تالارها ثبت نام نظرسنجی جستجو موقعیت قوانین آخرین ارسالها   چت روم
شعر و ادبیات

Iraj Safshekan Poems | اشعار ایرج صف شکن

صفحه  صفحه 1 از 21:  1  2  3  4  5  ...  17  18  19  20  21  پسین »  
#1 | Posted: 30 May 2014 21:42 | Edited By: nazi220





آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#2 | Posted: 30 May 2014 21:55





آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#3 | Posted: 30 May 2014 22:00 | Edited By: nazi220




♈♈♈♈♈♈♈


ادمی
سنگ تراش رویایی شاید باشد
رها شده از دهان باد
عنان بریده اشکی
واژگون
که می اید و نمی بارد
شاید هم ادمی
شمایل خود باران باشد
وقتی
اسمان ابی را نگاه می کند و
کنار مهتابی
پرستاره می شود
از رویا


♈♈♈♈♈♈♈


می گویم و پرنده بال می کوبد
دهان در دهان اتشفشانی
که خود پیچیدم اش در اتش

می گریم و پرنده بال می کوبد
عریانی ساحل را
که خود به دریایش در افکندم

می سوزم و پرنده بال می کوبد
اتش رقصان را
که خود افریدم و
خود بال بال می زنم در خویش

رقصان
رقصان
می نشینم بر استان
و پرنده پر پر می شود

بر دامن خیس اش

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#4 | Posted: 30 May 2014 22:16 | Edited By: nazi220




♈♈♈♈♈♈♈


یکی می رقصد در باد و
ارام
ارام
می میرد
بر سر انگشتانم


همه را می دانم


یکی می ایددر خواب و
رقصان
رقصان
زنده می شود
کنار بسترم


همه را می دانم


یکی باز می شود
خندان
و سرریز می شود
بر سیمای کندویم

همه را می دانم


همه را می دانم


اما
ان که می اید و
می نشاند مرا
به هیات واژه ای
رو در روی تو
هیچ نمی دانم

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#5 | Posted: 30 May 2014 22:26 | Edited By: nazi220




♈♈♈♈♈♈♈


قفسی رو به خورشید و
ماهی کشیده تا دیوار

بوم ام را بر می دارم
و قفس را
وارانه می کشم بر سطح ماه
دستانم گیر میکند
تکانش می دهم
بی انگشت
می مانم بر سطح بوم
پرنده سر می رسد
رنگ سبزی به چشمانم می کشد و
پاهایم را سرمه ای می کند
از رگ هایم می گذرد
در شکاف سینه ام لانه می کند
درست وقت اش رسیده است
می نشینم
دانه به دانه
برابراش
قلمی به دستم می دهد و
پری به یادگار
تمام بوم غرقاب خون می شود

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#6 | Posted: 30 May 2014 22:31 | Edited By: nazi220




♈♈♈♈♈♈♈


صبح
رویای ماه
در تنگ اب

ظهر
تصور چرکی خیس
در نگاه دزدانه ی شبنم

عصر
عصر اطلسی و
چیزی از وقت

شب چرتی تمام
که پاره می کند
دامن کشیده و
فرومی غلتد مرا
بر پهلوی چپ زمین


♈♈♈♈♈♈♈


دایت را بر می دارم و
خورشید را تکه تکه می کنم و
می دوزم
به سر انگشتی
که تو بر ژاکتم بافته ای

حیران می شوی

شانه ات می کنم
بغل در بغل
و لالایی ات را
می پوشانم بر تن عریان باغچه

سبز می شوی
می نشینم و پرپر می شوم
حاشیه باغچه ایرا که
توکاشته ای

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#7 | Posted: 30 May 2014 22:43




♈♈♈♈♈♈♈


چیزی هست که باید به تو می گفتم
نگاهی پشت پنجره
که بر ماشه تیر می کشد

ماهی که دامن می تکاند در باد
و اشکی
که تو در فراق افتاب ریختی

وباز
پلکی سه گانه و
ابستنی پا به ماه
اویخته بر گردن ما


♈♈♈♈♈♈♈


نه !
ادمی
می تواندنفرینی باشد
بر کنده ی درخت
ازمونی باشد
اغشته ی رنگ
زبانی
کشیده تا مرگ
و تو نه می مانی و
نه می روی در من

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#8 | Posted: 30 May 2014 22:55




♈♈♈♈♈♈♈


چرا ابروان ات را
خانه تکانی نمی کنی
به پارویی که در دست داری
سوال می کنی و پاسخی نمی شنوی

چرا دستانت را
سپیدنمیشوی
بر کاغذی که به دست داری
سوال می کنی و پاسخی نمی شنوی

چرا پیشانی ات را
سرراست نمی گذاری
کف دستانی
که راه بندان اش را
به یاد داری
سوال می کنی و پاسخی نمی شنوی

مرا اما پاسخی در تومی شنوم
که می باید
سوال نخستین ات باشد

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#9 | Posted: 31 May 2014 20:06 | Edited By: nazi220




♈♈♈♈♈♈♈


نه
هرگز تعبیر نمی شوی
به اذرخشی
که درسینه ام کاشتی
خوانده نمی شوی
به کنایه ای
که از گونه هایم ربوده ای
تنها سینه سرخان
سرای تورامی دانند و بس


♈♈♈♈♈♈♈


چه رویایی بیدارم می کند
وقتی که خواب تورا میبینم ؟!
می گویم و باز جوانی می کنم
ان سان
که گلی سرخ
لب بگشاید بر لبم
و چون سیراب شدم
به کوزه ای
که در انداختی مرا
دوباره
بیدارت شوم
حجمی غریب این بار
سایه بانی می شود
کشیده بر سرم
پس به هیات تو بر می خیزم و
خیره می شوم
قابی را
که صدا می زد مرا در خود

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
#10 | Posted: 31 May 2014 20:20




♈♈♈♈♈♈♈


کجا؟!
کبوتری گم کرده راه ام
ردایم
تشنه
که باید سقایت می شدم من
اه چه گدای زیبایم من
خدایم من
که سفره ی هفت اسمان را
به مژگان جاریت
پیچ در پیچ
افریدم
تا هزار پرنده عاشق
نوک در دهان کودکان تشنه
به جویت بنشینند و
مرا
تشنه تر بار گردانند
من وتو
که باید
بی هیچ گریزی
یکی را برگزینیم
تنها یکی را

آشفته سریم !
شانه‌ی دوست کجاست ؟
     
صفحه  صفحه 1 از 21:  1  2  3  4  5  ...  17  18  19  20  21  پسین » 
شعر و ادبیات انجمن لوتی / شعر و ادبیات / Iraj Safshekan Poems | اشعار ایرج صف شکن بالا
این تاپیک بسته شده. شما نمیتوانید چیزی در اینجا ارسال نمائید.



 
Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti

Copyright © 2009-2019 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites