغلش طوری بود که خونه نبود شما فکر کن تاجر بود یکماه امریکا بود ، خواهر من هم خیلی ادم حشری بود شب قرار شد من برم پیشش نترسه ، من چون کلید داشتم رفتم تو در اروم باز کردم که دیدم صدا میاد جلوتر رفتم دیدم صدا از توی اتاقه خواهرمه از سوراخ در نگاه کردم دیده بله خواهرم ، شوهرش نیست حشرش زده بالا یک خیار کرده توی کوسش داره عقب جلو میکنه ! من نمیدونم چطوری دیدم کیرم دستمه دارم جق میزنم ! اولش خواستم درو باز کنم برم بپرم روش ترتیبشو بدم که ترسیدم ! بعدش یکدفعه گوشی خونه زنگ خورد منم سریع پریدم دم در تا منو ندیده بگم تازه اومدم اونم یکدفعه اومد توی هال در حالی که سینه های بلوریش بیرون بود گوشی برداره حواسش به من نبود گوشی برداشت مامان بود خواسته ببینه من رسیدم یا نه ،یکدفعه من دید یک جیغ زد دستش گرفت روی سینه هاش ، منم سریع رفتم دستشویی به یاد سینه هاش جق زدم اومدم بیرون گفت کی رسیدی؟ گفتم تازه رسیدم گفت چرا زنگ نزدی گفتم کلید داشتم ! گفتم ببخشید گفت واسه چی ؟ من پرو گفتم واسه اینکه اونجاتو لخت دیدم دیدم سرخ شد گفت اشکال نداره ! خلاصه بعد از شام رفتیم پای ماهواره یک سریال میداد که صحنه خیلی داشت ولی خواهرم نگاهش میکرد ( ولی شانس من ما ماهواره اونا شبکه های پورن که داستانها دارن و بازه رو نداره ) خلاصه رسید جاهای صحنه دارش منم همش داشتم زیر چشمی خواهرمو نگاه میکردم و کیرم راست شده بود خواهر خندید گفت دیگه بزرگ شدی و باید با زنت از این کارها بکنی و یاد بگیری منم توی دلم گفتم الهی من فدای کوس کونت بشم چرا با تویاد نگیرم؟ ! منم حسابی داغ شده بودم و کیر زده بود بیرون هرچی خواستم غایمش کنم نشد ! یکدفعه سریع رفتم دستشویی یک جق زدم که برگشتم دیدم خواهر فهمیده گفت خسته نباشی دلاور ! منم گفتم دلم درد میکرد گفت اره خودتی از روی اون لکه روی شلوارت معلومه !منم قرمز شدم چیز نگفتم دیدم خواهرم همش چمش به کیرمه معلوم اونم دلش میخواد
من یکدفعه یاد نقشم افتادم ! نقشه ام چی بود؟! یک داستان خوندم نوشته بود یک قرص داده مامانش خورده خوابیده منم گفتم چرا روی خواهرم پیداش نکنم؟! خلاصه رفتم اشپزخونه گفتم توی اب نمیخوای گفت چرا داداش گلم بی زحم یک لیوانم واسه من بریز ! خلاصه منم سریع قرص ریختم توی اب دادم بهش خورد ! یک ساعت وایسدم نخوابید دوساعت نخوابید ! بعد روی جعبه قرص نگاه کردم دیدم نوشته ساخت چین ! ! کلی کشور چین فحش دادم و گفتم چرا به حرف بزرگان گوش نکردم و از تولید ملی استفاده نکردم که باعث رشد ملی و اقتصاد مقاومتی میشه ! خودمو بدجور فحش دادم، خلاصه وقت خواب شد من توی هال خوابیدم که خواهرم رفت بره بخوابه که یهو جیغ زد سوسک منم دیدم خواهرم بجز شورت کورست هیچی تنش نیست من خشکم زده بود و محو تماشایی بدنش بودم که دوباره جیغ زد سوسکو بکش !منم سوسک کشتم بعد گفتم چی بابا اژدها دیدی گفت اژدها ندیدم ولی مثل اینکه اژدهای تو بیدار شده ، دیدم بله با دیدن اون صحنه باز کیرمون به حالت اماده باش در اومده ! یهو غایمش کردم ! و اونم خندید خواستم برم توی هال بخوام که از شانس خوبم رعد و برق شد و برقها رفت خواهر جیغ زد گفت من میترسم امشب باید پیش من بخوابی من از خوشحالی با دمم گردو میشکستم ، یک ساعت بعد که خواب نمی اومد اروم صداش زدم دیدم خوابه ، بعد یهو دستم بردم سمت کونش و اروم لمسش کردم و بعد جراتم بیشتر شد و دستم برد طرف سینه هاش بهر بدبختی شده سینه هاش در اوردم خواستم یک زبون بکشم روش که دیدم یهو برعکس شد کونش طرف من شد من قلب داشت از دهنم در میومد و نزدیک بود سکته کنم که دیدم یهو کون خودش چسبوند به کیر من ! دیدم بله خانم بیداره و خودش دلش میخواد ! منم جراعتم بیشتر شد و سریع شرتشو از تنش بیرون اوردم و سریع پاهاشو دادم بالا و شروع کردم به خوردن کوسش طوری رفتار کردم که خواهرم خودش زده بود به خواب یکدفعه شکه شد و چشماشو باز کرد یکدفعه طوی تاریکی چشمامون به چشم هم خیره شد ! خواستم دست بکشم دیدم سرمو به سمت کوسش میبره و من مشغول خوردن بود که یکدفعه برق اومد ! سرمو بلند کردم گفتم صلوات بفرست برق اومد گفت کوس نگو کوس بخور ! بعد یکدفعه شروع کردم به لب گرفتم لبهاش مثل شهد عسل بود بعدش شروع کردم به خوردن سینه هاش اینقدر خوردم که صداش در اومد که گفت بسه دیگه شروع کن ! یکدفعه کیر 22 سانتی منو دید گفت این چی گفتم هیچی چیزی نیست کیره ! بعدش کردمش توی کوسش که خیلی تنگ بود ومثل کوره داغ بود داشت کیرم میسوخت که نزدیک بود جیغش تا سه ساختمون اون تر بره دهنش گرفتم و داشتم حال میکردم احساس میکردم توی عرش هستم روش خوابیده بودم و درحالی که لب میگرفتم عقب جلو میکردم که بعد از بیست دقیقه ابم اومد. بعد یکدفعه خواهرم جیغ زد من که نفهمیدم چی شده بود گفت کاری نکردم ! ( بعدا فهمیدم بابا شدم!) بعد از اون برام ساک زد دوباره کیرم راست شد و اینبار خواستم از کون بکنمش که گفت نمیشه درد داره کیر تو هم خیلی بزرگه من میمیرم ولی من بدجور توی کف کونش بودم گفت من کاری میکنم درد نگیره رفتم کرم اورد بهش مالیدم و حسابی چربش کردم و بعد یهو کیرم رفت داخله کونش ، چون کونش تنگ بود و تاکید میکنم ! کیرم من کلفت، اولش تو نمیرفت ولی کم کم تا ته رفت اونم یک جیغ کوچیک زد گفت جر خوردم درش بیار گفت الان دردش کم میشه یکم که گذشت دیدم اونم داره حال میکنه همش می گفت قربون کیر داداشم برم جرم بده ، بعد یکدفعه یک جیغ اروم کشید و ارضا شد بعد از اونشب ده بار دیگه ما باهم سکس کردیم و اون یک ماه هرشب مشغول سکس بودیم.
امیدوارم که از داستان خوشتون اومده باشه منتظر نظرات و فحش های شما هستم و اگه دوست داشته باشین دفع بعد سکس با خاله ام رو براتون بگم
     
#929 | Posted: 26 Nov 2017 01:47
دقیقا درسته،یه عده که معلوم نیست چی پیش خودشون فکر کردن میان داستانهایی مینویسن که در ماورایی ترین حالتم باز به جوک شبیه تره تا داستان.قشنگی کار که رعایت نکردید اینه که یهو وسط داستان بعد چند قسمت و گاهی چند خط اسم طرف رو یادشون میره و با اسم جدید ادامه میدن و بعدا میفهمن گاف دادن.????????????

.
     
#930 | Posted: 29 Dec 2017 01:52
مامان سکسی و پایه
سلام اسم من پوریا ه ۱۷ سالمه یه کیر ۱۸ سانتی دارم و بدنم روی مامانم رفته که یه سینه ۸۵ با یه کون گنده و خوشگل با بدن کم مو داره مامانم ۳۷ سالشه و تا جایی که یادمه بابام همیشه تهران بوده ما خونمون شیراز ولی بابام بخاطر اینکه برای مغازه ش که لوازم قنادی ه میره تهران تا جنس بیاره باسه همین هفته ای یه بار یا دوبار خونه هس . مامانم که اسمش سمیرا ه تو خونه جلوی من خیلی راحت میگرده شاید باورتون نشه ولی وقتی بابام نیس بهم گفته که بهش چیزی نگم با یه کرست سبز که بیشتر سینه اش بیرونه و با یه شلوارک که از خط کس و کونش معلومه شرت نمیپوشه میگرده . همیشه به یادش جق میزدم و وقتی میخواست لباس عوض کنه دیدش میزدم خودش هم فهمیده بود ولی چیزی نمیگفت بار ها پیش اومده بود من برم تو حموم اونو بشورم یا اون بیاد ولی همیشه هر دومون شرت اونم کرست میپوشید . منم وقتی بابام نبود لخت فقط با یه شلوارک که شرتم نمیپوشیدم میگشتم . هفته پیش بود که طبق معمول بابام نبود اومد خونه دیدم مامانم با یه کرست آبی سکسی با یه شلوارک طوسی خیلی کوتاه که کونش داشت میزد بیرون وایساده بود داشت روی اُپِن مرغ ریش ریش میکرد سلام کردم و رفتم تو اتاق لخت شدم شلوارکم و پوشیدم و اومدم با رفتم جلو تر که دیدمش شق کردم رفتم رو به روی اُپِن وایسادم الکی با گوشیم ور میرفتم و سینه های گنده شو دید میزدم کرست از این توری ها بود و کل سینه خوشگل و نوک سینه های گردش معلوم بود وایساده بودم رفت آب بخورم که مامانم گفت بیا تو کشوی بغلم یه چنگال بده ما تو آشپز خونه مون میز ناهارخوری داریم بخاطر همین باید از پشت سرش رد میشدم خیلی جا نبود اومد رد شم ولی گیر کردم کیرم هم که از شلوارکم زده بود بیرون درست وسط پای مامانم بود به دفعه دیدم تعجب کرد فهمیدم کیرم رو احساس کرده رد شدم بهش چنگال و دادم کیرم هم معلوم بود  شق شده یه نگاه به شلوارکم کرد و خندید من که حسابی حشری شده بودم رفتم روبروش تو یه حال یه فیلم سوپر گذاشتم نگاه همین که پلی شد صدای آه آه آه توی کل خونه پیچید اصلا حواسم نبود صداش کم کنم سریع اومدم بیرون دیدم مامانم داره نیگام میکنه خلاصه هیچی نگفت و به کارش ادامه داد رفتم تو اتاق و نشستم سوپر نگاه کردن که صدام زد گفت بیا میوه بخور منم با خجالت رفتم کیرم هم که طبق معمول شق بود رفتم تو حال میوه رو گذاشته بود روبرو تلویزیون من یه سیب خوردم و درازکشیدم و تلویزیون نیگا میکردم که مامانم با یه شورت آبی که دستش بود اومد فهمید با کرستش سته بهم گفت خیلی گرمه ای شلوارکه هم پلاستیکیه میخوام این شرته رو بپوشم و بدون اینکه بگه روتو بکن اونور یا چشماتو ببند رو شو کرد اونور و خم شد و شلوارکش و کشید پایین یهو یه کون سفید و قلمبه و با اون کس تپل و سفیدش زد بیرون همینجور داشتم نیگا میکردم و کیرم و میمالیدم که از وسط پاش یه نگاهی بهم کرد و چیزی نگفت شرتش و کرد پاشو حسابی کشید بالا از این لای لمبه ای ها بود تعجب کرده بودم چون تا حالا جلوم همچین کاری نکرده بود روشو که کرد اینور کسش معلوم بود شرتش هم توری بود فهمیدم خیلی حشریه ولی بابام که همیشه تو مسافرته . اومد کنار دراز کشید و سرش و گذاشت رو دستم و پای راستش و انداخت رو پای چپم کیرم هم که حسابی ضایع شده بود یهو بهم گفت پوریا کمرم خیلی درد میکنه یه کم ماساژم میدی آخه من همیشه بابامو ماساژ میدم حسابی بلدم گفتم باشه که دمرو شد  وایساده بودم که گفت بشین نشستم رو کمرش گفت وای وای برو پایین کمرم درد میکنه نشستم رو کون گنده و تپلش گفتم اینجا خوبه گفت عالیه از عمد کیرم و دادم پایین که افتاد رو کونش و احساس میکرد داشتم ماساژ میدادم که گفت قربونت برم برو اون روغن ماساژ و بیار با اون ماساژ بدی مفید رفتم روغن و آوردم اومدم بریزم رو کمرش گفت صبر کن نمیخوام کرستم چرب بشه برام بازش کن بندشو و باز کردم بعد برگشت گفت برش دار گفتم من گفت اره برش داشتم واااااااای عجب ممه ای گرد و سفت و سفید نوک ممه اش سفت سفت بود فهمیدم حشری شده خلاصه داشتم نیگا میکردم گفت کجایی یهو گفتم هیچی خندید و برگشت دوباره نشستم رو کونشو شروع کردم ماساژ دادن و کیرم رو از شلوارکم هی عقب جلو میکردم یه ۵ دقه ی گذشت گفت قربونت برم یه کم هم پاهام و بمال اومدم روغن بریزم گفت صبر کن حالت سگی نشست شرتش و درآورد واااای کیرم داشت منفجر میشد دوباره خوابید روغن و ازم گرفت و ریخت رو کون و پاهاش و با دستش پخشش  کرد وای اون کون گندش با کس تپلش داشت برق میزد دستم و گرفت گذاشت رو کونش و گفت بمال شروع کردم به مالیدن پاهاش و کم دست میبردم لای کونشو کسش که دیدم داره حال میکنه خیلی محکم کون و کسش و میموشتم که گفت پاشو بیا همونجور لخت تو حموم و گفت بیا رفتم تو بهم گفت تو هم شلوارکت رو در بیار بیو تو گفتم نه خجالت میکشم گفت اولا من مامانتم دوما منم میبینی لخت وایسادم جلو پسر عزیزم با خنده گفت سوما لخت که بشی با الانت فرقی نمیکنه خلاصه آب و باز کرد و منم لخت شدم . بخار تموم حموم و گرفته بود کیرم تو دستم جا نمیشد مامانم زیر آب بود رفت کنار گفت تو هم برو زیر منم رفتم زیر آب و یه کم خودمو شستم اومدم کنار شامپو برداشت ریخت رو سر من و خودش بهم هم گفت نمیخواد دم و دستگاهت پنهان کنی راهت باش خودش رفت زیر آب یه کم خودشو شست منم رفتم سرم و بشورم چشمام هم بسته بودم چون سرم پر شامپو بود خلاصه مجبور شدم دو تا دستمو از رو کیرم بردارم که یهو کیرم زد بیرون داشتم سریع خودمو میشستم که یهو مامانم کیرمو با دستش گرفت بهش گفتم چیکار میکنی گفت من میدونم تو کفم هستی خودت هم میدونی من خیلی تنهام ولی خوشم نمیاد با مرد قریبه رابطه داشته باشم پس قول بده به کسی چیزی نگی منم گفتم باشه شروع کرد به مالیدن کیرم و من شروع کردم به مالیدن کونشو ازش لب میگرفتم اومد برام ساک بزنه گفتم زودی خودتو بشور بریم رو تخت . سریع خودمون و شستیم و رفتیم تو اتاق همونجوری لخت انداختمش رو تخت در اتاق و بستم و شوفاژ و هم زیاد کردم رفتم دراز کشیدم اونم حالت 69 یی اومد روم و شروع کرد با اون لب خوشگل و نرم برام ساک زدن وای که چقدر سکسی ساک میزد من شروع کردم یه خوردن کس و کونش . یه چند دقیقه گذشت گفتم میتونم از کونم بکنمت بدت نمیاد ؟ گفت نه من که خیلی دوست دارم ولی بابات دوست نداره باسه همین هم کونم خیلی تنگه حسابی خوشحال شدم گفتم به به یه کس ناز و یه کون تنگ . یه چند دقیقه برام ساک زد و بلند شدم خوابندمش رو تخت و پاهاش و هفتی دادم بالا کیرم و که حسابی خیس بود گذاشتم دم کسش با یکم فشار آروم آروم تا ته رفت تو اونم یه کم آه آه میکرد افتادم روش و شروع کردم به تلمبه زدن همینجور تلمبه میزدم و اون سینه های گنده ش و میخورد یا ازش لب میگرفتم یه کم سرعتی براش تلمبه میزدم که صدای آه آه ش تو کل اتاق پیچیده بود کیرم و درآوردم و به حالت سگی نشوندمش یه تف زدم در سوراخ کونش و گفتم میخوام برات افتتاحش کنم . با یه فشار سر کیرم رفت داخل یه ذره صبر کردم با کلی زور نصف کیرم و کردم تو کونش از درد داشت میلرزید یه کم صبر کردم تا آروم شد همین که آروم شد شروع کردم به تلمبه زدن و دیگه کیرم تا ته میرفت تو حسابی حشری شده بودم و تند تند تلمبه میزدم کیرم رو درآوردم کردم تو کسش و دوباره تلمبه زدم یه ۱۰ دقه ی کس و کونش و کردم که دیگه وقتش بود آبم بیاد کامل خوابندمش و گفتم میخوام آبم و بریزم تو کونت اونم موافقت کرد کیرم کردم تو کونش و روش خوابیدم دست انداخت سینه هاشو محکم گرفتم و شروع کردم به تلمبه زدن حسابی هر دومون داشتیم حال میکردیم سینه هاشو یه فشار دادم و چند تا تلمبه محکم زدم و تموم آبم و تو کونش خالی کردم . یه دو سه دقه ی بی حال روش خوابیده بودم اومد کنار یه لب ازش گرفتم و گفتم برم لباس بپوشم تو اتاقم بخوابم گفت نمیخواد بابات پس فردا میاد همینجا بخوام . اون شب دوتامون تو بغل هم لخت خوابیدیم . صبح هم که پاشدم رفتم دیدیم یه صبحونه حسابی درست کرده با یه شرت و کرست سکسی قرمز هم داره ظرف میشوره تا دیدم گفت سلام قربونت برم بیا صبحونه بخور جون بگیری تا شب کلی کار داریم . از اون شب که تابستون ۹۶ اتفاق افتاد تا الان هر موقع بابام نیست هر شب سکس میکنیم . اگه فرصت کنم داستان سکسمون تو حموم رو هم براتون میگم
          
     
صفحه  صفحه 93 از 98:  « پیشین  1  ...  92  93  94  ...  98  پسین » 
داستان و خاطرات سکسی انجمن لوتی / داستان و خاطرات سکسی / Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2018 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites