انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 32 از 33:  « پیشین  1  ...  30  31  32  33  پسین »

داستان های ضربدری


زن

 
یکی از مخاطب ها قبلا معرفی خواسته بود در مورد شخصیت های داستان

خودم: ارش همسرم: فرشته
خواهر زنم: فاطمه شوهرش : مهران
زن داداش فرشته: اذر داداشش: امیر
مامانش: زهره پدرزنم: حاج حمید
خاله زنم: طیبه شوهرش: شاهد
پسر خاله خودم : فرزاد زنش: زهرا
دختر خاله زنم: مریم شوهرش : نیما
خاله زنم: فرزانه شوهرش: احمد
خاله : راضیه شوهرش: نریمان
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه - قسمت چهل و سوم
یه ماجرا که در حاشیه ماجراهای اصلی هم داشتم که جرقه اون کمتر از یک ماه بعد از شروع رابطه ام با فرزانه شروع شد و از اونجایی که شروع رابطه ام با فرزانه زنی خارج از رابطه زن و شوهری که داشتیم خیلی برام جذاب شده بود.
تو کار کارگاه با اینکه درامد خوبی داشتم ولی تو تمام این سالها تبلیغی نداشتم و درسته کارم کم نبود ولی خب فقط سفارشی کار میکردم و حدودا دوسالی بود به پیشنهاد فرشته یه پیج زده بودم ولی از اونجایی که نمیرسیدم هم اینستا رو چک کنم هم سفارش ها رو انجام بدم عملا هیچ تاثیری واسم نداشت و سر این موضوع فرشته ازم شاکی بود و هربار میگفتم من نمیرسم خودت انجامش بده اونم زیر بار نمیرفت تا یه روز که مریم ونیما(دختر خاله فرشته و شوهرش که پزشک هست) ناهار دعوت ما بودن بعد از ناهار مشغول حرف زدن بودیم و از اونجایی که من و مریم از نظر افکار فمینیسمی خیلی به هم نزدیک بودیم یجورایی صمیمی هم بودیم و گاها در همین موارد چت هم داشتیم البته در حد معمول نه بیشتر مریم از اون ادمایی بود که اخلاق خاص خودشو داشت رفتارهای اجتماعی که تو دید اکثرا خیلی قدیمی محسوب میشد به شدت سنتی گرا بود چه تو پوشش و چه تو سلیقه و دکوراتیو و از دید خیلی ادمای دیگه غیر قابل معاشرت ولی با ما راحت بودن و از نظر پوشش لباسی تو خونه ما که با هم راحت بودیم اونم راحت بود چون کلا ادم راحتی بود و خیلی تو قید و بند حجاب نبود ولی بی بند و بار هم نبود از خوردن مشروب و کشیدن سیگار هم که منو مریم خیلی با هم راحت بودیم و هر وقت میومدن خونه ما منو مریم نیم ساعت تو تراس سیگار میکشیدیم و حرف میزدیم ولی جاهای دیگه به خاطر حرف و حدیث های ادمای کج اخلاق کاملا پوشش حفظ میکرد به قول خودش مردم از ترک دیوار هم حرف در میارن .از همه جا و همه چیز حرف میزدیم و به کارای چوبی هم علاقه داشت و خیلی کار براش زده بودم ولی پیش نیومده بود کارگاهم رو ببینه که بحث کشیده شد و مریم گفت چرا تو پیجت خیلی کم میذاری حیفه کارات دیده نشه من کاراتو میپسندم ولی تو پیج چیزی نمیذاری که فرشته به جای من همه حرفا رو زد و کلی سرم غر زد .
از اونجایی که مریم هم خیلی خوش ذوق بود و ذهن بازی داشت و پیشنهاداش هم جالب بود و تو حرفای فرشته هم فهمیده بود که نمیرسم که هم تبلیغات اینستا و هم کارگاه رو با هم کاور کنم پیشنهاد داد اگه بخوای میشم ادمین پیج و این چیزا که من و فرشته هم خیلی استقبال کردیم و فرشته گفت جون خودت منو راحت کن دایما بهم میگه اینو بذار اونو بذار و دایرکت جواب بده خسته شدم.
که مریم گفت از این به بعد خودم کارای پیج رو انجام میدم و کلی بحث و حرف در موردش و تهش قرار شد یه مدت کار کنه و اگه جواب داد با هم پورسانتی کار کنیم.
و بعد از اون ارتباط من و مریم بواسطه پیج خیلی بیشتر شد و یه مدت حدودا سه ماهه گذشت و رفت امد مریم هم به کارگاه بیشتر شده بود و یجورایی دوره اموزشیش محسوب میشد قیمت ها و چوب ها رو بشناسه کار با چوب و هر چیزی که به نوع کارش ارتباط داشت و باید میدونست و هر روز که میگذشت منو مریم بهم نزدیک تر میشدیم و تو دو ماه جوری شد که مریم به خاطر علاقه ای که هم به دکور کارگاه و هم به خود کار نجاری پیدا کرده بود روزانه حداقل دو سه ساعت کارگاه بود و نحوه سفارش گیریش هم خیلی خوب بود جوری که بعد از چند ماه حضورش به عنوان ادمین پیج درامدم خیلی بیشتر از حقوقی بود که از کارمندی خودم میگرفتم و کم کم به سرم زد از کارم بیام بیرون و با مشورت فرشته و موافقتش از کار خودم استعفا دادم و تمام وقت چسبیدم به کارگاه.
واسه زهره و زهرا و فرزانه برنامه گذاشته بودم و نوبتی با هم بودیم و فاطمه هم که تازه حامله شده بود تو این مدت جور نشد با هم باشیم و البته فرزانه تو این مدت نتونسته بود بیاد که با هم باشیم در حد چت بودیم و فرشته هم که برنامه های خودش رو با فرزاد داشت و تقریبا هفته ای دو بار داشتن که دیگه منو زهرا جدا سکس میکردیم و فرزاد و فرشته هم جدا رسما کاری بهم نداشتیم مگه اینکه زهرا و فرشته گروهی میخواستن و سکسامون از هم جدا شده بود و من و فرزاد هم گاهی میرفتیم باغ و کون همدیگه رو میکردیم.
ولی فکرش نمیکردم فرزاد اینقدر داغ باشه اونقدر فرشته رو میکرد حالا درسته تایم کم ولی فرشته کاملا از سکساش راضی بود و یجورایی منو فرشته قبلا یه ماه هم میشد سکس نداشته باشیم که زهره هم تعجب کرده بود ولی بزرگترین دلیل رضایت فرشته از رابطه با فرزاد این بود که اول طول الت فرزاد اذیتش نمیکرد و دوما اصلا فرشته رو از کون نمیکرد .
بعد از اینکه من از کارم اومدم بیرون و تمام وقت تو کارگاه بودم مریم هم بسته به کار خودش یه تایمی حالا یا صبح یا عصر میومد کارگاه (مریم مشاور و روانشناس بود و مطب داشت )تو این مدت هم از اونجایی که منو مریم تایم زیادی رو با هم بودیم بیشتر از اون چیزی که فکر میکردم بهم نزدیک شدیم و از اونجایی که خود مریم هم ادم راحتی بود و اصلا اهل رو گرفتن نبود و با توجه به رشته کاریش از شنیدن و حرف زدن خوشش میومد من میتونستم راحت حرف بزنم و شوخی کنم باهاش و حس خوبی بگیرم ازش و صمیمیتمون خیلی سریع پیش میرفت و برعکس فرشته که اصلا اهل شوخی و جوک نبود مریم خیلی از این جور کارا و شیطنت ها لذت میبرد و چون میدید من ادم با جنبه ای هستم هیچ مرزی هم واسه شوخی نداشت شوخی و جوک که دیگه همه جوره بینمون بود تو حرف زدن هم مریم هم تو این مدت که کاملا صمیمی بودیم بارها شده بود که تو کار حالا از کسی یا چیزی عصبانی میشد فحش میداد که البته تو این مدت فهمیده بودم مریم تو عصبانیت خیلی فحش میده اونم از اون ابدارها گفتن کونی و کسکش و جنده که براش مثل نقل و نبات بود و کم کم تو جوک هم سکسی و غیر سکسی و بردن اسم کیر و کس تو جوک و شوخی عادی شده بود بینمون و دیگه جوری پیش رفته بود و از پرحرفی هم لذت میبرد که دوست داشت تمام وقایع روزش رو با جزییات بهم بگه و منم با حرف زدن اون مثل اهنگی که برام میخونه کار میکردم تا حدی که از تمام جزییات روزمره زندگیش خبر داشتم که شاید خیلیاشو نیما نمیدونست حتی تاریخ پریودش رو تو تقویم دیواری کارگاه با قرمز به صورت خطرعلامت زده بود و روز اول پریودش بهم پیام میداد مراقب باش من امروز پریود شدم عصبیم نکنیا و تو همون دوران پریودش خیلی در موردش و حس هایی که تو اون دوره داره حتی اینکه تو اون دوران چقدر نیاز جنسیش میره بالا ولی نیما بهش توجه نمیکنه برام حرف میزد حرفایی که میتونستم حدس بزنم به شوهرش هم نمیگفت یا یجورایی نمیتونست بزنه رو بهم میگفت و تا اونجا که بدون اینکه دیده باشم میدونستم تو کمد لباساش چی داره چند تا بلوز داره چه مدل هایی چند تا شلوار تو مدل های مختلف داره سایز کمرش چنده و چه لباس مجلسی هایی داره چقدر طلا داره چیا داره و حتی چند تا شورت داره چه سایزی میپوشه
حتی میدونستم خودش از شورت لامبادا بدش میاد چون از اینکه یه نخ لاش باشه متنفره ولی نیما دوست داره موقع سکس اون نخه لای باسنش باشه و چند تا سوتین داره سینه هاش چه سایزی هست فرم سینه هاش و برام جوری تشریح کرده بود که دقیق میدونستم چه شکلی هستن و از اینکه سینه هاش افتادگی داره و انگار اویزونه ناراحته دوست نداره موهای بدنشو خیلی بزنه و دوست داره و موهای زیر بغلشو نزنه ولی نیما بدش میاد دوست نداره موهای تناسلیش ریز باشه ولی به خاطر نیما مجبوره کوتاه کنه اینکه نیما از پوست سبزه بدنش خوشش نمیاد مخصوصا بیکینی که خیلی تیره هست و نیما کلی کرم های سفیدی بیکینی خارجی و برند براش گرفته و مجبوره موقع سکس کلی کرم بزنه تا از تیرگیش کمتر بشه وگرنه نیما دوست نداره.
میدونستم خودش چه پوزیشنهایی تو سکس دوست داره و نیما دوست نداره .
میدونستم سکس مقعدی رو خیلی دوست داره تجربه کنه ولی نیما متنفره.
و کلی چیزای خصوصی زندگیش در صورتی که من اصلا دنبال سکس با مریم نبودم حداقل تا اون موقع یجورایی اونم مثل فرزانه جز ایده ال های من نبود اخه مریم پوست سبزه ای داشت و یجورایی حس میکردم حس جنسی به پوست سبزه ندارم اخه پوست مریم تا اونجایی که دیده بودم خیلی سبزه بود و با تعریفای خودش دیگه میدونستم بیکینیش سیاه نباشه خیلی تیره هست نه اینکه نخوام نه هر زنی که میخواست رو میکردم ولی اینجوری هم نبودم که بخوام به این خاطر بهش نزدیک بشم چون به اندازه کافی با زنای مختلف بودم که نظری به زن دیگه ای نداشته باشم مگه اینکه خودش بخواد.
در کل مریم زن خوبی بود و خیلی پر انرژی و نمیتونست ساکت بمونه و منم تو کارگاه با حرفاش سرم گرم بود دوست داشت حرف بزنه برام البته شیرین هم حرف میزد و لهجه و هیجان مخصوص به خودش رو تو حرف زدن داشت مخصوصا که دایره لغات خیلی وسیعی داشت و طیف صدای خیلی هم نازی داشت.
کارگاه یه نیم طبق حدودا سی متری داشت و طبقه بالا یه اتاق تمیز با یه تخت استراحت یه نفره داشتیم که لباسامون اونجا عوض میکردیم و حمام و دسشویی داشت.
معمولا من زودتر از مریم میرفتم واسه تعویض لباس چون مریم طول میکشید تا لباس بپوشه بیاد که یه روز صبح من تو اتاق لباسمو دراورده بودم با شورت بودم که گوشیم زنگ خورد و یکی از سفارش ها به مشکل ارسال برخورده بود و داشتم جواب میدادم که مریم اومد تو اتاق خیلی راحت بدون توجه به اینکه من با شورت تو اتاقم رفت جلو کمدشو ایستاد و پشت به من شلوارشو کشید پایین و بلوزشو دراورد و با شورت سفید گشاد نخی و سوتین مشکی گلدار پشت بهم ایستاده بود و کون برجسته و خوشکل و پاهای مویی و کمر صاف و مویی .
لباس کار و دراورد و پوشید چون لباس کارمون یه تکه بود و اومد سمت ایینه و زیر لب هم اواز میخوند و موهاشو مرتب میکرد البته منم خیلی عادی برخورد کردم .
چند روزی به همین منوال گذشت و من سعی میکردم رعایت کنم که معذب نباشه ولی مریم خیلی ریلکس بود و عادی برخورد کردن منو دیده بود احساس راحتی میکرد و همراه من میومد تو اتاق و راحت جلوم لباس عوض میکرد و دوهفته ای گذشت و این دیگه برامون جا افتاده بود یه روز در حین لباس بالا کشیدن لباس کارش یه اخ گفت و اومد سمتم و گفت ارش ببین پشت کمرم جوش زده درد میکنه . کمرشو نگاه میکردم که پر مو بود و ریز ریز دستشو گذاشت پایین تر بند سوتینش وسط گفت اینجا و منم نگاه کردم دیدم یه جوش بزرگ زده و اماده ترکوندنه گفتم اره ولی درد میگیره . مریم: الانش هم درد میکنه درش بیار و منم دو تا انگشتمو گذاشتم دو طرفش و ترکوندمش که خیلی دردش گرفت گفت اخخخخ چه درد داشت . دیگه در حین لباس پوشیدن هم که حس راحتی رو داشت و حرف میزد و شوخی میکرد که یه بار داشتم لباس کار میپوشیدم پشتم به مریم بود که یهو یکی محکم زد پشت باسنم که درد گرفت و گفت چاقش کردیا . یه لحظه موندم که چی شد و تا عصر دوبار دیگه هم همین شوخی رو کرد گفتم نه بابا از تو که چاق تر نیست و یکم شوخی و خنده که منم به شوخی گفتم با این حساب اونی که باید بترسه جلوت لخت باشه منم نه تو.
مریم : واااا چراااااااا مگه چکارت کردم؟
خندیدم گفتم: فکر کنم بهم نظر داری .
خندید گفت :خب چاقش کردی و منم این مدلی دوست دارم .
من: همین دیگه یه عمر حفظش کردم میترسم.
بلند بلند خندید گفت: مگه بده بالاخره که یکی باید افتتاح کنه کلی خندیدیم.
فردا عصرش مریم حموم بود اخه بعد از کار میرفت دوش میگرفت.معمولا بعد از حمومش میرفتم تو اتاق لباس عوض کنم اون روز زود تر کارم تموم شد و رفتم تو اتاق لباسمو عوض کنم و گفتم مریم من تو اتاقم خواستی بیایی بیرون بگو من برم بیرون که گفت نه بابا اقای معذب. اشکال نداره من معذب نیستم اگه تو اذیت میشی باشه
من: معذب نیستم میترسم لیدی بوی باشی ترتیبمو بدی
مریم: حالا باشم تو بدت میاد؟
گفتم: من که چیزی واسه از دست دادن ندارم اونه که پیشکش تو
مریم:منم که چیزی واسه ندیدنت ندارم تو چاقش کردی نه من .
خندم گرفت گفتم: تو خیلی وقته واسه نیما چاقش کردی ولی من الان ترسم بیشتر شد
مریم: نترس قوی باش مرد نمیترسه
گفتم: خب میترسم لیدی بوی باشی
مریم با خنده گفت : نگران نباش نمیذارم اذیت بشی
من: اینم حرفیه یاد یه شعر افتادم
مریم: چی ؟
من:گر خوشکلی مارا بگاید. از گاییدنش مارا خوش اید.
مریم: به به پس بخواب که دارم میامممم .
من: مطمینی؟
مریم: از چی؟
من: که برات طعمه نذاشته باشم؟
مریم: تو صیاد نیستی وگرنه خیلی وقت قبل میترسیدم بیام بیرون.
من: صیاد که هستم ولی صیاد صبورم اگه صید نکردم چون میخوام صید خودش بیاد سمت صیاد .
مریم: نه بابا پس خیلی زرنگی.
تا اینجای حرفم اصلا به منظور و غرض نبود و صرفا شوخی بود ولی حرف که به اینجا کشید رفتم تو فاز دیگه
من:حالا مگه صید دوست داره صید بشه ؟
مریم: تا صیاد چه برنامه ای داشته باشه.
من: من از اون صیادام که صید اومدنش با پای خودشه ولی رفتنش معلوم نیست با پای خودش باشه.
مریم: نه بابا دیگه چی.
با این جوابش تحریک شدم و حس اینو داشتم که ممکنه اتفاقایی بینمون شکل بگیره ولی نمیخواستم خودمو دله نشون بدم
من: تجربه اش به الفعل هست نه بالقوه .
مریم: عجببببببب جالب شد حرفای فلسفی میزنی.
من: بخوابم یا بشینم؟
که دیدم چیزی نگفت و چند دقیقه بعد در حموم باز شد و مریم حوله تنی دورش بود اومد بیرون و منو که دید با شلوار بدون پیرهن نشستم لپاش گل انداخت و خجالت کشید . پشتش به من کرد و ایستاد جلوی کمدش
مریم: یه چیزی بگم؟
من: بگو
مریم: میگم چون باهات خیلیییی راحتم که میتونم به زبون بیارم
من: ممنون از حست مطمین باش به حست احترام میذارم
مریم: ممنونم .واقعیتش اسم نیما رو اوردی میگم سوتفاهم نشه . نیما همه چیزش خوبه ها واسه همین دوست ندارم حسی که باهاش دارم با یه رابطه که نمیدونم چطوریه یا تهش چیه خراب بشه . خم شد و زیر حوله شورت پوشید .
من: منظورت چیه ؟
مریم: خب همه چیش خوبه حالا ایده ال کامل نیست و درسته تماما باب میلم نیست هیجانش کمه ولی خب تایم خوبه سایز خوبه تمام تلاشش رو میکنه منو راضی کنه .
من:در موردش حرف بزنیم ناراحت نمیشی؟
مریم: اولش خودم گفتم چون باهات راحتم میتونم بهت بگم ناراحت نمیشم.
من: مگه زن غیر از اینکه ارضا بشه نیاز دیگه ای هم داره؟
مریم: فرق مرد و زن همینه که ما خانما فقط ارضا شدن نیست بالاخره قبل از اون تایم و تو اون تایم باید یه اتفاقای دیگه ای هم باشه که هیجان بده میفهمی چی میگم؟
من: اره خب حرفت درسته . معمولا قبل از شروع بالاهره یه معاشقه ای هست یا ممکنه اورال باشه خب تو رابطه هم مرد باید یجورایی اون هوس و هیجانش رو نشون بده.شما ندارین؟
مریم: راستشو بگم نه قبل از شروع نه تو اون تایم. کلا حس این رو بهم میده که انگار با یه ادم خسته روبرویی یا انگار مجبورش کردی .
من:جالبه . دنبال هیجان میگردی؟
مریم: نه اینکه دنبال هیجان هستم یا دنبال پارتنر جدید نه . منو میشناسی کلا تو همه رفتارام ادم پر شور و پرانرژی هستم و تو سکس خیلی بیشتر هیجانی میشم خب یه لحظه ایه که با خیال راحت دارم احساسم و بدنمو کاملا در اختیارش میذارم و ما خانما تو رابطه دوست داریم حس کنیم مردی که خودمونو در اختیارش گذاشتیم ازمون استفاده کنه و با کارایی که با هوس باهامون میکنه این حس رو بهم انتقال بده که همون جور که من از اینکه لخت جلوی یه مرد دراز کشیدم و دارم از اینکه منو میبینه لذت میبرم اون هم همین حس رو بهم انتفال بده که داره از جسم لخت من لذت میبره. نه اینکه حس خسته بودن رو بهت بده انگار تکراری شدم و دایما منتظر باشه تو اماده بشی تو پوزیشنی که خودم دوست دارم و فرو کنه اونم نه با هیجان اروم و یکنواخت نه تغییر حالتی نه کار اضافه ای خود کاندوم از لذت سکس کم میکنه دیگه طرفت هم اینجور باشه کلا هیچ لذتی نداره و تموم که شد فکر کنه قله رو فتح کرده و خسته بلند بشه بره خب دوست دارم پارتنرم هم اینو درک کنه.
من:پس تو این مورد نیما پارتنری نیست که دنبالش بودی؟ باهاش حرف هم زدی؟
مریم: تو زندگی از همه نظر عالیه ولی تو رابطه خوبه ولی واسه من که هیجان دوست دارم چیزی نیست که انتظارش رو داشتم. البته دست خودش هم نیست شخصیتش اینه ادمی نیست که دنبال هیجان باشه همه چیز رو اروم و یکنواخت میپسنده. اره بابا بعد از پونزده سال زندگی هردومون میدونیم و پیش مشاور هم رفتیم.
من: دنبال پارتنر هستی؟
مریم لپاش دوباره گلی شد و گفت: نمیشه گفت دنبال پارتنر هستم ولی دروغ نمیگم خیلی وقتا بی حسیش تو رابطه منو عصبی میکنه و تو اون حس بهش فکر کردم به خودش هم گفتم
من: خب؟
مریم:راحتتر باشم باهات؟
من: بیشتر از این؟ بگو من گوش میدم. کمکی که ازم بر نمیاد ولی میتونم گوش بدم
مریم:همین که میتونم باهات حرف بزنم خیلی خوبه . به نقطه ای رسیدم که دیگه برام مهم نیست اون چکار میکنه خودم شدم پارتنر خودم
من:وا.... منظورت چیه؟
مریم دوباره گلی شد گفت:واقعا منظورمو نمیفهمی یا میخوای از زبون خودم بشنوی؟
من: نه که نمیفهمم ولی هضمش اسونتره خودت بگی
مریم: تو حموم
من: خودارضایی
مریم حسابی خجالت کشید گفت: ارشششش حتما باید به زبون بیاری؟
من: این که یه چیز رایج بین اکثر ادماست مرد و زن هم نداره بین خانما هم هست و دلو زدم به دریا و گفتم: به شخصی هم فکر کردی
مریم:ارشش اینهمه که دیگه راحت نیستم . سوالایی میپرسی که تو ذهن خودمم خجالت میکشم جواب بدم
من: ولی با من راحتی وگرنه شوهرت نمیدونه تو خودارضایی میکنی . میدونه؟
مریم از اینکه تو این جمله گفتم شوهرت نمیدونه خیلی خجالت کشید که با من تا اینهمه جلو رفته یهو گفت: ارششش نههه اصلاا اتفاقا خیلی حساسه که بتونه منو راضی نگه داره ولی خب... اصلا نمیدنم چرا به تو گفتم شاید.... . که حرفشو خورد
جذاب ادامه دارد....
     
  ویرایش شده توسط: sooskmar48   
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت چهل و چهارم
من:حس دوطرفه هست منم اونقدر باهات راحتم که بگم منم بعد از ازدواج با فرشته تا مدتها خودارضایی داشتم و درک میکنم تو اون حال ادم به یه نفر فکر میکنه که بعدش ممکنه پشیمون هم بشه شاید اون شخص حتی جز خانواده خود ادم باشه یا حتی محرمت باشه
مریم: اره خب تو اون حال ممکنه هر کسی تو ذهنت بیاد . تو به کی فکر میکردی؟
من: خب چه مرد چه زن به یه تعداد ادمای اطرافش هوس داره دست خودش هم نیست منم داشتم و تو جق زدن هام اونا رو تصور میکردم
مریم: وایییی ارششش یعنی چهره اونا رو تو ذهنت تصور میکردی؟
من: نه فقط چهره
مریم: واقعاااااا
من: اره خب مگه تو تصور نمیکردی؟
مریم: تو بگو کیا بودن؟
من:واسه من یه تعدا خاص بودن . مثلا اذر . فاطمه . حتی مامان فرشته.
مریم: واقعااااااا به یاد مادر زنت هم جق زدی؟
من: اره تو اون حال حتما خودت هم تجربه اش رو داشتی گاهی دلت میخواد
مریم: من نه دیگه تا این حد نزدیک
من:به نظرت من ادم پر هیجانی هستم؟
مریم: پر انرژی که هستی ولی پر هیجان نمیدونم
من:راحت میپرسم تا حالا به منم فکر کردی؟
مریم جواب نداد و سکوت کرد که حدس زدم به من فکر کرده
گفتم:به نظرت میتونم پارتنر خوبی باشم؟
مریم با یکم مکث طولانی گفت: در موردش حرف نزنیم.
من: جوابمو بده تموم خب حق دفاع از خودمو دارم
مریم: میدونی چیه واسه همین میگم در موردش حرف نزنیم چون ممکنه یه حرفایی بینمون زده بشه که این حس خوبی که با هم داریم خراب بشه
من: نظرتو راحت بگو
مریم: یه چیزی بپرسم مثل من اونقدر راحت هستی که صادقانه جوابمو بدی؟
من: اره حتما
مریم:تو سکس با فرشته همونی هست که میخوای؟
من:تا مدتها نه . نمیتونست خودشو رها کنه واسه اورال امادگی نداشت خجالت میکشید
مریم:تو سکس چطورین؟
من: خیلی بهتر شده ولی هنوز هم جا داره بهتر بشه
مریم: از پشت؟
من: راحت بگم؟
مریم: از این راحت تر اگه بخوایم حرف بزنیم باید....که حرفشو خورد و هردومون خندمون گرفت
من: همین دیگه تا همین دو سال پیش اصلا اجازه نمیداد انگشتمو فرو کنم
مریم: الان میذاره؟
من: هروقت بخوام. تو چی از پشت؟
مریم: اصلاااااا
مریم داشت موهاشو خشک میکرد
من: خودت نخواستی یا نیما؟
مریم: سوالت خیلی شخصیه ارش ولی میگم. من دوست دارم تجربه کنم ولی نیما نه که نخواد علاقه ای نداره
من: نه که نخواد یعنی به خواست تو امتحان کردین
مریم: خب هر زن و شوهری یه بار رابطه از پشت رو امتحان کرده ما هم امتحان کردیم
من: حرفت منطقیه
مریم: یه سوال بپرسم؟
من: اره مگه چیزی هم مونده که نتونی بپرسی؟
مریم :تو تا حالا به من فکر کردی؟
من: تا قبل از صحبت های امروزمون نه ولی الان اره و ذهنم درگیر شد واسه همین میخوام نظرتو بدونم
مریم خندش گرفت و گفت:واقعا که ممنون از اینکه اینهمه راحت گفتی و الان پشتم نشستی داری منو دید میزنی اصلا انتظارشو نداشتم اینجور جوابی بشنوم.ولی تو گفتی خیالم راحت شد
من: چطور مگه؟
مریم: منم صادقانه بگم تا قبل از اینکه بیام اینجا فقط یکی دو بار یه حس نزدیک شدن به تو رو داشتم ولی چیزی نبود که بخواد درگیرم کنه ولی تو این مدت چند باری به تو فکر کرده بودم ولی چون نمیدونم تو چطوری هستی بهتر از اونی یا کمتر نمیخوام با احتمال یه تجربه بد حس خوب الانم که با تو حالم خوبه رو خراب کنم و گفتم بهت و دروغ نمیگم چند بار بهت فکر کردم ولی خب نمیخوام جوری بشه که گند بزنم به روح و روان خودم و تو و این حس خوبمون.
یکم گذشت و هردو در سکوت معنا داری بودیم که گفت: الانم بهم فکر نکن منو با چشم دیروز ببین میخوام لباس بپوشم وهمونجور جلوی کمدش که پشتش بهم بود حوله رو دورش باز کرد و گذاشت وایییی بدن سبزه و خوشتراش با کون برجسته و گوشتی تو شورت داشت سوتین میبست و جوووووون نمیتونستم از بدن سبزه رو فرم و کون برجسته و گرد نسباتا یکم افتاده با چین درشت زیر باسنش که خیلی قشنگ محدوده باسن رو از رون جدا کرده بود و خوشکل و پاهای ناز و جفت که الان دیگه داشتم به چشم خریدار میدیدم . سوتینشو بست و شلوار و تاپش رو پوشید رفت سمت ایینه موهاشو شونه میزد.
من:یه سوال بپرسم؟
مریم: بپرس
من: تایم سکستون حدودا چقدره مگه؟
مریم :دقیق که نمیدونم خوبه نرماله کمتر از ده دقیقه نمیشه دیگه .
من:کلا ده دقیقه؟
با تعجب برگشت نگام کرد گفت: چرا با تعجب میگی؟ده دقیقه دخول منظورمه
من: خب تو ده دقیقه توقع زیادیه که هیجان بالا میخوای
مریم: چرا؟
من: چون تو ده دقیقه داره تمام تلاشش رو میکنه که ابش دیرتر بیاد و بتونه تو رو ارضا کنه فرصتی واسه هیجان نیست
مریم: تو هم توجیه کن
من: نه اصلا توجیه نمیکنم تایم زیر نیم ساعت انتظار هیجان نداشته باش چون مرد باید از یه مرحله رد بشه و مطمین بشه زن به ارگاسم رسیده و واسه ارضا شدن خودش هیجان ایجاد کنه
مریم: ارش نیم ساعت با بیحسی میشه وگرنه طبیعی که نمیشه بعدشم ده دقیقه تایم کمی نیست
من خیلی بی میل نگاش کردم گفتم: در مقابل من به حساب نمیاد.
برگشت تو چشمام نگاه میکرد با حس مثلا عاقل اندر صفیه گفت: مثلا تو چقدر طاقت میاری ؟
من: خیلی بیشتر از این .
مریم با پوزخند برگشت سمت ایینه و موهاشو خشک میکرد گفت: اره جون خودت یه چیزی بگو باور کنم.
من: واقعیته تا بیشتر از یک ساعت هم ممکنه بشه نه اینکه بگم طبیعی هست نه به خاطر یه نوع بیماری هورمونی هست که دیر ترشح میشه.
یهو برگشت گفت:واقعاااااا ارش یه چیزی بگو بشه باور کرد
من: میخوای باور کن یا نکنی واقعیته
مریم: محاله. نمیشه.نداریمممم باور هم نمیکنمممم
من که دیگه هوسی شده بودم زدم به سیم اخر و گفتم: امتحانش هزینه نداره ولی هیجان خیلی .
مریم از این حرفم یکم شوک شد و یه مکث کرد گفت: ارشششششش منو خر نکن رسما داری بهم پیشنهاد میدیا متوجهی چی میگی؟ نمیشه من خودم روانشناسم چیزی که میگی غیر ممکنه
من: ادعا میکنم و اگه شد؟
مریم یه خورده گردنگیر شد و تو موضعی قرار گرفت که میخواست بهم ثابت کنه نمیتونم و خب مشخص هم بود بعد از این صحبتمون خودش هم بی میل نیست گفت: به جون خودم اگه بدون بیحسی نیم ساعت بتونی هر وقت خواستی نه نمیگم ولی اگه نشد؟.
من: اگه نشد شش ماه کارکرد کارگاه مال خودت ؟
اون موقع کارگاه متوسط ماهی 40 تا 50 درامد داشت
یکم با خودش فکر کرد گفت: خیلی خریییی ارزش شرط بستن رو داره ولی زیرش نزنیا .
من: اگه من بردم تو هم زیرش نزدنیا .
پشتش بهم بود گفت: ثابت کن تا بعد .
بدون حرف بلند شدم و اروم از پشت دستمو گذاشتم رو بازوهای لختش
انتظارشو نداشت یکم شوک شد و استرس گرفت و موهای مشکی پشت گردنش سیخ شد و خجالتش رو میشد تو تک تک سلول های بدنش حس کرد اخخخخخ بدن نرم و ناز سرمو از بغل بردم زیر گردنش و میبوسیدم بوی شامپو و بوی بدنش کیرمو تا حداکثر حالت شق کرد و از رو شلوار خودم که کاملا برجسته بود چسبید به کون برجسته مریم و شکاف کونش رو حس میکردم که مریم وا رفت و فقط یه اخ اروم گفت و اروم دستمو بردم پایین تاپش و رو شکمش گذاشتم و خیلی نرم و اروم رو شکم نرم و موییش و نوازشش میکردم و کیرمو که از حجم کیرم از رو شلوار لای کونش فهمیده بود بزرگه دوباره یه اخخخخخ اروم و با شرم گفت بگمونم تا قبل از این فکرشم نمیکرد اینقدر بزرگ باشه کم کم یه دستم اومد بالا واز رو سوتینش زیر سینه هاش اخخخ چه نرم بودنننن وایییی دقیقا حس نرمی پستونای اذر رو داشت و یه دستمم رفت پایین و از نافش رد شد و خیلی نرم نرم بردم تو شلوار ورزشی که پاش بود و از رو شورت رسید بالای برجستگی کس خوشکلش اخخخخخخ خیلی برجستگی کسش درشت بود واییییییی از بقیه زنا درشت تر بود خیلی اروم اروم دستمو از رو شورت رو برجستگی کس مریم به طرف پایین زیر شورتش میبردم که صدای اخ مریم تو گوشم طنین مینداخت یه دستم رفت بود زیر سوتینش و پستون نرم و ظریف مریمو گرفتم تو دست واییییی کوچولو و بلند بود و تو دستام چین میفتاد و با نوک پستونش بازی میکرد و دست دیگمم رسید زیر کس داغ و مریم که کم کم داشت خیس میشد و از روی شورت حسش میکردم و شکاف کسش زیر انگشتام بود اخخخخ لبهای کسش و حس میکردم که از لای کسش بیرون زده جووووووووون میتونستم کس شیرین و سبزه مریم رو تو ذهنم تصور کنم اخخخخخخ اروم شکاف کسشو مالش میدادم که دستمو اوردم بالا و نرم و اروم دستم با امتداد خط موهای شکمش رفت تو شورت مریم و به سمت کسش میرفت و مریمم همراه با حرکت من اروم اخ اخ میکرد و حشری شده بود ودستم هر چی جلوتر میرفت موهای زیر انگشتام ریز تر و زبر تر میشد جووووووون بالای شکاف کسش که رسیدم خیسی و حرارت کسش نبضمو بالا برده بود و مریم هم با استرس و خجالت داشت حرکت دستای منو دنبال میرد اونقدر در سکوت بودیم که صدای نفسهامون شنیده میشد. نرمی پستون مریم زیر دستای زبرم خیلی لذت بخش بود و دست دیگمم رسیده بود به شکاف کس مریم که با موهای ریز ریز و زبر پوشیده بود که یهو مریم رفت جلو و دستمو از تو شورتش دراورد و چسبید به دیوار و گفت: ارش ارش اخخخخخخ نمیتونممممم ارش نمیتونم بذار یه وقت دیگه الان اصلا امادگیشو ندارم . بدون هیچ حرفی مانتوش رو سریع پوشید و از کارگاه زد بیرون.
ادامه دارد....
     
  
↓ Advertisement ↓
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت چهل و پنجم
منم که از این حس و رفتار مریم واقعا لذت برده بودم سرخوش بودم.
تا پنج روز بعد مریم نه کارگاه اومد و نه به پیام ها و تماس هام جواب داد تا بالاخره روز ششم دوشنبه بود که صبح قبل از من اومده بود کارگاه و لباس عوض کرده بود و مشغول مونتاژ بود سلام و احوالپرسی کردم مثل همیشه شاداب و سرزنده نبود با یه حسی که نفهمیدم از سر خجالته یا ناراحتی جواب داد منم خیلی پاپیچ موضوع نشدم تا ظهر موند و حدود دوازده گفت باید برم گفتم حرف بزنیم؟
مریم: بذار یه وقت دیگه و رفت.
تا چهارشنبه به همین منوال گذشت و پنج شنبه هم نیومد کارگاه و شب جمعه حدودای یازده پیام داد و نوشته بود: نمیدونم کارمون درست بود یا نه . حس خوبی ندارم
من: درستی و غلط یه مفهوم اختیاری هست و هر کسی با تعاریف خودش میسنجه
مریم: از نظر تو درست بود؟
من: از نظر من هر کاری که ادم با اختیار و تصمیم خودش انجام بده و از نتیجه راضی باشه درسته
مریم:نگفتی؟ از نظر تو کارمون درست بود؟
من: از نظر من اره
مریم: نمیدونم . میترسم
من: از چی؟
مریم: خب ترس داره ارش چند روزه نیما ازم میخواد نمیذارم بهم نزدیک بشه دست خودم نیست حالم خوب نیست ارش
من: چرا بهش اجازه نمیدی؟ اونم یه بخش از زندگیته نمیخوام دخالت کنم یا فکر کنی دارم مخ میزنم نههه اصلا تو نخوای منم نمیخوام ولی اینو بهت میگم گفتی به خاطر اینکه نیازت رفع نمیشه خودارضایی میکنی و من و تو با هم تصمیم گرفتیم که اگه اینجور باشه تو رابطه ات با نیما تواگه به چیزی که میخوای نمیرسی ولی اون داره از تو لذت میبره و تو داری خودت رو سرکوب میکنی.
مریم: ارش تو حالی نیستم که بخوام باهاش بخوابم درکم کن دست تو دست یه مرد غیر از شوهرم روبدنم بوده تا حالا هیچ وقت دست مرد دیگه ای رو بدنم نبوده ولی هنوز دارم سنگینی دستت رو حس میکنم دست تو رفته تو شورت من جایی از بدن منو لمس کرده که تا قبل از اون روز جز شوهرم کسی لمس نکرده بوده الان چطوری با نیما بخوابم این حس داره منو اذیت میکنه ارش لطفا منو درک کن
من:حرفایی که میزنی درسته اگه از این دید بهش نگاه کنم حق با توهه
مریم: ارش این حالمو خوب نمیکنه
من: چکار کنم حالت خوب بشه هرکاری بگی میکنم
مریم: نمیدونم ارش نمیدونم فقط یکاری کن از این حال بیام بیرون
من: فردا بیا کارگاه با هم حرف بزنیم
مریم: الان حرف بزن الان نیاز دارم اروم بشم امشب بحثمون شد بهم میگه تو سرد شدی تو نمیتونی تهش میگه تو نمیخوای نخواه ولی من کارمو میکنم الانه که میخواد بیاد باهام بخوابه با این حس نمیتونم ارش
من: مریم عزیزم تو به خاطر لذت و هیجانی که تو سکس میخواستی چه با نیما چه هر کس دیگه ای که با اطمینان این حس رو باهاش تجربه کنی اومدی پیش من و نیما هم امشب به خاطر لذت خودش تو رو میخواد اره سعی میکنه راضیت کنه ولی تو لذتی که میخوای رو نمیبری.
حدود بیست دقیقه با مریم حرف زدم تا کم کم حالش بهتر شد و
مریم: تو میتونی منو به اون حس برسونی؟
من: میتونی رو این مورد صد درصد بهم اطمینان کنی الانم به نیما لذتی که میخواد از تو و بدنت ببره رو بده
مریم: ارش میترسم
من: از چی؟
مریم: نمیدونم از همه چی از کاری که داریم میکنیم از همین هیجانی که تو داری بهم میگی اصلا نمیدونم با مردی غیر از شوهرم میخوامش یا نه
من: اصرار نمیکنم چون دوست ندارم و نمیخوام به این خاطر همه اون رابطه خوبی که داریم خراب بشه میسپارم به عهده خودت ولی بهم قول بده تو رابطه ات با نیما صد خودت رو براش بذاری حتی اگه لذتی که میخوای نبری و اگه خواستی با من باشی بهت قول میدم منم صد خودمو بذارم تا بتونم چیزی رو که تو این سالها میخواستی بدست بیاری
مریم: یه سوال بپرسم؟
مریم: اره
من: اون روز از کاری که کردیم تو اون لحظه چه حسی داشتی؟
مریم: نمیدونم ولی فکر کنم چون تو بودی خیلی حس خاصی داشت
من: چرا من؟ کسی غیر از من بود این حس رو نداشت؟
مریم: واقعیت رو بخوای قبل از این اصلا در مورد سکس به تو فکر نکرده بودم ولی تو این چند ماه دو سه باری حسم بهت خیلی قوی بوده
هنوز داشت تایپ میکرد که گفتم: مریم دیگه ادامه نده و کاری که میگم رو انجام بده
مریم تایپ رو قطع کرد نوشت: چکاری؟
من: لباستو کامل دربیار روتخت دراز بکش پتو یا ملافه رو بده رو خودت و با چشم بند چشماتو ببند و تا اخر رابطه ات درش نیار
مریم: چرا؟
من: بهم اطمینان کن و کاری که بهت میگم رو فقط بدون سوال انجام بده
مریم :قول نمیدم
من: مثل همه موارد بهم اعتماد کن .شب بخیر لذت ببر.
نیم ساعتی گذشته بود که مریم پیام داد: چرا اینکارو با من میکنی ارش یه مدت بذار به حال خودم باشم پیام نده.
منظورشو ازاین پیام نفهمیدم و به خواست خودش فقط جواب دادم اوکی.
یه هفته ای گذشت و از مریم هیچ خبری نداشتم کارگاه هم نمیومد و جز چند تا پیام حالت خوبه و درچه حالی که اونم فقط با یه خوبم جواب میداد
ادامه دارد...
     
  
مرد

 
sooskmar48
واقعا به عنوان یک مخاطب از زحمات شما تشکر می کنم. کسی که این همه وقت میزاره وبه مخاطبین احترام میزاره لایق

بهترین ها ست ممنون. ❤️❤️❤️❤️
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت چهل و ششم

تا اون روز صبح بعد از نه روز رفتم کارگاه دیدم مریم اومده و مشغوله تعجب کردم فکر نمیکردم بیاد خیلی معمولی برخورد میکرد نه سرد نه گرم و حرف خاصی هم بینمون زده نشد تا حدودای سه بود که کار تقریبا تموم شد و مریم رفت طبقه بالا و منم نرفتم چون نمیدونستم حالش چیه و قصدش در مورد من چیه .
صدای دوش حموم که قطع شد و منم پایین منتظر موندم لباس بپوشه و بیاد پایین تا من برم بالا چند دقیقه ای گذشت نه صدایی میومد و نه اومد پایین که دیدم مریم یه پیام داد بیا بالا ولی لطفا هیچ کاری غیر از همون کار انجام نده و یادت باشه ازت چی میخوام .
من که نمیتونستم معنی کارش رو درک کنم گفتم: چشم. بیام بالا؟
یکم طول کشید که پیام داد: اره
رفتم بالا و در اتاق رو که باز کردم واییییی چی میدیدم با بلوز شلوار ورزشی داگی رو تخت قرار گرفته بود موهاش ریخته بود رو کمرش اخخخخخ کون درشت و برجسته و گرد مریم تو شلوار ورزشی جذب وایییییی بدون حرف رفتم پشتش ایستادم و یکم کون خوش فرم مریمو تو شلوار که تو اون حالت پهن تر به چشم میومد نگاه کردم و اروم دستمو انداختم دو طرف کش شلوارش واییی صدای نفس کشیدن تند تند مریم از استرس کاری که میخواست انجام بده و واسه اولین بار خودشو در اختیار مردی غیر از شوهرش بذاره از همون لحظه که صدای پام رو شنیده بود تو سکوت اتاق پیچیده بود با هر قدم من تند تر میشد ولی تو اون لحظه ای که دستامو دو طرف شلوارش حس کرد و میدونست تا چند لحظه دیگه بدن لختش رو قرار ببینم قطع شد و انگار نفس نمیکشید و منتظر بود که الان قراره شلوار رو شورتش تو اون پوزیشن جلوی من از پاش در بیاد و بوی تند شامپوی مریم هم کل فضای اتاق رو پر کرده بود و حس میکردم جو اتاق به شدت شهوانی شده و خودمم با اینکه بار ها مریم رو لخت البته با شورت دیده بودم دست کمی از اون نداشتم .
اروم شلوارشو تا زیر باسنش کشیدم پایین وایییییی شورت تنگ مشکی با یه تور که از بالای شکاف کونش تا زیر کسش کشیده شده بود پاش بود. اخخخخخخ اخخخخخ کون خوشتراش مریم زیر شورت مشکی وایییی مریم پوستش سبزه بود ولی جذاب و خوشکل عالی بود همونجور که محو دیدن بودم چشمم روی شکاف کس مریم افتاد واییییییی به حدی خیس بود که ترشح سفید کسش از لابلای تور شورت بیرون زده بود ااااییییییییییی دلم میخواست تو همون حالت تا میشد کس و کونش رو بخورم ولی قرارمون این نبود و اروم شورتش رو تا زیر کونش کشیدم پایین و کون سبزه و برجسته و خوشکللللللللل چون تا اون موقع بدن سبزه البته به قصد سکس ندیده بودم خیلی برام جذاب بود و کس ناز و خوشکل مریم با ترشح غلیظ سفید رنگ جلوم بود کس مریم از هم باز شد و لبهای درشت و بیرون زده کسش که برعکس کس اذر که اونم لبهای کس درشت بیرون زده ای داشت ولی قرینه نبود و یکیش بلند تر بود کاملا قرینه به شکل مثلثی از لای کسش بیرون بود و خیلی بهش میومد لای کسش خیلی زیبا بود . سوراخ کون درشت و قهوه ای خیلی تیره و اطراف سوراخ کونش کمرنگ تر میشد و شکاف کشیده و بلند کسش و لبهای کس خیلی تیره با سوراخ صورتی پر رنگ کسش اخخخخخخ .
فقط تماشا میکردم چه بدنی داشت پاهای گوشتی بهم چسبیده و کون برجسته لمبرای کونش از هم باز شده بود و سوراخ کون درشت قهوه ای ظاهرا کون نداده و فابریکه تیره با موهای ریز ریز دورش و شکاف کس اخخخخخخخخخ چه شکافی که اب ازش زده بود بیرون و دست نزده کاملا خیس و لزج شده بود مثل برق و باد لخت شدم و کیر تمام شقم و تو دستام گرفته بودم و پشت مریم که تو اون لحظه نمیدونم چه حس و حالی داشت که لخت و اماده جلوم خوابیده و منتظره که کیرمو تو کسش حس کنه و منم اماده فقط منتظر بودم چشمام از دیدن سیر بشه تا کیرمم بتونه داخل اون شکاف خوشکلو نشونم بده نزدیک شدم و کیر کلفتمو گذاشتم بالای کون مریم و یکم رو کون مریم حرکت دادم که از برخورد کیر شلالم لای شکاف کونش یه تکون خورد صدای اروم اووووم مریم میومد میخواستم حجم کیرمو لای کونش حس کنه و دو سه باری همه کیرمو شلاقی محکم رو کون مریم کوبیدم که اخش رفت بالا و گفت واییییییییی چکار میکنیییی باهاممممم و اروم کلاهک کلفت کیرمو از بالای کونش کشیدم تا لای کسش و با اب کسش خیسش کردم و تا زیر کسش بردم و زیر کسش رو چوچولش میمالیدم و عقب و جلو میکردم.
مریم هم که از اون حس کم کم داشت بیرون میومد و اماده میشد کسشو در اختیار کیرم بذاره اروم اروم اه اه میکرد که صداش باز شد و گفت اخخخخخ اره خوبه ادامه بدههه اه و منم حسابی با کیرم چوچوله مریمو مالش دادم که مریمم حسابی داغ شده بود اب کسش داشت سرازیر میشد و پشت کیرم خیس شده بود و مریم هم اروم اه اه میکرد و تشک رو محکم گرفته بود که کم کم وقتش بود .
کیرمو لای کسش کشیدم و اوردم بالا و گذاشتم بالای شکاف کون مریم که یه اخخخخخخخخ گفت و سرشو کامل برد پایین و کونش اومد بالا و کیرمو کشیدم لای شکاف کونش تا پایین و بردم لای کس خیسش و سر کیرمو همونجا نگه داشتم کلفتی سر کیرمو حس کرده بود و فهمیده بود کلفته یه وایییی گفت و منم اروم سر کیرمو لای شکاف کسش از بالا تا پایین چند بار کشیدم تا کاملا خیس بشه و سوراخ کس مریم هم باز تر شده بود و خیلی خوشکل منتظر ورود کیرم بود و منم خیلی منتظرش نذاشتم و یه دستم رو کون مریم و بازش کردم و یه دستمم تنه کیرمو اروم با سوراخ کسش میزون کردم و سر کیرمو به سمت تو فشار دادم اخخخخخخ چه داغ و تنگ بود واییییی اخ اخ مریم بلند شد و فهمیده بود کیرم کلفت تر از اونیه که فکرشو میکرده و کم کم کیرمو فرو میکردم و اخ اخ مریم هم همراهیم میکرد و تو همون فرو کردن اروم اروم تلمبه هم میزدم تا جا باز کنه اخخخخخخ تنگی کسش برام خیلی جذاب بود و دستامم دو طرف کونش گذاشته بودم و اروم اروم کیرمو فرو میکردم و فکر کنم مریم حدسش در مورد طول کیرمم اشتباه بود چون بیشتر از نصفشو که تو کسش فرو کرده بودم حس کردم درد داره و مکث کردم فکر کرد تموم شده و گفت وایییی ارش خیلیییی کلفتهههه همشو کردی توووووووو ؟
من: نه عزیزم هنوز همش تو نیست
که مریم یه اخ گفت و گفت نگووووو مگه چقدرههههههههه
من: عجله نکن حسش میکنی و منم همراه با تلمبه های نرم نرم بقیه کیرمم اروم اروم فرو میکردم که مریم کمر صاف کرد و دستاشو ستون کرد و چند تا اخ اخ بلند گفت و گفت نه دیگه نمیتونمممممممممممم منم که ته کیرم مونده بود بچسبم بهش که همونم فرو کردم و جیغ اروم مریم بلند شد گفت اخخخخخخ اخخ اخخخ چی بوددددددد وایییی درد داره ارش بسهههه جون من بسهههه
من: تموم شد اخرش بود الان همش تو هست
مریم: وایییی خیلی درد داره تحملش سخته ارششش چه بزرگههههه نمیتونمممممم اااااییییییییی
با دستام دو طرف کونشو گرفته بودم و گفتم: هنوز شروع نکردم فقط رفته تو
مریم که حسابی تو شهوت غرق شده بود گفت: سکس با تو چطوریهههه کی شروع میکنیییی
من: عجله نکن فعلا از پر شدن بدنت لذت ببر از درد کشیدن واسه جا باز کردن بدنت لذت ببر
مریم: اخخخخ تو چی هستی که اینجوری ادمو دیوونه خودت میکنیییی فکرشم نمیکردم به کسی بدممم وایییییی دوست دارم میخوام بکن دردش خوبههههه تحمل میکنم فقط جوری که میخوام لطفا.
که مریم کامل رو تخت خوابید و کونشو تا اونجا که میتونست داد بالا و دو تا بالش گذاشتم زیر کونش و دستاشو باز کرد رو تخت و یه اه بلند کشید و منم اروم اروم تلمبه میزدم تا جا باز کنه و اخ اخ مریمم رفته بود بالا
خیلی لذت بخش بود داغ و تنگگگگ که دلم نمیخواست درش بیارم ولی کم کم تلمبه هام سریع تر شد و کس مریم هم اماده تلمبه هام شده بود ولی تا ته که میکردم اذیت میشد و درد داشت ولی باید تحمل میکرد راهی نبود و تو کسش محکم و با قدرت تلمبه میزدم و تخمام محکم به زیر کسش برخورد میکرد و صدای شالاپ شالاپ همه اتاقو گرفته بود و کونشو تو دستام محکم گرفته بودم و چنگ میزدم و چند باری هم رو کون گوشتی و گردش کشیده زدم که جیغش بلند میشد و منم رگبار تلمبه بستم تو کسش و دو طرف کونش و محکم گرفته بودم و باز کرده بودم و کیرمو ته کسش میکوبیدم که نفسش بند میومد مطمین بودم اصلا انتظار اینجور سکسی نداشت که حدود هفت هشت دقیقه کمتر یا بیشتر مریم به سمت ارضا شدن رفت ولی ارضا شدنش مثل بقیه نبود عکس العملش خیلی سریع بود و شدید هیجانی شده بود سرشو تو تشک فرو برده بود و محکم چسبونده بود به تشک ودستاشو گذاشته بود پشت گردنشو بلند بلند اه اه و ااااییییییییییی اااااااییییییی میکرد و کونش تکون میخورد و منم تلمبه هامو محکم ترکردم و دستمو انداختم زیر کونش و کشیدم بالا سمت خودم و کونشو تو دستام گرفته بودم و تا ته تو کس مریم میکوبیدم و مریمم دیگه داشت جیغ میزد یهو با لحن داغ و هوسناکییی بلند گفت ای ای ایییییییی دارم میشمممم اا ا ا ر ر ررششش دارم میشمممم همینو ازت میخواستم ارههه که با داد گفت اومدددددددددددد داررررررررررررررررررررر
منم با یه تلمبه محکم کیرو تا ته فرو کردم تو کسش که یه جیغ زد و بلند گفت ااااااااایییییییییییییییییییییییییییی شدمممممممممممممممممم .
که برعکس بقیه زنای که کرده بودم دیدم مریم تازه بعد از شدن انگار یه ادم دیگه شد و سرحال اومده بود و بلند گفت: منو که خوب کردییییی بکنننن لامصب بکن که خوب میکنی کجا بودی تا حالا اخخخ منم از حال مریم هیجانی شده بودم و محکم داشتم تلمبه میزدم و مریمم تمام بدنش داغ شده بود و موهای بدنش سیخ و فقط میگفت بکننننن ارهههه میخوامممم ولم نکنننن تا ته بکنننننن منتظر تو بوده بکنشششششششش چند دقیقه بعدش هم تلمبه زدم که خسته شده بود و منم تلمبه هام اروم شد و مریمم اروم شد و خوابید رو تخت و یکم بهش استراحت دادم و رفتم روش و کیرمو موازی با شکاف کونش فروکردم تو کسش که یه واییییییی نههه ارششش گفت و منم دستام دو طرف پهلوش و اروم تلمبه میزدم که دیگه رمق نداشت با خستگی گفت تو شدیییییی؟
منم دستام دو طرف پهلوش رو تخت بود و داشتم اروم اروم تلمبه میزدم گفتم : شده بودم الان کیر تو کست نبودددد بخواببببب
مریم: واییییییییییییییییی بیا میخوام بیایییییییی بریزی تووووومممممم
من: میریزم ولی الان نهههه و همونجور تلمبه میزدم خسته شده بودم یه بالش گذاشتم زیر کسش اومد بالاتر و نشستم رو رونش و لای کونشو باز کردم و کس مریمو که تو اون حالت عین غار شده بود نگاه کردم اخخخخ دورشکاف کسش پرمو بود و لبهای کسش کاملا تیره بود تو ذهنم داشتم کسشو با کس سفید زهرا و اذر مقایسه میکردم جوووووون تصورش هم لذت بخش بود دوباره کیرمو عین مار اروم گذاشتم در لونه و فرو کردم تو میرفت تو و اه اه اروم مریمم دراومد تو اون پوزیشن کیرم خیلی نرم تر و رون تر میرفت تو کسش و تا ته میرفت تو که اخ مریم در میومد و برخورد لمبرای گوشتی وعضلانی کون مریم که خیلیییی شبیه به کون اذر بود ولی با افتادگی بیشتر و ورژن کاملا سبزه با رونم خیلی لذت بخش بود جووووون کیرم عمود میرفت تو کس مریم و میومد بیرون و مریمم جز ناله و اخراش التماس که تمومش کن جرم دادی ارششششش که حدود چهل دقیقه از شروع گذشته بود و مریم دوبار بعدشم ارضا شده بود و دیگه کسش داشت خشک میشد و تو اون فشار و باز کردن لای کونش دو سه باری هم از دستش در رفت و گوزید که خیلی معذرت خواهی کرد منم گفتم: جوووووون وقتی زنی زیرم میگوزه خیلییییی لذت میبرم
مریم: واییی نه ارش نگووووو خجالت میکشم
من: نه اتفاقا یعنی اونقدر داره لذت میبره که خودشو در اختیارم گذاشته و فقط داره به لذت فکر میکنه نه نگه داشتن خودش
این حرفم انگار واسه مریم خیلی لذت بخش و هیجان داشت گفت: بی انصاف جوری که تو میکنی کثیف کاری نکردم خوبه
من:تو سکس با من خودتو رها کن تو سکس از زن بی شرم و حیا خوشم میاد.
مریم که دوباره حشری شده بود گفت: دوست داری برات بی حیا بشم
من: ارههه خودتوازاد کن و فقط لذت ببر
منم داشتم تلمبه میزدم ودوباره زیر تلمبه هام دو بار گوزید و بار دوم بلند گوزید گفت اااااایییییی عوضیییی دیووونم کردییییییییی چکار میکنیی باهام وایییییی نهههههه زشتهههه نمیتونممممم یواششش بکن تو هوا جمع نشهههه
من:داری از عقب و جلو باد میدی کاری به هوای کیرم ندارهههه تو داری هوا گیری میشی تو این مدت کسی هوا گیریت نکرده
مریم: اخ نمیخوامممممممم ارششش بذار بیاددد اخخخخخخ دیگه نمیتونممممم
مریم حسابی خسته شده و بود و منم حسابی عرق کرده بودم ولی نمیدونستم کی ابم میاد و محکم هم داشتم تو کسش تلمبه میزدم مریم هم که به این نوع سکس عادت نداشت از بعد از ارگاسم هاش دیگه کس ترشح نداشت خشک میشد و کیرم درست تلمبه نمیشد و تف مینداختم رو سوراخ کسش که کم کم تف هم داشتم کم میاوردم واسه همین هم عصبی شده بودم هم دلم میخواست تو اولین سکس با مریم که اجازه داده بود ابمو تو کسش خالی کنم بیشترین لذت رو ببرم و دیر اومدن ابم عصبیم کرده بود و لای کون مریم و کامل با دست کشیده بودم و باز کردم و چشمامو رو سوراخ کون مریم تیز کردم و اخ اخ میگفتم تا بتونم ابمو بیارم که مریم دوباره بلند گوزید که یهو خودشو کشید جلو و کیرم دراومد گفت ووووووییییییییییییییییییییییییی و بلند شد و با عجله رفت تو دسشویی و منم تو خماری موندم . چند دقیقه بعد مریم از دسشویی اومد بیرون شلوار و شورتشو کشیده بود بالا و منو نیمه لخت با کیر کلفت و دراز نیمه شق اویزون بین پاهام دید خیلیییی خجالت کشید و سرخ شد و برگشت تو دسشویی و گفت میشه لباس بپوشی بری بیرون؟
منم که سرخورده هوسی دیدم دیگه حسی نداره و دیگه هم نمیشه ادامه داد بلند شدم و لباسمو پوشیدم و رفتم پایین و چند دقیقه بعدم مریم با لپای گل انداخته اومد پایین و بعد از چند دقیقه سکوت معنادار فقط پرسید: شدی؟
من: نه
دیگه چیزی نگفت و رفت بیرون ولی چند دقیقه بعد پیام داد فکر کردم شدی منم نمیتونستم خودمو نگه دارم رفتم دسشویی. ببخشید.
جواب دادم : نه عزیزم همین که تو به چیزی که میخواستی رسیدی مهمه
مریم: چند تا علامت خجالت و نوشت : بیشتر از چیزی بود که تصور میکردم
منم یه سیگار کشیدم و با ضد حال رفتم خونه فرشته گفت چی شده مثل همیشه تمام ماجرا رو براش تعریف کردم .
فرشته: پس مریمم وارد بازیت شد. تو که گفته بودی به مریم حسی نداری؟
من:اره هنوزم میگم حسی نداشتم ولی یجوری پیش رفت که شد دیگه
فرشته: خب چطور بود؟خوب بود؟
من: اره خیلی گرمه ولی به سکس طولانی عادت نداره
فرشته:همین که بار اول تونسته کیر خر تو رو تحمل کنه راضی باش دفعه بعد درست میشه
ادامه دارد.....
     
  
مرد

 
مثل همیشه عالی
این داستان لعنتی با روایت هیجان انگیز نویسنده و اینهمه کاراکتر پایه و موقعیت‌های جذاب، امکان اینو داره که تا صد قسمت هم تداوم داشته باشه
in search of way to escape
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت چهل و هفت
فردا صبح دیر اومد کارگاه حدودای ده . یه ساعت اول یکم خجالت میکشید و لپاش گل انداخته بود منم چیزی نگفتم تا بتونه این موضوع رو هضم کنه که نیم ساعتی گذشت یه پیام بهم داد و نوشته بود: لطفا به روم نیار .
منم جواب دادم: حتمااااا و چند تا شاخه گل فرستادم.
که کم کم شد همون همیشگی شاد و سرزنده و قبراق و میگفت و میخندید ولی تو نگاه کردن بهم ته نگاهش هنوز یه خجالت نهفته حس میکردم ولی رابطه مون عالی شده بود و از قبل خیلی زیباتر .
چند روزی گذشت و دیگه کاملا برگشته بودیم و به روال و خبری از اون خجالت هم نبود و راحت و بی خجالت جلوم لباس عوض میکرد ولی اینبار راحت تر از قبل بود ولی خب تو این چند روز خبری از سکس نبود
و تو این چند روز خبری نه از زهرا بود و نه زهره فقط در حد چت و احوالپرسی عادی و هیچ کدومم واسه سکس پیشنهادی نداد منم حرفی بهشون نمیزدم تا خودشون بخوان.
که اون روز عصر چهارشنبه مریم رفت دوش بگیره منم تو اتاق با شلوار لی که زیپ و دکمه هاش هنوز نبسته بودم و بدون تیشرت رو تخت نشسته بودم که با حوله تنی از حموم اومد بیرون منو دید یهو گفت ووووههههه چه پشمالویی تا حالا اینجور ندیده بودمت
من: کجام پشمالوهه؟
مریم: سینه هات
من: سینه همه مردا مو داره
مریم: نه اونایی که من دیدم
من: ببخشید؟ سینه چند تا مرد رو دیدی؟
مریم: فکر بد نکن دیوونه .نیما بابام داداشام
من: حتما اونا کم مو هستن
مریم: پیش تو اره واقعا البته من موهای سینه مرد رو دوست دارم ولی تا حالا اینقدر پشمالو ندیده بودم .معنی اون تاتو رو بازوت چیه؟
جلوی ایینه ایستاده بود پشت به من و داشت خودشو خشک میکرد
من: مال دوران خریته . چیزایی که خیلی وقته نمیخوام به یاد بیارم
مریم: دوران خریت چیه دیگه دیوونه؟
من: جوونی و اون موقع ها که کله ام باد داشت
مریم:اها اون موقع ها که شر بودی
من: اره
اومد سمتم و همونجور که نگام میکرد گفت: فرشته همون موقع دوران نامزدیتون یه چیزایی بهم گفته بود شر بودی
من: ولش کن مریم مال دورانی بود که نمیخوام بهش فکر کنم
مریم: من که خوب یادمه فرشته ادمت کردا
من: اره خب تنها دلیل اینکه از اون دوره گذشتم خاطر خواهی من و شرط ها و سخت گیری های فرشته بود وگرنه نه دانشگاه میرفتم نه الان کار درستی داشتم و مطمینا الان یا زندان بودم یا سینه قبرستون
مریم: خدا نکنه ارشششش این چه حرفیه میزنی من تازه پیدات کردما . قدرشو بدون زن خوبیه . البته الان داری بهش خیانت میکنیا
من: اون که ارهههه . ولی خیانت هم نمیکنم
مریم: بعد از این هم یه مشاور داری که در مقابل خدمات تو بهت مشاوره رایگان میده
من: عجبببب . عالیه که
مریم یکم خجالت کشید : ولی یه چیزی بگم
من: بگو
مریم: تا حالا تو زندگیم ادمی مثل تو نبوده
من: چجور ادمیم مگه؟
مریم: فرق داری دیگه
من: راحت بگو ارازل نه؟
مریم از این حرف من یکم خجالت کشید گفت: خودت میگی مال قبل بوده ولی خب تا حالا با اینجور مردی اینقدر نزدیک نبودم
من: اره درسته دیگه اهل دعوا و شر نیستم ولی هنوز بعضی از رفتارهای اون موقع رو دارم . خب تو تو یه خانواده سطح بالا بزرگ شدی ادمایی که اطرافت بودن فرق میکردن همه دنبال درس و مدرسه اصلا تو شرایط و محیطی که ادمایی مثل من هستن نبودین
مریم:باورت میشه من دعوا رو فقط تو کلیپ ها و فیلم ها دیدم
من: عجببب
مریم: ولی از تو خوشم میاد
من: از چیه من؟
مریم: از اینکه تو هر شرایط و موقعیتی که کنارت باشم حس مرد بودن رو بهم میدی حس خوب حمایت ارامش رو میتونم ازت بگیرم
من: پس غیر از بعضی چیزا اینم میخوای ازم
مریم: راستش رو بگم؟
من: بگو
مریم: هر نوع حسی که میتونی به یه زن بدی رو ازت میخوام
من:واقعا؟؟؟ مطمین باش تو هر شرایطی کنارتم
مریم: یه چیز دیگه هم بگم.تو ایینه صورتشو میدیدم خجالت کشید و گفت: بدنتم خیلی دوست دارم
همینجور که محو دیدنش بودم گفتم: چطور؟
مریم: مردونه هست مثل این مردای لوس و سوسول نیست موهای سینت سینه هات همه چیزت دیگه یجورایی هم خشنه هم درشته. همه جات دیگه. یه چشمک تو ایینه بهم زد
من: اهاا از اونم خوشت اومده
مریم خجالت کشید و با لحن دخترونه گفت: خیلی لوسی ارش دیگه برات نمیگم
بلند شدم و رفتم از پشت بغلش کردم و سرمو بردم زیر موهای نمدارش همین که بوی تنش همراه با بوی شامپو به مشامم خورد انگار مست شدم و یه نفس عمیق زیر موهاش کشیدم که مریم با همین کارم انگار یه ساعت کسشو خورده باشم یه اخخخخ کشدار گفت . و تو گوشش گفتم: از تو شنیدن هم لذت داره بازم بگو . کسی تا حالا بهت گفته سبزه جذاب
همین دو کلمه من مریمو داغ کرده بود و چشماشو بست و اروم گفت : دوست داری؟
من:ارهههه خیلیییی نمیدونی چقدر ولی اینم بدون لای پای سبزه ها همیشه داغه
مریم:اخ ارش بازم بگو
من:پوست سبزه ها عطش دارن سیر نمیشن وحشی هستن
مریم: اخخخ منم وحشی ام
من: اره سیر نمیشی وحشی هستی و وحشی هم دوست داری زنای وحشی هم با مردای سست شیره کسشون نمیاددددد
مریم از شنیدن این حرفم گفت: واییی ارششششش برام میاریش
دستمو بردم لای حوله و گذاشتم رو شکمش و اروم نوازشش میکردم و مریمم که داشت کیف میکرد از حرفام و کارم و سرشار از خواستن بود دوباره گفت: برام میاریییش؟
لبام زیر گردنش بود و اروم میبوسیدم گفتم: هم میارم هم میخورمممم
مریم شل شده بود گفت: اخخخ بازم بگو
باحرف زدن دو تا دستام رفت لای پستونای مریم که هنوز سوتین نبسته بود و گرفتمشون تو دست جوووووون دستام زیر پستونای اویزونش بود و اوردمشون بالا و تو دستام نوازش میدادم و فشار میدادم و نوک پستوناشو لای انگشتام بازی میدادم
مریم داغ داغ بود از پشت هم بهش چسبیده بودم و کیرم از رو شلوار چسبیده بود به کونش واییییی مریمم تو بغلم اروم و قرار نداشت و نمیتونست خودشو نگه داره تکون میخورد و کونشو روکیرم میچرخوند
من: خیلی لذت بخشه که با یه زن داغ سبزه همخواب شدم
مریم: اره میخواییی چی میخوای من مال تو باشم چکار میکنی باهام؟
سر تا پامو هوس گرفته بود و یه ان برش گردوندم و گرفتمش تو بغل چشماشو بسته بود و لبامون قفل شد تو هم اولش یکم خجالت کشید و معذب بود تو بغلم و درست لب نمیگرفت ولی با هوس من تحریک شد واییییی مریم مثل کوره داغ بود و حشری جوری بغلم کرد و ازم لب میگرفت که انگار مدتهاست منتظرم بوده و جوری تو بغلم پیچیده بود و حشری شده بود دستاش رو همه بدنم میلغزید و شلوارمو کشیدم پایین و کیرم چسبید به شکمش و گفت جووونمممم این مال خودمههه بزرگهههه قبلا تو بدنم باهاش اشنا شدم دلم خواست کهههه منم لذت میبردم و همونجور با حرارت گفت کجا بودی اون موقعی که میخواستمت اون موقعی که بهت فکر میکردم چرا نبودی. تو این چند وقته نفهمیدی چرا دیر به دیر میخواستم ببینمتتت نمیتونستم ببینمت و بعدش نرم حمومممم .
من: واقعاااا کست واسم نبض میزد نههه
مریم: ارهههه
من:حموم اینجا هم ارهههه؟؟؟
مریم: اخخخخ از یه جایی به بعد اینجا کارمو میکردم
من: جوووووونننن تو حموم چکار میکردی
مریم: حالاااا
من: اخخخ
دستای منم از زیر حوله رفت رو کون مریم نرم و لطیف لمبرای گوشتی کونشو تو دستام فشار میدادم و مالش میدادم و لبامون تو هم گره داشت قبل از اینکه من حرفی بزنم دستشو برد تو شورتم و کیرمو گرفت تو دست و گفت ااااایییییییییییی و میمالید و منم دستم پشت کون برجسته و نرمش بود و کونشو تو دستام محکم فشار میدادم و هردو دیوونه وار تو هم بودیم مریم اونقدر حشری بود گفت: ببینمششششش. و دو زانو نشست و کیرمو محکم گرفت و نگاش میکرد وگفت اخخخخ چه هیبتی هم دارههه مثل بدنت خشنه ارشششش تو دست مالشش میداد گفت مال منه؟ همش مال خودمه؟ منم از بالا نگاش میکردم و کلفتی کیرمو تو دستای ظریف و ناز مریم میدیدم کلفتی کیرم کم از اندازه ساق دست مریم نداشت جووووون و تنه کیرمو بالا پایین میکرد و سر کیرمو تو دستاش فشار میداد و نگاش میکرد کیرمو اورد بالا چسبوند به شکمم گفت چه بلندههههه و دستشو برد انتهای کیرم و گفت تا اینجا کردی توم ارهههه خیلی بلندههه کردی تو رحمم نه اره کردی تو رحمم که دردم اومد ولی مال خودمه بازم بکن توم میخوامششش دردشو دوست داشتمممم
من: بازم میکنم تو تا ته میکنم تو کس داغت مریمم خوشکل خودمییی
مریم: اااااییییییییییییی چطوری رفت توووو وایییییییییی
و زبونشو از زیر کیرم کشید بالا تا سوراخ کیرم و مک میزد و سرشو کرد تو دهن و با تمام وجود ساک میزد و میخورد منم موهاش تو دستم بود و سر کیرمو تو دهنش تلمبه میزدم وایییی خیلی خوب کیرمو میخورد و تا هرچی میتونست میکرد تو دهنش و میخورد و هق میزد و گفت جووووون خوردن داره همه دهنش اب افتاده بود و میریخت زمین و با ولع کیرمو میخورد. گفت جوووون بزرگهه دوست دارم ارهههه سرش کلفته از اونا که میره تو درد داره وایییییی جوووون سر کلفت کیرت باعث میشه همیشه حس روز اولو داشته باشم دیگه مال خودمههههههه
چند دقیقه کیرمو خورد گفت ابت نیاد گفتم نگران نباش و بلند شد و خوابوندمش رو تخت و رفتم روش وایییی زیر بغلش مو داشت زیر بغلشو بوسیدم گفت اخ اخخخخ دوست داری گفتم من ازهمه نوع فیتیش خوشم میاد و موهای زیر بغلشو که تقریبا بلند هم بودن تو دهن میگرفتم و میمکیدم و زیر بغلشو که بوی خوب شامپو بدن هم میداد لیس میزدم و میمکیدم معلوم بود خیلی دوست داره و از لباش شروع کردم خوردن تا اومدم پایین گفت کبود نشما . گفتم نه خوشکلمممم رسیدم به پستوناش جووووووون پستونای سبزه وسایز متوسط و اویزون و کشیده با نوک برجسته و قهوه ای تیره اخخخخ افتادم به جون پستونای مریم و تو دستام بلندشون میکردم و کش میومدن و میخوردمشون جووووووووون اونقدر خوردم که از لذت به خودش میپیچید اشکش دراومده بود بعد ازدو تا شکم طبیعی زایمان طبیعتا شکم داشت ولی نه خیلی بزرگ ولی یکمی شل شده بود شکمشو تو دستام میگرفتم و فشار میدادم و میمالیدم میبوسیدم و مک میزدم و نافشو میخوردم و زبونمو فرو کردم تو نافش که یه وایییییییی بلند گفت و منم زبونمو تو ناف مریم تلمبه میزدم که انگار شیر بدنشو میکشیدم و با دستاش محکم سرمو گرفته بود که نافش رو زبون نزدم و رفتم سراغ کسش و شورتشو کشیدم پایین جووووون کس مودار سبزه تیره با لبهای کوچیک قهوه ای بیرون زده و چوچوله برجسته که از لای کسش بیرون بود و موهای نیم سانتی که از زیر شکمش تا کل کسشو گرفته بود با ولع لای کسش و باز کردم و اب سفید کسش هم اومده بود جووووون با سر رفتم لای کس مریم و با ولع مشغول خوردن و مکیدن چوچولش شدم و مریم هم با تمام حسش ابلند بلند ناله میکرد نمیدونم چقدر خوردمش مریم دیگه از هوس اختیار خودشو نداشت پاهاشو اورد بالا و جفت کرد دور گردنم و تو دهنم ارضا شد و ابش مثل جیش ریخت تو دهنم و به خودش میپیچید منم محکم گرفته بودمش و با تمام توان کسشو تو دهنم مک میزدم و میخوردم جیش کردن مریم هم تمومی نداشت و هی میپاشید بیرون و بلند بلند اخ اخ میکرد پاهاشو از هم باز کردم و کامل دادم بالا و سوراخ کونش اومد تو دیدم جوووون سوراخ کون قهوه ای درشت و دور سوراخ کونش پوشیده از موهای ترد و نازک بود حسابی بوسیدمش و زبونمو گذاشتم وسط کونش اروم لیس میزدم
مریم: وایییی داری میخوریش برامممم
من: ارهههه
مریم: دوست داری
من: خیلیییی خوردن سوراخ کونممممم
که خودش پاهاشو کامل داد بالا و کونشو اورد بالاتر تا سوراخ کونش کامل بیاد تودهنم و گفت:منم خیلییییی دوست دارم برام حسابی بخورشششش
و منم دو طرف کونشو گرفتم و باز کردم و با لذت سوراخ کون مریم و لیس میزدم و میخوردم و زبونمو فرو میکردم تو کونش مریم تو اوج لذت بود و انگشتمو تو کونش فرو کردم خیلی تنگ بود
مریم: اخ اخ وایییی داری چکارم میکنیییی خیلی خوبههههه میخوامممم ارهههه انگشتت کجامهههه
من: عاشق سوراخ کونتم میدونییییی دارم با انگشت میکنمتتتت ارههه دلم میخواد حسابی از کون هم بکنمت کونت سیاههه دوست دارممم سوراخ کونت نه سفیده نه صورتی نه قهوه ای مریممم سیاهههه ارهههه دوسش دارممم
مریم: واییییی نهههههه نگوووووووو نمیتونممممممم باید خودمو اماده کنم الان نمیتونم خواهش میکنمممم
اروم انگشتمو کم کم فرو میکردم تو کون تنگ مریم که با هر فرو کردن اخ و اوخش میرفت بالا که همه انگشتم فرو رفت تو کونش و همزمان دوتا انگشتمو تو کس و کونش تلمبه میزدم چه کون تنگی داشت جوووووون و چوچولشو میمکیدم که باز ارضا شد حدودا نیم ساعت کس و کونش تو دهنم داشت خورده میشد و دیگه داشت التماسم میکرد بکنمش که یهو بلند نیم خیز گفت : کیرخر و بکن تو کسم دیوونم کردیییییییی فقط بکن توووووووم باید التماست کنمممم
منم بلند شدم طاقباز کشیدمش لبه تخت و پاهاشو از هم باز کردم و کیر اویزونمو چند بار محکم شلاق زدم رو کسش و مریم سرشو بلند کرده بود و با هوس داشت نگاه میکرد و منم کیرمو با ضرب میزدم رو کسش و مریم حتی دیگه صدا هم نمیداد فقط با تمام شهوت داشت ضربه خوردن کسش زیر کیر کلفت و دراز رو نگاه میکرد که کیرم موقع فرو اومدن رو کسش خم میشد و حرکات وحشی منو فقط نگاه میکرد و حس میکردم به ارزوش رسیده بود و داشت هیجانی رو تجربه میکرد که همیشه ارزوشو داشت و سر کیرمو بردم لای شکاف کس مریم و در سوراخ کسش گذاشتم و سر کیرمو یه ضرب فرو کردم تو و از کلفتی خودشو جمع کرد و با یه حس عجیبی گفت اوووووووووووممممممم و سرشو کامل گذاشت رو تخت و منم اروم اروم با تلمبه های کم کم و پر قدرت تموم کیرمو تو کس مریم جا دادم و
تلمبه هامو شروع کردم تو کسش تلمبه میزدم دستمو انداختم زیر رون گوشتیش که رو تخت پهن شده بود و چین افتاده بود و کم کم رگبار تلمبه بستم تو کس مریم چشماشو بسته بود و فرصت اه اه کردن هم نداشت و حدود ده دقیقه با تمام قدرت تو کسش تلمبه زدم و رون پاشو تو دستام فشار میدادم و مریمم صداش حبس شده بود و فقط داشت لذت میبرد و از بس هورنی بود با هر چند تا تلمبه من منقطع جیش میکرد که دیگه از بس ارگاسم شده بود نه ابی براش مونده بود نه نفسی بریده بریده میگفت بس س سه ب ب ب سه مردم ولی ول کنش نبودم و برش گردوندم به پهلو پاشو دادم تو شکمش و کیرمو یه ضرب توکسش فرو کردم و محکم تلمبه میزدم و مریمم از شدت هوس و لذت بلند بلند ناله میکرد که باز بردمش تو سجده و دو طرف کونشو گرفتم و باز کردم و لای کون سبزه و تیره رنگ مریم و سوراخ کون قهوه ای سوخته مریم اخخخخ خیلی هوسیم کرده بود یهو و محکم کشیدم بالا و امون ندادم و کیرمو با فشار و محکم فرو کردم تو کسش که هوای تو کسش با فشار خارج شد و عین گوز بلند همراه با جیغ مریم صدا داد و منم امون ندادم و دوطرف کون گوشتیش رو گرفتم تو دستام و با تمام توان کسشو میکردم که پوست اطراف سوراخ کسش با کیرم به بیرون کشیده میشد و دوباره میرفت تو جوووووون این حالت یاد کس فرزانه افتادم که کسش کش میومد موقع تلمبه زدن البته کس فرزانه خیلی باریکتر بود ولی کشیده تر.
ادامه دارد....
     
  
مرد

 
sooskmar48
نویسنده محترم، ادامه داستان رو لطفا زود تر قرار بدید🙏
     
  
مرد

 
sooskmar48
بی صبرانه منتظر ادامه این داستان و(دستان جدید مادر پسری)
هستیم 🌹😉
     
  
صفحه  صفحه 32 از 33:  « پیشین  1  ...  30  31  32  33  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

داستان های ضربدری

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA