انجمن لوتی
صفحه  صفحه 97 از 97:  « پیشین  1  2  3  ...  95  96  97
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم

 مرد
#961   Posted: 2 Mar 2021 04:28

 0 Star

ارسالها: 2
عالی بود داستان مامان شهناز ارزش خواندن رو داشت
mers
 
     
  
 مرد
#962   Posted: 2 Mar 2021 23:35


 1 Star

ارسالها: 92
ماجرای باورنکردنی با خواهرزن محجبه

سلام
این ماجرای برای چندسال پیشه که با خواهرزنم اتفاق افتاد که خودمم اصلا تو تصورم نمیومد
خواهرزنم ۵سال از خانومم ۲سال ازمن بزرگتر بود حزب الهی و چادری همیشه پیشه من چادری بود
داستان ازاونجا شروع شد که تو دردودلاش برا خانومم گفته بود باجناقم که کارمند بود بادوستاش میره مواد مصرف میکنه و بهش توجه نمیکنه مخصوصا از لحاظ سکس درحالی که اون خیلی هات بود و ماهی یبار سکس خروسی ناراحتش کرده بود
برعکس خانومم از سکس زیاد و تایم طولانی و انواع حالتها و خوردن لیسیدن لباسهای سکسی و... بین خودمون براش تعریف میکرد و اونم همش میگفت خوش به حالت کاش شوهره منم اینطور بود
خانومم اینارو برام میگفت اما من هیچ تصوری با خواهرزنم نمیکردم
خلاصه این موضوع گذشت تا خانومم مشکل معده پیدا کرد و باید عمل میکرد
وقتی شب اول خانومم بستری شد خواهرزنم همراه پیشش موند تا شب دوم که مادرزنم اومد همراه بمونه که من گفتم خواهرزنم رو میبرم خونشون و بعد میرم خونه خودمون
تو مسیر که میرفتیم باجناقم زنگ زد که ببینه زنش شب میاد یا نه که خواهرزنم برگشت گفت نه نمیام امشبم بیمارستان میمونم توبرو حال کن نگران من نباش
وقتی ایجوری گفت کلا جا خوردم برگشتم گفتم چرا اینو گفتی
گفت بره گم شه معتاد عملی با دوستای عوضیش من شب میام خونه شما
باز تعجب کردم
سرراه شام خوردیم
خلاصه رسیدیم خونه ،یکم خونه بهم ریخته بود گفتم من برم یه دوش بگیرم بیام
گفت باشه منم خونه رو یکم جم کنم
ده دیقه ای دوش گرفتم اومدم بیرون که باز تعجب کردم خواهرزنم که همیشه جلوم چادری بود با لباس تو خونگی رو مبل نشسته بود
گفت آفیت باشه منم برم یه دوش بگیرم فقط لباسا آبجیم کجاس از اونا بپوشم
راستی مامان زنگ زد گفت رسیدی من نگفتم اینجام سه نکنی
کشو لباسارو نشونش دادم رفت حموم
رفتم توفکر به همه چیز فکر کردم الا به نیت خواهرزنم
تو تماشا تلویزیون بودم که از اتاق اومد کلا شوکه شدم داشتم شاخ درمیاوردم باورم نمیشد خواهرزنم تاپ و شلوارک سفید و نازک خانومم رو پوشیده بود با موهای باز شورت و سوتین قرمز زیرش هم کامل پیدا بود
چشمام داشت بیرون میزد که برگشت گفت ها چیه چی شده به چی زل زدی
گفتم هیچچچی
اومد کنارم نشست گفت راستی آبجی میگفت آبکی خونه دارید میاری بخوریم میخوام امتحان کنم میگن مستی خیلی حال میده
اینجا بود که فهمیدم آره...
کیرم داشت راس میشد
رفتم از یخچال ویسکی داشتم آوردمو یه پک ریختم
زدیم
گفت اوه اوه سوختم چجور اینو میخورید
گفتم اولشه عادت میکنی
دوسه پک زدیم که گفت داغ شدم تو دلم آتیش گرفته
خلاصه کنارم که نشسته بود بغلش کردمو گفتم یه لب میدی
حرفم تموم نشده بود که خیلی حشری لبامو چسبوند
تولب گرفتن بودیم که دستش رو رو کیرم گذاشتو گرفتش گفت نه واقعا بزرگه آبجی راس میگه خرکیری
منم شروع کردم مالوندن سینه هاش ۷۰ سفت
حشری حشری شدم دیگه لباساشو درنیاوردم تاپ و سوتین شو پاره کردم عجب سینه هایی سفت سفت
که باز گفت آره وحشیه سکسم هستی
دیگه طاقت نیاوردم شلوارکشم باشورتش پاره کردم دراوردم
چه کوسی
سفید صاف با لبای صورتی
با کله رفتم توش و شروع کردم لیسیدن
یه دیقه نگذشت که خواهرزنم ارضا شد اما باز ادامه دادم صدای ناله هاش بلند بلند شد
گفت بکن بکن کیرتو بکن تو کوسم زودباش کوسم کیر میخواد
پاشدم شلوارمو دراوردم کیرم که راس راس بود رو دید
گفت واو چه کیری این کیره نه کیر باجناقت
خلاصه خوابوندمشو کیرمو کردم توکوسش یه آه بلند کشید گفت جووون چه کلفته پاره شدم
شروع کردم تلمبه
چهار پنج تلمبه نزدم که دوباره ارضا شد
گفت عجب کیری داری حالا سگی بکن
منم شروع کردم تلبمه سگی با ضربه های محکم رو باسنش
باسنش سرخ سرخ شد
داد میزد بزن محکمتر بزن خیلی حال میده تاحالا اینقدر حال نکردم
آبم داشت میومد که دراوردم ریختم رو کمرش
بیهوش افتاد رو مبل
گفت بازم بکن خیلی حال داد
خلاصه تا صبح دوباردیگه سکس کردیم
الان چهار ساله میگذره باز ماهی دوسه بار باهم سکس داریم اما همه جا مثل قبل جلوم چادری میچرخه تابلو نشه
غریبه ترین آشنا در میان دوستان
 
     
  ویرایش شده توسط: gharibe_ashena  
 
#963   Posted: 9 Mar 2021 00:02

 1 Star

ارسالها: 53
این داستانا چه همه ش نصفه نیمه س ؟
 
     
  
 
#964   Posted: 9 Mar 2021 19:25

 0 Star

ارسالها: 1
چقد کم کار شدید تو این بخش ؟
 
     
  
 مرد
#965   Posted: 11 Mar 2021 05:35

 0 Star

ارسالها: 15
عالیه قلمت لطفا بازم بنویس
حتی اگه شده تخیلی ولی بنویس بهترین داستانی بود که بعد از مدت ها خوندم واقعا نوشتن داستان سکس با مادر خیلی خیلی سخته ولی تو عالی درآوردیش آفرین بهت
 
     
  
 مرد
#966   Posted: 11 Mar 2021 05:36

 0 Star

ارسالها: 15
من و مامانم شهناز واقعا فوق العاده بود لذت بردم
 
     
  
 مرد
#967   Posted: 12 Mar 2021 09:28

 0 Star

ارسالها: 10
فقط داستان مامان شهناز
 
     
  
 مرد
#968   Posted: 24 Mar 2021 02:42

 0 Star

ارسالها: 17
st3222726:
سر كیرم رو گذاشتم جلو كوسش و یواش هل دادم داخل و تا ته كردم توش. چند ثانیه مكث كردم و بعد شروع به تلمبه زدن كردم. همزمان لبش رو میبوسیدم و می می هاش رو می مالیدم و میخوردم. چند دقیقه ای تلمبه زدم و تلمبه زدم و احساس كردم دیگه داره آبم میاد. همزمان نفسای مامان هم دوباره به شماره افتاد و با سریعتر شدن تلمبه زدنای من نفسای اونم تندتر میشد

آخ که بهترین کسس توی دنیا کسسس سفید و چوچول دار مامانه، اونایی که مامان حشری دارن و امتحان کردن میدونن چی میگم
 
     
  
 مرد
#969   Posted: 6 Apr 2021 16:36

 0 Star

ارسالها: 1
st3222726
سلام ادامه داستان مامان شهناز 6 رو کی میزاری؟؟
 
     
  
صفحه  صفحه 97 از 97:  « پیشین  1  2  3  ...  95  96  97 
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA