انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین »

ضربدری یک طرفه


زن

 
ضربدری یک طرفه - قسمت شصت و هشت
فرداش حاجی و فاطمه حدودای سه عصر اومدن وخونه و فاطمه هم که به شدت حشری و تو گروه پیام داد ارششششش تنگ شدمممممااااااا یه سر بهم نمیزنی؟
منم که کارگاه بودم جواب دادم: جووووون کی ؟؟؟
فاطمه: الانم بگی میام من میخوامممم
که چند دقیقه بعدش فرشته تو گروه گفت: ارش منو بیاره خونه بابا تو باهاش بیا خونه ما
مهران : مراقبش باششش زنم حامله هستا
من:زن حامله تو نه بگو زن حامله مون نگران نباش عزیزم بچه ام باید کیر باباشو از الان بشناسه
اذر: فاطمه دلم برات میسوزه من تجربه سکس با ارش رو تو حاملگی دارم خیلی فشار رو باید تحمل کنی مخصوصا که اگه از کون بکنتت
فاطمه: کونم که نهههههه حسابی تنگههههه
اذر: من که تا اخر حاملگی اونقدری که ارش از کونم استفاده کرد از کس نکرد
که قرار شد همینکارو بکنیم و حدودای پنج فرشته و بچه ها رو رسوندم خونه باباش و فاطمه به بهونه دکتر همراه من اومد خونه و همون دم در رفتیم تو بغل هم و لب تو لب شدیم وایییییی فاطمه با اون شکم بزرگ اخخخخخ رفتیم تو اتاق خواب و خوابید روتخت و لختش کردم واییییییی چه شکم بزرگی داشت و ترک خورده بود و کسش هم کش اومده بود زیر شکمش و پستوناش هم بزرگ تر و سنگین تر شده بود که اروم رفتم رو فاطمه و از لباش شروع کردم به خوردن تا پستوناش اخخخخ که وقتی مک میزدم انگار شیره جون فاطمه رو میکشیدم و نوک پستونش درد میگرفت و شکم بزرگشو لیس میزدم و میبوسیدم و ناف فاطمه که به جای فرو رفته بودن به خاطر حاملگی زده بود بیرون و منم اروم میمکیدمش که خیلی حشری شده بود و فقط میگفت بکنننننن ارش بکننننن نمیخوام بخوری الان فقط کیر میخوامممممم که رسیدم به کسش که پاهاشو از هم باز کردم اخخخخخخخخ وایییییییی باز شده بود و لبهای کسش زده بود بیرون و منم افتادم به خوردن کسش اخ که چه ابی انداخته بود و حسابی هم ترشح کرده بود و منم با لذت داشتم کسشو میخوردم و فاطمه هم تو اوج لذت بود که پاهاشو دادم بالا تر و لبه تخت خوابید و رفتم سراخ سوراخ کونش اخخخخخ که یهو گفت واییییی ارش نهههههههه نخوررررررررررررر نمیتونمممممم ارش کنترل ندارمممممم کونم نههههههه.
ولی من ول کن نبودم و فاطمه هم با دستاش داشت رو تختی رو فشار میداد و گفت: ارششششش نخورررررششششش نفخ دارمممممممممممم ارششششششش نمیتونم خودمو نگه دارمممم جون من نخورشششش که تو همین نه گفتناش تو دهنم ول کرد و گوزید وایییی چه بوییی میداد و از اینکار خیلی خجالت کشید و منم اونقدر هوسی بودم که برام مهم نبود اگه بدترش هم میکرد میخوردم که باز گفت ارشششششش جون من نخورررررر نخوررررررر لامصب .
گفتم: فاطمهههه قبلا هم تو دهنم گوزیدی یادت رفته هم خودت هم اذر منم بدم نمیاددد میخورمممم پس اینقدر نگو و به خودت فشار نیار اومدی لذت ببری پس خودتو ازاد کن از هر چی قید و بنده و منم با نوک زبون تو کونش تلمبه میزدم واییییی چه کونی اخخخخ که باز دو سه بار دیگه تو دهنم گوزید که دیگه نمیتونست و داشت تند تند تکون میخورد و تقلا که نخورم و ایستادم لای پاش و کیرمو از بالای شکمش کشیدم و مثل مار میخزید و اروم اومد لای کس باز و درشت فاطمه و بین شیار کسش قرار گرفته بود و فاطمه هم از حس کلفتی کیرم لای کسش و شدت هوس اونقدری ترشح هم داشت که تا زیر کونش اومده بود پایین و منم کیرمو لای کسش میمالیدم که موهاشو گرفته بود تو چنگ و تو چشماش موجی از شهوت موج میزد که با لحن ناز و هوسی گفت ارش چرا نمیکنی تو؟
منم کیرمو صاف گذاشتم دم کسش و اروم فرو کردم تو که اخ اخ فاطمه رفت بالا و منم اروم کیرمو فرو میکردم تو کسش و فاطمه هم از لذت بلند گفت: اااااااااییییییییی کلفتیشو میخوام حس کنمممم واییی ارهههههههه ارش نمیدونی چقدر هوس داشتم اخ کیرتو بکنی توم چرا به زنت نمیرسی که همیشه باید شورتم خیس بمونهههه . دستمم رو شکم خیلی بزرگش بود که نصف بیشتر کیرم که رفت تو یهو گفت وای ارش بسههه تا همینجا بسه میترسم ولی من تو حالی نبودم که اهمیت بدم و کم کم تا ته فرو کردم تو که یه اخ بلند و کشدار گفت و گفت وایییی قشنگ داره میخوره زیر رحمم جووووون ارششششش خیلی دلم تنگ شده بود کیرتو اینجا حس کنم اخخخخخ تنها کیری که تا اینجای من میرسه مال خودتههههههه منم پاهاشو تو دستام گرفته بودم و اروم اروم تلمبه میزدم و فاطمه هم گفت ارش فقط بکن تا ارضا بشم اخخخ بیشتر نکن جون من باشه خیلی کلفته نمیتونممممممم میترسم فقط تا ارضا شدن.
خب شرایطش جوری نبود که محکم بکنمش و منم اروم اروم میکردمش که کمتر از چند دقیقه با فشار تمام و یه جیغ ابش مثل جیش با فشار عین فواره پاشید رو شکمم و همه تنش هم به رعشه افتاد و مگه ابش تموم میشد و تا تموم شدن ابش کیرمو تو کسش تلمبه زدم و اونم دیگه اخراش با هر تلمبه من یه بار فیش میریخت بیرون تا کم کم اروم شد و خوابید رو تخت و ده دقیقه کنارش دراز کشیدم و شکمشو مالیدم و با پستوناش بازی کردم و فاطمه هم خودشو تو بغلم لوس میکرد که رفتیم حموم و تو حموم هم یه دست دیگه کردمش تا دوباره ارضا شد ولی اونبار دسشویش هم گرفت و همونجا جلوم نشست رو فرنگی و با فشار عین اسهال میریخت و منم کیرمو گرفتم تو دست و ایستادم جلوش که کیرمو گرفت تو دست داشت میشست که منم رو پستوناش و شکمش شروع کردم با فشار شاشیدن که گفت ارششششششش منم گفتم جووووون ابم که نیومد حداقل بشاشم روت .
فاطمه: با من که فعلا نمیتونی بیاریش جیش میکنی؟ دفعه قبل ابت تو کس خاله فرزانه اومد ولی تو دهن من خالی کردی؟
من: اخ فاطمه نگووووو پوزیشن جوری بود که بهترین لذت و بهم میداد دفعه بعد هم نیومد جیش میکنم تو کست
فاطمه: خیلی خری ارش چطوری دلت میشه اخه
من: چی؟
فاطمه: خودت میدونی چی
من: تو بگو
فاطمه: حتما باید بگمممم . چطوری دلت میشه پشتمو بخوری وقتی میدونی تمیز نیستم و نمیتونم خودمو نگه دارم
من: تو اون حال اصلا برام مهم نیست حتی هوسمو بیشتر هم میکنه شاید واسه همه غیر طبیعی باشه ولی من اینجور فانتزی رو دوست دارم
فاطمه: تو دوست داری ولی من خجالت میکشم خره فکرشو میکنم امروز تو دهنت..... وایییییی. بقیه هم خجالت میکشن تو اینکارو باهاشون میکنی
من: تو بازی که خجالت نمیکشی الان اره؟
فاطمه: تو بازی حسش فرق میکنه احساسی نیست هیجانه ولی سکس احساسیه ادم شرم داره یه جاهایی
من: بقیه کیا مثلا؟
فاطمه:هممون و تو این حالت قرار دادی اذر فرشته مهران امیر
من: من کار خودمو میکنم و بهت بگم خجالتتون هم تو اون حالت برام لذت بخشه. چیزی گفتن مگه؟
فاطمه: اره خب البته جلوی تو در موردش حرف نمیزنن ولی اذر بعد از اون دفعه که تو مسابقه مجبور شد جلوی همه خم بشه و باد ازش خارج شد بعدشم که نتونست خودشو بگیره و .... . بعدش باهام حرف زدیم خیلی معذب بود
من: اون که شرط مهران بود و اخر سر هم همتون رفتین تو ویلا من موندم که اذر رو تمیزکردم و شستمش لباس تنش کردم.
فاطمه: حالا هر کی بود ولی خوب نیست
من: دیگه باید قبول کنیم
دسشویش تموم شد و خودم نشستم جلوش ولوله گرفتم زیرش و سوراخ کونشو شستم و ارومی انگشتمو فرو میکردم تو کون که گفت واییی ارششش نکنننن دوباره میاداااا اسهال گرفتم تو حاملگی همه یبوست میگیرن من اسهال
من: خب بیاد بازم میشورمت
که در حین شستن و انگشت کردنش دوباره دسشویی کرد و منم شستمش و فاطمه هم که کس و کونش حسابی پشمالو شده بود تو مدت حاملگی
من:میخوای برات اصلاح کنم ؟
فاطمه: اره خیلی بده بو میگیره
ژیلت سه کاره فرشته رو برداشتم و نشستم جلوش و پاهاشو از هم باز کرد و منم موهای کسشو کامل زدم و لای کسش هم زدم و برگشت تو سجده و کونشو داد بالا و موهای کونش هم که حسابی بلند شده بود حدود دو بند انگشت بلند بود همه رو تمیز زدم و سوراخ کونشو زبون میزدم که گفت ارشششش اخ
من: الان شده سوراخ کون خوشکل فاطمه جووووون
اروم اروم سوراخ کونشو لیس میزدم و کم کم انگشتمو فرو کردم تو و ااااییییییی گفتای فاطمه شروع شد و تو هوس رفته بود و منم با لذت داشتم سوراخ کونشو میخوردم که یهو گفت ارش میره تو؟
من: نمیدونم امتحان کنیم؟
فاطمه: اره ولی مراقب باش یواش فرو کن
منم دوزانو پشت سرش و سر کیرمو میمالیدم لای کسش و اروم چند بار تو کسش تلمبه زدم و اخ اخ فاطمه هم بالا بود که ژل نرم کننده ریختم رو کیرم و سوراخ کون فاطمه و گذاشتم دم سوراخ کونش که گفت ارش فقط یواش نمیدونم میره تو یا نه . منم اروم فشار دادم تو و خیلی اروم سرش رفت تو فاطمه گفت واییییییییییییییی ارششششششش حس روز اول و داره اخخخخخخخخ
من: تحمل میکنی؟
فاطمه: تا اونجایی که بتونم اره فقط یواش فشار بده خیلی درد داره
منم اروم و بدون عجله کیرم داشت خیلی نرم و کم کم فرو میرفت و با هر فرو رفتن اخ و اوخ فاطمه میرفت بالا که تا بیشتر از نصف رفت تو و دیگه نتونست تحمل کنه و گفت بسه تا همینجا بسه ارش دردش خیلیههههه
منم همونقدر رو تو کونش اروم تلمبه میزدم
فاطمه: ارش نمیدونم چقدر تومه تو بگو
من: حدودا 15 سانت رفته تو کمتر یا بیشتر همینقدره
فاطمه: وایییی ارش حس میکنم روده هام داره از هم باز میشه خیلی وقت بود کون نداده بودم
من: اره دیوونه الان تقریبا هفت ماهه
حدودا ده دقیقه تلمبه زدم و کون فاطمه هم اونقدر تنگ بود و پهنای کونش هم که بیشتر شده بود خیلی برام لذت داشت و چند تایی کشیده هم زدم رو کونش و از کس و کون اروم اروم میکردمش ولی بیشتر تو کونش که باز ارضا شد و با فشار جیش میکرد و منم از شدت هوس ابم داشت میومد که کیرمو از کون فاطمه کشیدم بیرون و تا ته فرو کردم تو کسش و با دو سه تا تلمبه ابمو تا قطره اخر تو کسش خالی کردم و فاطمه گفت واییییی ارشششششش ارههههه ابتو میخواممممم بریز توم این بچه که مطمینم مال خودته اینم بریز تووووووووو کس زنتتتت لامصبببب منم اونقدر هوسی بودم که تا چند دقیقه بعد از اومدن ابم هم داشتم تو کس فاطمه تلمبه میزدم و دیگه حال نداشت که کشیدم بیرون و دوش گرفتیم و شستمش لباس پوشیدیم و برگشتیم خونه باباش.
ادامه دارد.....
     
  
مرد

 
sooskmar48
لطفا زودتر ادامه شو بذار
منتظر اون شخص ناشناس داستان بودم.....، خیلی خوب داری پیش می‌ری. دمت گرم
     
  
مرد

 
دهنت سرویس آرش
توی هر موقعیتی و نتونستن بعضی از اطرافیان
بازم به تعداد کافی آدم داره واسه گاییدن
و هیچوقت لنگ کص نمی مونه
in search of way to escape
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت شصت و نه
حدودا دوهفته گذشت و تو اون مدت یه بار با زهره یه بار با مریم و یه بار هم سر برنامه با زهرا بودم از شانس بد تازه کیرمو تو کس زهرا خیس خورده بود که خواهرش سارا زنگ زد داره میاد پیشش و منم زود از خونه اومدم بیرون و فاطمه هم که دیگه ماه اخر حاملگیش بود و واسه زایمان اومده بود خونه باباش همینجا بود و چون زود هم ارضا میشد خارج از نوبت میکردمش که حدودای یازده ظهر بود بهم پیام داد نمیایی پیشم؟
منم همون روز عصر با مریم برنامه داشتم که با خودم گفتم فاطمه که ابمو نمیاره برم کارشو راه بندازم و برگردم اینجوری هوسمم واسه مریم بیشتر میشه .بهش پیام دادم کسی خونه نیست؟ فاطمه:نه مامانم میخواد بچه ها رو ببره پارک تنهام فقط زودتر بیا
منم به بهونه ای از کارگاه زدم بیرون وسط راه هم یه چند تا ابزار الکی گرفتم که مریم شک نکنه و رفتم خونه حاجی و کلید داشتم رفتم تو لابی اپارتمان که دیدم زهره هم در اسانسور ایستاده میخواد بره خونه از دیدن من تعجب کرد و سلام و احوال پرسی رفتیم تو اسانسور اروم بهش گفتم تو که قرار نبود خونه باشی ؟من با فاطمه برنامه دارم.
زهره:واقعاااا خودش گفت بیایی؟
من: اره بهم پیام داد .
زهره:دیوونست اخه نمیفهمه تو این ماه اخر اونم روزای اخر خطر داره. قرار بود بچه ها رو ببرم پارک که حاجی زود اومد پایین دیدمش و خودش بردشون
من: فاطمه کجاست؟
زهره:خونه هست . میای بالا؟
من: چرا نیام مگه تو غریبه ای اونم قرار نیست بفهمه تو خونه ای من میرم تو اتاق کارمو میکنم
زهره: چه داستانی شده این ماجرا اخر ابروریزی نشه میترسم
من: نترس تو فقط مراقب باش حاجی نیاد
زهره: اون که تازه رفته حالا نمیاد ولی مراقب باشی
من: نگران نباش
زهره: دختره دیوونه
با هم رفتیم تو خونه و زهره هم رفت تو اشپزخونه و منم رفتم تو اتاقی که فاطمه بود و گفت در اتاق هم نیمه باز بذار صدای در خونه رو بشنویم .
با یه لباس بلند حریر سبز نازک تا زانو با شکم حسابی بزرگ و افتاده و پستونای بزرگ اویزون تو سوتین سایز 90 نشسته رو تخت و منو که دید اومد تو بغلم و لب تو لب شدیم که فاطمه گفت خیلی وقت نداریم و مامانم ممکنه زود بیاد که زود رو لبه تخت بالش گذاشت زیر شکمش و داگی شد و کونشو داد بالا و منم شلوار و شورتمو کشیدم پایین و لباسشو دادم بالا و جوووون کون پهن فاطمه و کس تپل باز شده و خیس و ملتهب فاطمه منتظر کیرم بود
فاطمه: فقط ارش تا ته نکن سری قبلی تا دو روز زیر شکمم درد میکرد
من: کون چی؟
فاطمه: اشکال نداره ولی همشو فرو نکن مثل دفعه های قبلی خوبه
که اروم سر کیرو فرو کردم تو کسش که یه وایییییی بلند گفت و منم اروم کیرمو تا یکم بیشتر از نصف حدودا 15 16 سانت فرو میکردم تو کسش تلمبه میزدم و فاطمه هم بلند بلند اه اه میکرد و منم که هوسی بودم ولی اروم کیرمو تلمبه میزدم تو کسش که از کونش هم تند تند میگوزید که گفت: واییی ارششش اینجوری رو به بالا تلمبه نزننننن اتاق بو میگیره
ولی من که از لذت اینکه الان زهره هم داره صدای کس دادن دخترشو واسه اولین بار میشنوه خیلی هوسی بودم و دو طرف کونشو گرفته بودم و از هم باز کرده بودم و میکرمش و سوراخ کون فاطمه هم کش اومده بود وپشت سر هم میگوزید که حس کردم یکی دم در اتاقه برگشتم دیدم اخخخخ زهره دستش تو شورتش ایستاده و داره کس دادن دختر حامله نه ماهه اش رو به من نگاه میکنه وایییییی چه لذتی داشت که کم کم داشت ارضا میشد و منم لذت میبردم که با چند تا اخ اخ بلند ارضا شد و بی حال به پهلو رو تخت دراز کشید و زهره هم رفت و منم رفتم کنارش و اروم تو گوشش گفتم تو که گفتی مامانت خونه نیست
فاطمه که از حرفم انگار برقش گرفته بود گفت: چی؟ مگه خونست؟
من: اره تو اشپزخونه داره ناهار درست میکنه
که فاطمه همه صورتش قرمز شد و از خجالت اینکه مامانش همه صداشو شنیده و یجورایی جلوی مامانش بهم کس داده گفت: چرا همون اول نگفتیییییی
من: من چه میدونستم مامانت خونست تو اسانسور دیدمش داره میاد بالا خب معلوم بود چرا اومدم چی بگم بهش
فاطمه: ابروم رفت حالا چطور برم جلوش
من:اون که میدونه من میکنمت همونجور که تو خودت بار اول اوردیش واسه من .
فاطمه: ارش از دست تو فقط مونده بود جلوی مامانم بهت بدم زشته ابروم رفت
من: نگران چی هستی فاطمه من فرشته و مامانتو با هم میکنم
فاطمه که اینو نمیدونست دهنش وامونده بود گفت : واقعااااااا
من: اره پس نگران نباش به وقتش مامانتو داگی رو شکم خودت میکنم.
دیگه چیزی نگفت و منم اومدم بیرون و لبای زهره رو هم بوسیدم که گفت: ارش فاطمه حامله هست نباید اینجور محکم بکنیش
من: تازه در اروم ترین حالت ممکن بودم خوشکلم
که اومدم بیرون و رفتم کارگاه که دیدم مریم روتخت اتاق به پهلو دراز کشیده و دل درد شدید داره و از درد به خودش میپیچه
ادامه دارد.....
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هفتاد
من: مریم خوبی؟
مریم: نهه اصلا
من: چرا صبح که خوب بودی یهویی
مریم:میگیره ول میکنه از دیشب دل درد دارم سه روزه دفع ندارم
من: تو که یبوست نداری؟دکتر رفتی؟
مریم: دیشب رفتم یه امپول زدم و شربت ملین و شیاف داده ولی از صبح که شیاف رو گذاشتم شروع شده
من: دسشویی رفتی؟
مریم: اره بابا چند بار رفتم دارما ولی نمیاد
اشک تو چشمای مریم جمع شده بود و به خودش میپیچید.
اینجا داره یه بیوگرافی از گذشته خودم بگم حدودا بیست و یک سالگی به قصد مهاجرت رفتم از مسیر ترکیه برم اروپا که جور نشد و به سختی تا بلغارستان رسیدم و اجبارا قاچاقی همونجا موندم و پنج سال زندگی کردم از 21 تا 26 سالگی و بعد از کلی گشتن و کار تو رستوران و کارای پست بالاخره تونستم تو یه سالن ماساژ به عنوان سرایدار مشغول شدم و کم کم ماساژ رو یاد گرفتم و به عنوان ماسور کار میکردم. البته تو اون سال و سن تنها دلیلم دیدن بدن زنا بود و مخصوصا اونایی که واسه هپی ماساژ یا اندینگ ماساژ میومدن خب منم با کیر بزرگ و اندام درشت خواست خیلی از زنای اروپایی بودم ولی بعد از چند ماه سکس برام بی معنی شد و از بس کس های مختلف کرده بودم دیگه فقط به عنوان شغل میکردم نه لذت که به ماساژ درمانی چینی علاقه مند شدم و یه سالن ماساژ چینی درمانی به واسطه یکی از ماسورهای اونجا بهم معرفی کرد و رفتم و اونجا مشغول به کار شدم البته طب سوزنی نه فقط انواع ماساژ های درمانی جاهای مختلف بدن چه درمانی عمومی چه درمانی جاهای خاص .و پیش دو تا از استادای سالن اون رو یاد گرفتم که واقعا هم برام خیلی لذت بخش بود و هم خیلی بدردم خورد.
یکی از اون ماساژها که بعد از برگشتن حتی تو ایران هم بدردم میخورد و هنوز هم میخوره چرخوندن بچه تو شکم مادر بود. که تو ماه های اخر ممکنه بچه بچرخه و با پا باشه و زن نتونه زایمان طبیعی داشته باشه که با ماساژ میشه بچه رو چرخوند به حالت طبیعی که مادر بتونه طبیعی زایمان کنه.یا اینکه بند ناف دور گردن بچه پیچیده باشه که خطرناکه و ماسور حرفه ای میتونه انجامش بده یا مثلا چند مدل ماساژ ستون فقرات و ماساژ عصب سیاتیک و ماساژ رگ گیری و گرفتگی عضلات مخصوصا گردن و چند تا ماساژ هم واسه دستگاه گوارش . مثلا پیچ خوردن روده کوچیک یا بزرگ که مانع از دفع مدفوع میشه که زیاد هم پیش میاد که معمولا واسه خانما بعد از زایمان طبیعی و مردایی که کار فیزیکی سنگین اجام میدن اتفاق میفته و کم پیش میاد که خیلی دردناک بشه و اکثرا با داروهای ملین مدفوع نرم میشه و دفع میشه مگه اینکه چند روز گذشته باشه و مدفوع سفت شده باشه که خارج نشه که با ماساژ میشه درمانش کرد. بعد از برگشتنم به ایران چند باری پیش اومد که بچه رو چرخونده بودم البته فامیل نزدیک بودن و ماساژ ستون فقرات و دیسک کمر و گردن و این چیزا که معمولی بود برام.
بگذریم. برسیم با ادامه داستان.
دیدم خیلی درد داره گفتم مریم این چند روز اصل دفع نداشتی؟
مریم: با امروز چهار روزه نه
من:هیچ؟
مریم: هیچ
من: بیا بخواب رو تخت
مریم :چکار میخوای بکنی؟
من: ماساژت بدم. احتمالا پیچ خوردگی روده داری اگه بیشتر از دو روز دفع نداشته باشی باید دارو مصرف کنی که نکردی و چهار روز گذشته. یکم براش توضیح دادم و روتخت به پهلو دراز کشید.
من:نگران نباش ممکنه یکم درد داشته باشی ولی جای نگرانی نیست
لباسشو دراوردم پایین تنه اشو کامل لخت کردم و یه لیوان پر روغن کرچک با عسل و سماق گرم کردم و دادم خورد سنگ هم گذاشتم داغ بشه و روغن بادام تلخ(وسایل ماساژ تو اتاق کارگاه و خونه همیشه داشتم) اوردم و شکمش و کامل چرب کردم و زیر شکمش و کامل چرب کردم شروع کردم و ماساژ میدادم و به بغل خوابیده بود و با سنگ گرم شده بین پارچه زیر شکمش سمت روده رو با پیچش خاص خودش ماساژ میدادم که این بخشش به خاطر فشاری که باید میاوردم براش دردناک بود چون باید پیچش روده رو طی میکردم پیداش میکردم و به حالت طبیعی برگرده که همراه ماساژ من مابقی مدفوع هم میرفت تو همون بخش جمع میشد که دردناکترش میکرد و مریمم اشکش دراومد و از درد گریه میکرد و معده رو ماساژ خاصی که باید دادم بخش اولش حدودا نیم ساعت طول کشید و مریمم هم کلی درد کشید و همونجور که به پهلو دراز کشیده بود یه پاشو بردم تو شکمش و سوراخ کونشو هم کامل چرب کرده بودم و دیواره های داخل مقعد رو با یه نوع روغن که باعث تحریک روده بزرگ میشد چرب کردم و مالیدم تا تحریک پذیر بشه یه دستم رو شکمش بود و اروم با سبک خاص به سمت پایین ماساژ میدادم تا کم کم پیچ روده ازاد شد و مدفوعش به سمت پایین حرکت کنه و اروم نوک انگشتمو با اب ولرم دور سوراخ کونش مالش میدادم فرو میکردم تو ومریمم از بس زور زده بود تو این دو روز ماهیچه های اطراف سوراخ کونش درد داشت و میسوخت و با فشار ورود انگشتم تو کونش خیلی اذیت میشد و دستشو رو دستم گذاشته بود و گریه میکرد و منم اروم مالش میدادم بیشتر از یک ساعت و نیم طول کشید تا روغن کرچک هم برسه به روده و از داخل هم نرم بشه و در حین ماساژ هم پاهاشو میدادم تو شکم و تو اون لحظه باید منتظر اولین نفخ با بوی بد و موندگی مریم میموندم چون نشون میداد که پیچ خوردگی باز شده و الان وقت خارج کردن مدفوعه .اونقدر ماساژ دادم و پاهاشو تو شکمش بردم که دردش هم کمتر شده بود و میدونستم مدفوعش نرم شده و پیچ روده هم باز شده که بالاخره یه گوز کم صدا ولی با بوی خیلی بد داد و گفتم عالی بود که مریم گفت: گوزیدم عالی بود؟
من: نه مسیر داره باز میشه که گفت دل پیچم هم کمتر شده .
از اونجایی که این ماساژ کثیف کاری داشت و تو سالن ماساژی که من بودم فقط دو نفر این ماساژ رو انجام میدادیم که یکیشون من بودم چون علاوه بر صبر و حوصله باید کثیف کاری رو هم تحمل کنی.
گفتم: حالا بلند شو بریم تو حموم رسیدیم به بخش کثیف کاریش . مریم: خودم میرم دسشویی من:هنوز مونده عجله نکن کار تو نیست هنوز مدفوعت نمیاد بیرون پاشو بیا بلوزش هم دراوردم با سوتین بود و بلند شدیم رفتیم تو حموم گفتم رو زمین پنجه پا بشین به سمت جلو کمرتو صاف کن و خم شو دستاتو بذار به دیوار و باسنتو کامل بده عقب و پایین مثل زمانی که بچه میخواد بیاد بیرون که انجام داد مریم: اخ ارش اینجوری دلم درد میگیره اخخخخخ خیلی درد داره ارششششش
من:این بخش رو باید تحمل کنی زود تموم میشه اصلا نمیخواد زور بزنی فقط خودتو شل بگیر مقعدت اونقدر اماده و تحریک پذیر شده که نیازی به زور زدن نیست که درد داشته باشی.
مریمم با اخ اخ کردن و نمیشه و نمیاد وای درد داره هههه ارش اخخخ برم دکتر
منم دوش اب ولرم گرفتم زیر شکمش و یه دستمو از جلو بردم زیر شکم و چرخشی و اروم به سمت پایین فشار میدادم زیر شکمش و انگشتمم با روغن زیتون سوراخ کونشو مالش میدادم و نوک انگشتمو اروم فرو میکردم تو کونش و درمیاوردم چند بار انجام دادم مریم هم درد داشت و اروم اروم هم زور میزد و سوراخ کونش زیر انگشتم باز و بسته میشد و من اروم داخل و بیرون سوراخ کونشو کامل چرب میکردم که یهو محکم و بلند گوزید و یه اخ اخ اخ گفت بی اختیار از درد زد زیر گریه و میگفت نمیتونمممم واییی ارش نمیاددد نمیتونممممممممم .
که دیدم سوراخ کونش باز و باز تر شد .
گفتم: داره میاد بذار بیاد بیرون ارهه خودتو شل کن عزیزم اره اره اومد .
اروم و با صدای مثل اصطحکاک یه تکه کلفت داشت میومد بیرون که حدود ده دوازده سانت کلفت ازش افتاد بیرون چند تا نفس تازه کرد و منم اروم دوباره سوراخ کونشو با روغن چرب کردم و انگشتمو فرو کردم تو کونش که حسابی هم کثیف بود تا اماده شد واسه دوباره که بعدی هم اومد بیرون کلفت تر از قبلی افتاد و منم همچنان زیر شکمش رو ماساژ میدادم که راهش باز شد و کم کم تا تونست دسشویی کرد و مریمم انگار راه گوزش باز شده بود پشت هم میگوزید و دسشویی کرد که اروم شد و به قدری هم دسشویی داشت که تعجب کرده بودم.
مریم: وایییی پاره شدم اخ تموم شد و تمیزش کردم و زیرشو شستم و کونش هم شستم و اومدیم بیرون رو تخت دراز کشید و نیم ساعتی هم خوابید که بیدار شد و منم تو اون فاصله دو بار سوراخ کونشو چرب کردم و پماد زدم و لباس پوشید و رسوندمش خونه.
قبلا واسه سه تا زن و دو تا مرد دیگه تو فامیل که نمیخواستن کسی جز من و فرشته بدونه تو خونه خودمون انجام داده بودم . حتی یه بار هم واسه زهره انجام داده بودم البته مال قبل از شروع رابطمون بود ولی زهره چون از قبل سابقه یبوست هم داشت کلا روده اش خشک بود و تپل بود و شکم بزرگی هم که داشت هم حجم بیشتری مدفوع داشت خیلی بیشتر از مریم اذیت شد. مریم کلا دو ساعت طول کشید ولی زهره حدودا یه پروسه چهار ساعته بود.
ادامه دارد.....
     
  ویرایش شده توسط: sooskmar48   
زن

 
Mr_White
منتظرت نمیذارم بخون و دلم میخواد همراه خوندن با لذت تمام صحنه هاشو تصور کنی جوری جق بزنی که با لذت ابت بیاد
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هفتاد و یک
دو هفته گذشته بود که زهره پیام داد و احوال پرسی که گفت: در مورد اون خانم که بهت گفته بودم
من: خب
زهره: تو این مدت ولم نمیکنه اونقدر داریم چت میکنیم که دیوونه شدم ارش. میخواد بدجورم میخواد ولی میترسه
من: از چی؟
زهره: از همه چی ابروم نره زشته منو نشناسه کسی نفهمه کسی نیاد کلی از این چرت و پرتا دیگه دیوونم کرده
من: خب بهش اطمینان خاطر بده تا احساس امنیت کنه حق داره خب تا حالا بهونه خوبی داشته میرفته دکتر کسی هم شک نمیکنه اونم گفتی در حد دستمالی شدن بوده. ولی الان میخواد عملا به قصد سکس که یه مرد قراره بکنتش کاری که تا حالا براش حتی تصورش هم ممکنه سخت بوده ولی میخواد انجام بده و بیاد تو خونه و به کسی که نمیدونه کیه نمیدونه چطوری میکنه نمیدونه التش چقدره و میترسه که هر اتفاقی ممکنه بیفته و زندگیش نابود بشه.
زهره: ارش همه اینا رو میدونم درسته منم بهش گفتم تو خونه خودم موقعی هم هماهنگ میکنم که حتی شوهرم هم مطمین باشم شب نمیاد خونه هیچ کسی هم نمیاد
من: ولی اروم بهش بگو تا استرس و نگرانیش کمتر بشه
زهره: اینو که اره صبح هم بهش گفتم قبلش برو دسشویی که روده ات خالی باشه تا اینو گفتم ترسید گفت من از پشت نمیدمااا بهش بگو فکر پشت هم نکنه.ارش مگه میخوای از پشت هم بکنی؟
من: زهره جان تو دیگه چرا تو که منو میشناسی اخه مگه میتونه؟ بار اول اونم واسه کسی که کسش هم واسه کیر من تنگه از پشت که نمیشه .بهش بگو اصلا قرار نیست به پشتت کاری داشته باشه واسه خودت میگه که معذب نشی موقع سکس تمیز باشی و یه وقت باد ازت خارج نشه که معذب باشی.
زهره: اها باشه. الان میگم بهش.
چند دقیقه بعدش زهره پیام داد: بهش گفتم . میگه من تو دسشویی بزور نفخ دارم خیالت راحت وسط رابطه که اصلااااا امکان نداره.
من:باشه پس هماهنگ کردی بهم بگو.
فردا بعد از ظهر حدودای هفت و نیم زهره پیام داد امشب ساعت نه بیا خونه
من: یهویی ؟حاجی؟
زهره:حاجی که صبح رفت شهرستان کارای مغازه رو انجام بده و اجاره ها و اینا
من: خوبه پس
زهره: اومدی برو تو اتاق خوابم . این دو هفته جرم داد از بس استرس داره و هزار بار هی پشیمون شده دوباره گفته میخوام که دیگه الان پیام داد همین امشب جور کن تا پشیمون نشدم که خیس خیسم فقط بگو زود تمومش کنه تا تو حسم. گفته منم خونه نمونم چراغ هم روشن نباشه لباسمم در نیاره فقط تا زیر باسنم بیاره پایین منم بهش گفتم پس شورت نپوش و شلوار دکمه دارهم پات نباشه.
من: نه تو بمون من که نمیشناسمش یه موقع اتفاقی افتاد تو باشی خونه ولی تو یه اتاق دیگه باش .
زهره : ازم قول گرفته و بهش گفتم نمیمونم خونه
من: بهش گفتی دلیل نمیشه که بری بیرون بذار اون فکر کنه بیرونی بیا بیرون اون تنها خونه باشه با هم میریم تو خونه و تو تو یکی از اتاق ها بمون تا تموم بشه
زهره: باشه فقط تو بیا که از دستش خلاصم کنی بار اولو بگذرونه تمومه.
منم سریع اماده شدم و رفتم اونجا و به زهره پیام دادم کجایی که دیدم زهره تو محوطه مجتمع منتظرمه هست
من: اومده؟
زهره: اره بابا از هشت و نیم اومده خونه است و همه چراغ ها رو هم خاموش کرد و من اومدم بیرون و قرار شد کلید بدم بهت و بری تو و در رو از پشت هم کامل قفل کنی.
با هم رفتیم بالا و قرار شد زهره بره تو یه اتاق بمونه و بیرون نیاد رفتیم تو و فقط اواژور تو راهرو خونه روشن بود زهره هم بی صدا رفت تو یکی از اتاق خواب ها در رو هم نبست که صدای در بیاد و منم رفتم تو اتاق خواب زهره چراغ هم خاموش بود و اتاق هم حسابی تاریک بود و پرده هم کشیده بود یکم ایستادم ولی بوی عطر و صدای استرسی و هیجان تند تند نفس کشیدن یه نفر تو اتاق بود یکم ایستادم در اتاق تا چشمم عادت کرد و رفتم جلو تو نور کم اتاق که از لای پرده از بیرون پنجره میومد چشمم افتاد رو تخت زهره جووووووون دیدم یه زن تپل گوشتی با کون برجسته و بزرگ و با رونای گوشتی رو تخت تو سجده هست و نزدیک که شدم دیدم پتو کشیده تا رو کونش و خودش هم کامل زیر پتوهه و شلوار نخی گشادی پاشه و اونم از صدای پام فهمیده بود من تو اتاقم و دیگه قراره واسه اولین بار کیر یه مرد غیر از شوهرشو تو کسش حس کنه همه تنش مثل بید داشت میلرزید از لرزش بدنش و اینکه انگشتای شست پاشو تو هم گره زده بود فهمیدم شدیدا استرس داره اروم رفتم پشتش ایستادم و حسابی کون بزرگ گوشتی و برجسته اشو تو همون کوره نور نگاه میکردم و با اینکه خیلی چیزی ازش نمیدیدم ولی حس کردم یه زن جا افتاده حدودا چهل ساله به بالا هست.
اروم دستمو کشیدم رو کونش که یه تکون خورد و اروم لمبرای کونشو مالش میدادم و خم شدم و از رو شلوار از بالای کونش بوسیدم تا شکاف کسش که اونقدر خیس شده بود که از رو شلوار هم بوی ترشح شهوت کسش همه اتاق رو گرفته بود و از لذت و خجالت و استرس همه بدنش میلرزید بالای کون بزرگشو میبوسیدم و اروم شلوارشو تا زیر کونش کشیدم پایین صورتمو بردم نزدیک کسش و بو کردم اخخخخخ بوی شهوت و حشر یه زن حسابی خمار کیر و بوی خوش و تازه شامپو نیوا میداد و واییییییییی کس بسته و خوشکللللل که انگار تا حالا رنگ کیر ندیده بود و تو اون حالت که پاهاشم کاملا جفت بود فقط یه ذره از لبهای کوچیک کسش بیرون بود جووووون سوراخ کون شیک و ناز و خوشکل و قهوه ای تیره ولی درشت با چین های زیاد چشامو تیز کرده بودم تا یه چی ببینم ازش اخخخخخ سیر نگاش کردم و دست کشیدم همه جای کونش و عجب بوی خوبی هم میداد جووووون کون گوشتی و برجسته و درشت اونم که نمیخواست بذاره صداش بشنوم و کلا انگار پتو کرده بود تو دهنش.منم نمیخواستم هیجانمو نشون بدم ولی دو تا اسپنک ملایم زدم رو کون تپلش که لرزش کونش معلوم بود و یه اوووم خفه زیر پتو اومد و با دست لای کونشو از هم بازش کردم انتظار نداشت بی اختیار دو تا اااووم گفت معلوم بود پتو کرده تو دهنش که صداش بیرون نیاد تا لای کونش باز شد کس درشت و تپلش ازهم باز شد هوای تو کسش با صدای فیسسس دراومد و با اینکه زهره گفته بود فقط بکن و هیچ کار دیگه ای نکن ولی من میخواستم حداقل واسه یه بار هم شده طعم سکس رو بچشه و تو اون حالت هم که میدونستم کاری از دستش بر نمیاد میدونه واسه دادن به من اومده و اول از همون نقطه ای که از پتو بیرون بود کونشو بوسیدم که اروم اووووممممم اووووووم میکرد و اروم با زبون از بالای کونش کشیدم تا زیر کسش که صداش خفه میومد اوووم اووم میکرد و ترشح سفید لای کسش خیلیییی غلیظ بود و همه جای کسش پخش شده بود که با همون لیس اول همه ابشو کشیدم و قورت دادم زبونمو بردم لای کونش و گذاشتم رو سوراخ کونش که باز نتونست تحمل کنه و یه هوممم گفت و سوراخ کونشو لیس میزدم و میخوردم جوووووون چه خوشمزه بود و از اون سوراخ کونا که لذت خوردن داشت معلوم بود که از این سوراخ تا این سن فقط به عنوان خروجی استفاده کرده بوی ملایم شامپو هم میداد که دیوونم کرده بود کونش بوی خوبی میداد و اصلا بوی عرق نداشت و معلوم بود قبل از اومدن رفته حموم و منم اروم با نوک زبون وسط سوراخ کونشو لیس میزدم و اروم اروم فشار میدادم تو و صدای هوم هوم کردنش میومد و معلوم بود خیلی داره لذت میبره حرکاتش زیر پتو معلوم بود که داره لحاف تشک رو چنگ میزنه از اینکه دارم کونشو میخورم و منم لای کونشو با دست باز کره بودم و با تمام لذت داشتم سوراخ کونشو میخوردم و زبونمو فشار میدادم تو جووووون کم کم نوک زبونم میرفت تو کونش خیلی حال میداد کون تنگگگگ وایییییی (برعکس کون بقیه که زبونم با همون فشار اول میرف تو کونشون البته به جز اذر که سوراخ کونش زود جمع میشد ) حسابی کونشو با زبون تلمبه زدم و اونم به سختی داشت خودشو نگه میداشت صداش در نیاد و منم اروم با زبون ابدار رفتم سراغ کس خوشکلش و لای کسشو باز کردم و دوباره تخلیه هوا شد حسابی هم اب انداخته بود و لای کسش از ترشحاتش سفید شده بود مشخص بود سوراخ کسش زیر فشار نبوده و اصلا به زنی که بیست و پنج شش ساله شوهر داره نمیخورد معلوم بود واقعاااا شوهرش بکن که نیست هیچ کیر هم نداره وگرنه اینهمه تنگ لبهای کسش درشت و بیرون بود و با زبون همه اب کسشو لیسیدمو خوردم که یه هومممم بلندتر گفت و با ولع تمام افتادم به خوردن کسش و حسابی میخوردم و مک میزدم که بلند تو پتو هوم هوم میکرد و تکون میخورد انگار تا حالا کسی کسشو نخورده بود و اصلا نمیدونست چه لذتی داره و با همون خوردن واسه بار اول ارضا شد و خواست بخوابه که گرفتمش بالا و یکی زدم رو کونش که یه هوم گفت و باز رفتم لای کسشو میخوردم که دیگه واقعا دیوونه داشت میشد از کس اون و دهن من اب چکه میکرد تو همون حال اروم انگشتمو دور سوراخ کونش میکشیدم و با اب کسش لیزش کردم و اروم اروم نوک انگشتم نرم نرم با لیزی سوراخ کونش رفت تو که محکم پتو رو چسبونده بود تو دهنش و هووووم هووووووومممم میگفت مشخص بود نمیخواد حرف بزنه ولی اهمیت نمیدادم و اروم یه بند انگشت از بس نرم شده بود رفت تو کونش منم اروم تلمبه میزدم کم کم دو بند انگشتم رفت تو مثل کون دختر بچه تنگ بود و اخخخ کونش فابریک و فقط واسه ریدن ازش استفاده کرده ولی نمیدونست به وقتش قراره چقدر گشاد بشه و بعد از این اونقدری که کاربری ورودی داره خروجی نداره کم کم تمام انگشتمو تو کونش داشتم تلمبه میزدم و انگشت دیگمم اروم تو کسش فرو کردم و تلمبه میشد اونم که نه موقعیتی نبود که بخواد مقاومتی بکنه فقط مجبور بود انگشتمو تو کونش تحمل کنه و صداش هم در نیاد و دیگه نه رو زمین بند بود نه اسمون نمیدونست از فرط لذت چکار کنه صدای ناله کردنش تو پتو قطع نمیشد جووووون چند دقیقه ادامه دادم و نمیخواستم ارضا بشه که بلند شدم و ایستادم بالای سرش و نگاش میکردم اخ چه کونی داشت سر چکشی کیرمو مثل چکش چند بار کوبیدم رو کونش که یه هوممممم بلند گفت و فهمید وقتشه و منم کیرمو چند بار رو کونش کوبیدم تا زیر پتو بردم رو شیار کونش تا وزن و سنگینی کیری که قراره بره تو بدنش و قراره حسش کنه رو قشنگ لمس کنه و میکشیدم لای کسش و لای کونش چند بار تکرار کردم و از کلفتی سر کیرمم و کورس حرکت کیرم لای کونش فهمیده بود که قراره چی بره توش که یه هوووم بلند گفت و فهمید وقتشه و تند تند نفس میزد و استرسی شده بود و کونشو کامل دادم بالا پاهاشو بیشتر از هم باز کردم و یه اسپنک محکم دیگه زدم رو کونش که گفت هوووووووووممممممم و منم سر کیرمو لای شکاف کسش چند باری از بالا تا پایین کشیدم و اب کسشو جمع کردم دم سوراخ کسش و کیرمو با سوراخ کسش میزون کردم و سر کیرمو در سوراخ کسش چند بار فشار دادم تو ولی فرو نکردم که نفسشو تو سینه حبس کرد و رفت تو سکوت کامل و منتظر بود که قراره چه کیری بره تو بدنش و منم یکم منتظرش گذاشتم تا انتظار بکشه و اروم سر کیرمو فرو کردم تو کسش که با همون ابتدای ورود سر کیرم که از کلفتی سر کیرم دردش گرفت و خودشو گرفت و کمرشو صاف کرد و منم اروم با یه فشار ملایم سر کیرمو فرو کردم تو که تو پتو داد زد اخ اخ اخخخخخ و وایییی چه تنگ بوددددد یاد اولین باری افتادم که اذر رو کردم کون درشت و کس تنگ واییییییی منم اروم اروم کیرمو فرو میکردم و خیلی نرم تلمبه میزدم تا جاباز کنه و اونم دردش میگرفت و منم کم کم و نرم نرم همونقدری که تو کسش فرو میکردم در میاوردم و دوباره اروم فرو میکردم تو کس داغ و لیز و تنگش و کم کم تلمبه میزدم تا کم کم حدودا چند دقیقه طول کشید نصف بیشتر کیرم رفت تو کس داغ و تنگش و یکم اروم در حد چند سانت تلمبه زدم که عادت کنه و اروم کشیدم بیرون و یکم سریع تر و کم کم تا ته فرو کردم تو کسش که یهو با صدای بریده بریده لرزون و ترسیده گفت: اخخخخ خخخخ خخخ ک ک ل فت هه ههه ههه نننن مممممم یییی تونممممم ااااییییییییییی و منم دوطرف کونشو گرفته بودم تو دستام و خیلی اروم اروم اروم تمام کیرمو میکشیدم عقب و دوباره فرو میکردم تو همین مدت زمان کورس عقب و جلو شدن کیرم فهمیده بود که تا رحمش میره و میاد و صداش تو پتو بود ولی بلند شده بود و منم از حسش که بعد از اینهمه سال واسه اولین بار داره زیر یه مرد اینجور لذت میبره که نمیتونه خودشو کنترل کنه خیلی هوسی شده بودم و هوم هوم میکرد و نفس نفس میزد که بعد از چند بار کسش عادت کرده بود ولی درد داشت هنوز کیرمو کامل کشیدم بیرون و با ضرب تا ته فرو کردم تو که یهو گفت: اااااایییییی ما ما ما مامان ماماننننن رفت توووووو رحممممم ااااییییییی یواشششششش کلفتهههههههههه.
که با هر کلمه ای که میگفت تو مغزم جرقه خورد صداش خیلی برام اشنا بود ولی چون تو اون حال صدای زن تو حس هوس و شهوت تا حد زیادی عوض میشه درست نمیتونستم تشخیص بدم ولی صداش اشنا بود و منم کم کم سرعتمو بیشتر میکردم و تا جایی که با تمام توان میکوبیدم تو کسش و همچنان تو پتو بلند هوم هوم میکرد و تو ده دقیقه دوبار ارضا شد و هر چی تلاش میکرد بخوابه یا زیرم فرار کنه دو طرف کونشو محکم گرفته بودم و رگباری تلمبه میزدم که بار سوم به شدت ابش اومد و ارضا شد و لرزید و دوباره خواست بخوابه که یکی زدم رو کونش و با دست نگهش داشتم و تلمبه میزدم دستاش از زیر پتو اومد بیرون و محکم تشک تخت و گرفته بود بعد از ارضا شدنش منم سرعت کردنمو کم کرده بودم نصف کیرمو تلمبه میزدم و میخواستم کم کم تمومش کنم .
که دیدم صداش طبیعی شد و اروم اروم اخ اخ میکرد و اصلا نمیتونست جلوی خودشو بگیره که حس کردم صداش خیلی اشناست ولی نمیتونستم حدس بزنم واسه همین کلافه و عصبی شدم و کونشو محکم گرفتم تو دستام و چند تا تلمبه محکم ته کسش کوبیدم که یهو بلند با داد تقریبا ولی بریده بریده گفت: ما ما مانننن مامااانننن نههههه بسهههه بسمههههه با این کلمات تو ذهنم داشتم دنبال صدا میگشتم که یهو
کیرم ته کسش قفل شد و همونجا موندم و تو ذهنم اومد وایییییییییییییییی واییییییییییییی نههه نه من دارم کی رو میکنممممممممم ادمی که حتی تصور کردن بدنش تو ذهنمم قفل بود و جز محالات . از بس هیچی از پستی بلندیهای بدنش ندیده بودم چه برسه به اینکه الان کیرم تا ته تو کسش فرو رفته باشه و تو مغزم صداش مثل زنگ بود که واییییییی کسی که تو واقعیت از رو لباس دیدنش برام هوسی کننده بود و ارزو شده بود از بس تعریف شنیده بودم از اندامش الان دارم صدای ناله و اه اه شو موقع ارضا شدنش با خودم و ناله هاشو موقعی که داره کیر من تو کسش تلمبه میشه میشنوم.

ادامه دارد....
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هفتاد و دو
این صدای طیبه هست به هیچ وجه نمیتونستم باور کنم که الان اونه که جلوی من داگی خوابیده و کونش لخت جولومه و کیر من تو کسشه واییییییی اره خودش بود منم که دیگه به شدت اونقدر هوسی شده بودم که با قدرت تلمبه هام که عین رگبار میرفت تو کسش و کیر کلفتم رو محکم تا ته میکوبیدم ته کسش و اونم با صدای بلند اه و ناله میکرد و هی میگفت بسههه پارم کردی واییییییی تن صدای طیبه تو حالت طبیعی اونقدر نازک بود که مرد رو تحریک کنه دیگه موقع دادن که اخخخخخ.حس اینکه دارم یکی از خوشکل ترین خاله های زنمو که اونقدر با حجاب و مقید بود که تو همه این سالها حتی با شلوار بدون لباس روش ندیده بودمش همیشه لباس بلند تنش بود و سینه خاش که میدونستم خیلی بزرگن همیشه شال مینداخت که چیزی مشخص نباشه و حتی یه نخ مو ازش ندیده بودم ندیده بودم . بیشتر از حد تصورم داغ شده بودم و میخواستم ابم بیاد و تو اون حالت خاله طیبه و اونم دیگه بی طاقت شده بود و بی اختیار شده بود زبونش باز شده بود و بی هوا اخ اخ و اه اه میکرد و هی میگفت بسههه بسهههه نمیتونممممم ولم کنننن واییییی مامانننننننن پاره شدممممم و دیگه اختیار کونش هم از دست داده بود و هوای تو کس و کونش مثل گوزیدن شروع شد و بلند بلند ناله میکرد و منم از هر کلمه که از دهن خاله طیبه بیرون میومد و تو گوشم شنیده میشد داغ تر میشدم و محکم تلمبه میزدم و اونم بلند بلند میگوزید اخخخخخخ از هوس داغ بودم انگشت شستمو فرو کردم تو کونش که بلند گفت اخخخخخخخخخخ نکن نامرددددد کونم نهههههه دردم میادددددد نکن نامرددددددد ااااییییییییییی ولی سرعت تلمبه هام اونقدر زیاد شده بود و که نمیدونست از درد انگشتم تو کونش ناله کنه یا فشار کیرم تو کسش و تو کونش با انگشت شست تلمبه میزدم و کونشو باز میکردم و کرم بی حسی هم زده بودم به سر شستم و حسابی بیرون و تو کونشو چرب کرده بودم و اونقدر تف و اب کسش رفته بود تو کونش و انگشتمو تلمبه زده بودم که نرم شده بود و تو یه لحظه سر کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش و بدون تردید اروم کیرمو فشار دادم تو کونش فهمید میخوام از کون بکنمش یهو از حرکت ایستاد و فقط دو بار اخ اخ کرد و اروم و با یه لحنی که هزار تا التماس توش بود گفت نه نه نه کونم نه جون من جون هر کی دوست داری نه جون من نه اونقدر روون شده بود که هر چقدر هم تنگ بود فشار کیرم تو کونش که حس میکرد اخ اوخش بیشتر شد و صدای خاله طیبه که گفت نه نه جون هرکی دوست داری نه ولی من اونقدر هوس داشتم که میخواستم حداقل سر کیرمو تو کونش حس کنم سر کیرمو تو کونش فشار دادم و این حس که تا چند دقیقه دیگه کیرم تو کون خاله طیبه فرو میره خیلی داغم کرده بود .ولی اونقدر تنگ بود که نمیرفت تو و منم اونقدر وحشی شده بودم که نمیتونستم خودمو بگیرم که بالاخره اول سر کیرم با کمک کرم نرم و روون ولی با درد خیلی زیاد خاله طیبه رفت تو کون خاله با صدای بریده بریده و بغض الود گفت: ننننههههنننننههه ب ب ب بسسسسسسهههه ننننهههه ولی سر کیرم فشار ورود به کون به اون تنگی رو داشت حس میکرد و خاله طیبه هم که مطمین شده بود کیرم قراره بره تو کون تنگش بلند گفت اخ اخ نمیخواممممممم بسمهههه درش بیاررررر و محکم با دست میکوبید رو تخت و زد زیر گریه و التماس که دلم نیومد اشکشو تو سکس اول در بیارم وبی خیال شدم و کشیدم بیرون و یه ضرب فرو کردم تو کسش و با تمام توان تلمبه میزدم خاله هم امون گوزیدن نداشت و نمیدونست دیگه چطوری بگوزه و با هر تلمبه همه کونش مثل ژله میلرزید اخخخخخ که باز ارضا شد و همه تنش به رعشه شدید افتاد و شل شد بی حال یهو خوابید رو تخت و منم تعادلمو از دست دادم و همراش رفتم رو تخت و رفتم روش و لای کونشو باز کردم محکم میکردمش جوووون کون بزرگش زیرم چه تکونی میخورد منم که حسابی هوسی شده بودم فقط میخواستم ابم بیاد هیچی حالیم نبود دستمو بردم زیر پتو و بردم زیر بلوزش و از رو سوتین پستوناشو گرفتم تو دست و فشار میدادم اخخخخ چه بزرگ بودن جووووووووون خاله طیبه هم از این حرکت من شوک شد ولی تو اون حالت کیرم تو کسش و داشت بهم کس میداد کاری از دستش نمیومد نوک پستونشو زیر سوتین لای انگشتام گرفته بودم و میمالیدم و نفسام رو گردنش بود و فقط یه پتو بینمون بود و نفسای تند تند خاله طیبه و ناله هاش زیر گوشم بود یکم همونجور کردمش و بلند شدم نشستم رو رونش یه بالش گذاشتم زیر کونش اومد بالاتر و کون خوشتراشش و شکاف کشیده کونش خیلی خوشکل بود دو سه تا اسپنک نه خیلی محکم زدم رو لمبرای کونش و بازش کردم جوووون سوراخ کونش داشت نبض میزد انگشتمو فرو کردم تو کونش و یکم تلمبه زدم و خاله طیبه هم هی میگیفت نه پشت نهههههه جون خودت نههههههه درد دارههههه جون هرکی دوست داری نهههههههه که لای کونشو با دست باز کردم و کیرمو محکم فرو کردم تو کسش نفسش یه لحظه حبس شد و رگبار تلمبه هام تو کسش شروع شد و هر دومون هم به شدت عرق کرده بودیم و خسته بودیم پتو هم تا بالای کمرش رفته بود بالا و فقط سرش زیر پتو بود و بلوزش هم که داده بودم بالا و کمرشو تو اون نور کم میدیدم واییییی چه شکاف کون پهن و بزرگی داشت و قوس کمرش همونی بود که فرشته و زهره ازش تعریف میکردن اخخخخ کمر صاف و کشیده رو تختی زیرش کاملا خیس بود و سوراخ کسش هم دیگه خشک شده بود و به ضرب کرم چرب و نرم بود سوراخ کسش هم از حالت دختری در اومده بود شده بود تازه شده بود مثل کس زنی بیست و چهار ساله داده منم محکم میکوبیدم ته کسش دیگه به التماس افتاده بود بسه گه خوردممممم غلط کردم بسههههه تمومش کن دیگه نمیتونم و تکون میخورد که از هوس رگبار تلمبه هام ادامه داشت که با لذت شنیدن صدای التماس خاله طیبه که دیگه حالتی مثل گریه هم داخلش بود ابم داشت میومد و کیرمو کشیدم بیرون و لای لمبرای درشت کونش تلمبه میزدم و ابمو با فشار رو کمرش خالی کردم که خاله طیبه از این کارم هم استرسی شده بود و هم از حس گرمی ابم رو کمرش که تا بالای کمرش ریخت یه اههههه کشدار بلند گفت و گفت چه داغههههههههه.
وایییی این حرکت اخرم چه کیفی داد و بلند شدم و یه اسپنک زدم رو کونش و یه انگشت هم لای کسش کشیدم و لای کونشو باز کردم و سوراخ کونشو بوسیدم و از بالا یه نگاه بهش انداختم جووووون چه لعبتی بود از اتاق اومدم بیرون که دیدم زهره چراغ های خونه رو خاموش کرده و از لای در اتاق نگاه میکنه و کسشو میماله یه لب ازش گرفتم و بی صدا لباسمو پوشیدم و از خونه رفتم بیرون ساعت نگاه کردم یکساعت از وقتی که رفته بودم تو اتاق گذشته بود و اومدم خونه.
شبش زهره پیام داد: ارش گفتم اینجور نکنش . گفتم بعد از اینکه ارضا شد ادامه نده چکارش کرده بودی تا نیم ساعت جون نداشت از جاش بلند بشه .
من: کاریش نکردم یه سکس معمولی بود .
زهره: معمولی تو واسه منه یا فرشته نه واسه اون . اونقدر بی حال بود که بعد از نیم ساعت از اتاق اومد بیرون .
من: حق داره خب بعد از اینهمه سال اولین بارش بود میفهمید کیر چه شکلیه کسش عین دختر تازه بود بدبخت هنوز تصوری از کیر نداشت و نمیدونست کیر چقدره فکر کنم تا حالا به دودول میگفته کیر تازه امشب فهمید میگن سکس داری یعنی چی. حالا نظرش چی بود؟ خوشش اومده بود ؟ .
زهره: اونقدر بی حال بود که اصلا فرصت نشد حرف بزنیم ولی حسابی تو شوک بود. باورش نمیشد که اینجوری بوده .
من: خب
زهره: فقط گفت جر خوردم خیلی کلفت بود واقعا بعضی از مردا اینجوری میکنن؟تو هم همینجوری باهاش رابطه داری؟
زهره: نمیدونم چطوری کرده ولی من مدلشو دوست دارم
که دیگه منم دل زدم به دریا و گفتم: خودمونیما ولی طیبه هم کون خوبی داره.
یکم مکث کرد نوشت: چیییی؟ تو از کجا فهمیدی؟ نوشتم صورتشو ندیدم ولی صداشو که شنیدم.
زهره:دیوونه اینهمه گفت مراقب باشم صدام در نیاد مثل بلبل حرف میزد. اونم فهمید تویی؟ من: من که صدام در نیومد ولی تو هم خوب دید زدی.
زهره:تو مهم نیست بدونی خودت هم نمیفهمیدی خودم بهت میگفتم . اون نفهمه. اخرش گفت تا یه ماه باید استراحت مطلق باشم.
من: پس بازم میخواد؟
زهره: چرا نخواد منم دفعه اول جر خوردم.
من: بهش بگو دفعه بعدی کونشو هم اماده کنه که کون هم باید بده.
زهره: نکردی که؟فکر کردم گریه کرد از کون کردیش
من: فقط اول سرش اونم نه کامل خیلی تنگ بود معلوم بود تا حالا فقط خروجی بوده کلاهک سرشم تو نرفته بود زد زیر گریه دلم نیومد خیلی درد داشت.
منم طبق معمول همون شب جریان سکس رو به فرشته گفتم البته میدونست قرارمون امروز بوده منتظر بود خودم بگم ولی وقتی فهمید خاله طیبه بوده شاخ دراورد و خواست براش تعریف کنم و منم با جزییات همه چیزو براش تعریف کردم که اخرش اونقدر حشری شد گفت بریم حموم و تو حموم یه دست از کس و کون کردمش تا اروم شد.
ادامه دارد....
     
  

 
     
  
زن

 
ضربدری یک طرفه – قسمت هفتاد و سه
بیست روزی گذشت و همه چیزعادی بود که اون شب گوشیم دست فرشته بود که زهره پیام داد بازم میخواد ولی این دفعه منم هستم .
فرشته صدام زد و گوشی رو داد بهم و جواب دادم: تریسام؟خودش خواست؟
زهره: اون نه من خواستم
من: چیزی نگفت؟
زهره:اولش که چرا خیلی مخالف بود ولی اونقدری روش کار کردم که دیگه کم اورد ولی بهش گفتم وقتی هیچی نمیبینی چه یه نفر تو اتاق باشه چه دو نفر که بالاخره راضی شد و قرار شد صورتشو بپوشونه که صورتشو اصلا نبینی و اونم تو رو نبینه و تو پوزیشن داگی یا سجده باشه و گفت لباسمو کامل در نمیارم تا زیر باسنم ولی هنوز معذب بود که دفعه قبلی سینه هاشو گرفته بودی تو دست و گفت بهم دست نزنه منم که مثل همیشه ولی دوتامون رو بکنی فقط مراقب باش فکر میکنه تو یه ادم کاملا غریبه هستی چون گفت دفعه قبلی اخراش دیگه نتونستم صدام در نیاد خیلی محکم میکرد نمیتونم صدامو کنترل کنم منم بهش گفتم چه اشکالی داره داری لذت میبری صداتم بشنوه تو رو که نمیشناسه همو هم قرار نیست ببینین.
من: خیالت راحت من صدام در نمیاد اشکال نداره بالاتنه رو در نیاره ولی بهش بگو شورت و سوتین نپوشه و منم که نمیتونم دستمو نبرم رو سینه اش بهش بگو ممکنه هوسی بشه پستوناشو بگیرم تو دست.چقدر هم شرط داره.
زهره: کم کم درست میشه اولشه تو باهاش نرم تر باش تا رام بشه
فرشته خیلی تعجب کرده بود که خاله طیبه تریسام هم میخواد تجربه کنه گفت: جالبه خاله طیبه هم ارهههه اخرین نفری بود که میتونستم فکرشو بکنم اینجور رابطه ای میخواد.
من: وقتی از زور هوس حاضر بوده بره پیش دکتر مرد معاینه بشه که فقط لذت ببره خب معلومه با یه اینجور پیشنهاد مطمینی میخواد.
فرشته به شوخی و خنده گفت:خیلی گناه داره خوب بکنش که سیر بشه
من: مطمین باش به اندازه تمام این سالها ارضاش میکنم.
زهره واسه شب پنج شنبه ساعت هشت برنامه چید و قرار شد فرشته با باباش و بچه ها برن پارک و زهره هم به بهونه مریضی بمونه خونه .
حدودای هشت رفتم کلید انداختم و رفتم تو به به زهره یه ارایش خوشکل کرده بود و با یه ست سفید و خوشکل اومد استقبالم و همو بغل گرفتیم و بوسیدیم بی صدا رفتم سمت اتاق و زهره جلوتر رفت تو اتاق چراغ اتاق خاموش بود ولی در اتاق که نیمه باز بود اتاق نیمه روشن بود.جووووون خاله طیبه یه بلوز و شلوار نخی زرد گلدار تنش بود و پشت به من رو تخت خم شده بود و صورتش رو پوشونده بود زیر ملافه. اخخخخ کون درشت و برجسته و خوشکلش تو شلوار نخی گشاد هم معلوم بود و شورت هم که نپوشیده بود بزرگی و شکاف کونش کاملا دیده میشد جوووووون .منم که بیرون از اتاق کامل لخت شده بودم رفتم پشتش ایستادم و مثل دفعه قبل صدای تند نفساش میومد و منم اول اروم کونش رو یکم تو دستام مالش دادم کیرمو لای کونش کشیدم که یه اهههه کشید و منم از شنیدن صدای پر از شهوت خاله طیبه غرق در لذت و هوس بودم وایییی تو نور قرار بود کونی رو ببینم که بیست سال حتی تو شلوار خونگی هم ندیده بودم منم اروم کیرمو رو کونش میمالیدم و لای شکاف کونش فرو میکردم و از زیر کسش میکشیدم تا بالا که کلفتی و درازی کیرمو خوب حس کنه و خاله طیبه هم اروم اه اه میکرد و منم دستامو رو کونش میکشیدم که خم شدم و اروم یکم بلوزشو دادم بالا و از پایین کمرشو میبوسیدم و خیلی ملایم و کم کم با بوسیدن شلوارشو تا پایین پاش کشیدم پایین که اولین شرط رو زیر پا گذاشتم چون قرار نبود شلوارشو کامل بکشم پایین که یهو گفت وایییی نه کامل نکش پایین . ولی دیر شده بود و شلوارش افتاده بود پایین پاش اخخخخ چه رونی داشت گوشتی و تپل ولی سفت و ماهیچه ای برعکس رون پای زهره که شل بود . اومدم عقب تر و از عقب داشتم فقط خیره اون اندام رو نگاه میکردم اخخخخ چه تناسبی داشت رون پاهاش با کون برجسته و گوشتیش جوووووون تو نور چه کون برجسته خوشکلی داشت اخخخخخخ از بالای شکاف کونش رو اروم بوسیدم و با دست نوازش میکردم و کم کم رسیدم لای شکاف کونش که باز هم بوی خوش شامپو میداد و حجم کونش خیلی خوشکل بود وبرعکس کون زهره که تا حدی نرم و شل بود کون طیبه سفت و ماهیچه ای بود لای کونش رو باز کردم وایییی سوراخ کون خوشکل اخخخخخ زبونمو بردم لای کونش و وسط سوراخ کونش گذاشتم که یه اااااااییییی از ته دل گفت و فهمیدم خاله طیبه هم اینبار راحت حرف میزد و مثل قبل ساکت نبود اروم ناله میکرد و منم سوراخ درشت و قهوه ایشو زبون میزدم و میبوسیدم و لیس میزدم وایییییی چه لذتی داشت مخصوصا که صدای خاله طیبه تو اون حس هوس چه داغتر شده بود اخخخخ داشتم سوراخ کون کسی رو لیس میزدم که حتی فکرشم نمیکردم بدون روسری ببینمش چه برسه اینجوری اخخخخخخخ قبل از رسیدن به کسش اول تا پایین پاش رو بوسیدم که ساق پاهاشو سیر بوسیدم وعجب ساق پای درشت و سفتی داشت که برگشتم بالا و لای کونشو کامل باز کردم و زبونمو بردم لای کس خاله طیبه که حسابی هم ترشح داشت و لزج شده بود و با ولع داشتم زبونمو لای کسش میکشیدم و میخوردم و خاله هم دیگه راحت ناله میکرد و بلند بلند ااااییییییی اااااایییییییییی میگفت و خودمم دو زانو رو زمین بودم که دیدم واییییی نهههه زهره لای کونمو باز کرد و زبونشو گذاشت رو سوراخ کونم لیس میزد اخخخخخخ این کارش خیلی هوسیم کرده بود و با ولع میخورد برام خیلی بهم حال میداد و منم که تو اوج هوس بودم همونجور دستمو بردم زیر بلوز خاله طیبه پستوناش اخخخخخ بزرگ و اویزون دو تا پستوناش کف دستم بود چه سنگین بود که یهو خاله طیبه گفت: اخخخخ نههههه نمیخوامممممم اینجا نهههههه ولی خب مقاومتی نکرد و منم وایییییی و نوک پستوناشو گرفتم لای انگشتام که از اینکارم هم شوک شد و هم انتظارشو نداشت چون قرار نبود دست به جای دیگش بزنم ولی چیزی نگفت و منم اروم نوک دوتا پستونای بزرگشو مالش میدادم و سرمم لای کسش داشتم میخوردم براش و خاله طیبه هم از این کارای من حسابی شهوتی شده بود و بلند بلند اه اه میکرد و سرمو بردم زیر کسش و لبهای کسشو مک میزدم و لای دندونام بازی بازی میدادم ولی زبونم به چوچوله اش نمیرسید .
عاشق خوردن کس زنای سن بالا بودم اخخخ چون اونا قدر خوردن کسشونو خوب میدونن و اونقدر خیسن و ترشح دارن که تمام صورتمو پر میکرد و بوی خیسی و اب کسشون مستم میکرد مخصوصا وقتی زبونمو تو سوراخ کسشون فرو میکردم و اروم تلمبه میزدم داغ میشدن واییی کس خاله طیبه هم همینجور بود یه زن پنجا و دو ساله به شدت حشری با کس درشت و تپل و حسابی هم خیس و لزج اخخخخخخخخخ. پستونای بزرگش کف دستام بود و تو دستام میچلکوندم و طیبه هم ناله میکرد که زهره انگشتشو فرو کرد تو کونم و مدتی بود کون نداده بودم یکم دردم گرفت و نوک پستون طیبه رو یکم فشار دادم که داد زد اخ اخ نکننننننن دردم میاددددددد که ولش کردم و زهره هم انگشتشو کامل تو کونم داشت تلمبه میزد و کیر اویزونمو محکم گرفت تو دست و میمالید وایییی چه لذتی شده بود و زهره هنوز انگشتش تو کونم بود و تلمبه میزد یکم گذشت برگشتم به زهره اشاره کردم بیا بالا پستوناشو بخوره و زهره هم که انتظارشو نداشت ولی چیزی نگفت و بلند شد رفت رو تخت خوابید و سرشو برد زیر بدن طیبه و بلوزشو داد بالا و پستونای طیبه رو کرد تو دهن که خاله دیگه فهمیده بود تواین سکس از خودش اختیاری نداره و فقط باید ببینه که من و زهره باهاش چکار میکنیم که گفت زهرههههههه واییییی نمیتونمممم وایییی چکار میکنییییییی زشتههههههه .
زهره هم گفت جوووون چه پستونی داری و میمکید براش و طیبه هم که میدونست که تو این سکس من و زهره حسابی قراره باهاش لذت ببریم و نمیتونه مقاومتی بکنه ناله طیبه از شدت هوس بلند شده بود و زهره داشت پستونای خواهرشو میخورد و منم داشتم کسشو میخوردم .جوووون دو تا خواهر تپل شوهر دار جلوم داشتن عشق بازی میکردن منم هوسم بالا بود و با تمام هوس لای کون خاله رو کامل باز کرده بودم و افتادم به جون کسش و محکم میخوردم که یهو طیبه بی اختیار لرزید و ارضا شد و با فشار شروع کرد به جیش کردن رو تخت و اخخخخ دهن منم زیر کسش و واییییی تا حد زیادی هم جیشش تو دهن من میریخت و منم اونقدر هوسی و داغ و جیش طیبه هم داغ فقط میخوردم و سوراخ جیشش و گرفتم تو دهن و مک میزدم که خاله طیبه بلند گفت وایییییییییییییییییییییییییی نههههههه نکنینننننن نمیتونمممم واییی غلط کردم ولم کنینننننن . همینجور هم جیشش منقطع میومد و تو دهنم خالی میکرد وای چه لحظه ای شده بود.
زهره: جونننن ابت اومد یا جیش کردی خوشکلمممممم همینههههه البته هنوز کیر نرفته تو کس خوشکلت .
طیبه: وای نمیتونممممم بذار برممممم اخخخخخخ دیگه تحمل ندارممممم واییییی .
طیبه یجورایی کامل کونشو داده بودم بالا و زهره هم زیرش
که یکدفعه از چیزی که دیدم از تعجب شاخ دراوردم .......
ادامه دارد.....
     
  
صفحه  صفحه 17 از 18:  « پیشین  1  ...  15  16  17  18  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

ضربدری یک طرفه

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA