خانه | ثبت نام | نظرسنجی | جستجو | موقعیت | قوانین   چت روم
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی /

داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی


صفحه  صفحه 121 از 121:  « پیشین  1  2  3  ...  119  120  121
MrSami0211 مرد #1,201 | Posted: 1 Aug 2020 17:12
کاربر
 
قسمت سوم
فاحشه ای از جنس درد (۳)
هیچوقت اون روز صبح رو یادم نمیره وقتی در خانه رو باز کردم و به کوچه اومدم آسمون گرفته بود ، جوری گرفته بود که انگار روز قیامت شده بود ، سروناز آروم صدام کرد یه لحظه به خودم اومدم
- کجایی دختر ؟ هی دارم با دست بهت علامت میدم بیا انگار حواست نیست
_سروناز یه لحظه تو خودم نبودم ، حواسم به آسمون بود ، بریم
یه دربست گرفتیم سمت خیابان جمهوری ، تو تاکسی بیشتر از چند کلمه صحبت نکردیم ، تقریبا رسیدیم .
بعد از حساب کردن تاکسی پیاده شدیم ، سروناز جلو افتاد ، جلوی یه مجتمع ۳۰ واحدی وایساد ، کلید انداخت و در باز شد رفتیم سوار آسانسور شدیم طبقه سوم واحد ۱۲ ، سروناز در رو باز کرد و به شوخی گفت بفرما داخل غریبی نکن .
یه لحظه با اینکه اضطراب شدید داشتم از حرف سروناز خندم گرفت ، ولی با اینکه خونه مجردی بود ، عجب مبلمان شیکی داشت به شهاب نمیومد خوش سلیقه باشه .
یکم نشستیم اصلا میل به چیزی نداشتم ولی سروناز یخچال رو باز کرد یکم سوسیس کالباس داخل یخچال بود که رفت آماده کرد ، چند لقمه خوردم ولی استرس کامل جلوی اشتهام رو گرفته بود .
ساعت حدود ۱ بعدازظهر بود ، از سروناز پرسیدم کی میان گفت بهشون گفتم تا ساعت سه بیان ، گفتم خوبه
- سروناز : پروانه پاشو بریم لباس سرهمی هامون رو بپوشیم و یکم آرایش کنیم
- باشه بریم
خونه حدودا ۸۰ متر بود دوتا اتاق خواب داشت ، باهم رفتیم یکم آرایش کردیم و لباس پوشیدیم اومدیم تو پذیرایی
- سروناز الان اینا مگه دوتا نیستن ؟
- خب
- کی با کی بره؟ دوتایی اصلا چجوری برنامه بریم؟ کلا یه تخته
- خب احمق جان تو اون اتاق تشک میزاریم تو کمد دیواری هست بعد اینکه عزیزم من قیافشون رو ندیدم فقط میدونم ۳۳ سالشونه و مهم تر اینکه اونا باید ما رو انتخاب کنن نه ما
- اهان
- فقط پروانه حواست باشه اول من پول رو میگیرم بعد اوکی میدم حواست باشه
- باشه باشه
گوشی سروناز زنگ خورد ؛
- الو بفرما عزیزم ؟ رسیدین؟ الان در رو باز میکنم خیلی آروم بیاید بالا طبقه سوم واحد ۱۲
- وای چه دلشوره ای گرفتم سروناز
- احمق نباش منم بدتر از تو ام ولی نشون نده ترسیدی
صدای در اومد سروناز گفت بشین ، در رو باز میکنم ، در باز شد دوتا پسر قد بلند وارد شدند سلام علیک کردیم، خودشون رو معرفی کردند ، یکیش اسمش مجتبی بود ، اون یکی علی ، ماهم خودمون رو معرفی کردیم ، سروناز رفت آشپزخونه که چایی بیاره
علی و مجتبی هم آروم در گوشی باهم پچ پچ میکردن .
سروناز چایی رو آورد ، خیلی مودب و متین بودن بعد از چایی سروناز گفت حالا کدومتون با کی میره ؟
- علی گفت من با شما ، مجتبی هم با پروانه خانوم
- سروناز : اوکی ، فقط ببخشید پول رو محبت میکنید
- علی : بله بله ، بفرمائید
سروناز : خب بلند شید بریم؟
سروناز با علی رفت اتاقی که تخت نداشت ، من و مجتبی هم بسمت اتاقی که تخت داشت
تا بلند شدم مجتبی از پشت منو بغل کرد ، یه لبخند بهش زدم و به سمت اتاق رفتیم ، در رو بستم و مجتبی آروم شروع کرد منو بغل کردن صورتش رو آورد جلوی صورتم و شروع به لب گرفتن کرد اولش خوب همکاری نمی کردم ولی یکم گذشت یه احساسی داخل زنده شد که خودمم بدم نمیومد
آروم شروع کرد لباسم رو دراوردن ، خیلی با تجربه بود انگار ، شروع کرد به بوسیدن گردنم کم کم انگار حس شهوت داشت تو خودم آتیش می گرفت ، قبل از اینکه سوتین و شورت م رو در بیاره، شلوارش رو درآوردم و از روی شورت شروع کردم به نوازش کیرش ، آروم زیر لب میگفت اخ قربونت برم ، شورتش رو درآورد، یه لحظه جا خوردم عجب اندازه ای داشت ، دراز نبود ولی به شدت کلفت بود ، آروم گفت ساک میزنی ، گفتم حقیقتا اولین بارمه ، گفت ایرادی نداره بدت نمیاد
شروع کردم اول سر کیرش رو تو دهنم گذاشتم و آروم نصف کیرش و تو دهنم بردم ، دو سه بار با دندون زدم ولی کم کم تونستم دستش و گذاشت های موهام و سرما عقب جلو میکرد ، یکم عقب جلو کردم دیدم درآورد کیرش و منو آروم خوابوند، شورت و سوتینمو درآورد شروع کرد سینه مو خوردن آنقدر با حوصله این کارو میکرد که کم کم صدای ناله من هم در اومده بود ، اومد پایین تر و زبونش رو کسم گذاشت ، دیگه داشتم دیوونه می شدم بعد چند دقیقه کم کم داشتم ارضا میشدم ، خیلی وقت بود حتی خود ارضایی هم نتونسته بودم بکنم ، غرق لذت بودم ، یهو بدنم شروع کرد به لرزیدن و ارضا شدم ، آروم در گوشم گفت خوشت اومد ؟ گفتم آره
هیچوقت فکر نمی کردم اولین سکس کاملم رو اینجوری و با این شرایط بکنم ، کم کم کیرش رو گذاشت رو کس م ، یکم بالا پایین کشید بهش گفتم کاندوم داری ؟ گفت آره ، کاندوم رو کشید رو کیرش و آروم شروع کرد به فرو کردن کیرش صدای جیغم بلند شد انقدر درد داشتم که دستامو محکم مشت کرده بودم ، هی قوربون صدقم میرفت کم کم شروع کرد به تلمبه زدن ، صدای ناله و آه کشیدنم آنقدر زیاد شد که خجالت می کشیدم سروناز بشنوه ولی صدای سروناز هم خیلی زیاد بود ، دوباره کیرش و درآورد و خون روی کاندوم رو تمیز کرد ، دراز کشید گفت بشین روش واقعا خسته بودم و درد داشتم اما به زور نشستم و شروع کردم به پایین بالا رفتن ، کیرش انقدر کلفت بود که داشتم واسه بار دوم ارضا می شدم ، بعد چندبار بالا پایین پریدن دیدم که مجتبی یه آه بلند کشید و متوجه شدم ارضا شده ، یکم روش دراز کشیدم ، منو آروم بغل کرد که با دستش هی سعی میکرد کونم رو انگشت کنه ، ازم پرسید که میشه از پشت هم بکنم که گفتم اصلا ، اونم اصرار نکرد یه لب گرفتیم و کم کم از بغلش بلند شدم و با دستمال شروع کردم به تمیز کردن رفتم دستشویی که خودمو تمیز کنم صدای ناله های سروناز خیلی بلند بود مدام داد میزد جون بکن منو ، خندم گرفته بود از دستشویی اومدم بیرون که دیدم در اتاق سروناز هم باز شد و علی منو دید یه جوون بلند گفت و من یه لبخند ساده زدم و رفتم داخل اتاق تا لباس هام رو بپوشم
مجتبی لباسش رو پوشیده بود اومد منو بغل کرد و شونه هام رو بوسید و ازم کلی تشکر کرد گفت ، حتی زنم هم آنقدر نتونسته بود منو خالی کنه
یهو توی دلم خالی شد ، گفتم ای وای ، بیچاره زنش ، نکنه آه زنش منو بگیره مجتبی رفت بیرون یه لحظه گریه م گرفت ، سروناز صدام کرد آروم اومدم بیرون ، علی و مجتبی خداحافظی کردن و رفتن .
سروناز سریع پرسید تازه عروس چجوری بود سواری ؟ منو که علی پاره کرد خیلی پسر خوبی بود
_ گفتم سروناز میدونستی زن دارن ؟
_ سروناز گفت دیونه به ما چه ربطی داره
_ گفتم آخه ... نزاشت حرفم تموم شه
گفت پول و بچسب ، چطور بود حالا ؟
گفتم بد نبود ، ولی تمام بدنم درد میکنه ، ساعت حدود ۴:۳۰ بود ، سروناز گفت بیا یکم دراز بکشیم تا ساعت هفت بعد بریم سمت خونه .
راستی پولت هم گذاشتم تو پاکت بزار تو کیفت ، گفتم باشه ...

پایان بخش سوم

پ ن پ : منتظر قسمت چهارم باشید دوستان ، هرچی بیشتر می نویسم میبینم این داستان کار چهار قسمت نیست حداقل هفت یا هشت قسمت باید پیش بره تا به پایان خوب برسیم ، امیدوارم که صبور باشید

نویسنده : #مسترسمی
      
MrSami0211 مرد #1,202 | Posted: 2 Aug 2020 19:15
کاربر
 
فاحشه ای از جنس درد (۴)
قسمت چهارم
ساعت حدود ۸ شب بود خسته رسیدم خونه ، سرگیجه شدیدی داشتم ، مامانم تا منو دید ، گفت چی شده دختر ، رنگ تو رخساره نداری ؟
- مامان خسته شدم ، روز اول هی سعی کردم خودم رو خوب نشون بدم ، کم نیارم
- راضی بودن ازت ؟
- آره مامان، فقط من خسته ام صبح باید برم میخوام برم بخوابم ، شام بیرون خوردم
- باشه دخترم ، الهی فدات شم
صدای زنگ گوشی
سروناز : پروانه فردا زود بریم ، که خونه کسی شک نکنه، می ریم اونجا می خوابیم، راستی واسه بعد از ظهر هم مشتری گرفتم نفری سیصد پول میدن
- باشه فقط من خیلی داغونم مسکن میخوام بخورم بخوابم
- اکی
خیلی حالم بد بود ، از خودم بدم میومد ، یه لحظه بغضم ترکید ، از وقتی بابام مرد ، گریه کردن کار هر شبم شده بود ، درد های توی سینه ام خیلی " درد " میکرد و اون شب به تمامی غصه هام دردهای جدیدی اضافه شده بود !
اون شب هم گذشت صبح ساعت هفت و نیم بیدار شدم ، بدون که کسی رو بیدار کنم رفتم حمام و اومدم بیرون و کم کم آماده شدم ، ساعت ۸:۳۰ سر کوچه بودم طبق معمول منتظر سروناز ، یک ماشین خارجی جلوی خونه آقای محمد پور وایساد ، دیدم ستاره دخترش از خونه بیرون اومد ، از ماشین یک مرد قد بلند پیاده شد و در رو برای ستاره باز کرد چقدر آشنا بود یک لحظه برگشت سمت من ...
امیر بود ، شاهزاده دوران عاشقی، کسی که عاشقانه دوسش داشتم ، تا من رو دید یه مکث چند ثانیه ای کرد و سرش رو پایین انداخت و سوار ماشین شد .
تمام دنیا دور سرم می چرخید، یک لحظه دوست داشتم دنیا به احترام این لحظه می ایستاد و من دوباره امیر رو نگاه میکردم ...
خدا ...
با امیر دوسال دوست بودم، حتی برای خواستگاری پیش پدرم هم آماده بود ، اما پس از مرگ پدر همه چیز تغییر کرد ، من باید تمام فکر و وقتم رو برای خانواده میگذاشتم ، مجبور شدم پا روی احساسم بزارم و امیر رو از خودم دور کنم .
نمیدونم چی شد ولی یک لحظه دوباره چشمام پر از اشک شد ، سروناز رسید
- چی شدی دختر ؟ چرا گریه میکنی ؟
- هیچی ، فقط بریم
سوار ماشین شدیم و رفتیم به خونه مجردی شهاب ، مانتو رو درآوردم و همون جوری درازکش شدم رو مبل
- پروانه هنوزم نمیخوای بگی چی شد یهو ؟
- سروناز هیچی امیر رو دیدم با ستاره دختر محمد پور بود
- اووو گفتم حالا چی شده !! دختر خوب خودت نخواستیش، خودت پر دادیش ، الان دیگه تمومش کن بگیر ۳_۴ بخواب میزون میشی ، بیا بلند شو بریم؟ رو تخت بخوابیم
- به به عجب تختیه پروانه ، شاید باورت نشه از بچگی دوست داشتم رو تخت بخوابم ولی نشد ...
- خخخ سقف آرزوهات چیه اخه سروناز ، بگیر بخواب بابا
آنقدر خسته بودم بعد چند لحظه سریع به خواب رفتم ، بعد چند ساعت یکی دیدم نوازشم میکنه
- پروانه بیدار شو ، دیر شد ، بدو اینجا شماره رستوران هست ، بیدار شو ببین تو چی میخوری سفارش بدیم ناهار بچیزی بخوریم
- واسه من کوبیده سفارش بده
- باشه حالا بلند شو تو هم کم کم لباس عوض کن
- پروانه من تا غذا بیاد میرم یه سر داروخانه یه بسته کاندوم بگیرم چندتا دستمال هم بگیرم
- باشه برو منم الان آماده میشم
بعد از رفتن سروناز اول دست و صورتمو شستم بعد رفتم تو بالکن یه نخ سیگار روشن کردم
صدای زنگ آیفون اومد
- بله ؟
- از رستوران ارکیده هستم ، غذا آوردم .
- اکی بی زحمت بیارید بالا
غذا رو گرفتم بعد چند دقیقه سروناز هم رسید ، نشستیم رو میز شروع کردیم به غذا خوردن که گوشی سروناز زنگ خورد .
- ااا چرا ؟ باشه عزیزم ، نمیدونم بزار ببینم پروانه قبول میکنه
- چی شده سروناز ؟
- مشتری امروز بود گفت تنها میاد ولی میخواد با جفتمون باهم برنامه بره گفت پول رو دوبل میده
- سروناز نه من نمیتونم خجالت می کشم . نمیشه
- بابا دیوونه نشو دختر اتفاقا اینجوری بهتره زیاد خسته نمی شیم بعدش تازه من و تو باهم این حرفا رو نداریم که
- پروانه : نمیدونم والا هرچی خودت میگی
- آفرین دختر خوب الان اس ام اس میدم زود بیاد
سریع غذا رو خوردیم و آماده شدیم ، بعد چهل دقیقه ، پسره رسیده ، طبق معمول سروناز در رو باز کرد و اومد بالا
یه پسر ۲۰ ساله ، با قد متوسط و موهای بلند مشکی ، اومد تو و سلام کرد ، خیلی شوخ طبع بود تا دید ما رو گفت به به چه ملکه هایی ، تو دلم گفتم احمق پادشاه یک ملکه داره ، بگذریم خیلی سریع پول رو درآورد و به سروناز داد ، سروناز بهش اشاره کرد برو تو اتاق تا بیایم ، بعد چند لحظه سروناز در گوشم گفت بریم تو عشقم ؟ خندم گرفت از عشقم گفتن سروناز ، رفتیم تو اتاق اسمش رو ازش پرسید سروناز گفت ، سامیار هستم ، آقا زامیاد قصه ما قبل از اینکه ما برسیم کشیده بود پایین ، یه کیر ۱۵ / ۱۶ سانتی معمولی تقریبا نیمه راست بود ، شروع کردیم به لخت شدن ، زامیاد شروع کرد از پشت بغل کردن ، قشنگ فشار کیرش رو روی خط باسنم حس میکردم ، همون طور که منو بغل کرده بود با دستش کس سروناز رو دست میزد .
یه لحظه دسته خودم نبود ولی قفل اندام سروناز شدم ، بگذریم ..
سامیار با حالت شوخ طبعی گفت خانوم ها افتخار میدید یه ساک کوچولو واسه سامی کوچیکه بزنید .
سروناز زانو زد و آروم شروع کرد به ساک زدن کیرش ، پیش خودم گفت این دختر از کی آنقدر جنده بازی رو خوب یاد گرفت یه لحظه کل کیر سامیار رو تو دهنش جا میداد ، یهو دست من رو سروناز گرفت و گفت بشین من آروم شروع کردم به ساک زدن کیر سامیار و تو همین حین ، سامیار سینه های سروناز رو می بوسید
بعد چند لحظه احساس کردم رگ های کیرش منقبض میشن و با فشار آبش رو تو دهنم خالی کرد ، به قدر عصبی شدم که دلم میخواست محکم بکوبم تو صورت سامیار ، ولی قبل اینکه چیزی بگم یا حرکتی انجام بدم پشت هم عذرخواهی کرد ، سریع آب کیرش رو تو دستمال خالی کردم ، سامیار با دستمال کیرش رو تمیز کرد ، خوابید روی تخت و به سروناز و من اشاره کرد که بیایم بغلش بعد از چند دقیقه کیرش دوباره داشت سیخ میشد ، عجیب بود برام ، سروناز یه کاندوم برداشت چون ناخن بلند داشت ، داد به خودش تا روی کیرش بکشه ، آروم بلند شد و سروناز رو به صورت داگی نشوند و شروع کرد به تلمبه زدن ، سروناز بهم با اشاره گفت که بیا جلوی من ، منم بدون اینکه بدونم قصد سروناز چیه دراز کشیدم و سروناز بدون معطلی شروع به لیس زدن کس م کرد ، یک لحظه شوک شدم و از خجالت چشمام رو بستم اما بعد چند لحظه واقعا غرق لذت شدم ، صدای آه و جیغ سروناز بلند شده بود و من هم سعی میکردم خودم رو کنترل کنم اما واقعا لذت سوار من شده بود و خیلی خفیف ناله هام داشت در میآمد، همیشه فکر میکردن فاحشه ها دیگه از سکس هیچ لذتی نمیبرن اما ‌....
بعد پنج شیش دقیقه تلمبه زدن سامیار بهم گفت پروانه جون بیا حالا نوبت توست ، به حالت داگی نشستم و سامیار شروع کرد به تلمبه زدن ، سروناز آروم جلوی من خوابید ، انتظار داشت من هم کار خودش رو انجام بدم اما شدیدا خجالت می کشیدم ولی کم کم من هم با زبانم سعی میکردم روی کس سروناز مانور بدم ، سامیار تلمبه هاش رو شدید کرد و با دستش از پشت سینه هام رو محکم گرفت ، و بعد چند لحظه دوباره ارضا شد ، آروم کیرش رو کشید بیرون و کلی تشکر کرد ، من سریع به سروناز گفتم من برم حموم یه دوش بگیرم بیام بیرون ، سروناز هم گفت برو و سریع سامیار رو راهی کرد .
تو حموم خیلی به این روز فکر کردم با صدای سروناز به خودم اومدم
- پروانه داری چیکار میکنی ، زود بیا بیرون بریم خونه

پایان قسمت چهارم

پ ن پ : دوستان قسمت پنجم هم در حال نگارش هست ، منتظر باشید
      
صفحه  صفحه 121 از 121:  « پیشین  1  2  3  ...  119  120  121 
داستان سکسی ایرانی انجمن لوتی / داستان سکسی ایرانی / داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید

رنگ ها Center  List   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.


 

 

Report Abuse  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
Copyright © 2009-2020 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites
↑ بالا