انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 169 از 169:  « پیشین  1  2  3  ...  167  168  169

Incest Sexy Story - داستان های سکسی با محارم


مرد

 
من با مامانم رابطه اینسست دارم و آخرین مصاحبه محارم رو با مامانم دوتایی با سمیرا خانم انجام دادیم و مدارک لازم جهت اثباتش هم برای سمیرا خانم فرستادم که می تونید ازش استعلام بگیرید البته تو پرانتز اینم بگم که راضی کردن مادرم واقعا برای مصاحبه خیلی خیلی سخت بود و اصلا رضایت نمی‌داد حتی می خواست نزاره منم مصاحبه کنم ولی اینقد رو مغزش کار کردم تا اینکه بالاخره راضی شد و بینهایت خوشحال شدم که نظراتش رو درمورد خودم فهمیدم شاید درکش براتون ثقیل باشه چون وقتی با مادرت سکس کامل داری سکسی که اپسیلونی توش محدودیت نداری این حس رو به آدم میده که دیگه هیچ پرده ای بین شما وجود نداره اما حقیقت اینه که یک سری چیزها هست که دو طرف فقط بخاطر رضایت طرف مقابل انجام میدند منظورم فقط به نوع سکس پوزیشن های سکسی نیست اتفاقا بیشتر از اینا مسائل روحی روانی هست که بدلیل عوض شدن یک شبه رابطه ات با مامانت هر دو وارد فضای احساسی ای میشید که مدیریتش واقعا هنر میخواد چون جایگاه مادرت یجورایی شکسته و خورد میشه یعنی این جسارت که کیرت رو تو دهنش می کنی و یا ممکنه که وحشیانه تو کوصش کیرت رو بکوبی که به نوعی این حس رو میده که انگار داری تنبیه بدنی میکنیش و این مرحله هضمش برای هر دو طرف سنگینه خیلی باید هوشیار باشی که جسارتی از سمت تو بهش شکل نگیره چون مادرت واقعا خودش رو بقدری جایگاهش رو پایین آورده که هم سطح تو بشه و این اتفاق که مامانت الان با تو برابره درسته که برای تو بی نظیره و احساس قدرت فوق العاده ای بهت میده اما درک مادرت و اینکه خودت رو بتونی جاش بزاری و از زاویه اون نگاه کنی متوجه میشی که چه از خودگذشتگی ای مادرت در حقت انجام داده که کم از نثار جونش بهت نداره ه چی بگن کم گقتم فقط سعی کنید لحظه ای تصور کنید که جای مادرت هستی و همه‌چیز رو ازین بعد نگاه کن از تلمبه هایی که به کوصش میزنی بگیر تا نوع جایگاهی که به یکباره بدست آوردی و بقدری یک شبه رشد کردی که واقعا به معنای واقعی کلمه مادرت رو به زیر کشیدی و هرکاری که میخوای با جسم و روحش داری انجام میدی
من خیلی دقت کردم اکثر کسایی که اینجا ادعای اینسست دارند متاسفانه فقط فانتزی هاشون رو بیان می‌کنند و من وایب حقیقت به اون شکل از کسی نگرفتم ولی اگه کسی واقعا و وجدانا رابطه با خواهر یا مادرش داره خیلی دوست دارم که بدونم نحوه شروع و از اون مهمتر اینکه در حال حاضر رابطه شون به چه شکلی ادامه پیدا کرده و الان چه احساسی نسبت بهم دیگه دارند چون یکس با مادر مخصوصا مادر خیلی پیامد ها داره که فقط و فقط بعد از انجامش میفهمی چکار کردی البته منظورم چیزهای منفی نیست ولی ممکنه حس منفی هم تجربه کنی و بنظرم مهمترین مرحله کاری که بعد از سکس اولت انجام میدی منظورم رویه ای هست که بعد کردن مامانت اتخاذ می کنی و مامانت چجوری باهات رفتار میکنه تو این مرحله
خیلی خیلی مهمه واقعا مثل راه رفتن لبه تیغ می مونه یعنی بهشت و جهنم دقیقا به تک تک گام هایی که برمیداری می تونه هر لحظه جاشون عوض بشه و این مرحله تا زماني که به ثبات برسه بقدری سخت و شکننده ست که هرکسی نمی تونه سلامت ازش عبور کنه اینجا تنها جایی هستش که دیگه شانس ذره ای توش ذخالت نداره جنگ وحشتناکی بین عقل و قلب هستش
خیلی دوست دارم با بقیه کسایی که این برهه رو پشت سر گذاشتند صحبت کنم و تجربیاتشون رو بدونم چون خیلی خیلی مرحله خاصیه و به تعداد انسان هایی که به این مرحله رسیدند اتفاقات منحصر بفرد وجود داره

برای کسایی که سمیرا رو نمی شناسند باید بگم که سمیرا کسی هست که با پسرش سکس داشته و تا الان هم سکسشون ادامه داره و یکی از مادرانی هست که بشدت داره رابطه سکس محارم رو ترویج میده مخصوصا سکس مادر و پسر

آدرس کانالش تو تلگرام https://t.me/Hotpgirls بنام لذت گناه هست
البته قبلا تو توییتر خیلی فعالیت راجع به incest میکرد اما الان بیشتر تو این کانالش داره ترویج میده این رابطه جذاب و رویایی رو
و مصاحبه های زیادی با کسایی که سکس محارم دارند انجام داده و منم افتخار اینو داشتم که باهاش این مصاحبه رو انجام بدم و البته ناگفته نمونه که خیلی خیلی راجع به این موضوع سخت گیر هست و باید حتما بهش اثبات کنی
طبیعتا خودتون دارید می بینید مخصوصا تو این بخش که بیش از 99 درصد فقط فانتزی سکس با محارم رو دارند و بشکل تابلویی داستان نویسی می کنند
اما سمیرا چون خودش درگیر این رابطه با پسرش هست بهش اش اولویت اینه که اشکالی رو پیدا کنه که اون ها هم در زندگی واقعی اینه سکس انجام دادند و انصافا وسواس خاصی رو این مورد داره به طوریکه تا با مامانم صحبت نکرد حرفم رو نمی پذیرفت حتی عکس و فیلم و وویس سکسمون هم براش قابل قبول نبود چون میگفت الان هستند کسایی که دارند همچین فیلم هایی می سازند و تو پورن هاب فیلماشون آپلود میکنند
و فقط راستی آزمایی براش اهمیت داره
منم می خوام مصاحبه ام رو با سمیرا باهاتون به اشتراک بزارم
البته قبلا هم گذاشته بودم اما چون می خوام تمام اتفاق هایی که منجر به سکس من و مادرم شد رو براتون بازگو کنم خالی از لطف نیست که یکبار دیگه براتون مصاحبه ام رو بزارم
     
  
مرد

 
پرسشنامه دوم سکس محارم ⭕️
نام افراد : الهه و ایمان
نوع محارم : سکس با مامان 👩
سال شروع رابطه : سال 2023 📅
وضعیت رابطه : در جریان❤️‍🔥
سن افراد : 31و 53 (هم اکنون)
محل زندگی : محرمانه 🌃
مصاحبه کننده : مادر و پسر همزمان

چیشد که انجامش دادید؟
پسر: خیلی طولانی ولی بطور کلی خاله بزرگه ام و مادر رفیقم سوژه جقم بودند تو سن ۱۴ ، ۱۵ سالگی و با دیدن فیلم ها و خوندن داستان های سکس مادر پسری گرایشم کاملا به این طرف کشیده شد

مادر: اصلا تو این فازها نبودم و کمی هم معتقد به اسلام بودم اما ایمان اینقدر منحرف بود که هرچی روانپزشک بردم خوب بشه نشد و بدتر هم شد چون بعضی از جلسات هر دو حضور داشتیم و دیگه پرده حجب و حیاش دریده شده بود و اینکه بعدا لائیک شدم و خوردن مشروب رو هم می تونم کمی دخیل بدونم اما بطور کل پا فشاری پسرم که چیزی حدود شاید ده دوازده سال منو درگیر incest کرده بود و بخاطرش کلی جلسه و تحقیق و ...شرکت کردم و خوندم

کمی از نحوه سکس تون بگید:
مادر: هرکار که فکر کنید کردیم حتی با اینکه تا حالا کون نداده بودم اونم بهش دادم آب کیر قورت نداده بودم که به لطف پسرم اونم دادم ولی بیشترین کار ریختن آبش تو کوصم و بعضی وقت ها هم میخورم آب کیرش رو

پسر: من واقعا همیشه دوست داشتم جای پورن استارها باشم و مامان اینقد مهربون که همه کاری برام کرده از خوردن انگشت پاهاش تا لیسیدن سوراخ کونش که من عاشقشم و همیشه نیم ساعت میلی‌میلیسم و میمکم
حتی یکبار تو حموم ازش خواستم جیش کنه تو دهنم که البته اصلا خوشم نیومد اما هر فتیشی که به ذهنم می‌رسید رو انجام دادم باهاش چیزی که از همه بیشتر دوست دارم اینکه پر توف برام ساک بزنه و بعد توف کنه تو دهنم البته مامان اجازه نمیده قورت بدم و فقط یه لحظه تو دهنم نگه میدارم و بعد تو دستمال توف میکنم
چیزی هم که مامان خیلی دوست داره اینه که آب جوش رو تو دهنم می گردونم تا زبونم داغ داغ بشه و بعدش زبونم رو میکنم تو کوصش و حداقل یک ساعت کوص لیسی به این شکل داریم
اینم در نظر داشته باشید تو این دو سال که سکس داریم سال اول فقط ۸ بار اجازه سکس بهم داد ولی بعدش دیگه اوکی شد و دونه دونه همه فتیش هام رو اجازه داد روش پیاده کنم

چه آسیب هایی دیدین:

مادر: اولش خیلی نگران بودم و برای خودم باور کردنی نبود و فقط باید مست میکردم تا بتونم انجام بدم و بعد سکس اصلا دوست نداشتم پسرم رو ببینم و معمولا یکی دو هفته میرفتم خونه دخترم تا چشمم به چشای ایمان نیوفته ولی این پسر بقدری مشتاق بود و جوری عشق میداد که کاملا منو خام خواسته های خودش کرد و الان حقيقتا جوری خوشحالم ازین رابطه که میگم ای کاش از پونزده سالگیش این کار رو باهاش میکردم چون اونذموقع هم طلاق گرفته بودم و از نظر سخت افزاری همه چی مهیا بود

پسر: من نه تنها هیچ آسیبی ندیدم بلکه جوری عشق رو در لحظه لحظه زندگیم دارم طعمش رو میچشم که قابل وصف نیست فقط اوایل از اینکه میدیم مامان اذیت میشه بعد سکس و ازم دوری میکنه عذاب می‌کشیدم ولی میدونستم که عشق ناب بالاخره برنده میشه لحظه ای حتی شک نکردم و باقدرت و تمام قلبم عشقم رو به مادرم ارائه کردم

آیا انجامش بدیم:

مادر: خیلی شخصی و کار بزرگی هستش بشخصه اگه پسر این همه سال رو مغزم کار نمی کرد حتی امکان نداشت لحظه ای بتونم انجامش بدم ولی بعد ازینکه کاملا آگاه شدم فهمیدم که عشقی که تو این کار هست توصیف جداگانه ای داره که فقط کسایی متوجه ش میشن که تو این سطح انجامش داده باشند خلاصه باید حتما دو طرفه باشه وگرنه یک طرف آسیب جبران ناپذیر بهش تحمیل میشه

پسر: اگه واقعا عاشق اینکار هستید بنظر من شدنیه مامان من حتی نماز می خوند و خیلی بی اعتقاد نبود اما من جوری دیوانه وار میخواستم این رابطه رو که ۱۲ سال بیشتر رو اعتقادم موندم و لحظه ای عقب نشینی نکردم

کلام آخر:

مادر : مرسی ایمان جونم که مامانت رو خ‌شبخت ترین زن دنیا کردی و انصافا لذتی بهم هدیه دادی که اگه میلیاردها سال تو ناز و نعمت می بودم باز اندازه اون لحظه که آبت رو تو کوصم خالی میکنی و من پاهام رو محکم دور کمرت قفل میکنم نمی تونست برام جذاب باشه داغی آب کیرت و جهش هاش که تو کوصم ضربه میزنه و اون چهره نازت که میلرزی از شدت لذت دیگه من چی از خدا بخوام جز سلامتیت عشقم پسر ناز خوشگلم مادرت همیشه عاشقته و هرچی بخوای ذره ای دریغ نمی کنه

پسر: عاشقتم مامانم زیبا و خوشگلم و تا ابد نوکریت رو میکنم
و واقعا هرکس می تونه این عشق بی بدیل رو تجربه کنه شک نکنه که از هر ماده مخدر و لذت های آنی بالاتره به شرطی که دو طرفه باشه
     
  
مرد

 
این پرسشنامه منو مادرم بود
البته قبلا از من و مامانم با یک مادر و پسر دیگه که باهم سکس داشتند رو انجام داده بود که اونم الان براتون کپی پیست میکنم
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
مرد

 
پرسشنامه سکس محارم شماره 1 ⭕️
نام افراد : محسن و لاله
نوع محارم : سکس با مامان 👩
سال شروع رابطه : سال 2023 📅
وضعیت رابطه : در جریان❤️‍🔥
سن افراد : 26 و 53 (هم اکنون)
محل زندگی : محرمانه 🌃
مصاحبه کننده : مادر 🗣

چیشد که انجامش دادی : راستش شوهرم اصلا به من توجه نداشت و من همیشه با نیاز جنسی شدیدی مواجه بودم که پاسخی نداشت. چندبار وقتی خودارضایی میکردم فیلمای مادر پسری دیدم و کلی فانتزی درونم شکل گرفت. خیلی وحشت داشتم اما یه شب کلی مشروب خوردم و با پسرم سکس کردم و این شد شروع ماجرا 💞

کمی از نحوه سکستون برامون بگو : من و پسرم سکس از جلو داریم یعنی التشو میکنه داخل واژن من.❤️‍🔥 معمولا هم حفاظت نشده سکس میکنیم چون هم من یاسه هستم هم لذتش بیشتره که بریزه داخلت😉 عموما تو خونه سکس میکنیم اما تو ماشین هم داشتیم. هر روز هم انجامش میدیم🌡

چه آسیب هایی دیدین از این کار : مهمترینش اینه که رابطه مادر فرزندی کاملا نابود شده الان من برای اون حکم توالت آب کیرش دارم که بیاد و بریزه توم اونم برای من حکم بکن کصم و ارضا کننده غریزه ام داره. این مساله هم هست که این کار شما رو معتاد میکنه از شیشه بیشتر اعتیاد آوره.💉💊

چ
     
  
مرد

 
چه کسانی در جریان هستند : اگه مجازی ها حساب نشه فقط رفیق پسرم میدونه و خواهر من البته رفیق پسرم سکسمون دیده ولی خواهر من ندیده.🧿

آیا انجامش بدیم : من الان که باهاتون حرف میزنم حتی اگر تاوان بدتری هم داشت باز انجامش میدادم چون لذتش بی همتاست. خودت بهتر میدونی زیر پسرت با چه فشاری ارضا میشی پس نمیتونم بقیه رو منع کنم. 💎

کلام آخر : دوست دارم تا ابد جنده پسرم باشم 💋

نتیجه نهایی 📣⚠️  : اگه بابات به نیاز جنسی مادرت بی توجهی میکنه تو توجه کن😉

https://t.me/Hotpgirls
     
  
مرد

 
این داستان بیس داستانهای زیادیه که به زودی منتشر میشه پس ببخشید اگه همه چی خلاصه تعریف شده بعداً تک تک فصلها رو باز میکنم

داستان زندگی جنسی پریسا

توی تنهایی شب غرق بودم نفسم تنگ بود و چشمام خیس داشتم از مطب برمیگشتم تمام زندگیم جلوی چشمام گذشت
فصل اول
ازدواج من با سعید تو هفده سالگی با نظر پدرم بود من تا به خودم اومدم تو محضر عقدم کردن و چند ساعت بعد خونه پدر سعید بودیم شب بعد از رفتن مهمونا مادر شوهرم اومد کنارم آروم گفت با سعید برو تو اتاقش باهم بخوابید چند دقیقه بعد لخت روی تخت صورتمو به بالشت فشار میاوردم که درد فرو رفتن کیر سعید رو تو کونم تحمل کنم ولی هرچی تلاش کرد با وجود درد زیاد فقط سرش رفت تو بعد منو داگی کرد یکم وازلین زد رو سوراخمو دهنمو با دست گرفت و ووووو از درد بیهوش شدم بهوش که اومدم سعید خواب بود تا تکون خوردم درد تمام وجودمو گرفت به زور رفتم دستشویی کونم پر خون بود و به آب لزج....
این برنامه هر دفعه بود البته به مرور درد کمتر شد تا عروسی کردیم فکر کردم دیگه از پشت نمیکنه ولی برعکس فقط دفعه اول سکسمون از جلو بود که اونم بخاطر زدن پرده و درد بار اول اصلا لذت نبردم . از دفعه های بعد کاندوم می‌ذاشت و از کون می‌کرد فقط چند ثانیه آخر کاندوم رو درمی‌آورد و می‌کرد تو کسم و خالیش می‌کرد چون مادرش دوست داشت زودتر نوه دار بشه ولییی بعد به سال حامله نشدم رفتیم دکتر و فهمیدیم مشکل از منه وتخمک هام نارس آزاد میشن سعید بد اخلاق بود بدتر هم شد دیگه فقط از پشت می‌کرد و کتکم هم میزد تا یروز بهم گفت که پسر هارو دوست داره و با من فقط بخاطر بچه ازدواج کرده و حالا که بچه دار نمیشم بهتره بریم و طلاق.....

فصل دوم
با پدرم راحت نبودم بیشتر بخاطر این ازدواج ناراضی بودن ازش پس خونه ی خواهرم ساکن شدم و گشتم دنبال کار....
یه روز اتفاقی یه آگهی دیدم که منشی میخواستن سرعت زنگ زدم و راه افتادم تو راه فقط دعا می‌کردم که قبولم کنند
وقتی رسیدم فرهاد پشت میزش بود تعارف کرد و نشستم اسم و سن و مشخصات رو پرسید و در آخر وضعیت تأهل رو پرسید گفتم در شرف طلاق هستم....
قبول شدم و از فردا مشغول شدم فرهاد خیلی جنتلمن و با شخصیت بود از بقیه کارمندا فهمیدم که زنش مرده و به بچه سه ساله داره....
یروز بعدازظهر گفت خانوم جلیلی میشه بعد از کار تشریف بیارید دفترم منم با سر تایید کردم

توی اتاقش که رسیدم بوی عطر مردونش مستم کرد این اولین بار بود که نسبت به یه مرد شهوت داشتم
نشستم بعد شروع کرد به صغرا کبرا چیدن که حتما شنیدی من همسرم فوت شده و اینا.... پریدم تو صحبتش و گفتم من بچه نیستم لطفاً برید سر اصل مطلب تو دلم آشوب بود از طرفی شدیداً شهوتی شده بودم و از طرفی از سکس میترسیدم گفت میخام که با هم باشیم کارهای طلاقتون هم که اوکی شد عقد می‌کنیم فربد بدون مادر نمیتونه تربیت بشه شماهم میتونید جای مادرش باشید. بلند شد اومد جلوم وایساد منم بی‌اختیار ایستادم دستشو دور کمرم حلقه کرد وای بود ادکلنش از نزدیک داشت دیوونم می‌کردم و یه لحظه لباش روی لبام اومد و بعد جدا شد و نگاهم کرد وقتی رضایتمو دید دوبار لب گرفت دستشو برد پشت کونم و بلندم کرد گذاشت رو میز کارش و دستشو گذاشت روی دکمه های مانتوم و گفت اجازه هست؟ با سر تایید کردم و تو یه لحظه مانتومو درآورد بعد دست برد روی دکمه شلوارم یهو تمام خاطرات درد هام جلوی چشمم رژه رفت استرس تمام وجودمو گرفت وقتی شلوارمو درآورد جلوی میز زانو زد شرتمو زد کنار با تعجب نگاهش میکردم نمی‌دونستم چیکار می‌کنه یهو سرشو آورد جلو و زبونشو کشید رو کسم و نگاهم کرد تو چشاش پیروزی برق میزد ولی نمیدونست من چه حالیم بیستو سه سالم بود و هنوز لذت سکس رو نچشیده بودم ولی تو اون لحظه رو ابرا بودم حرکت مارپیچ زبونش لای کسم دیوونه کننده بود پاهامو گذاشت رو شونش و زبونشو کرد تو چند ثانیه چرخوند و دوباره چوچولمو لیس زد بعد بلند شد زیپشو باز کرد اومد کنارم کیرشو درآورد راست بود ولی خیلی بزرگ نبود کوچیکم نبود کاملا اندازه به نگاهش فهمیدم باید بذارمش تو دهنم ‌. یه نفس عمیق کشیدمو دهنمو باز کردم تا حالا کیر نخورده بودم ولی سعی کردم محبت لیسدن کسمو جبران کنم دستاش توی موهام بود و نوازشم می‌کرد منم تمام تلاشم این بود اوق نزنم ولی خوشم اومد حس جالبی بود نمی‌دونم شاید چون روی فرهاد کراش داشتم ساک زدن براش لذت داشت . کیرشو از دهنم درآورد و با لبخند اومد جلوی میز بین پاهام و کیرشو گذاشت روش استرس دوباره اومد سراغم ولی با نهایت دقت به آرومی کرد تو اصلا دردم نیومد. بعد شروع کرد تلمبه زدن وای سایز کیرش عالی بود سراسر لذت بودم با دستش سینه هامو می‌مالید و با چوچولم بازی می‌کرد یهو دیدم داره حالش عوض میشه خاست بکشه بیرون پامو دورش حلقه کردم و گفتم من نازام راحت باش بعد کیرش نبض زدم کسم پر آب شد دنبال دستمال می‌گشت کیرشو تمیز کنه جلوش زانو زدمو کل کیرشو لیس زدم میخواستم اینهمه لذت رو جبران کنم....
هفته ای دوبار برنامه داشتیم تا کارهای طلاقم انجام شد و بعد سه ماه اومد خاستگاریو عقد کردیم و رسما من شدم مامان فربد و زن فرهاد....

فصل سوم
شب مهمونا رفتن و ماهم از خستگی بیهوش شدیم صبح با بوسه فرهاد بیدار شدم وای خدا این مرد چقدر جنتل من بود دستی لای موهام کشید و گفت تا میام مراقب فربد باش..
بلند شدم فرهاد رفته بود صبحونه فربد رو دادم و گذاشتمش تو ننو و رفتم تو اتاق و یه دوری تو کشو های زنش زدم در بود از لباسهای سکسی و کاندوم و لوبریکانت و ژل تاخیری و ... یه دسته سی دی بود باز کردم رو یکیش نوشته بود رومانتیک رو یکیش نوشته بود خشن و یکیش گروهی وووو

رومانتیک رو گذاشتم تو دستگاه و بله سوپر بود خیلیم قشنگ بود زنه لباس توری مشکی پوشیده بود با کفش قرمز یهو یاد لباسهای نسترن زن سابقش افتادم رفتم سر کشو و بله لنگه ی اونو داشت کفش قرمزم داشت از ذوق داشتم بال درمی‌آوردم پوشیدمشون چقدر سکسی شده بودم یه تصمیم گرفتم با فربد آنقدر بازی کردم نداشتم تا چهار بخوابه و چهار از خستگی خوابش برد فرهاد ساعت چهار و نیم میومد سریع آرایش کردمو همون لباسا رو پوشیدم فرهاد از در اومد تو چند بار صدام کرد از اتاق اومدم بیرون خشکش زد اومد حرف بزنه انگشتمو گذاشتم رو لباشو بعد به لب ازش گرفتم و شونه هاشو حل دادم پایین فهمید باید زانو بزنه سرشو آورد جلو شرتمو زدم بغل و صورتشو به کسم فشار دادم خیلی شهوتی بودم خوابوندمش زمین و منم 69 از تو فیلم دیده بودم خابیدم روش و کیرشو تا ته می‌کردم تو حلقم کاملا عقلمو از دست داده بودم بلند شدم دستوری گفتم لخشو سریع اطاعت کرد گفتم آماده ای کادوی ازدواجمون و بهت بدم ؟ گفت چه کادویی؟ دوباره حلش دادم رو زمین پشتمو کردم بهش نشستم روش و با دستم کیرشو گذاشتم رو کونم و یه فشار..... ناله ای زد که انتظار نداشتم دستم رو کسم بود داشتم می‌مالیدمش خیلی حال می‌داد اولین بار بود که از کون دادن لذت می‌بردم دستم با آب کسم خیس شده بود گذاشتم رو تخماش و میمالیدم اونم از پشت کونمو اسپنک میزد....داغی آبشو توی کونم حس کردم خابیدم کنارش لپمو بوس کرد و گفت بهترین کادوی عمرم بود من تا حالا از پشت نکرده بودم....
راستش اینکه تو لباسهای یه زن دیگه سکس می‌کردم خیلی بیشتر شهوتیم می‌کرد سر میز شام گفتم کدوم ست نسترنو بیشتر دوس داشتی؟ گفت یه ست قرمز داره تو اون خیلی خوشگل می‌شد شیطونیم گل کرد گفتم میخوای شب بپوشم برات نسترن بشم ؟ یکم خجالت کشید و گفت آخه ناراحت میشی بعدشم من تورو خیلی دوست دارم و دیگه به نسترن فکر نمیکنم . پامو از زیر میز گذاشتم رو کیرش و حدثم درست بود راست کرده بود گفتم ولی کیرت چیز دیگه میگه امشب عملیش می‌کنیم بعد شام فربدو خوابوندم رفتم تو اتاق لباس قرمزارو پوشیدم و یه ماسک خرگوشی هم داشت زدم و صداش کردم عزیزم نسترنت منتظره وارد که شد باورش نمیشد گفت نسترن خیلی نازی گفتم می‌دونم گفت امشب میخام کونت بذارم یادته ده سال بهم کون ندادی؟ گفتم عزیزم سه تا سوراخام برای توئه بعد اومد یه کم لوبریکانت زدو از کون سکس کردیم و وقتی تموم شد بدون صحبت رفتم تو حموم یکم کثیف کاری شده بود برگشتم اونم خودشو تو دستشویی شسته بود گفتم یهو پری برگشت و زدیم زیر خنده و بابت این کارم کلی ازم تشکر کرد....
همه چی خوب بود زندگی روال بود به فربد وابسته شده بودم منو مامان صدا می‌کرد و این بهترین اتفاق زندگیم بود هر شب پارک بودیم و سینما و شهربازی وقتی هم که برمیگشتیم من میشدم برده فرهاد و هربار نقش یه نفر و براش بازی میکردم خواهرم . دختر خالم . زن داداش فرهاد . دختر عموی فرهاد ووووو ناراحت نبودم برعکس خیلیم بهم حال می‌داد تا اینکه روز شوم اومد

فصل چهارم

فرهاد اومد تو حالش گرفته بود اعصاب نداشت فکر کردم بابت کار خستس از زیر دامنم شرت لامبادا رو درآوردم گذاشتم تو دهنش گفتم امروز دوس داری کیو بکنی همون بشم؟ شورتمو تف کرد بیرون و نشست رو مبل دستشو با سرش گرفت گفتم چی شده گفت تو می‌دونستی وقتی شوهر داری سکس بکنی با کسی دیگه نمیتونی باهاش ازدواج کنی؟ گفتم نه گفت امروز فهمیده چون قبل طلاقم سکس کردیم دیگه نمیتونیم باهم ازدواج کنیم و الان اصلا زن و شوهر نیستیم . یهو دنیا رو سرم خراب شد گریم گرفت هم به فرهاد وابسته بودم هم به فربد زد بیرون و تا شب نیومد پیام دادم بهش که تورو خدا منو از فربد جدا نکن و فربد ضربه میخوره و از اینجور حرفا . شب اومد خونه فربد خواب بود گفت من دوست دارم ولی دیگه زن و شوهر نیستیم هر چند اسمت تو شناسنامه منه ولی دیگه اگه با کسی سکس کنم خیانت نیست توهم همینطور اگه دوست داری دوست پسر پیدا کن من کاریت ندارم گفتم من دوست پسر نمیخام فقط هفته ای یکبار منو بکنی بستمه فربدم ازم نگیر قبود کرد یه سال از ازدواجمون خیلی رمانتیک گذشت ولی بعداونشب هرچند فرهاد بازم باهام مهربون بود ولی دیگه سکسامون حرارت قبو نداشت هر شب قبل خواب در مورد سکساش می‌گفت منم گوش میکردم بعضی وقتام دستمو می‌کردم تو شرتش و آبشو میاوردم فرهاد واقعا جذاب بود و تقریبا تمام لیست کسایی که نقششونو بازی کرده بودم تو عمل کرده بود بجز خواهرم.
یه شب فاتحانه وارد خونه شد فهمیدم بلاخره کار خودشو کرده تو آشپزخونه بودم اومد کنارم دست کشید رو کونم و گفت کون خوب تو خانوادتون ارثیه. خودم گرفت نتونستم جلوی خودمو بگیرم انتظار نداشتم اینجوری بهم خبر بده پرینازو کرده گفتم فربد بزرگ شده بذار شب مفصل تعریف میکنی. فرانک ظاهراً برای ضمانت بانکی رفته بود پیشش و فرهادم مخشو زده بود و کارو تموم کرده بود اوتشب فرهادو از پشت بغل کردم و دستمو بردم تو شرتش کیر و تخماشو میمالیدم و گوش میکردم آخر از پشت سرمو آوردم جلو و کیرشو کردم تو دهنم و همه آبشو میک زدم....
فرهاد دیگه آروم تر شده بود و کم‌کم به روال قبل برگشته بودیم و فقط چند وقت یکبار شیطونی می‌کرد اونم سریع میومد برام تعریف می‌کرد . حالا دوازده سال از ازدواجمون می‌گذشت من سی و پنج سالم بود و فرهاد چهال..

فصل پنجم
شب خوبی رو گذرنده بودم من شده بودم فرانک و فرهاد هم حسابی از خجالت کس و کونم دراومده بود و انقد گلومو میک زده بود سیاه شده بود سر میز صبحانه فربد گفت مامان گلوت چی شده گفتم هیچی چیزی نیست جای بالشته گفت آهان....
رفت دوش بگیره منم میزو جمع کردم بعد از فربد رفتم حموم تو رختکن لباس‌ها لخت شدم سرهمی بنفش سکس دیشب توی سبد لباسا بود ولی من مچاله نکرده بودمش ورداشتم بازش کردم دیدم وستش خیس بود دقیقا روی قسمت کسش.... نمی‌خواستم باور کنم بو کردم بوی تند آب منی بود خودمو شستم اومدم لباسارو ریختم لباسشویی گفتم شاید اتفاقیه فرداش از کشوی لباس زیر و لباس سکسیم عکس گرفتم بعد بهش گفتم میرم خونه خاله فرانک و چند ساعت نیستم . برگشتم مستقیم رفتم سر کشو ها همونجور که حدس میزدم دست خورده بودن . من میدونستم مامانش نیستم و حتی زنباباشم نبودم این تحریکم می‌کرد بیشتر شیطنت بود تا شهوت بعد جای خالی یه شورت نظرمو جلب کرد شورت جنیفری بنفشم نبود آقا بنفش دوست داشت شیطنتم گل کرد یه لگ ساق کوتاه بنفش با یه تیشرت نازک سفید پوشیدم که زیرش سوتین بنفشم معلوم بشه میخواستم واکنششو ببینم . خیره زل زده بود به من خابیدم رو زمین گفتم کلی پیاده روی کردم پاهام داره میترکه میتونی یکم بمالی؟ عین قشنگ اومد پیشم دستشو گذاشت روی ساق پام . شلوارم تا روی زانو بود داشت آروم پاهامو می‌مالید بعد کف پامو مالید دوباره اومد بالا . یهو گفتم کافیه و برگشتم . فرصت نکرد خودشو جمع کنه کیر راستش از روی شلوار معلوم بود . ترسیده بود یه لبخند زدم که آروم بشه بعد بلند شدم رفتم تو اتاقم و یه ربع بعد برگشتم چند روز گذشته دیدم شورت بنفشم سرجاشه پوشیدمش یه دامن بلندم پوشیدم بدون سوتین و با یه تاب صورتی رفتم تو حال نشستم رو مبل یکم شوخی کردیم و خندیدیم نوک سینه هام از زیر لباس معلوم بود و بالای یقه هم به خط زیبا درست کرده بود . گفتم میشه باز پاهامو بمالی؟ به شوخی گفت با کمال میل خابیدم رو شکم دامنمو تا زانو دادم بالا چند دقیقه ساق پامو مالید گفتم فربد جان میشه رون های مامانیو بمالی گفت تو جون بخواه یکم دیگه کشیدم بالا اونم دستاشو آورد بالا چند دقیقه بعد بازم کشیدم بالا اونم بیشتر اومد بالا انقد اینکارو تکرار کردم تا روی کونم دامنمو کشیدم بالا و چند سانت از شورت بنفشی که دزدیده بود معلوم بشه بعد یهو دوباره برگشتم طرفش و بله... سالار راست بود. شب فرهاد داشت از خاطره ساک زدن منشیش تو پارکینگ تعریف می‌کرد منم طبق معمول کیرشو میمالیدم داشت می‌گفت کیرم تو دهنش بود منم داشتم روناشو میمالیدم یهو حرفشو قطع کردم گفتم فرهاد رون زنها چقدر تحریک کنندس؟ گفت خیلی چطور؟ کل ماجرا رو براش تعریف کردم یکم اخماش رفت تو هم گفتم چی شد؟ گفت تو مادرشی گفتم نخیر نه مادرشم نه زن باباشم گفت ولی اون مامان صدات می‌کنه گفتم خب بهم حس داره چه اشکالی داره شونه شو انداخت بالا گفت بهرحال من فقط گوشزد کردم وگرنه تو که زن من نیستی بخوام روت غیرتی بشم... برش گردونم گفتم ولی تو شوهرمی بلند شدم کیرشو که راست بود گرفتم نشستم رو کیرش کردم تو کسم . از خودم بیخود بودم بلند ناله می‌کردم میدونستم فربد صدامو می‌شنوه خیلی شهوتی بودم همش نگاه شهوت انگیز فربد جلوی چشمام بود نفهمیدم چقدر طول کشید فرهاد آبش اومد خابیدم روش گفتم اجازه میدی باهاش ادامه بدم ؟ شاید اشتباه میکنم.. یدونه بوسم کرد گفت تو توی همه فانتزی هام با من بودی هیچوقت جلومو نگرفتی منم جلوتو نمیگیرم بعد یه لب طولانی گرفتیم....

فصل ششم

صبح فربد از اتاقش اومد بیرون با اینکه شونزده سالش بود ولی خیلی خوشگل بود یه شلوارک و یه آستین حلقه ای پوشیده بود اومد سر میز صبحونه خوردیم و گفتم بریم خرید..... رفتیم یه پاساژ واسه شلوار لی وارد یه فروشگاه شدیم به فروشنده گفتم یه شلوار لی آبی جذب بدید گفت سایز کمرتون گفتم سی و شش درحالی که سیو هشت بودم رفتم تو پرو شلوار و پوشیدم نه دکمه ش رسید نه زیپش بسته شد فربدو صدا کردم درو باز کرد گفتم شلواره تنگه جلومو نگاه کرد چون شلوار بسته نشده بود شورتم معلوم بود درست حدس زدید همون بنفشه رو پوشیده بودم خشکش زد شکش داشت به یقین تبدیل می‌شد خلاصه سایز بزرگ آورد پوشیدم ولی جای دکمه ش بسته بود به فربد گفتم تیغ گرفت اومد جلوم گفتم بازش کن اونم زانو زد جای دکمه شلوارمو باز کرد وقتی بلند شد قرمز بود....
رفتیم جلوی لباس زیر فروشی گفتم صبر کن من برم تو الان میام رفتم دو سه دست شرت و سوتین ست بنفش گرفتم اومدم بیرون پاکت لباسا دستم بود یواشکی از بالا توشو نگاه کرد و دید بنفشه یه لبخند زد فهمید برنامه چیه ولی باز جرات نداشت چیزی بگه رفتیم جلوی به مجلسی فروشی به ماکسی بلند بنفش بود گفتم فربد چطوره این به نظرت قشنگه؟ آب دهنشو قورت داد گفت خیلی رفتیم تو اونم پرو کنیم صداش کردم زیپمو از پشت کشید بالا خداییش خیلی بهم میومد اونم خریدم.....
رسیدیم خونه یکم جا به جا شدیم وسایلارو گذاشتم تو اتاق اومدم رو مبل فربد جلوم نشسته بود گفت مامان میخام به چیزیو بهت بگم گفتم می‌شنوم گفت ببخشید دست به وسایلت زدم فهمیدم که فهمیدی.... یه سکوتی حاکم شد بینمون... دلو زدم به دریا دستمو بردم زیر دامن کوتاهم و شرتمو درآوردم و انداختم رو سینش گفتم از دزدی بدم میاد وگرنه بدونم مشکلی نیست.... بلند شدم رفتم تو آشپزخونه بلند گفتم اونو از من یادگاری داشته باش و بلند خندیدم.الان فربد میدونست زیر دامن کوتاهم شورت نیست جرات پیدا کرد اومد. تو آشپزخونه شورتمو گرفت جلوی صورتش بو کرد بعد گذاشت تو جیبش گفت اگه بیشتر بخام چی؟ خندیدم گفتم نترس چندتا امروز خریدم گفت می‌دونم منظورم لباس نیست منظورم خودته....
دستامو شستم دستشو گرفتم نشوندم رو صندلی ناهار خوری رفتم روبه روش در گوشش گفتم سال هشتمی نمیخام به درسات آسیبی برسه از طرفی هم میخام واسه چیزی که بدست میاری زحمت بکشی پس از امروز هروقت خواستی میتونی شورتمو برداری یا حتی بگی شورت تنمو بهت بدم ولی اگه میخوای شورت و سوتینمو تنم ببینی باید امتحانات میان ترم اول رو معدل بالای نوزده بیاری اونوقت می‌ذارم تیشرت و شلوارمو دربیاری اگه امتحان پایان سال رو بالای نوزده شدی سوتینمو درمیارم اگه نیم ترم اول سال نهم رو نوزده شدی شورتمو درمیارم اگه پایان سال نهم رو نوزده شدی می‌ذارم دست بزنی و سینه هام رو بخوری میان ترم سال دهم نوزده شدی ساک میزنم برات پایان سال رو نوزده شدی میتونی لاپایی بکنی میان ترم یازدهم از جلو بهت میدم دیپلم با معدل بالای نوزده از پشت و اگه کنکور پزشکی تهران قبول شدی سوپرایزه اونموقع میفهمی.... قبول ؟ مات مونده بود گفتم قبول ؟ یهو بخودش اومد گفت باورم نمیشه دستمو بردم زیر دامنم مالیدم به کسم و انگشت خیسمو بردم جلوی صورتش مالیدم به لباش گفتم باور کن.....

فصل هفتم

پیشنهادم رو برای فرهاد گفتم اول جاخورد ولی بعد با سر تایید کرد و گفت خیلی خوبه نمی‌ذاره به درسش لطمه بخوره.... فرداش رفتم تو اتاق فربد مشغول درس بود گفتم چه با انگیزه یه نگاه جدی بهم کرد و گفت می‌کنمت بعد جدی تر گفت نیم ساعت دیگه استراحتمه شورتت رو تختم باشه گفتم چشم از تنم بدم یا کشو ؟ بعد یذره از کش شلوارمو دادم پایین شورت های بنفش جدیدی بود که خریده بودیم گفت تنت و دوباره مشغول درس شد منم نیم ساعت بعد شورتمو تو سینی براش بردم و رفتم بیرون بعد نیم ساعت رفتم دیدم سر درسه گفت سینیو میتونی ببری سینیو بردم تو راه بو کردم بوی تند منی می‌داد تا چهار ماه همین بود تا امتحاناتش شروع شد.... حدود بیست روز بعد با کارنامه اومد خونه زد روی میز غذا خوری گفت لخت شو.....حالا.....
از لحن جدیش خوشم میمود دست انداختم تیشرتمو درآوردم بعدشم شلوارمو بعد مشغول کارام شدم از روی شلوار می‌مالید کیرشو بعد یهو دویید سمت توالت و اونجا ارضا شد... و رفت سراغ درسش فردا رفتم اتاقش گفتم چیزی نمی‌خوای گفت چرا شورت و سوتین مشکیتو بپوش شورتی که تنته رو هم برام بیار نیم ساعت دیگه....بعد نیم ساعت با شورت و سوتین مشکیم رفتم شورت کثیفمم انداختم رو پاش نشستم جلوش شورتمو کرد تو شلوارش و شروع کرد به مالیدن کیرش بعد گفت برگرد کونتم ببینم منم برگشتم یکمم براش شیک زدم تا آبش اومد شورتمو انداخت روم گفت برو درس دارم..... امتحانات پایان ترم رسید و بعدش با کارنامه اومد عین باباش بود لبخند پیروزمندان شو دوس داشتم فهمیدم چیه گفتم قفل سوتینمو تو باز می‌کنی یا خودم باز کنم گفت خودم باز میکنم بعدش بازکرد و برگشتم سوتینمو گرفت بو کرد بعد کرد تو شلوارش بهم دستور داد سینمو بمالم و نوکشو فشار بدم منم اطاعت کردم بعد کارم این بود بدون سوتین بشینم جلوش که درس بخونه ....
رسید به نیم ترم اول سال دهم بعد امتحانات از مدرسه اومد همین که صدای در اومد لباسامو به غیر شورتم درآوردم و منتظر شدم اومد تو لباسهای مدرسشو درآورد با شلوارک و رکابی نشست رو مبل کارنامه رو انداخت رو مبل گفت زودتر گفتم عجله نکن خیلی برای این لحظه تلاش کردی که جلومو ببینی گفت (کس) مامان اسمش کسه اسمشو بگو گفتم چشم کسمو ببینی اومدم جلوش شورتمو کشیدم کنار بالای کسم معلوم بود بعد پشتمو کردم بهش دولا شدم شورتمو درآوردم و یدونه زدم رو کونم از این حرکتم خندم گرفت بلند خندیدم گفت نخند میگیرم میکنمتا اخم کردم گفتم بدون قرارمون نمیشه بخای خطا کنی قرارمون کلا کنسل میشه.... از فردا هر روز میرفتم اتاقش لخت میشدم پامو باز میکردم تا با دیدن کسم خودشو ارضا کنه.....
پایان ترم رسید و دیدم صدای در اومد میدونستم کارنامه گرفته لخت شدم قرارمون خوردن سینه و دست زدن بود از در اومد تو دیدم حوصله ندارم گفتم نتونستی؟ یهو زد زیر خنده اومد بغلم کرد سرشو گذاشت لای سینم و گفت اخیش خستگیم در رفت... مثل دیوونه ها سینه هامو می‌خورد و کونمو چنگ میزد انقد مالید تا آبش اومد بعد از اون تو ساعت استراحت سینه هامو می‌خورد و با کس و کونم بازی می‌کرد و می‌مالید تا پایان ترم دهم..... اینبار قرارمون ساک بود موهامو شونه کردم رژ بنفش غلیظ زدم لاک زدم آرایش و سایه بنفش زدم و آماده جلوی در زانو زدم از در اومد تو کارنامه رو انداخت جلوم رفتم جلو زیپشو باز کردم کمربندشو باز کردم کیرشو گرفتم تو دستم یاد اولین بار با فرهاد افتادم یه نفس عمیق کشیدمو کردم تو دهنم....تو این سال‌ها حرفه ای شده بودم دستمو بردم پشتم و لبهامو دورش لوله کردم و سرمو ثابت نگه داشتم دو طرف سرمو گرفته بود تو دهنم تلمبه می‌زد کیرشو در میاور میزد تو صورتم دوباره می‌کرد تو دهنم می‌گفت مامان دهنتو گاییدم مامانننن آنقدر تلمبه زد تا آبش اومد...... دم غروب بود یه ساعت تا برگشتن فرهاد زمان بود اومد تو اتاقم فهمیدم سیر نشده بدون صحبت لختم کرد خوابوندم رو تخت لخت شد نشست روی شکمم کیرشو گذاشت لای سینم موهای جلوی سرمو گرفت کشید بالا دهنم در انتهای مسیر سینه م قرار گرفت و وقتی کیرش لای سینم عقب جلو می‌شد در آخر وارد دهنم می‌شد خیلی پوزیشن جالبی بود اصلا بلد نبودم احتمالا از پورن یاد گرفته بود با دست دیگش چوچولمو می‌مالید آخرش آبشو پاچید تو دهنم و روی صورتم و..‌.
تا میان ترم یازدهم برنامه مون ساک بود و مالیدن تا روز موعود صدای در اومد. آرایش غلیظ داشتم و همون ماکسی بنفش که انروز توی پاساژ خریده بودیم ......نپوشیده بودمش گذاشته بودم برای امروز .... وارد که شد رفتم استقبالش جلوی در بغلم کرد زد زیر گریه فکر کردم موفق نشده کارنامه رو از دستش گرفتم موفق شده بود به چشماش نگاه کردم اشک شوق بود منم گریم گرفت با گریه لختش کردم نشوندمش روی صندلی یکم ساک زدم بعد بلند شدم تو چشماش زل زدم ماکسی رو دادم بالا کیرشو با کسم تنظیم کردم لبامو گذاشتم رو لباش و آروم نشستم رو کیرش ......
لب گرفتنمون متوقف نمی‌شد همونجور که بالا پایین شدنم متوقف نمیشد مثل دیوونه ها فقط لباشو میمکیدم و بالا پایین می‌کردم اونم سینه ها و کونمو چنگ میزد یهو بدنش سفت شد و تو کسم خالی کرد بلند شدم نشستم کنارش.....
از گلوم گرفت گفت پارت میکنم از این به بعد گفتم جووون تو فقط پارم کن و یه قهقهه زدم منو برد تو اتاقش و تا فرهاد بیاد دو راند دیگه سکس داشتیم..... شب تو تخت جامون برعکس شده بود من داشتم جزئیات سکسمون برای فرهاد تعریف می‌کردم و اون با چوچولم بازی می‌کرد بعد منو برگردوند و یکم کرم لوبریکانت زد و گذاشت تو کونم.... خوشحال بودم چون کسم واقعا تحمل سکس چهارمو نداشت...وزن فرهاد رو بدنم بود صدای نفس‌هاش تو گوشم می‌پیچید . عادت نداشت وقت سکس حرف بزنه ولی یهو گفت فرانک داره طلاق میگیره گفتم جدی؟ گفت اره گفتم چرا به من نگفته . گفت چون اول اومد پیش من ببینه ساپورتش میکنم یا نه گفتم چی گفتی گفت انتظار داشتی چی بگم؟ هم خواهر توئه.... هم کراش من.... گفتم بیاد با ما زندگی کنه دخترشم بیاره ... فرانک سه سال از من بزرگتر بود و یه دختر هفده ساله داشت که انصافا سفید و سکسی بود....غرق افکار بودم که فرهاد ارضا شد و خوابید... چهار ماه سکس منظم با فربد تمام خستگی های روحی منو رفع کرده بود عوضی مثل باباش جنتل من بود یجوری کسمو لیس میزد میخواستم براش بمیرم راستش چند بار وسوسه شدم بهش کون بدم ولی باز پشیمون شدم گفتم بذار قرارمون سرجاش باشه روز موعود رسید امتحانات آخر ترم یازدهم تموم شد و فربد اومد خونه.....من آرایش کرده و شنیون کرده منتظرش بودم با یه لگ بنفش و تیشرت آبی که میدونستم تحریکش می‌کنه اومد کارنامه رو داد بهم و ایستاده برم گردوند و خودش جلوی کونم زانو زد یه بو کشید گفت امروز پاره میشی یکم دست کشید و بعد منو برد تو اتاقش انداخت رو تخت لخت کرد و رو شکم خابوند به طناب از کیفش درآورد دستامو بست بهم پاهامو بست به تخت شورتمو کرد تو دهنم به چسب زد به دهنم رفت نشست پشتم یهو با دست زد در کونم تمام وجودم سوخت بعد یه هویج از کیفش درآورد ژل زد کرد تو کسم....من با تعجب نگاهش میکردم....خندید گفت اینجوری کونت تنگ تر میشه بعد رفت پشتم ژل زد به کیرش گذاشت رو سوراخمو یهو فرو کرد تو....درد تمام وجودمو گرفت یاد سکس مقعدی با سعید افتادم نتونستم اشکمو کنترل کنم گریم گرفت....اون عین وحشیا تلمبه می‌زد کم‌کم دردش کم شد و لذت جاشو گرفت ولی گریه من بند نیومد .... فربد می‌گفت گریه کن آفرین سه ساله دارم واسه این کون زحمت میکشم.....پارت میکنم....میگامت.....بابا زنتو گاااایدم....و ارضا شد خابید کنارم موهامو نوازش میکرد منم گریه میکردم خوشحال بودم که به آرزوش رسیده ولی گریم بند نیومد صورتمو غرق بوسه کرد بودم بازم کرد گفت باهم بریم حموم ؟ قبول کردم توی حموم سرمو کف زد و بدنمو شست بعدشم خودشو شست باهم رفتیم زیر دوش از پشت بغلم کرد کیرش دوباره راست شد لای کونم بود سینه هامو می‌مالید.... خودمو کش آوردم یکم بدنمو آوردم بالا و کیرش اومد روی سوراخ کونم بعد بدنمو آروم آوردم پایین کیرش رفت تو کونم....گفت آخ مامان....گفتم جووون بکن پسرم نوش جونت... یکم بدنمو خم کردم...دوطرفه کمرمو گرفت و شروع به تلمبه زدن کرد با هر تلمبه تخماش می‌خورد به کسم منم با دستم چوچولمو میمالیدم.... نزدیک ارضا بودم گفت مامان دارم میام گفتم خواهش میکنم نگهش دار تا ارضا شم زوری چند ثانیه ادامه داد تا ارضا شدم نشستم زمین تمام آبشو پاچید رو صورتم.....

فصل هشتم

فرانک چند روز بعد طلاق گرفت و با دخترش فرزانه اومد خونه ما فربد که منتظر سورپرایز کنکورش بود سخت مشغول درس بود منم روزی یکبار تایم استراحتش میرفتم تا اگه میخواد باهام سکس کنه....فرانک و فرزانه طبقه بالا بودن و خیلی پیش ما نمیومدن ولی فرهاد می‌گفت که روزهای فرد توی شرکت سکس می‌کند....
یروز فرانک پایین بود روی مبل داشت بابت سربار شدن ازم معذرت خواهی می‌کرد.....گفتم این چه حرفیه منم یکسال خونه ی تو موندم این که اشکالی نداره ...‌ گفت آخه من با یه بچه اومدم .... نگاهش کردم و گفتم مشکلی نیست فرهاد باید خرجتونو بده که اونم خودت از خجالتش درمیای.... یکم سکوت کرد گفت چه خجالتی ؟ گفتم همه چیو می‌دونم....
فکر کرد یه دستی میزنم گفت چرت و پرت نگو خندیدم گفتم حتی می‌دونم کیر فرهاد رو گلادیاتور صدا می‌کنی تازه طول مدت سکس شورت فرهاد و میگیری جلوی صورتت بو می‌کشی این کار به زودتر ارضا شدنت کمک می‌کنه..... یکم خودشو جمع کرد گفت بوی عرق لای پاش واقعا شهوتیم می‌کنه ... با دست زدم رو پاش گفتم بیا یه نقشه دارم.... فردا صبح فرزانه که رفت مدرسه به فرهاد زنگ بزن بگو فراچزانه رفته بیا بالا پیشم قبل رفتن سکس کنیم....
همین شد فرهاد رفت بالا منم دو دقیقه بعد رفتم بالا وارد سالن شدم دیدم فرانک داره شلوار فرهاد رو در میاره .... فرهاد گفت اینجا چیکار می‌کنی گفتم سورپرایز .... امروز سالگرد از دواجمونه بعد رفتم کنار فرانک رو زمین زانو زدم ... فرهاد گفت مرسی عشقم منم یه چشمک زدمو سرمو بردم سمت تخماش از قبل همه چیو با فرانک هماهنگ کرده بودم یه تخماشو من کردم تو دهنم یه تخماشو فرانک کیرشم با دست میمالیدم بعد برگشتم طرف فرانک و ازش لب گرفتم فرهاد گفت وااای عاشق این صحنه م بعد اومدیم طرف کیرش دوتایی کیرشو ساک می‌زدیم و بینش لب می‌گرفتیم بعد بلند شدیم رفتیم طرف لباش و سه تایی لب گرفتیم....
میدونستم فانتزیش چیه فرانک رو لخت کردم رفتیم روی تخت یکم سینه های فرانک و خوردم بعد رفتم سراغ کسش... اولین بار بود که کس می‌خوردم ولی سعی کردم خوب انجامش بدم بعد اشاره کردم فرهاد اومد کرد تو کس فرانک منم با دستم از زیر تخماشو میمالیدم سرمو گذاشتم رو شکم فرانک تو موازات کسش فرهاد چشماش برق زد کیرشو درآورد کرد تو دهنم دوباره کرد تو کس فرانک اینبار زبونمو رسوندم به چوچول فرانک.... رگ های کیرش داشت منفجر می‌شد معلوم بود خیلی حال می‌کنه ... حقش بود واقعا مرد جنتلمنی بود .... از گردنم گرفت سرمو بلند کرد آورد جلوی صورتش گفت خیلی خوبی تو پریسا .... بعد صورتمو برد پایین کیرشو درآورد با تمام توان پاچید رو صورتم یکمشم ریخت روی شکم فرانک .... هم شدم آبشو از روی شکم فرانک لیس زدم .... فرهاد داشت می‌پوشید که بره فرانک گفت مراقب خودت باش دودل طلا .....
فرهاد رفته بود لخت کنار فرانک خوابیده بودم گفت آنقدر خوب لز می‌کنی و من بی‌خبر بودم؟ گفتم اولین بارم بود ... گفت خوب میلیسی خوشم اومد.. گفتم زنم دیگه می‌دونم کجاش بیشتر حال میده .... فرانک بلند شد یه دستی به سینه هام کشید گفت خوب کوسی شدی آبجی کوچولو بعد نگاهم کرد گفت باید لطفتو جبران کنم و یه چشمک زد و سرشو برد لای پام..... راست می‌گفت زنها بهتر میتونستن کس لیسی کنن چون واقعا تو فضا بودم آنقدر لیسید که با یه لرزش شدید ارضا شدم ..... کنارم خابید گفت کست مزه منی می‌داد.... خوش به حالت راحت تو کست خالی می‌کنه داغیشو حس می‌کنی مخصوصا اون نبض زدن آخرش.....
Ahora
     
  
مرد

 
زندگی جنسی پریسا 2

فصل هشتم
فربد کنکور داده بود و اوقات فراغتش بود و حسابی از خجالت کس و کونم درمیومد.... یروز گفت فردا جواب کنکور میاد میشه بگی سوپرایزم چیه گفتم نوچ اگه بهم اثبات بشه پزشکی تهران قبول میشی بهت میگم..... فردا راس هشت پای کامپیوتر بودیم من رو پای فربد نشسته بودم .... این بچه از سکس سیر نمیشد هرچند چند دقیقه قبل سکس صبحگاهی داشتیم ولی با دست راستش موس رو گرفته بود و با دست چپش کونمو چنگ میزد ..... سایت باز شد و بعد یوزرنیم و پسورد جواب ظاهر شد رتبه یازدهم کشوری.... باورم نمیشد فربد گفت همه اینها رو مدیون کون بی نقص توام مامان .... حالا نوبت سوپرایزمه ... شلوارشو یکم دادم پایین شلوار خودمم کشیدم پایین کونمو تنظیم کردم رو کیرش و کردم تو.... گفت مامان این که جایزه دیپلمه قرار بود سوپرایزم کنی ... موبایلمو برداشتم به فرهاد زنگ زدم ... الو فرهاد سلام خوبی مژده ... فربد رتبه یازدهم کشوری شده ... اره ... الآنم داره کیرشو تا دسته می‌کنه تو کونم اههههه .... میگه موفقیت شو مدیون عشقش به کونمه.... مواظب خودت باش بیشتر نمیتونم حرف بزنم باید به افتخار فربد جشن بگیریم شب زود بیا خونه..... اصلا به صورت فربد نگاه نکردم فقط دستم رو زانو های فربد بود و کونمو بالا و پایین می‌کردم......احساس میکردم آزاد شدم چون راز یه ساله رو گفته بودم .... فربد شوکه شده بود هیچی نمی‌گفت .... حس کردم کیرش داره می‌خوابه..... یکم خم شدم همونجور که کیرش تو کونم بود یکم کونمو قر دادم و شیک زدم .... یهو گفت جهنم این کونو عشقه ... کونمو چنگ میزد و اسپنک می‌کرد .... داد میزد و ناله میکرد یهو موهامو از پشت کشید و منو محکم به طرف کیرش کشید و با ناله ارضا شد .... چند دقیقه بعد تو دستشویی خودمونو تمیز کردیم و تو حال نشستیم .... فربد گفت مامان قضیه چیه ؟ مگه بابا خبر داره؟ گفتم معلومه خبر داره منو بابات چیزی از هم مخفی نمی‌کنیم ... گفت تا کجا خبر داره ... گفتم همه جا.... گفت میشه تعریف کنی ؟ .... پاهامو باز کردم و یدونه زدم رو کسم .... اومد جلوم زانو زد و سرشو آورد جلو گفتم توقف کنی دیگه تعریف نمیکنم با سر اطاعت کرد .... از اولین سکس مقعدیم با شوهرم تا سکس تو اداره با فرهاد و نقش بازی کردن تو لباس مامانش و با جزئیات براش تعریف کردم راستش نمی‌خواستم لیسیدنش تموم بشه تو این مدت دوبار ارضا شدم .... صورتشو آوردم بالا گفتم تموم شد ... تموم صورتش با آب کسم خیس بود.... گفت مامان باورم نمیشه ... گفتم اگه بخوای میتونی منو پریسا هم صدا کنی به شرطی که مامان از دهنت نیفته چون خیلی دوست دارم وقتی مامان صدام می‌کنی .....
چند ساعت بعد فرهاد اومد خونه من یه شلوار گشاد و یه تیشرت لانگ تنم بود .... نقشه ها داشتم برای این پدر و پسر.... فربد اومد با فرهاد دست داد .... فرهاد گفت بهت افتخار میکنم ... باورم نمیشه رتبه یازدهم کشوری شدی... فربد سرخ شد گفت ممنونم .... صداشون کردم گفتم شام حاضره .... سر میز سکوت سنگینی بود از زیر میز با نوک پام پای فربد رو نوازش کردم نفسش بند اومد ولی خودشو کنترل کرد.... بعد شام رو مبل نشسته بودیم بعد گفتم حالا من امشب با کدومتون بخوابم؟ .... وقتی تو گله های حیوانات یه نر جدید به بلوغ میرسه باید با نر قدیمی مبارزه کنه.... فرهاد ترکید از خنده گفت یعنی من الان باید بخاطر تو با فربد مبارزه کنم ؟ .... با خنده گفتم مبارزه مدرن... یه دسته پاستور انداختم روی میز گفتم هفت دست بازی کنید کسی که پیروز شد تصمیم بگیره .... بعد بلند شدم تیشرت گشاد و شلوار گشاد مو درآوردم.... زیرش یه کایسپلی خرگوش پوشیده بودم یه جوراب سفید صورتی تا زانو با دامن کوتاه صورتی روشن تا روی کون و کراپ تاپ سفید .... دستمو بردم پشت مبل تل موی گوش خرگوشی و ساق دست سفیدمم پوشیدم و گفتم اینم انگیزه ..... خلاصه شروع کردن دست اول فرهاد برد ... رفتم نشستم رو پاش و یکم لب گرفتم برای جایزه ش..... دست دومم فرهاد برد با عشوه رفتم طرفش دستمو بردم تو شلوارش و یه آه سکسی کشیدم .... دست سوم فربد برد ... ذوق پیروزی توی چشماش بود رفتم طرفش دامنمو دادم بالا تا شورت بنفشم و دید چشاش برق زد فهمید به یادشم ... محکم صورتشو به بالای کسم فشار دادم.... راند بعدی فربد برد رفتم کنارش انگشتشو گرفتم کردم تو دهنم و چند ثانیه مثل کیر ساک زدم ..... راند بعدی فرهاد برد قشنگ کیرش از رو شلوار معلوم بود باد کرده رفتم و با دندون کیرشو از رو شلوار گاز گرفتم ... راند بعدی فربد برد رفتم نشستم رو پاش سرشو چسبوندم به سینه هام و آخرش یه لب ازش گرفتم .... راند آخر بود گفتم هرکی این راند رو ببره نر آلفا میشه حواستون جمع باشه.... تا لحظه آخر امتیازاتشون برابر بود تا بلاخره فربد تک حکمو رو کرد .... دست جفتشونو گرفتم بردم تو اتاق به فرهاد گفتم تا فربد اجازه نده نمیتونی بکنی ولی میتونی خدمات بدی ... جفتشونو لخت کردم فرهاد رو خابوندم با کس نشستم رو صورتش گفتم کسمو آماده کن پسرت جرم بده ... فربد هم ایستاده بود کنارم کیرشو کردم تو دهنم یکم که فرهاد خورد کسم حسابی خیس شد خابیدم فربدم خابید روم و کرد تو کسم .... فرهاد می‌گفت آفرین جرش بده ..... بعد به فربد گفت اجازه میدی برام ساک بزنه ؟ ... فربد با اشاره سر موافقت کرد حالا دوتا کیر تو سوراخام بود ... حس خوبی داشتم ... فربد گفت بابا شما بخاب رو تخت .... بعد به من گفت پریسا بشین رو کیرش.... قند تو دلم آب شد وقتی پریسا صدام کرد ... اومد پشتم ... کیر فرهاد داشت تو کسم تلمبه می‌زد .... گفت بابا میخام کون زنتو پاره کنم ... فرهاد گفت موفق باشی عزیزم به دستشو آورد بالا .... فربد یدونه زد قدش و کرد تو کونم حالا رسما داشتم گاییده میشدم نمی‌خواستم تموم بشه گفتم هرکی دیرتر آبش بیاد امشب با من میخوابه .... فربد کیرشو درآورد گفت حالا کو تا آبمون بیاد بعد منو خابوند رو تخت خودش خابید کنارم فرهادم خابید اونطرفم فربد گفت بگیر کیرامونو تو دستت ... من داشتم براشون میمالیدم فربد گفت بابا مال تو بزرگتر از منه... فرهاد گفت به بزرگی نیست پسرم شوهر سابق پریسا دوبرابر ما کیر داشته ... فربد گفت راست میگی به نحوه استفاده س ... بعد فربد گفت خاک تو سر شوهرش کس به این تمیزیو ول کرده ... فرهاد خندید و چشماشو بست ... فربد گفت اگه بدونی از دست این جنده خانوم چقدر شق درد کشیدم .... گفتم هوی من اینجا ما جنده یعنی چی .... فربد گفت ببخشید شما مریم مقدسی جنده منم و سه تایی زدیم زیر خنده .... بلند شد دوباره کرد تو کونم .... فرهاد خسته بود خم شدم کیرشو کردم تو دهنم و با ریتم تلمبه ی فربد ساک می‌زدم .... بعد فربد منو داگی کرد و دوباره شروع کرد ... فربد گفت بابا در چه حالی ؟ فرهاد گفت نزدیک اومدنم.... فربد موهامو کشید و سر منو از کیر فرهاد. برداشت و یه لب محکم گرفت و دوباره حلم داد طرف کیر فرهاد ... فربد گفت بابا اماده ای .... فرهاد گفت اره ... و دوتایی همزمان تو دهن و کونم ارضا شدن .... فربد گفت حالا که دوتایی ارضا شدیم دوتامون پیشت می‌خوابیم.....

فصل نهم
صبح بلند شدم داشتن در میزدن نگاه کردم فرهاد رفته بود شرکت فربد هم با دوستاش رفته بود کوه.... پشت در فرانک بود لخت درو براش باز کردم ... از دیشب دستشویی نرفته بودم ... رفتم دستشویی و اومدم لم دادم رو مبل به فرانک نگاه کردم ... گفت آبجی کوچیکه شب پرکاری رو داشته گفتم اره هنوز خستم ... گفت چه خبر بود دیشب گفتم چطور گفت صداتون میومد ولی عجیب تر صدای فربد بود ... گفتم چی شنیدی ... گفت داد میزد بابا زنتو گاییدم ..... گفتم فرزانه هم شنیده ؟ گفت نه خداروشکر خواب بود ... گفت فربد مگه میکنتت؟ گفتم اوهوم یه ساله ... گفت جدی ؟ فرهاد می‌دونه ؟ گفتم اره دیشب تریسام زدیم آب دهنشو قورت داد گفت دیشب از صداتون شهوتم زد بالا هنوز داغم.... گفتم میخای؟ بخورم ؟ .... گفت میشه ؟ گفتم چرا که نه بعد خابیدم رو مبل و نشست رو صورتم ... تازه از کسلیسی خوشم اومده بود ولی کونشم چشمک میزد یکم که خوردم زبونمو بردم طرف کونش گفت اههههه پریسا دیوونم نکن .... دوباره لیسدم کونشو.... پاهاش داشت می‌لرزید تو ابرا بود یهو یه صدای خفیف گفت مااااامااااان.....
فرزانه بود ... فرانک احمق در رو نبسته بود .... سریع دویید بالا منم واسه اینکه کار احمقانه نکنه دویدم دنبالش و به فرانک اشاره کردم نیاد.... رفت تو خونشون منم رفتم دنبالش رو مبل نشست داشت گریه میکرد رفتم پیشش نگاهم کرد لخت بودم ..... گفتم عزیزم همه آدمها لحظات خصوصی دارن که نباید کسی توی اونها سرک بکشه ... با گریه گفت آخه زن با زن اونم خواهرش ... گفتم رابطه ما همیشگی نیست فقط امروز چون مادرت نیاز داشت خواستم کمکش کنم ... گفت یعنی تو اینکارو دوست نداشتی؟ گفتم بدم نمیاد ولی بخاطر مامانت کردم اون خیلی تنهاس و لحظاتی هست که توی تنهایی آدم میخواد دست به هر کاری بزنه تا یکم آروم بشه میفهمی که.... گفت خاله منم تنهام و نیازهایی دارم یعنی باید.... گفتم چرا که نه اگه بدت نیاد یه زن همجنست می‌تونه کمکت کنه .... دستمو گذاشتم رو گردنش و سر دادم تو یقه ش ..... گفت خاله..... گفتم ششششششش چشماتو ببند و دست دیگمو کردم تو شلوارش ..... چه کوس کوچولویی داشت یکم انگشتمو لای کسش مالیدم و با چوچلولش بازی کردم بعد دستمو درآوردم .... چشماشو باز کرد از خجالت و شهوت سرخ شده بود .... دستمو آوردم جلوی صورتم و بو کردم..... اوووم کس خوشبویی داری و دستمو کردم تو دهنم .... خوشمزه م هست .... خوابوندمش روی مبل و شلوار خونگیشو درآوردم و رفتم سراغ کسش این اولین رابطه جدیش بود و تا حالا سکس رو تجربه نکرده بود داشت گریه میکرد از شدت لذت منم کوتاهی نکردم حسابی لیسیدم و ارضاش کردم .... آب خودمم اومده بود دست زدم به کسم خیس شد انگشتمو کردم تو دهنش گفتم بخور به طعمش عادت کنی .... فرانک بالای سرمون بود ... فرزانه گفت مامان .... فرانک گفت چیزی نگو یکم چشماتو ببند بعداً حرف می‌زنیم.... رفتم سراغ فرانک باید کارو تموم می‌کردم ناله فرانک که بلند شد فرزانه چشماشو باز کرد ..... فرزانه گفت میشه منم لیس بزنم ؟ گفت اره بیا .... فرزانه سرشو آورد جلو و چشماشو بست و یه لیس زد ..... گفت ایییی مزه گوشت خام میده گفتم بخور عادت می‌کنی ... حالا سه تا زن لخت بودیم درحال لز این از تصوراتم خارج بود ... گفتم فرزانه پردت سالمه؟ گفت وا این چه سوالیه معلومه سالمه .... گفتم کون چی کون دادی؟ گفت نه این اولین تجربه جنسی منه تا حالا کسی لختمو ندیده بود.... رفتم سراغ کونش یه تف انداختم و انگشتمو کردم تو .... فرزانه ناله کرد گفت نکن درد داره..... فرانک گفت انگشت میگی درد کیر بره توش چیکار می‌کنی و بلند خندید .... گفتم بلاخره که کون میدی بذار عادت کنی درد نکشی .... انگشتمو عقب و جلو می‌کردم و کسشو میمالیدم اونم مال فرانکو می‌خورد ... بعد دو انگشت و سه انگشت و تا خانوم عضلات کونش باز شد رفتم یه هویج آوردم کردم تو کونش گفتم بذار تو باشه تا عادت کنه به باز بودن.... کارمون تموم بود خسته بودم رو مبل لم دادم فرانک رفت دوش بگیره ... فرزانه همینجور که هویجو تو کونش می‌چرخوند و عقب جلو می‌کرد سینه چپشم می‌مالید .... به زمین خیره شده بود گفت خاله می‌دونی دلیل طلاق مامان و بابام این بود که بابام فهمیده بود با عمو فرهاد رابطه داره ؟ ولی عمو فرهاد دهن بابامو با پول بست و مارو آورد اینجا؟ گفتم حدس میزدم ولی پیگیر نشدم .... گفت میخام به چیزی بگم ولی میترسم .... گفتم بگو .... هویج و تا ته کرد تو کونش و گفت من عاشق فربدم .... گفتم دیوونه ای.... گفت نوچ خیلیم عاقلم ... گفتم تو از هیچی خبر نداری الکی فاز برندار ... گفت خبر دارم آنقدر داد زدید دیشب که کل محله خبر دارن به فربد و عمو فرهاد دادی.... کلم سوت کشید .... گفت من بچه نیستم انتخابمو کردم ..... زنگ زدم به فرهاد و قصه رو براش گفتم اونم سریع رسید خونه .... گفتم فرزانه لباستو بپوش اومد .... گفت بذار بیاد الان من بخشی از حرمسرای عمو فرهادم.... از حرفش خندم گرفت جقله بچه چه حرفایی میزد ... فرهاد اومد تو فرزانه هنوز داشت هویج و تو کونش میچرخوند فرهاد. با دیدن این صحنه راست کرد ... فرزانه داگی شد هویج و از کونش درآورد رو به فرهاد گفت بکن تا از دهن نیفتاده .... فرهاد به نگاهی به کون سفید و بی نقص فرزانه انداخت گفت چه عروسی بهتر از فرزانه... یه تف انداختم رو کون فرزانه و فرهاد گذاشت توش... معلوم بود درد داره ولی به روش نمی‌آورد .... خوشم اومد جنم داشت که اولین بار کون می‌داد و دست و پا نمی‌زد .... فرانک از حموم اومد ... گفت نمیشد تا شب صبر کنی باید عمو فرهاد و از سر کار میکشیدی خونه؟ فرزانه نمیتونست نفس بکشه چه به حرف زدن .... زوری گفت من نگفتم خودش اومد .... چند دقیقه بعد درد فرزانه افتاده بود .... حالا اینبار فرهاد نشسته بود و فرزانه رو کیرش بالا و پایین می‌کرد ... منو فرانکم داشتیم عشوه های این جقله بچه رو تماشا میکردیم .... یهو فرزانه گفت سوختم .... فرهاد تو کونش خالی کرده بود .... فرزانه گفت چه باحاله آب منی ..... فرهاد موافقتشو با ازدواج فرزانه و فربد اعلام کرد حالا مونده بود خود فربد ....

فصل دهم

با فرانک تو خونه ما منتظر فربد بودیم ... فرانک دستش تو شورت من بود ... انگشت وسطش داشت لای کسمو می‌مالید و یه وقتایی چوچولمو فشار میداد.... چند دقیقه یکبار لبامو بوس می‌کرد و سینه مو چنگ میزد ... فرانک یه سرهمی بنفش تنش بود و موهاشو کرلی کرده بود .... صدای در اومد فرانک دستشو درآورد و انگشتشو لیس زد و یه چشمک زد .... دلهره داشتم نمی‌دونستم واکنش فربد چیه ... فربد که وارد شد با دیدن سرهمی بنفش فرانک دستمونو خوند ... هیچ چیز این خونه عادی نبود پس معلوم بود قضیه چیه ..... اومد منو بغل کرد و نشوند رو پاش .... گفت خاله می‌دونه ؟ .... گفتم اوهوم .... به فرانک گفت واسه سکس اومدی؟ .... فرانک یه نفس عمیق کشید و گفت خب چرا که نه .... فربد گفت پس چرا انقد پریشونید ؟ .... دلمو زدم به دریا گفتم موضوع فرانک نیست موضوع فرزانه س.... عاشقته .... فربد یکم مکث کرد گفت منم عاشقشم ولی نمیتونم تورو ول کنم ... گفتم نیاز نیست وام کنی با این قضیه اوکیه.... فرانک رفت دنبال فرزانه ... فربد گفت مطمئنی ؟ گفتم بله اولین امتحانشو پیش بابات پس داده .... فربد روی مبل بود فرزانه با یه دامن قرمز و یه تاپ مشکی و موهای دم اسبی وارد شد .... فرهاد بلند شد که سلام کنه فرزانه مثل دیوونه ها پرید بغلشو لباشو گذاشت رو لباش .... دستای فربد تمام بدن فرزانه رو لمس می‌کرد مخصوصا کون و سینه هاشو .... فرزانه فربد رو حل داد روی مبل و خودش زانو زد و شلوار فربد رو باز کرد .... ولی یهو دنیا رو سرم خراب شد ... روی شرت سفید فربد جای رژ قهوه ای بود .... فرزانه گفت خاله جای رژ توئه؟ .... با سر جواب منفی دادم .... فربد از خجالت سرخ شده بود .... فرانک سرشو برد جلو و بو کرد و گفت بوی آب دهن میده ... حتما صبح یکی براش ساک زده ... بعد به فربد نگاه کرد و گفت نوش جونت عشقم و شرت فربد و کشید پایین و کیرشو کرد تو دهنش .... رفتم پشت فرزانه و دستمو بردم زیر دامنش.... فرزانه یه ناله کرد و به ساک ادامه داد .... فرانک داشت کسشو می‌مالید .... منم کس فرزانه رو میمالیدم .... فربد دستش رو سر فرزانه بود و حرکت سر فرزانه رو مدیریت می‌کرد .... فرانک بلند شد اومد کنار فربد و یه سینه شو درآورد و سر فربد رو به سمتش هدایت کرد .... همه مشغول بودیم .... فرزانه بلند شد و بدون لخت شدن نشست روی پای فربد.... گفت میخوای کونمو جر بدی پسر خاله؟ .... فربد ملتمسانه گفت خیلی.... فربد واقعا شهوتی شده بود .... فرزانه گفت کردیش؟ .... فربد با حرکت سر گفت نه .... بعد گفت اجازه نداد.... فرزانه گفت چرا؟ دختره بی لیاقت .... عوضش کون تنگ من جبرانش می‌کنه .... شورتشو زد کنار و با یه حرکت فرو کرد تو .... من پشت فرزانه بودم ... حرکت کیر فربد رو تو کون فرزانه می‌دیدم ... کیر فربد به شدت به دیواره کون فرزانه فشار می‌آورد و سرخش کرده بود .... دیدم یکم خشکه یه تف کردم رو کونش .... فرزانه گفت خاله فدات بشم آنقدر بفکرمی .... بعد با یه حرکت تابشو درآورد ..... و فربد رو به سینه هاش فشار داد .... رفتم و از لای پای فربد و تخماشو با انگشتام نوازش کردم .... صدای ناله ی سکسی فرزانه خونه رو پر کرده بود .... انصافا سکسی ناله میکرد .... یهو فرزانه آروم شد ... فهمیدم فربد ارضا شده .... خانوما سه تایی رفتیم حموم و بعد رفتیم سه تا لباس توری سرهمی گرفتیم من آبی فرانک قرمز و فرزانه بنفش .... وقتی فرهاد وارد شد ما سه تا با لباس سکسی رو مبل بودیم ... فرهاد گفت اوووف امشب چه شود .... فرزانه یکم خجالت کشید و با خجالت گفت .... سلیقه خاله س .... فربد رو برای شام صدا کردم سر میز شام فرانک با خنده گفت از صبح داریم عشوه های این جقله بچه رو تماشا می‌کنیم من که امشب سکس میخام حالا هر کدوم که دوست دارید منو بکنید اعلام کنید..... فرزانه گفت فربد امروز قبل من یه بار آبش اومده منم یبار آوردم فک نکنم بتونه دوباره راست کنه .... فربد گفت با این سرهمی توری که تو پوشیدی من از الان راستم .... بعد شام فربد فرزانه رو بغل کردن و رفتن تو اتاق ... بعد چند دقیقه صدای ناله های فرزانه بلند شد .... فرانک گفت آقا فرهاد افتخار می‌دید مارو بکنید ... فرهاد با خنده گفت ناقابله کیر و خایه ی خودتونه ... فرانک با ولع درحال ساک زدن بود .... رفتم جلوی صورت فرهاد و موهاشو گرفتم و سرشو کشیدم سمت کسم .... نه ریش فرهاد به رونم و بالای کسم فرو می‌رفت و حس کسلیسی رو بیشتر می‌کرد ....
فرانک رو زمین قمبل کرد و گفت میشه منو بگایید ارباب ؟ ... فرهاد بلند شد یه تف رو کیرش انداخت و گذاشت تو کس فرانک ... با هر ضربه فرهاد سینه های فرانک عقب و جلو می‌شد ... فرهاد محکم موهای فرانکو کشید و نیم تنه ی فرانک رو بلند کرد .... رو به من گفت پریسا سینه هاشو بخور ... منم اطاعت کردم ... فرانک اصلا تو حال خودش نبود .... همش قربون صدقه کیر فرهاد می‌رفت .... رفتم اتاق فربد ... فرزانه خوابیده بود رو شکم و فربد هم خوابیده بود روش و آروم داشت تو کونش عقب و جلو می‌کرد .... بی عجله .... داشت از تک تک سلول های کون فرزانه لذت می‌برد .... فرزانه ناله های سکسی شهوتناکی میزد ... حس کردم آب توی رحمم حرکت کرد و تا لای پام شره کرد .... برگشتم کنار فرانک قمبل کردم و با انگشت لای کسمو باز کردم تا آماده میزبانی کیر فرهاد باشه .... وقتی سر کیرشو حس کردم دلم ریخت .... یهو تا دسته فرو کرد .... فرانک رفت زیرم و سینه هامو کرد تو دهنش .... خیلی خوب می‌خورد .... راستش من رو نوک سینم خیلی حساسم .... فرهاد هر چند تلمبه یکبار کونمو اسپنک می‌کرد و چنگ میزد .... صدای ناله ی فرهاد بلند شد و تو کسم ارضا شد .... صدای فرزانه هم قطع شده بود .... فرهاد فرانک رو بغل کرد برد توی اتاق و منم دنبالشون رفتم و سه تایی خوابیدیم رو تخت ... فرهاد وسط و من و فرانک خابید و ما رودستش .... یکم تخم‌های فرهاد رو مالیدیم و خابمون برد ..... از اون شب منو فرانک با فرهاد میخابیدیم و فربد با فرزانه ... البته تو روز گاهی با فربد هم سکس میکردیم.... مخصوصا فرانک .... فربد هر وقت حوس کس می‌کرد ترتیب فرانکو می‌داد ......
Ahora
     
  
مرد

 
زندگی جنسی پریسا 3

فصل یازدهم

فرهاد پیشنهاد ازدواج فربد و فرزانه روداده بود و جفتشونم تقریبا موافق بودن ..... قرار شد من بابت اجازه پدر برای محضر با پدر فرزانه صحبت کنم .... باهاش تماس گرفتم و گفتم بابت موضوع مهمی می‌خوام صحبت کنیم .... فریدون از وقتی که طلاق گرفته بودم و خونه خواهرم زندگی میکردم تو نخ من بود .... اون موقع فرانک باردار بود و من نگاه سنگین فریدون رو بدنم حس میکردم .... ولی بدم نمیومد بلاخره مرد بود و ذاتا چشم چرون...... قبول کرد و قرار شد برم خونه فریدون تا صحبت کنیم ..... ساعت شیش جلوی خونش بودم .... در زدم و درو باز کرد .... وارد شدم بعد حال و احوال رسمی گفت بلاخره فهمیدی؟ .... گفتم چیو؟ گفت رابطه فرانک و فرهادو ..... بلند خندیدم ... گفت بخدا راست میگم شوهرت با فرانک ریخته رو هم ..... گفتم نوش جونش خبر دارم.... ولی من بخاطر این اینجا نیستم .... حرفامو قطع کرد .... گفت پریسا من عاشقتم .... چشماش دروغ نمی‌گفت .... گفتم از نگاه سنگینت معلوم بود .... می‌خواست صغرا کبرا بچینه ولی من حوصله نداشتم که صبر کنم مخمو بزنه .... من از قبل آماده بودن که اگه فریدون خواست باهاش سکس کنم و به آرزوش برسونمش .... گفتم عاشق خودم با اندامم؟ .... گفت خودت .... گفتم پس حیف شد چون من بدم نمیومد به حالی بهت بدم .... اینو که گفتم وحشی شد اومد بلندم کرد گفت خاک تو سر کسی که به این بدن دست رد بزنه ...... منو برد تو اتاق و انداخت رو تخت واقعا بدن ورزیده ای داشت .... لختم کرد منم کمکش کردم .... سرشو برد لای پام و لیسید ..... گفت تا نگی بسه ول نمیکنم .... منم دوس داشتم لیسیده شدنو ..... نیم ساعت لیسید .... جوچولم و لابیام متورم شده بودن انقد که میکشون زده بود ..... بلند شد کیرشو درآورد یکم سیاه بود و کله شم بزرگ تر از مال فرهاد ... کردم تو دهنم .... همش می‌گفت فرهاد انتقاممو گرفتم فرهاد زنتو گاییدم ... منو دمر خابوند گفت فرانک تو این بیست سال به من کون نداده بود بعد به فرهاد می‌داد .... یه تف انداختم و کرد توش .... داد میزد به آرزوم رسیدم هم عشق بیست سالمو گاییدم هم انتقاممو از فرهاد گرفتم ..... رو شکم خوابیده بودم سرمو برگردوندم و با لبخند گفتم عشقتو گاییدی ولی انتقامتو نه .... گفت چطور ... گفتم چون فرهاد دخترتم کرده ولی فرهاد دختر نداره که تو بخوای بکنی بلند خندیدم .... فریدون خشکش زد .... حتی تلمبه هم نمی‌زد .... یکم زیرش کونمو تکون دادم که حس کیرش نپره.... یه ناله سکسی هم زدم ..... گفتم کوسی شده فرزانه کوچولوت ..... فریدون به خودش اومد گفت به تخمم عین مامانش و خالش جندس .... این کونو عشقه .... تمام مدت تو کونم تلمبه زد و کمرمو چنگ زد تا خواست ارضا بشه درآورد و کرد تو کسم و با یه فشار کل رحمم پر آب شد ..... کنارم خوابید و کل ماجرا رو براش تعریف کردم تا به ازدواج فرزانه و فربد رسیدم .....گفت مخالفتی ندارم ولی دلم برای زن و دخترم تنگ شده من بدون اونها نمیتونم زندگی کنم .... یه کاری کن من برگردم پیش زنم و دخترم.... گفتم با سکس زنت و فرهاد مشکلی نداری؟ .... گفت اگه اینجوری خوشحال و خوشبخت تره نه..... گفتم میخوای بیای با ما زندگی کنی؟ .... گفت میشه ؟..... گفتم باید فکر کنم ولی اولین شرطش اینه که فرهاد نر اول خونس و بعد فربد ... تو میشی نر سوم و بخشی از دارایی فرهاد .... یکم سختش بود ولی قبول کرد .... گفتم فعلا روش حساب نکن باید بهش فکر کنم ولی خبرشو بعت میدم .......

حالا حالا ها ادامه دارد
Ahora
     
  
مرد

 
زندگی جنسی پریسا 4

فصل دوازدهم

با فرهاد در مورد فریدون صحبت کردم ... گفت مخالفتی نداره اگه خود فریدون با این قضیه کنار اومده .... ولی شرطش اینه که فرانک و فرزانه مال فرهاد باشن و هیچ حق دخالتی ندارد ..... فرانک هم تقریبا نظر مشابه داشت با این تفاوت که می‌گفت برای قبول فرهاد باید جلسه اول تمام تحقیر ها رو متحمل بشه تا تو ادامه مشکل نداشته باشیم ..... فرداشب فریدون رو دعوت کردم و کاملا توجیه بود .... وارد که شد جا خورد چون فرهاد و فربد با شلوارک و رکابی نشسته بودن و فرزانه رو پای فربد و فرانک رو پای فرهاد نشسته بودن .... فریدون سلام کرد .... فرزانه و فربد با اشاره سر سلام کردن و فرهاد هم همین طور .... فرانک با صدای بلند گفت سلام خوش غیرت و بلند قهقهه زد .... فریدون اومد پیشم و با من دست داد ... به سمت مبل رو به روی فرهاد و فربد هدایتش کردم و اونجا نشست .... فرانک داشت آروم کونشو به فرهاد می‌مالید ... فرهاد گفت کوون خوبی داره زنت ... فربد گفت همین طور دخترت .... فریدون سرش پایین بود .... فرانک گفت شماهام کیر خوبی دارین .... فربد گفت فری امشب دخترتو میگائم .... فریدون فقط نگاه میکرد .... فرانک و فرزانه دست به کار شدن و زانو زدن و مشغول ساک شدن ... فرهاد می‌گفت سوراخاتون مال کیه ؟ ... فرانک می‌گفت مال شما ارباب .... فریدون کف کرده بود .... دلم بحالش سوخت ولی واسه ادامه رابطه مهم بود..... بعد فرانک و فرزانه بلند شدن با رقص لخت شدن .... فریدون سعی می‌کرد به فرزانه نگاه نکنه..... فرانک و فرزانه نشستن و پسرا و کیرشونو رو کونشون تنظیم کردن ... فرزانه گفت بابایی ببین چه کونی ساختی ... فریدون سعی می‌کرد نگاهشو از تن فرزانه بدزده... رفتم سرشو طرف فرزانه چرخوندم ... فرزانه به عشوه کیر فربد رو کرد تو کونش .... فرزانه زد رو کونش گفت کونم خوشگله؟ .... فریدون سرخ شد ..... فرزانه دوباره تکرار کرد .... فریدون جواب نداد .... یهو فرزانه با لحن جدی گفت .... دیوس با توئم .... فریدون به خودش اومد ... شایدم با شرایط کنار اومد .... گفت نوش جون آقا فربد .... فرزانه گفت آفرین بابای حرف گوش کن .... بعد بلند شدن روی مبل داگی شدن .... فرزانه گفت خشک شده کونم بابا توف داری؟ .... فریدون بلند شد رفت توف کرد رو سوراخ فرزانه .... فرانک گفت مال منم خشکه .... یدونه هم مال فرانک توف کرد و خاست برگرده که فرانک دستشو گرفت و بین خودش و فرزانه نشوند ... پسرا فرانک و فرزانه رو میگاییدن و کونشونو اسپنک میکردن ..... فرانک گفت فرهاد جون .... فرهاد گفت جونم عشقم .... فرانک گفت این بدبخت راست کرده و بلند خندید .... فرهاد گفت از رو شلوار بمال تا آبش بیاد .... فرزانه گفت میشه من بمالم ؟ ... فریدون با تعجب به فرزانه نگاه کرد .... فرهاد گفت بمال عروس گلم .... فرزانه شروع کرد به مالیدن و همزمان ناله های سکسی ... فریدون طاقت نیاورد و ارضا شد ... فرزانه گفت مامان از دست این خروس چی کشیدی .... فرانک گفت من تازه با عشقم فرهاد فهمیدم سکس چیه .... فرزانه دستشو که به آب فریدون خیس شده بود لیس زد و با خنده گفت این داداشم بودا..... فرهاد و فربد نزدیک ارضا بودن دخترا زانو زدن و ساک زدن تا فرهاد و فربد تو دهنشون ارضا شدن بعد فرانک آب تو دهنشو نشون فرهاد داد و بعد رفت کلشو ریخت رو صورت فریدون ..... فرزانه هم همین طور ..... فریدون کلا تو شوک بود و به این اتفاق هم واکنشی نشون نداد .... فریدون رو هدایت کردم حموم و به دست لباس تمیز هم بهش دادم .... از حموم که در اومد فرهاد رفت و به خوش آمد گویی گرم کردن ... بعد فربد رفت و گفت خوش اومدی عمو خوشحالمون کردی .... بعد فرزانه پرید بغلشو گفت بابایی خیلی دوستت دارم ..... نوبت فرانک بود به بغل طولانی و بعدش گفت دلم برات تنگ شده بود .... فریدون از رفتار دوم بچه ها تعجب کرده بود ... من توضیح دادم که اون واسه این بود که گربه رو دم حجله بکشیم و بفهمی که ما بیشتر از یکساله که رابطه باز داریم و حق نداری توی این ماجرا دخالت کنی و فقط میتونی به ما ملحق بشی و دوما فرهاد حذف آخرو تو این خونه میزنه ..... فریدون گفت کاملا متوجه شدم .... سر شام فرزانه همش برای فریدون عشوه میومد.... فرهاد گفت دختر چقدر تو شهوتی هستی ... فرزانه گفت باور کنید من الان بیشتر از شام تشنه کیر بابامم و یه لبخند شیطونی زد .... فربد گفت اگه انقد تشنه ای برو زیر میز .... فرزانه معطل نکرد رفت زیر میز ... فریدون گفت نکن تو دخترمی .... فرزانه گفت به کیر عمو فرهاد که دخترتم ... و شلوار فریدون رو کشید پایین .... صدای اوق زدنش از زیر میز میومد.... فرانکم رفت زیر میز و دوتایی مشغول بودن .... منم بلند شدم رفتم کنار فریدون و یه لب ازش گرفتم و یه سینمو آوردم بیرون و گذاشتم دهن فریدون .... پشتم به فربد بود .... لباسمو داد بالا و شورت لامبادا مو کشید پایین و با انگشت لای کسمو می‌مالید و انگشت می‌کرد ..... فرهاد هم بلند شد اومد اونیکی سینمو گذاشت تو دهنش و سه تایی باهام ور میرفتن این خیلی جذاب بود ..... یهو تمام وجودم خالی شد و با شدت ارضا شدم ... فریدون هم ناله کنان ارضا شد و چند ثانیه بعد همه روی صندلی هامون بودیم .... فرزانه گفت عاشق کیرت شدم بابا .... فریدون گفت خیلی وقت بود اینجوری ارضا نشده بودم ..... شب فریدون و فرانک و فرزانه رفتن بالا .... ولی قبل رفتن فرهاد شرط کرد کنار زن و دخترش نخابه و حق سکس هم ندارن .....

حالا حالا ها ادامه دارد
Ahora
     
  
مرد

 
زندگی جنسی پریسا ۵

فصل سیزدهم

شب توی رخت خواب بعد از مدتها با فرهاد و فربد تنها بودم قبل از خواب حسابی آرایش کردم و دوباره یکی از لباس های نسترن رو پوشیدم .... فربد گفت پریسا خانوم وقتی لباسهای مامانمو می‌پوشی یعنی حسابی شهوتی هستی .... گفتم وقتی ایتا تنمه نسترن صدام کن .... فرهاد گفت خیلی وقته برام نسترن نشدی .... گفتم ببخشید سرورم ... گفت آفرین بیا زیر تخمامو لیس بزن .... شرتشو درآوردم و تخماشو با دست گرفتم و سرمو بردم زیر تخماش .... فربد کونمو از روی لباس میمالید و قربون صدقم می رفت .... گفتم فربد کونم زبونتو میخواد .... گفت اطاعت مامان نسترن ..... رفت پشتم و شرت لامبادا مو زد کنار و سوراخ کونمو زبون میزد ..... بعد یکم مکس کرد و یهو سر کیرشو روی سوراخم حس کردم گفت مامانی اجازه .... گفتم بکن نوش جونت .... در همین هین تخمای فرهاد تو دهنم بود ..... فربد کونمو اسپنک می‌کرد و تا دسته توش تلمبه می‌زد .... ولی من سکس واژینال دلم میخواست .... دستمو گذاشتم رو شکمش و هلش دادم عقب .... کیرشو درآورد گفت جونم مامان ؟ .... گفتم امشب می‌خوام کس بدم برو کیرتو بشور بیا .... و بلند شدم رو کیر فرهاد نشستم ..... فرهاد گفت چیه امشب داغی؟ بخاطر فریدونه؟ ..... گفتم آره تحقیر شدنش شهوتیم کرده .... گفت خب شب می‌رفتی پیشش .... گفتم نه اینکه شوهرم و پسرم زنو دخترشو جلوش گاییدن حس غرور بهم داد و یه لحظه براتون ذوق کردم .... فرهاد لبخند زد ... پای لباش خیلی سکسی بود .... همچنان که روی کیرش بودم یه لب طولانی ازش گرفتم .... فربد که اومد لب تخت خابیدم و اشاره کردم بذاره تو کسم اونم اطاعت کرد ..... گفتم خیلی شهوتیم باید نوبتی از کس منو بکنید ... فربد گفت چشم مامانی تا صبح در خدمتتم..... همزمان با تلمبه هاش سینه هامو می‌مالید و بعضی وقتا انگشتشو می‌کرد تو دهنم .... بعد فرهاد داگی رو تخت گذاشت رو کسم و موهامو از پشت گرفته بود و تلمبه می‌زد .... بعد فربد منو دمر خابوند و از بغل گذاشت تو کسم و تلمبه زد .... گفت مامان دارم میام گفتم راحت باش عشقم و توی کسم خالی کرد .... بعد فرهاد منو برد تو پوزیشن مورد علاقه و منو به پشت خابوند و پاهامو داد بالا و خابید روم .... عاشق این پوزیشن بودم خلاصه و کارآمد ..... همزمان با تلمبه هاش ازم لب میگرفت و موهامو نوازش میکرد .... خابید روم در گوشم گفت پریسا تو تنها عشق زندگیمی .... گفتم می‌دونم حالا وقتشه کس عشقتو در آب کنی..... با ناله تو کسم ارضا شد ...... کیرشو که درآورد بلند شدم کیرشو کامل لیس زدم و با زبون تمیز کردم و گفتم عشقم لازم نیست خودتو تمیز کنی بگیر بخواب.... فربد گفت مامان ابم اومده ولی هنوز نگاهت میکنم شهوتی میشم ذهنم ارضا نشده .... گفتم بیا بریم بیرون بابات خستس ....
Ahora
     
  
صفحه  صفحه 169 از 169:  « پیشین  1  2  3  ...  167  168  169 
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story - داستان های سکسی با محارم

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA