تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Shahla Bahardust Poems | اشعار شهلا بهاردوست

صفحه  صفحه 9 از 44:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  43  44  پسین »  
#81 | Posted: 23 Jan 2014 14:17
اشعار شهلا بهاردوست
Shahla Bahardust Poems



لرزِ های ، چرخِ واخ

در سر به هوایی ِ هوا شاید
در خیسی چکمه هایِ تو شاید
در برف نشسته بر سرم شاید
تا پا به پا
تا دست دراز
تن ادم برفی ، وای ی ی
سنگ دلمان ، های ی ی

در سرخی اندیشه ی ما شاید
در قاب خیالِ شعرمان شاید
در بوی نفس لمیده ایم شاید
تا خمارتـَـر، آآآخ
تا لبی خیس تــَـر ، وآآآخ

در همین وای ها که های می لرزید
در همین اخ که واخ می چرخید
خواب ماه با حافظه ی آب تانگو می رقصید !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#82 | Posted: 23 Jan 2014 14:18
چاک

امشب زبان بر چاکهای انار
ماه نشسته رویِ پستانهای تاک
کتابم کرده سینه چاک
چاک، چاک، چه رو سپید
بزن به چاک ، سیاهی خط خطی است

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#83 | Posted: 23 Jan 2014 14:18
کمی خَم !

نگاه کن به تیر چشم
عجب نشان خوب می رود !
بی گدار به آب نزن !
امان ، امان
پشت پرده حرف نزن
پاره پاره ، خط کشیده ام
عادت به گور سپرده ام !
به خنده ای تا هووووم می کنم
گربه ی ناخوشم بی هراس هااااام می کند

باز حادثه تکرار می کنم
همین ! همین !
حالا کمی خم ، کمی ریز
کمی بی چینُ و واچین
با سرگیجه های متین
با واژه های جا مانده ام
حرف های این دفتر آواره ام
جرعه ، جرعه
از این شراب بنوش
کمی با من ، کنار رازهای چنان
کمی با تو ، کنار هیس های چنین
کمی چرخ دورِ دلبر بزن
کمی حرف روی نفسها بزن
هی ی ی یار
لبخند بزن
مثل من پــَر پــَـر نزن
حالا ده بار بنویس
سکوت هزار نشان دارد
به هر نشان ، هزار جان ، به راه دارد !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#84 | Posted: 23 Jan 2014 14:18
ریتم

یک ، دو ، سه
یک پا جلو ، دو پا عقب
یک ، دو ، سه
یک پا به چپ ، دو پا به راست
یک ، دو ، دو پا به راست
یک ، دو ، روی پنجه ها
چرخ ، چرخ
برگرد به راست
روی سینه ها ، خط خیسِ اتصال

پشتِ پرچینِ شب، پوستِ خرمالوهای کال
زیرِ این خط، نشسته اضطراب ، با پیرهن کنایه در کنار
دورِ آتش با همین آهنگ می رقصم
آری ، با همین هم ، دورِ میدان
میان دستی می توان چرخید
به همین سادگی امشب
می توان در خوابِ کسی غلتید
بی آنکه بخواهی با همان ریتم با او خندید

آری ، به همین سادگی امشب
می توان کفشی دیگر پوشید
دست در دستِ وحشی باد انداخت
در کوچه های شب ، هو هو کنان دوید
بر ریشه ی پوسیده ی فرهنگی پیچید
بر سرش شاخه گلی را کوبید !
پشت سر در را بست
روی مبل در هوای یار لم داد
سیگاری دود کرد
لابلای سرخی چشم
ریتم فردا را نو کرد

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#85 | Posted: 23 Jan 2014 14:19
قصّه های تن

ناخن بر تار چنگ
چنگ بر پـَـر پـَــرِاین دفتر
لابلای نفسهایِ کوچه خم
خم چرا گم نمی شود؟
گم دارد بویِ تنت
گم می شوی رویِ تنم
در پیچِ خیابان که می روی
هیس ، کمی آهسته ، کمی یواش
در مکثِ عابرانِ در انتظار
پا به پا بیا
بیا تا کنارِ خروشِ ابری سیاه
بریز بر ریخته هایِ این خیال
خیال را ببوس
حرف را بگذار
نه ه ه ، بو بکش
روی غنچه هایِ سیاه ، مزه کن
تاق تاق ، جفت جفت
طعمِ شانه ها روی زبان
زبان پشیده هزار هزار، آبِ انگور ناب
چکّه چکّه ، چکیده بر دنباله هایِ شور
فرو رفته عمیق
تا کجا ؟
نمی دانم !
جایی روی خطهای گریزان
گریز زده تا پشت قصه ها

تا حیرانی ستاره های دنباله دار
نشسته روی شبدرها ، روی زانو
هشیار، یکی یکی نقطه ها
پیچیده به خوابِ سایه ها
بعد بخار شده روی تنت
نفس هایت فرو برده عمیق !
لابلای کوچه های شهر
در مکث عابران ، در جاده هایِ هرز
قصه های تنی مدام ، با هر دمت ، بازدمت !
حالا هیس ، کمی آهسته ، کمی یواش
دست نزن ، دست بده !
کنار قصه های دراز تن
تن ، تنی گاه لرزان
تن ، تنی گاه عریان
تن همیشه با ما به انتظار !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#86 | Posted: 23 Jan 2014 14:20
خموش یا خمار

پریروز
من و تو
پشت و روی یک سکه
بی هوا در هوا پرت می شدیم
چرخ می زدیم
روی زمین
یکی رو یکی زیر

دیروز
من و تو
دو تاس غلتان
روی میز می دویدیم
قل قل ، شانه به شانه
کنار هم ، جفت شش

امروز
منو تو
در فانتزی های یکی یکی
روی پیست برف
دست به دست ، یکی شدیم
کمی راه که رفتیم
کنار هنرهای خوابیده ، بیدار شدیم
نقشِ خندهِ در تابلوی دخترم
با کفشهای سیاه ، کار مرواریدهای سفید
زیبای قابی نقره ای شدیم

فردا
من و تو
برای قصّه های بچّه ها
رویِ طنینِ یکی بود
یا داغِ چیزهای یکی نبود
برگی از لای لایِ شبانه ایم
پشت شیشه ها یا کنارِ رود
غروبِ رمانتیک نمدار می وزد
از کامِ تو تا کامِ من
خموش یا خمار
تقویم شیرین می شود !

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#87 | Posted: 23 Jan 2014 14:20
شانه ات کو ؟

طرحی از خطی شکسته ، بر دامن خاک نشسته
طرحی از علفهای باغچه ، به دست باد پاره پاره
وزنی از واژه ها ربوده ، بی شانه ات
با حرف های پوچ ، واژه های مسموم
خزیده از ذهنِ تاریکِ تاریخ
گیج می چرخم ، آه می کشم !
بوی عطری از خاطرات دیرینه، لابلای قاهای پوسیده
بیهوده پریده، لای انگشتانم دوباره روییده
نه ه ه ه فصل شکوفه نیست!

سوت بی ربطِ باد هنوز در تمسخر است !
امشب توصیف عشق بر جدار خواب نمی گنجد !
فضا آلوده به خیسیِ گونه های من
باز بر شاخه ها ، با پرسش های بی جواب
حیران پرنده ها با جوانه های جوان !
بر ریلهای قطار ، جیغ عبورهای داغ
پاهایِ خسته ، بی تن
جا مانده های کبود، بی سر
امشب از من هی ی ی چکّه ای
چکّه چکّه ، بی هیچ نشانه ای
خیره بر چشمهای در قاب
با تبسمی بر طنینِ پر فریب خواب
روی آهِ باد ریخته ، می خوانم :
شانه ات کو ؟ شانه ات کو ؟

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#88 | Posted: 23 Jan 2014 14:26

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#89 | Posted: 23 Jan 2014 14:39
جیغ تارها ، زخمها

در سکوتِ بین ما
هر غبار معلق در هوا
هر نفس پشت دنده ها
سرشار از جیغِ دلتنگ تارها ، زخمها
من ، اینجا ، بارانی به رنگ دریا
شانه ای نیست ، شانه ای نیست
وقتی که گردنِ ماه نمی چرخد !
در شب دم کرده ی این شهر

کنارِ خیالِ بادامهای خامِ بر سرِ شاخه ها
طعمی از خلال ، خلال میان دهان نشانده ام
آهنگِ این خطوط ، صدای دردِ واژه ایست که در دل نهفته ام
هوایی نیست
وقتی هوا سرش به هواست ، فقط می گویم "آه"

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
#90 | Posted: 23 Jan 2014 14:39
کوک

تا دوباره چشمهایم کجا کوک ؟
ساز رفتن به دورها چرا کوک ؟
کوک لبهایِ آبی کی شکافته می شود ؟
تا دوباره ، کوک، مست و ملنگ
غش غش ، دوباره شوخ و شنگ
با او بنوشم ، مشت ، از آدم دور
تا دوباره بیاید
تا دوباره در شگفتیِ چین چین پیراهنها
بدوزیم ، بچسبیم
بغل به بغل
من بمیرم اگر نبینم
چشم در چشم
اگر ندوزم
آسمان ، دریا با من
صحرا ، آفتاب با تو
من بمیرم اگر نبینم
در آغوشِ آسمانش
اگر اوج نگیرم
من تا دوباره
تو تا دوباره
جتی ما پاره ، پاره
تا سپیده عاشقانه
چکّه چکّه در هر فصل
جفت ، جفت
با دانه های انگوریا انار
میان باغ ، با عطر یاس یا نازِ سار
واژه به واژه تا میان خواب
روی موهایِ سیاه یا سفید
ترانه ای با تمنّا
تکرار ، تکرار

هر شب دلم بهانه ی تـــو را ، هیچ ... بگذریم ...
امشب دلم دوباره تـــو را ... ، هیــچ ... بگذریم ...
     
صفحه  صفحه 9 از 44:  « پیشین  1  ...  8  9  10  ...  43  44  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Shahla Bahardust Poems | اشعار شهلا بهاردوست بالا
جواب شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که نقل قول کردید برگردید
رنگ ها  Bold Style  Italic Style  Highlight  Center  List       Image Link  URL Link   
Persian | English
  

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites