انجمن لوتی
صفحه  صفحه 69 از 69:  « پیشین  1  2  3  ...  67  68  69
خاطرات و داستان های ادبی

دل نوشته ها ( نوشته ایرانی )

 مرد
#681   Posted: 19 Mar 2021 19:11


 3 Star

ارسالها: 4955
aliazad77
ممنون از شما
 
     
  
 مرد
#682   Posted: 1 Apr 2021 12:03


 2 Star

ارسالها: 2698
اشـــــــــــــــک سیـــــــــــــــزده


بازهم اولین سیزده سال از راه می رسد ..می رسد تا به ما بگوید که زندگی همچنان زیباست..شاخه ها جوانه زده اند تا شکوفه های عشق چون تاجی طلایی بر تارک قله های سپید و فرش آبی بدرخشند .سیزده به در از راه می رسد وبازهم قلب و روح من ..جان قلمم رامی جوشاند تا از بهار و از روزهای نو بنویسم ازدلهایی که برای روزهایی نو می تپد ..خاک زرین سرزمین من ازدلتنگی مردمی می گوید که ازخاک فروشی به تنگ آمده اند هنوزهم عاشق این روز طبیعت و عاشق این سنت پاک و پسندیده ام که در این روز مقددس , قلب خود را به قلب طبیعت بسپاریم و پروردگاری که این همه زیبایی را آفریده سپاسگزارباشیم..
سیزده به در سرزمین من با مردمی که عاشقانه او را دوست می دارند و ستایشش می کنند خوگرفته ..او بیگانگان خاک فروش را دوست نمی دارد .خاک سرزمینش را می فروشند و به آب و آفتابش هم رحم نمی کنند ..ایرانیان پاک سرشت خاک پاک سرزمین مقدس خود را به بیگانه نمی فروشند این کار وطن فروشان شیطان صفت است که با روز طبیعت و با عشق و محبت و دوستیها بجنگند ..هزاران سال است که سیزده سرزمین من , شور و حال مردمی را می بیند که خود را در نحستین سیزده سال به طبیعت و طبیعت آفرین می سپارند و هیچ بیگانه و بیگانه پرستی نتوانسته و نخواهد توانست که این عشق و شور و حال را ازآنان بگیرد ..دهها سال است که به بهانه های مختلف می خواهند که این سنت نیک و پسندیده را از میان بردارند اماکسی با سازهای بیگانگان وطن فروش نمی رقصد .چشم ما به چشمه ها ی سرزمین آباء و اجدادی ما, به دشتها و جنگلهای سبز , به کوههای استوار ما و حتی به بیابانهای پرصلابت ماست .آخرین سیزده به درقرن چهاردهم خورشیدی با چشمانی گریان وقلبی نگران و روحی پریشان به فرداو فرداهایی می اندیشد که خانه اش را ,ایران راویران کنند به خاکش سپارند ..اما قسم به خاک پاک سرزمینمان , بیگانگان و بیگانه پرستان این آرزو را به گورخواهندبرد ..
ای نازنین روزطبیعت !سوگند به اشکهای تو که بازهم باتو درجشن نور و آب و آفتاب و سبزه و مهتاب خندیده پای کوبان برمرگ دیوی که جامه فرشته بر تن نموده می خندیم . وقتی نوربیاید تاریکی می رود میلیونها ایرانی درآغوشت می کشند و توهمچنان اشک می ریزی .عاشقانه دوستت می داریم و ازپرستش خدا به ستایش تومی رسیم ..اما چرا غمگینانه اشک می ریزی ؟ چرا دیگر آن اشک شوقت را نمی بینیم ؟می دانم سوالی خطاست که ازخودمی کنم ..میلیونها ایرانی دربزرگترین اجتماع و همبستگی خود عشق خود را به تو و ایران خود نشان می دهند تا مشت محکمی باشد بر دهان یاوه گویانی که با شادی و شاد بودن درطبیعت سبزمی جنگند ..اما پیام امروز و امسال تو برای امثال ما این است که تو را با خاک پاک مادروطن درآغوش کشیم و وبه ایرانی نماهای ایران فروش , بیش ازاین اجازه ندهیم که قلب سرزمینمان , قلب ما را بیازارند .پیام تو این است که باید روح خود را سبز و سبزینه بینگاریم وخورشید حقیقت را بر آسمان واقعیت بتابانیم .این آفتاب برای همه ماست این جنگلها , این سرسبزیها ازآن همه ماست ..بیائید تا همه با هم شاد باشیم همه باهم زندگی را برای همه قسمت کنیم ..
چرا خیلی ها پند نمی گیرند از طبیعتی که امروزسبزاست و فرداسبزنیست ؟چرا خیلی ها خود را جاودانه می پندارند ؟حتی پرندگان آسمان وطن هم می ترسند که دیگر سرپناهی نداشته باشند .وما باید که با اجتماع پرشور خود در این پرشورترین اجتماع مقدس ملی میهنی به سیزده نازنین خود بگوئیم که آسمان و زمین سرزمین من فروشی نیست ..سرزمین من حتی برای جنازه آنان که نمی خواهند سبزش ببینند جایی ندارد .
و بازهم روز عشق و طبیعت از راه می رسد ..روزی که حتی ابرهایش را سبز می بینیم و بیابانهایش را ..روزی که باشادی به شادیها لبخند می زنیم ..روزاتحاد و همبستگی , روززندگی , روزنفس , روزعشق , روز زندگی جاودانه , روزمحشر, روزیکی شدن دلها و روزنابودی شیطان وشیطان پرستان . بایدکه دور از خودخواهیها و خودپرستیها جسم و جان خود را به طبیعت نوبسپاریم و بدانیم که می توان نوشد می توان بازهم خود را ساخت و به این باور رسید که می توان سهم خود را از این جهان خاکی گرفت ..
دنیا ازآن کسانی نیست که فخر می فروشند .طبیعت خدا و ثروتهای سرشار آن ازآن همگان است .آزادی را نمی توان دربندکشید .خود را به طبیعت سبزو دلگشا می سپاریم و عاشقانه درآغوشش می کشیم وپیام آور این حقیقت خواهیم شد که آرامش و رفاه و خوشبختی برای همه بندگان خداست نه آنان که ادعای خدایی می کنند و دنیا را فقط برای خود می خواهند .سبز باشید و سبز بیندیشید.پایان ..نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
 
     
  
 مرد
#683   Posted: 5 May 2021 21:37


 2 Star

ارسالها: 2698
خـــــــــــــــداونـــــدا !مـــــا را ببـــــخش ...


خداوندا!ببخشایم که نتوانسته ام بنده نیک و شایسته ای برایت باشم ..ازتو می گویم ازتومی خوانم و از تو می نویسم ازتو دفاع می کنم و از هستی تو در هستی بخشیدن سخن می گویم اما هنوز نتوانسته ام بنده شایسته ای برای تو باشم .
شب قدراست شبی که کلام پاک خود را برای بندگان خود فرستاده ای تا رسول برحق توراهنمای بشر برای رسیدن به سعادت راستین باشد .
خداوندا ! هرچه هست ازکرم هستی توست مرا به بودنت آگاه کرده ای ..آگاهم کرده ای که درجای جای این هستی هستی ..درخواب و بیداری من ..کنارمن ..دروجودمن ..هرگاه به تو می اندیشم و حتی زمانی که از تو دورم هستی ..اما حقیقت آن است که همیشه کنارمایی و باما و نگران ما ...حتی نگران آنانی که تاب دوزخ تو را ندارند اما چه کنی که عدالت تو چنین حکم می کند بین آنان که می بینند و آنان که نمی بینن تفاوت قائل شوی ..
خداوندا ! قلب مرا سرشار از عشق به خود و نیکی ها ساز ..تهی از کینه و نفرت و خود خواهی ..تا تو را بهتر بشناسم .بخشش و عفو و گذشت و عدالت از توست ..آن چنان کن که پرده غرور چشمانم را کور نسازد و نفسهای دنیوی خود را جاودانه نپندارم ..
خداوندا !اگر من از تو دورشدم تو رهایم نکن اگر غفلت کردم تو ازمن غافل نشو ..به من توان و فرصتی ده تا ایمان زبانی و قلبی خود به تو را ایمانی عملی سازم ..
خداوندا !دلهای ما را به دل خود نزدیک گردان ..بگذار همگان احساست کنند تا بدانند لذتی بالاتر از تو را احساس کردن ..تو را داشتن و باتو بودن نیست سوگند به خدا که من خود خواه نیستم من خدا خواهم هرکه تو را بداند نه مرگ را می داند نه نا امیدی را ..و هرگه تو را بخواهد جاودانگی را خواسته است .
خداوندا !قدرت ازآن توست شوکت و عظمت ازآن توست ..عشق به تو مرزی نمی شناسد ..روزی میهن دنیا هم با خاک یکسان خواهد شد ..آتش خورشید هم به خاک خواهد افتاد و هیاهوی بسیار برای هیچ به پایان خواهد رسید .و این شروع یک زندگی دیگر خواهد بود ..خداوندا آن روز که ما را به دادگاه عدل خود می کشانی سربلندم گردان
به شب قدر دیگری رسیده ایم ..خداوند به ما فرصتی دیگر داده است تا روح گناهکار خود را با باران رحمت و عطوفتش شستشو داده سوی او بازگردیم .شاید این آخرین فرصت باشد .دنیا جای آسودن نیست در یک چشم برهم زدنی همه چیز به پایان می رسد زبان بسته روان رسته خواهد شد..جزیادو خاطره چیزی ازما نخواهد ماند.چه بهتر از لحظات زندگی خود نهایت استفاده را ببریم .مقصد یکیست و مقصود هم یکی ..چه سخت و چه آسان همه به مقصدی به نام مرگ خواهیم رسید .درکاروان زندگی حرکتی پیشرونده داریم ..سرعت چه کم باشد چه زیاد انتهای راه(مرگ ) بی انتها یکیست .دنده عقبی هم وجود ندارد ..هرلحظه ای که می گذرد لحظه ای به پایان زندگی خود در دنیا نزدیکتر می شویم ..
درست است که هیچگاه برای بیداری دیر نیست اما چه بهتر تا توان داریم این کار را انجام دهیم و شایسته ترآن که درشبی که خداوند گرامی ترش داشته است بیدارشویم ..
خداوندا !چنان کن که خوبیها را خوشیها را ..راحتیها را همه برای همه بخواهند ..که تو پادشاه کشور جهانی و ما خداپرستانی هستیم که سرزمین بی مرزخود را عاقلانه و عاشقانه دوست می داریم : پایان
نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
 
     
  
 مرد
#684   Posted: 25 Jul 2021 19:38


 2 Star

ارسالها: 2698
قـــــــــــــــلب و روان و زبــــــــــان تــــــــــاریـــــــــــــــخ


شاهنشاها !تو می بینی .تومی دانی
تومی بینی که خفتگان بیدارشده اند
تومی دانی که درجستجوی تواند
تومی بینی که چگونه حسرت می خورند
چگونه بر سر خاک ریخته خود می کوبند
جای توخالیست ..تاریخ به تو می نازد ای مظهر شرافت !
هرلحظه که می گذرد بیشتر از لحظه قبل حسرت نداشتنت را می خوریم ..شاید اگر با آن همه ناسپاسی و ناجوانمردانه روانه غربتت نمی کردند بازهم امروز میان ما نمی بودی (مرگ طبیعی )..اما ایران ما ویران نبود و شورشگران 57 تا به این حد عذاب وجدان نمی داشتند وشاید دلتنگیها به شکلی نمی بود که خیلی ها به خاطر ناسپاسی و نمک ناشناسی آن روزهای خود ..این روزها آرزوی مرگ کنند. این روزها بیشتر از روزهای دیگر دلتنگ توئیم دلمان می خواهد تنها خاطرات خوش آن روزها را به یاد آوریم .اما حیف از ناسپاسانی که تاریکی را جایگزین نورکردند غافل از این که نورهمیشه پیروزاست
شاهنشاها !تو امروزبربلندای تاریخ ایستاده ای و این را با تمام وجود فریاد می زنی که حقیقت پیروزاست و تو حقیقت ایران زمین بودی وهستی ..فرستاده ای از اهورا مزدا که اهریمنان به خیال خام خویش از سرزمین فرشتگان و انسانهای نیکو سرشت دورش نمودند اما هرروز که می گذرد بیشتر از روز قبل در دلهایمان جای می گیری آخر تو در قلب تاریخ جای داری ...
شاهنشاها !تو خود , قلب تپنده تاریخی ...ایران , سرزمین مقدس توبود وهست تو آن را بهترین می خواستی ..اما دشمنان نمی توانستند غرورملی ما و عظمت ایران را ببینند .دشمنان , ثروت کشور ما را برای خود می خواستند ..آنان حتی برای جکومت بیشتر در دنیای اهریمنی خود سرزمینها را می خشکانند و رحمی دروجودشان نیست .انگار خداوند دنیا را برای آنان آفریده ..ازبهشت و آخرت می گویند درحالی که جهان آخرت و بهشت را درهمین دنیا می بینند ..بهشت ازآن کسی بود که خوبیها و خوشیها را برای همگان می خواست ..بهشت ازآن شاهنشاهی بود که درراه آزادی و عدالت ..در راه وطن و حقیقت بزرگترین گواه شایسته تاریخ شد و به قولی به نوعی دشمنان ایران , بیماری لاعلاجی سراغش فرستادند که خیلی زود او را از ما گرفت ..اما چه دردی کشنده تر از این که عمری را برای مردم سرزمینی تلاش کنی که جاهلانه بر سر خود خاک ریختند واز بهشت گریختند و دوزخ را بهشت انگاشتند .
به راستی تفاوت شورشگران 57 با شاه فقید چه بود ؟هرروزکه می گذرد بیشتر از روز قبل جای خالی تو شاهنشاه را احساس می کنیم .مردان شریف ..مردان بزرگ هرگزنمی میرند .
شاهنشاها ! امروز درویرانکده ایران همه جا سخن از توست .حتی آنان که تو را ندیده زمانه تو را احساس نکرده اند شیفته تو گردیده اند ..آخر هنوز هم آثار تو هست ..آن بی منت بهترینها را برای ملت خود خواستن ..و هزاران نیک پنداری و نیک کرداری دیگر ..قلم من دیگر ناتوان است شاید بتوان حماقت تاریخی را به خاک سپرد اما ایران عزیزمان را نمی توان به باد داد تا به خاکش سپارد .ایران هرگزنمی میرد .قلم.. دیگرناتوان است ازکدامین خوبیهایت بگویم و از کدامین بدیهای دشمنانت ..اما امروز وقت این حرفها نیست .امروز باید برای رهایی بنویسیم و بکوشیم و بجنگیم .رهایی ایران رهایی ماست .رهایی ملتی محروم از طوایف مختلف که یکدل و یکصدا گشته اند تا دیو را از سرزمین خود برانند
.شاهنشاها !ازتوگفتن و از تو نوشتن کافی نیست .همه ما بارها گدایانی را دیده ایم که با وجود مال و مکنت گوشه ای می نشینند و دست گدایی سوی این و آن درازمی کنند .حکایت این سالهای ملت ایران نیز چنین بوده است .می دیده اند که انگلها ی به ظاهر از جنس انسان همه دارو ندارشان را غارت کرده اند آنان را به بردگی گرفته اند به زور سرنیزه برآنان حکومت می کنند .اما همچنان گدایی می کرده اند .آدمهایی که آسمان پرستاره را از قفس می بینند وخورشید برای آنان سویی ندارد .اما این روزها نمی خواهند که دیگر درقفس باشند .می دانند که باید متحد باشند تا این میله های اسارت و بردگی را از جای درآورده بندهای بردگی را بگسلند .
شاهنشاها !توصد ها سال از اندیشه های گسترده بر ایران زمینمان پیش بودی از اندیشه هایی که ناجوانمردانه شورش و انقلابی پوچ می خواست .امروزهرکلامت را که می شنویم بیش از پیش به پاکی وجدان و اصالت و شرافت و وطن پرستی و جوانمردی و مردم دوستی تو پی می بریم .انگار تو پیشگویی بودی که مادر تاریخ ..آینه آینده را پیش چشمان تو قرار داده بوده است .اما کوردلی نادانان و مکر اهریمنان اجازه نداد که آن روزها سخنان گهر بار تو را درک کنند .
شاهنشاها !سالهاست که ازتو می نویسم و از تو می گویم ..این نوشته ها وجوه مشترکی دارند ..این که چرابه این آسانی باید کاشته هایمان را بر باد دهیم .؟!چرا باید داشته هایمان را زنده به خاک بسپاریم و در غم از دست دادنشان بر مزارشان اشک بریزیم .به خدا دیوانگان چنین نمی کنند که شورشگران 57 چنین کرده اند .هرچند بسیاری ازآنان فریبکارانه شورش کرده اند همانهایی که امروز خون ملت را درشیشه کرده می پندارند که حکومت , میراث الهی آنان است .
شاهنشاها !چهل و یک سال است که از میان ما رفته ای و هرقدرسیاهی و تباهی و تاریکی را غلیظ تر می بینیم نوروجودت را بیشتر و بیشتر احساس می کنیم وبرحماقت آن سیران بپا خواسته نالان ترمی شویم .
شاهنشاها ! می دانیم دلت با ماست .می دانیم که ناسپاسان را می بخشی ..می دانیم برای ما چه پیامی داری ..این پیامت را با جان دل و با تمام وجود می شنویم و احساس می کنیم که خطاب به ایرانی آزادیخواه می فرمایی : دریوزگی درسرزمین ثروتمند ایران دیگربس است .دیوان اشغالگر و اهریمنان را از ایران اهورایی خود برانید و جای گدایی ..شاهانه زندگی کنید
شاهنشاها !آزادی نزدیک است ..نزدیکتر از نفسهای ما به ما ..آن روز که بیاید خیلی ها مثل این روز ..آرزوی آن را دارند که تو هم می آمدی ..اما تو خود می دانی ایرانی دیرزمانیست که تو و روح و اندیشه های پاکت را درآغوش کشیده است و می خواهد که توبه اش را بپذیری ..هرچند از شورشگران 57اندک آدمیانی بیش نمانده انداما شرم و ندامت چون غباری آسمان ایران زمین را فراگرفته است .
شاهنشاها ! روحت همیشه شاد !یادت همیشه گرامی باد !بوی تو را از پاکبانوی تو احساس می کنیم و قدرش را می دانیم و به انتظار از نزدیک دیدنش می نشینیم تا یک بار دیگر برکت و نعمت و محبت و هرچه خوبی هست را به سرزمینمان بیاورد .
شهبانوی نازنین !اگر نتوانسته ام درخوربزرگی آن بزرگوار همیشه سربلندبنویسم پوزش می طلبم..امید وارم شما بانوی دوست داشتنی و بی همتا به یاد بیاورید که عمری طولانی و با شکوه برایتان خواسته ام و این آرزو را کرده ام که باید زنده بمانید و به ایرانتان برگردید تا با هم اشکهای شوقمان را نثار خاک پاک ایران مقدسمان سازیم .
چهل و یکمین سال درگذشت قلب و روان و زبان تاریخ برشما شریک دلسوز و وفادار شاهنشاه سرفرازوبر سایرنیک اندیشان و نیک رفتاران جهان تسلیت باد ..

نویسنده : ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
 
     
  ویرایش شده توسط: aliazad77  
 
#685   Posted: 26 Jul 2021 21:49

 0 Star

ارسالها: 34
aliazad77:
ازهم اولین سیزده سال از راه می رسد

عالی بود
 
     
  
 مرد
#686   Posted: 30 Jul 2021 01:40


 2 Star

ارسالها: 2698
SmartBoys:
عالی بود

درود بر شما لطف دارید
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
 
     
  
 مرد
#687   Posted: 14 Oct 2021 01:26


 2 Star

ارسالها: 2698
خــــــــــورشیـــــد مهـــــر ...مـــــهرخـــــورشیــــــــــد


ماه مهربانی ها از راه رسیده است .دستان من همچنان سوی آسمان خداست .به من بگوی ای همیشه با خدا! خداکی صدای ما را می شنود ؟ خدا کی به داد ما می رسد ؟بازهم به مهر دیگری رسیده ام ..محبتی که چون دیگر محبتها و مهری که چون دیگر مهر ها نیست .نور همیشه پیروز است تا وقتی که خدای شهبانو هست ..همان خدایی که شهبانوی ما را آفریده روزی صدایمان را خواهد شنید وشکست ستم را نشانمان خواهد داد .همان خدایی که مهر بیست و دوم مهر رابا تابش مهر خود جهان افروزکرد تا به جهانیان نشان دهد که عشق هرگزنمی میرد که محبت هنوز هم نفس می کشد .
نمی دانم از بانوی بی غرورخود که غرور هر ایرانی آزادیخواه و عدالتجوی است باچه زبان و قلمی ستایش کنم ..روزها و ماهها و سالها می گذرند و من همچنان درآرزوی دیدن شهبانو به آینده امیدوارم .به خورشید مهر می نگرم ..از او می پرسم که ملکه ما کی می آید ؟کی پاییز ما بهاری می شود ؟کی دنیای دوزخی ما بهشتی گونه می گردد ؟خورشید می گوید که تو می آیی ای نازنین گلبانو! ماه می گوید که تو می آیی .
چمنهای خزان با ترنم بهاری می رقصند و نسیم آرامش سرمی دهند و می گویند که تو می آیی ..تو باید که بیایی و این دلهای پراندوه را لبریز از امید و عشق به فرداو فرداهای دیگر سازی ..به خدا هروقت که بیایی دیر نیست ..تو می آیی و امید به بودن, امید به زندگی را در دلها زنده می گردانی ..حال تنها امید ما به دوباره آمدن توست ..تو می آیی و باروح و زبان و اندیشه خود به پوزش طلبان می گویی که ازآنان گله ای نداری ..چون تو آن قدر بخشنده ای که خداوند را بخشنده راستین می دانی و از او برای گناهکارانی که برای خود گورکنده اند طلب بخشش می کنی ..
تو می آیی و بر سر یتیمان دست نوازش می کشی ..تو می آیی و با آمدنت آنان که تو را دوست دارند و عشق را ستایش می کنند درمی یابند که هر لحظه از زندگیشان چون مهری تابناک است و شعله های عشق و محبت در تارو پود و تمام وجودشان رخنه کرده زبانه می کشد..تو می آیی تا دیگر اشک عدالت را نبینیم,تا پرندگان صلح و آزادی قفس را بشکنند و پیام آور جهانی برای همه باشند ..
و امروز زاد روز تو بانوی بزرگواراین مظهر عشق و شور و محبت است .تو می آیی تا به جهانیان نشان دهی که از انسانیت سرودن به معنای انسان گریزی نیست تو می آیی و کودکان عشق با قلب کوچک و رویای کودکانه خود نام تو را با تمام وحود بر زبان می آورند تو را تمام دنیای خود می دانند .دوست و دشمن می دانند که تو بهترینی و خدا هم این را می داند .همین که پروردگار جهانیان بداند کافیست .
روزگاران غم به سر خواهد رسید و ایران بانو بار دیگر فرزند شایسته خود را خواهد دید .ایران بانو به دختر شایسته خود افتخار می کند به ستاره ای که چون دیگر ستارگان نیست به نوری که تاریکی را به نیستی خواهد سپرد و به عشقی که دل سنگها را نرم خواهد نمود ..
هیچکس چون تو نیست بانوی ما !بیست و دوم مهرماه را پاس می داریم چون خداونددراین روزمظهر مهر و نیکی خویش را به دنیا آورد تا به جهانیان نشان دهد که عشق و زندگی هنوز هم نفس می کشد ,هنوزهم محبت زنده است و نور فرمانروایی می کند .این که خداوند به من توفیق می دهد تا از بی نظیر بانوی روزگارمان سخن بگویم بسی جای شکر و سپاس دارد اما ازخداوند بزرگ می خواهم که بانوی ما را زنده بدارد تا کنار ملتی که عاشقانه و عاقلانه دوستش می دارند طلوع نور درسرزمین مقدس را جشن گرفته به فردا و فرداهای روشن و روشن تر امید وار باشیم .
توخورشیدی و مهرت کس ندارد ......دل پاک تو خارو خس ندارد
توشهبانوی ایران عزیزی .....که با مهر تو دلواپس ندارد
به راستی توکیستی ؟! تو چیستی ؟! خورشید مهر یا مهر خورشید؟ ..هرکه هستی هرچه هستی هیچ کس چون تو نیست ..هیچ مهری چون مهر تو نیست و هیچ تابشی چون تابش تو ..وبانوی من و بانوی ما این نازنین شهبانوی ما خواهدآمد با لبخندی که تابناک ترین نوردنیاست و بانوری که دیو تاریکی و ستم را دربندکشیده شیشه عمرش را بر زمین خواهد زد.
تولدت مبارک ای بی ریاترین وای شکیبا ترین مهربان دنیا !..:
نویسنده :ایرانی
در رفتن جان ازبدن , گویندهرنوعی سخن
من خود به چشم خویشتن , دیدم که جانم می رود
 
     
  
صفحه  صفحه 69 از 69:  « پیشین  1  2  3  ...  67  68  69 
خاطرات و داستان های ادبی

دل نوشته ها ( نوشته ایرانی )

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA