↓ Advertisement ↓
انجمن لوتی
صفحه  صفحه 122 از 122:  « پیشین  1  2  3  ...  120  121  122
داستان سکسی ایرانی

داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی

 
#1,211   Posted: 30 Apr 2021 00:34
Streetwalker



ارسالها: 2352
fult000:
این داستان کپی شده از سایت شهوا. ن. ی بود

واقعا؟
جناب gharibe_ashena چطور به خودتون اجازه دادید از سایت ش....چیزی رو تو لوتی کپی کنید؟
اگر این موضوع واقعیت داشته باشه شما شان و جایگاه انجمن لوتی رو زیر سوال بردید و تمام ما رو بازی دادید.
و اگر این موضوع به من ثابت بشه شما رو به لیست پیشگیری منتقل خواهم کرد.
خیانت یک مسکن قوی هست،در برابر دردها،زخمها و خستگی ها.بعضی ها این مسکن رو بالا میندازند و بعضی ها تحمل میکنند...
 
     
  ویرایش شده توسط: Streetwalker  
↓ Advertisement ↓
 
#1,212   Posted: 30 Apr 2021 03:06


 1 Star

ارسالها: 113
Streetwalker
سلام
داستان کپی شده از سایت بودش ولی انقدر داستان قشنگ و زیبا بود که دلم نیمد اینجا نزارمش
و بقیه هم لذت نبرن
و اینکه خیلی از داستان های دیگه هم داره کپی میشه از سایت های دیگه
ولی من اسم نویسنده داستان رو انتهای داستان گذاشتم و ادعایی سر اینکه من نویسنده داستان هستم نداشتم که بخوام سواستفاده کرده باشم
فقط بخاطر جذابت داستان بود که اینجا بازنشر دادم
اگه این کار ممنوعه اوکی مشکلی نیستش ارسال نمیکنم
ولی واقعا حیف این داستان بود که تو انجمن نباشه
غریبه ترین آشنا در میان دوستان
 
     
  
 
#1,213   Posted: 30 Apr 2021 08:11
Streetwalker



ارسالها: 2352
gharibe_ashena
در هرحال از شما بعنوان یک کاربر حرفه ای انتظار خیلی بیشتری میره.شما که نباید مثل یک کاربر غیرحرفه‌ای ای تازه کار عمل کنید.
همیشه آب از بلندی به گودی سرازیر میشه نه برعکس!
در پایان درسته که ما در کشورمان حق کپی رایت رو رعایت نمیکنیم ولی اگر قرار چیزی از جایی به جای دیگه کپی بشه حتما مبدا و نام نویسنده ذکر بشه و بهتره قبلش مدیر مربوطه در جریان قرار بگیره.
لطفا همه کاربرها رعایت کنند.
خیانت یک مسکن قوی هست،در برابر دردها،زخمها و خستگی ها.بعضی ها این مسکن رو بالا میندازند و بعضی ها تحمل میکنند...
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 مرد
#1,214   Posted: 30 Apr 2021 10:36


 1 Star

ارسالها: 96
منم داستان واقعیه زندگیمو میتونم بنویسم، پر از شهوت و سکسای عجیب، ولی خب میترسم
کسی میتونه کمکم کنه؟
 
     
  
 
#1,215   Posted: 30 Apr 2021 12:55
Streetwalker



ارسالها: 2352
milad__irani:
میترسم

میترسید؟!


milad__irani:
کسی میتونه کمکم کنه؟

کمک؟!
برای نوشتن خاطرات یا تخیلات شما؟!
خیانت یک مسکن قوی هست،در برابر دردها،زخمها و خستگی ها.بعضی ها این مسکن رو بالا میندازند و بعضی ها تحمل میکنند...
 
     
  
 
#1,216   Posted: 30 Apr 2021 14:41


 1 Star

ارسالها: 113
Streetwalker
حتما بازم از دوستان معذرت میخوام
و البته مدیر تالار
غریبه ترین آشنا در میان دوستان
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 زن
#1,217   Posted: امروز 16:42

 0 Star

ارسالها: 2
سلام اسم من رامينه و 40 سالمه و با مادر و پدرم زندگي مي کنم . اسم مادرم شهناز و 58 سالشه يه دونه خواهر خوشگلم دارم که 36 سالشه و چند ساله ازدواج کرده و اسمشم شهرزاده
داستان من از اونجا شروع شد که اکثرا داستانهاي سکسي مي خوندم و فيلم زياد مي ديدم . و همش تو نخ مامانم و خواهرم بودم عاشق اين بودم که ترتيب همه زناي فاميل و بدم اکثرا هم با شورتاي مامان يا خواهرم خودمو ارضا مي کردم . خواهرم اينا طبقه بالاي خونه ما و تو يه اپارتمان زندگي مي کردند شوهرشم اکثرا به خاطر کارش خونه نبود چون رو کشتي کار مي کردن منم از اونجايي که شوهرش نبود زياد مي رفتم خونشون و تو کاراي خونه کمکش مي کردم ولي هميشه چشم چروني رو مي کردم .ديگه آمپر چسبونده بودم و مي خواستم يه جوري شهرزاد و بکنم اکثرا شبا خونه پيش شهرزاد بودم تا تنها نباشه تصميم گرفتم شب که مي خوابم شلوارمو دربيارم و فقط با شورت بخوابم و صبح که شهرزاد مي خواد منو بيدار کنه تو اون وضعيت منو ببينه . صبح با صداي در دستشويي بيدار شدم و فهميدم شهرزاد رفته دستشويي مي دونستم منو برا صبحانه بيدار مي کنه برا همين يه کم با کيرم ور رفتم تا شق بشه بعد چشمامو بستمو منتظر شدم ديدم شهرزاد اومد در اتاق و باز کرد بعد يه مدت درو بست و رفت مي دونستم که کيرمو ديده منتظر شدم دوباره بياد بعد يه مدت اومد و گفت رامين پاشو بيا صبحانه کيرم هنوز راست بود و تو شرت علم شده بود اومد تکونم داد گفت پاشو ديگه منم به وول خوردن از جام پا شدم و به روي خودم هم نياوردم که چه وضعيتي دارم شلوار پوشيدمو رفتم تا صبحانه بخورم رفتم دستشويي صورت و شستيمو اومدم از پشت بغلش کردم داشت چايي مي ريخت کيرم چسبيده بود به کونشو اونم هيچ اعتراضي نمي کرد يه بوس از گونش کردمو گفتم قربون خواهر خوشگلم برم .
با صداي نازش گفت امروز چي شده که قربون من ميري
گفتم من هميشه قربان خواهر گلم ميرم
گفت چرب زبوني نکن برو سر جات بشين چايي بيارم
منم گفتم چشم واي تازه ميديدم چي دارم مي بينم لباس خواب پوشيده بود يه ساتن مشکي که کير هر کي رو راست مي کرد . گفتم خوشگل شدي امروز
شهرزاد گفت خوشگل بودم وگرنه مسعود منو نمي گرفت که
گفتم اون که نيست اينم شوهر بود تو کردي ديدم اخماش رفت تو هم رفتم گفتم ببخشيد منظوري نداشتم و يه بو از لپش کردم اونم با مکث ديدم بدش نمياد با خودم تصميم گرفتم امروز بايد کارو تمام کنم
ديدم خنديد و گفت تو نمي خواي صبخانه بخوري همش داري منو مي خوري
منم تو هوا گرفتم گفتم مگه نمي گي خوشگلي خوشگلا را بايد خورد ديگه گفت پررو
مم گفتم خوش بحال مسعود کوفتش بشه
گفت بسه ديگه صبحانتو بخور منم گفتم چشم و نشستيم صبحانه رو خورديم و همش چشم رو اون سينه هاو پاهاي لختش بود اونم فهميده بود اما چيزي نمي گفت .
بعد از صبحانه ظرفا رو جمع کرد و شرو کرد به شستن منم که کيرم راست شده بود باز از پشت بغلش کردمو و بوسيدمشو گفتم خواهر گلم امروز کاري نداره انجام بديم گفت چرا جايي نريا کلي کار دارم من هنوز پشتش بودم . داشتم از بوي موهاش مست ميشدم گفتم شهرزاد موهات چه بوي خوبي ميده سرمو بردم تو موهاشو بو کردم يواش گوششو گاز گرفتم يه اه ريز کرد و فهميدم که به گوشش حساسه گفت نکن رامين يه جوري ميشم گفتم چه جوري گفت به تو ربطي نداره دوباره گوششو کردم تو دهنمو ليس ميزدمو گاز گرفتم ديدم خودشو کشيد عقب و داشت تو بغلم وا مي رفت ديگه ميدونستم چي مي خوام داشتم ديوونش مي کردم کيرمم داشت شرتمو جر ميداد دستامو تو همون حال گذاشتم دو طرف کمرش ديدم دستاشو گذاشت روش گفت رامين نکن گفتم تا نگي چجوري ميشي ولت نمي کنم
شهرزاد داشت ميمرد دوس داشتم همونجا برگرده و خودش بياد لب بده اما نامرد هولم داد و دوييد سمت اتاق خوابش منم دوييدم سمتش و قبل بستن در اتاق وارد اتاق شدمو انداختمش رو تخت از پشت افتاد رو تخت منم پريدم روشو با هم کلنجار مي رففتيم واي خداي من تو کلنجار منو شهرزاد لباسش رفته بود بالا اون کون خوشگلشو ميدم يه شورت سکسي سياه که فقط لاي کوس و کونش بود بهتر از اين نميشد سفت خودئمو بهش چسبوندمو کير شق شدمو همونجا روي کونش گذاشتم .
دوباره شروع کردک به خوردن گوش شهرزاد و بو کردنش اونم ديگه شهوتي شده بود هي ميگفت رامين مردم نکن گفتم بگو چجوري ميشي ديگه نا نداشت بزرگي کيرمنم رو کونش احساس ميکرد گفت شهوتي ميشم گفتم يعني حالا شهوتي شدي با خجالت گفت اره گفتم قربون خواهر خوشگلم برم گفت حالا ديگه ولم کن گفتم شهرزاد گفت جونم داداشي گفتم خيلي دوست دارم گفت منم دوست دارم رامين جون گفتم اونجوري نه شهرزاد من واقعا عاشقتم
ديدم ساکت شد و چيزي نميگه گفا رامين بلند شو تا کار دستمون ندادي از روش بلند شدم ولي چشمم اون کون سفيد رو دوست داشت اومد بلند شه گفت ميدوني چي ميگي گفتم ار ه دوست دارم شهرزاد گفت من خواهرتم و ثانيا شوهرم دارم تو همون حين کيرمو هم ورنداز مي کرد که راست بود ميدونستم نياز داره اما همينطوري نميشد گفتم چيکار کنم مي خوامت و برام هيچ چيز مهم نيست مهم خودتي بلند شدم روبروش واستادمو و دستاشو گرفتم و سرمو بردم تا بوسش کنم و کاري نکرد اولين لبمو ازش گرفتم و بعد دومي و سومي ديگه خودشو وا داده بود و داشتيم لب همديگه رو مي خورديم بايد کار و تمام مي کردم ازوم خوابوندمش رو تخت و شرو کردم به بوسيدنشو قربون صدقه رفتنش دوباره ازش لب مي گرفتم و نازش مي کردم شروع کردم به خوردن زير گردنش که ديگه شل شد و گفت رامين دوست دارم منم گفتم شهرزاد جون عاشقتم دوباره شروع کردم به خوردن لبش که اونم ديگه حاليش نبود من برادرشم و چنان زبون همو مي خورديم که فکر نکنم ماله مسعود و اينجوري مي خورد يواش دستمو و گذاشتم رو سينه هاشو شروع به ماليدن کردم و همزمان دستشو گرفتمو گذاشتم رو کيرم تا دستش بهش خورد گفت چقدر بزرگه گفتم چي بزرگه نمي خواست بگه کيرت هنوز خجالت داشت اما مي خواستم ديگه شرمش بريزه دوباره گفتم چي بزرگه شهرزاد گفت کيرت رامين گفتم قربونت برم هنوز که نديديش که بايد ببينيو نظر بدي يکي از بندهاي لباس خوابشو دادم پايين تا راحتت بتونم سينشو بخورم تا سينشو ديدم داشتم غش مي کردم يه سينه 75 با توک صورتي ديد همينطوري موندم گفت چيه گفتم خيلي زيبان کوفتش بشه مسعود و شروع کردم بخ خوردن اونم ديگه دستشو برده بود تو شرتم و داشت با کيرم بازي مي کرد ديگه بايد تير نهايي رو ميزدم يواش دستمو گذاشتم رو کوسش و شروع کردم به ماليدن حسابي اب انداخته بود شرتشم که شورت نبود يه خط که کوسش پيدا بود ديگه داشت ناله ميکرد و من به ارزوم رسيده بودم خواهرم شهرزاد ماله من شده بود .
يه زن خوشگل با بدني سفيد که دله هر کسي رو اب مي کرد
اومدم بالا و دوباره ازش لب گرفتم و گفت رامين تو لخت نميشي گفتم خودت بايد لختم کني جفتمون از تخت بلند شديم او من لباس خوابشو از تنش دراوردم اونم شلوارمو کشيد پايين و منم همزمان تي شرتمو درآوردم ديگه فاصلش با کيرم شورت بود که اونم درآورد و کيرم پريد بيرون گفت وووووووووواه کيرت چه نازه رامين گفتم قابل خواهر گلمو نداره شروع کرد به ور رفتن با کيرمو بوسيدنش بلندش کردم و گذاشتمش رو تخت و رفتم سمت کوسش که بخورم گفت رامين کثيفه گفتم تميزش مي کنم شهرزاد جون من عاشق خوردن کوستم حيفه اين کوس نيست افتاده دسته مسعود خندش گرفت گفتم از اين به بعد ماله مني شهرزاد قول ميدي بهم و رفتم لباشو بوسيدم اونم محکم بوسيدم و دوباره بهش گفتم ماله مني شهرزاد؟ گفت اره عزيزم از اين به بعد ماله توام ديگه شهوت کار خودشو کرده بود و شهرزاد داشت حال ميکرد خيلي وقت بود با مسعود نبود و موقع سکسم مسعود زودتر ارضا ميشد ولي حالا رامين چنان داشت باهاش سکس ميکرد که مسعود نتونسته بود ايندفعه نوبت شهرزاد بود که رامينو ببوسه و بگه دوست دارم هواي اتاق خواب کاملا شهواني شده بود .
مي خوام کوستو بخورم عزيزم شهزاد پاهاشو باز کرد و من اول يه بوس به کوسش زدم و شروع کردم به کوس خوردن خوشگلترين خواهرم شهرزاد به خودش مي پيچيد داشتم کوسه خواهرمو مي خوردم که با هم بزرگ شده بوديم شهوت کاره خودشو کرده بود جفتمون داشتيم لذت مي برديم شهرزاد قربون صدقم مي رفت و مي گفت رامين کوسمو نابود کردي منم کير مي خوام گفتم چي مي خواي گفت کير کير رامين کير شوهر جديدمو بوسيدمشو گفتم من از کوست سير نميشم شهرزاد بيا برعکس شيم کوستو بذا رو دهنم حالا 69 شده بوديم و من داشتم کوسه شهرزاد و مي خوردم و کيرم هم تو دسته شهرزاد داشت بازي ميخورد که احساس کردم داره شهرزاد کيرمو مي خوره ديگه داشتم ديوونه ميشدم عکس عروسي مسعود و شهرزاد رو ديوار بودو من بيشتر خال ميکردم گفتم مسعود کجايي ببيني کوسه زنتو مي خورم تو همين حال بودمو چوچوله شهرزاد تو دهنم که ديدم لرزيئد و آبش و ريخت تو دهنم منم همشو خوردم و افتاد بين پاهام گفت چيکار کردي باهام رامين . بغلش کردمو بوسيدمش و گفتم تازه اولشه عشقم من هنوز کوسو کونتو افتتاح نکردم همسر گلم
شهرزاد ديگه ماله من شده بود گفت رامين من هنوز به مسعود از کون ندادم
گفتم عزيزم يه کاري مي کنم حال کني کونت ماله مرداي فاميل بشه کوستم ماله منو مسعود
گفت خاک تو سرت تو چقدر بي غيرتي
گفتم دسه خودم نيست عزيزم من فانتزي رو دوس دارم شهرزاد
يه نگاه تو چشام کرد و دوباره لب تو لب گفتم عزيزم قنبل کن مي خوام اون کون خوشگلتو بخورم برگشت و من شروع کردم به خوردن سوراخ کونش و همزمان با کوسش ور مي رفتم اب کوسشو به سوراخ کونش ماليدمو يواش يه انگشتمو کردم تو گفت يواش کم کم خوشش اومد و من عقب و جلو مي کردم
گفتم شهرزاد روغن زيتون دارگفت اره تو اشپزخونه تو کابينته منم زود رفتمو برگشتم تو اتاق خواب يه کوس خوشگل رو تخت بود که از کردنش سير نميشدم يه مقدار روغن ريختم رو سوراخ کوسش و ماساژ دادم تا چرب و جذب شه بعد گفتم بيا کيرمو بخور مي خوام راست شه
شهرزاد کيرموکرد تو دهنشو شروع کرد به ساک زدن و من قربون صدقش مي رفتم
اهههههههههههههه شهرزاد تو حرف نداري قربونت برم چه زبونه نرمي داري عشقم مامان کجاست ببينه اي کاش مامانم اينجا بود کيرمو درآورد گفت دييونه تو به مامانم رحم ميکني گفتم نه از اونم لب مي گرفتم بخورش شهرزاد
شهرزاد که درگير اين سکس رويايي شده بود با مهارت کير منو مي خورد ديگه کيرم راست شده بود گفتم برگرد عزيزم گفت رامين يواش فقط گفتم چشم يه کمي روغن زيتون به کير خودمو کون اون زدمو و يواش کيرمو تو کونش جا دادم اولش يه خورده دردش گرفت و خودشو داد جلو اما گرفتمش و بعد کم کم بقيه کيرم رفت تو بعد يه مدت کونش عادت کرده بود اون کون تنگ ماله من شده بود و داشتم توش تلمبه ميزدم گفتم اين کون ماله کيه شهرزاد مي گفت ماله داداش گلم شوهر جديدم بکن رامين همزمان خودشم با چوچولش بازي مي کرد منم همش به مسعود فحش ميدادم ميگفتم کوفتت بشه مسعود زنت ديگه زنه منه شهرزاد منه کوسو کونش ماله منه ديگه کونه شهرزاد باز شده بود و داشت حال ميکرد و کونشو با عشوه عقب و جلو ميکرد کير من ديگه طاقت اين همه خوشبختي رو نداشت با تمام نيرو ابمو تو کون شهرزاد خالي کردم اونم همزمان دوباره ارگاسم شد. کيرم تو کونش دلدل ميزد و اب خالي مي کرد اونم قربون صدقش مي رفت اه رامين کشتي منو از وقتي ازدواج کردم تا حالا اينطوري حال نکرده بودم .گفتم عزيزم تو عشقه مني از اين به بعد وقتي تنهاييم همينه گفت شوخي نکن رامين تو از سکس سير نميشي گفتم شهرزاد جون من از تو سير نميشم هنوز اون کوسه خوشگلت مونده عزيزم گفت رامين ابم دوبار اومده کوسم حساسه بذار برا بعد ديدم خودش مي خود و از اين به بعد ماله منه گفتم هر چي عروس خانم بگه
لخت تو بغل هم بوديم و ابم از کونش ميزد بيرون با دستمال پاکش کردم گفت مي رم حموم گفتم نه بمون پيشم بعد با هم ميريم
اومد تو بغلم ديگه شهرزاد ماله من بود اين لحظه هيچوقت يادم نميره اومد تو بغلمو و پاشو باز کرد تا کوسش بيوفته رو کيرم گفت رامين اينم کوسم دوسش داري گفتم اره عزيزم گفت هيچوقت فکر نمي کردم با تو سکس کنم داداش گفتم بد بود گفت نه ولي من شوهر دارم گفتم از اين به بعد دوتا شوهر داري خنديد و گفت باشه مسعود نميدونه هووو داره منم خنديدم گرماي کوسش که به کيرم مي خورد و حرفامون کيرمو دوباره راست کرد گفت اين کير سيرموني نداره گفتم نه تا همه زناي فاميلو جر نده ول کن نيست گفت شوخي مي کني گفتم نه اينقدر دوس دارم خاله شهلا و خاله ميترا و مامان شهناز و بکنم گفت شوخي نکن گفتم من خيلي هاتم شهرزاد عاشق سکس چند نفرم مثلا من و تو مامان يا من و تو دخترخاله ژيلا گفت واقعا دوس داري گفتم اره گفت تو ديونه اي گفتم اگه نکردم بعد بگو اول بايد مامانو بکنم تو هم بايد کمکم کني اينکارو مي کني گفت چي ميگي رامين گفتم کمکم ميکني گفت چجوري گفتم اون با من تو کمک مي کني گفت باشه يه بوس از لبش کردمو گفتم تو هم هاتيا گفت اره خيلي گفتم عزيزم دوس داري يه کير ديگه هم برات پيدا کنم شهرزاد گفت چي ميگي رامين گفتم دوس ذاري گفت اره ولي کي گفتم يه مطمئنشو پيدا ميکنم تو حرفامون هم کير من راست شده بود هم کوسه اون آب انداخته بود گفتم شهرزاد گفت جونم گفتم کوستو مي خوام عزيزم گفت رامين يه وقت ابتو نريزي تو حامله ميشم گفتم عزيزم يه روزي خواستي حامله شي بايد از من باردار شي نه از مسعود جيگرم بوسيد منو کفت باشه عشقم ديگه رسما مثله زنو شوهرا قربون صدقه هم مي رفتيم اومد رومو کيرمو بادست به سمت سوراخ کوسش هدايت کرد تا سرش رفت تو گفت رامين کيرت از مسعود کلفتتره گفتم تو هم که کلفت دوس داري شهرزادجون کيرم داشت از گرماي اون کوس ميسوخت شهرزادم رو کيرم بالا پايين ميرفت و تلمبه ميزد سينه هاشم تو دستم بود و مي ماليدم حدود دو دقيقه داشت تلمبه ميد که ارضا شد و منم کشيدم بيرون و ابم ريخت رو تخت واي داشتم مي مردم از خوشي گفتم شهرزاد چيکارم کردي گفت عزيزم دوس داشتي گفتم چه جور همونجا تو بغل هم خوابمون برد وقتي بيدار شدم ديدم شهرزاد نيست رفتم ديدم داره ناهار درست ميکنه و رفته حموم و يه ارايش زيبا کرده از پشت بغلش کردم گفتم چه خوشگل شدي براي کي ارايش کردي گفت براي تتو عزيزم دوباره از هم لب گرفتيم گفتم عزيزم از اين به بعد پيش من بايد لخت باشي دوس دارم اون بدنو هميشه ببينم رفت اتاقو لخت اومد بيرون گفت خوبه گفتم حرف نداري حيفه اين بدن نيست مسعود قدرشو نميدونه از اين به بعد شب تا صبح اين کوسو کون ماله منه و يه دست رو کوسش کشيدم ديدم خيسه گفتم اين هلو که بازم ابداره گفت اون کيره کلفتتو مي خواد رامين شوهر گلم از اون به بعد منو شهرزاد هنوزم با هميم و بچشم از من داره
 
     
  
 مرد
#1,218   Posted: امروز 17:25


 1 Star

ارسالها: 65
ramata

دوست عزیز این داستان رو در قسمت درخواست برای ایجاد تایپ جدید هم ارسال کردید .
لطفا پاک کنید از اونجا.
متشکرم.
چه رقصی رو خرده شیشه های شکسته میکردیم
 
     
  
صفحه  صفحه 122 از 122:  « پیشین  1  2  3  ...  120  121  122 
داستان سکسی ایرانی

داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA