↓ Advertisement ↓
انجمن لوتی
صفحه  صفحه 4 از 23:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  20  21  22  23  پسین »
داستان سکسی ایرانی

پر از زندگی

 مرد
#31   Posted: 28 Nov 2020 05:52

 1 Star

ارسالها: 93
پر از زندگی
قسمت ۹

لخت بودن خواهرو برادر، چیزی نبود که تا حالا بهش فکر کرده باشم، ولی آلان خواهرم لخت تو بغلم داشت ناله میکرد. با حوله داشتم خودمو خشک میکردم، کنارم خواهرم سمانه با حوله خودش داشت موهاشو خشک میکرد. ممه هاش صورتی و سفت بود، لیسیدن ممه خواهرم وقتی که طعم آب کیر دوست پسرش رو تو دهنم می‌فهمیدم، حس خیلی عالیی و عجیبی بهم میداد. یهو سمانه شروع کرد به خندیدن پرسیدم چیه ؟ گفت کیرت بازم که شق شده! پایینو نگاه کردم، کیرم شق شده بود، سمانه کیرمو تو دستش گرفت، گفت داداشی کیرت خیلی خوشگله، خودمو چسبوندم بهش شروع کردم به لب گرفتن، گفتم آبجی جون میخوای یه دور دیگه جرت بدم! که گفت نه الان مامان میاد، درضمن وقتی مامان بابا خونن بهم دست نمی‌زنی فهمیدی؟ این تیکه رو یکم با شوخی گفت، ولی جدی بود نمیدونست که بابا بفهمه خوشحال میشه تا ناراحت.همونطور لخت از حموم بیرون، اومدیم مامان در زد بعد دستگیره در رو گرفت چرخوند منو سمانه وسط اتاق لخت وایساده بودیم، سمانه یه لحظه شوکه شد، اما در باز نشد، من به سمانه نگاه کردم بدجور ترسیده بود. من وقتی با سمانه داشتیم می‌رفتیم حموم برای احتیاط در اتاق رو قفل کردم که انگار کار کاملا درستی بود، مامان دستگیره رو چند بار دیگه چرخوند، بعد در زد جواب دادم بله؟ مامان از اونور گفت درو چرا قفل کردی بیا شام پیتزا گرفتم. تشکر کردم گفتم چند دقیقه دیگه میام. زود لباس پوشیدیم رفتیم بیرون، سر شام بابا مامان به هم نگاه میکردن, لبخند میزدن, گفتم چیزی شده, بگین ما هم بخندیم? مامان هم جواب داد, هیچی پیتزاش خوشمزس از طعمش خوشم اومده, سمانه هم حرف مامانو تایید کرد، من کاملا از موضوع خبر داشتم, چند روز پیش که مامان اومد در رو باز کرد و مارو تو بغل هم دید, فهمیده بود که منو سمانه داشتیم با هم لب می‌گرفتیم و بعد رفته و همشو به بابا گفته بابا هم اومد و به من گفت منم هر اتفاقی که بین منو سمانه می‌افتاد رو به بابا میگفتم, بابا هم راهنماییم میکرد, که چطور با خواهرم ور برم, که خوشش بیاد, آخرشم موفق شدم لنگاشو بدم هوا, الآنم دل تو دلم نیست که خبر سکسم با سمانه رو بزارم کف دست بابا. شام رو خوردیم نشستیم پای تلویزیون بابا و مامان تو بغل هم, منو سمانه هم کنار هم بودیم، کلی با هم حرف زدیم مامان هنوزم اون لبخند خوشگلش دیده میشد, بابا گفته بود چون مامان با داداشش سکس کرده, از سکس منو سمانه ناراحت نمیشه, بیشتر دوست داره که ما باهم سکس کنیم، واقعا خیلی مامان جالبی دارم، دوست داره دختر و پسرش با هم سکس کنن. فکر کنم عجیب ترین خانواده دنیاییم و البته دوست داشتنی ترین. شب بازم با سمانه تو تخت من بودیم اون یه تاب نازک با یه شرت کوچیک تنش بود که همش با هم دو وجب پارچه نمیشد, منم فقط یه شورت تنم بود, البته پتو رو رو خودمون کشیده بودیم, زیر پتو من شورتمو کشیده بودم پایین, کیر شقم تو دست سمانه بود, دست منم تو شورت سمانه, داشتم کسشو میمالیدم, لبامون رو لب هم بود داشتیم با هم لب می‌گرفتیم بدخور حشری شده بود کسش خیس خیس بود, هر دوتامون به پهلو خوابیده بودیم, کیرمو گرفتم تو دستم, ابجیم چشاشو بسته بود, تنظیم کردم میخواستم بکنم, ابجیم زیر لب داشت می‌گفت نکن مامان میاد نکن, ولی من دلم کس خواهرمو میخواست, کیرمو فشار دادم کردم تو کس سمانه, سمانه یه ناله کوچیکی کرد, داشت جلوی خودشو می‌گرفت که صداش در نیاد, ولی نمیتونست, آروم ناله میکرد, خوب کسشو گاییدم, کیرمو درآوردم, کردم دهنش, برام مهم نبود مامان ببینه, چون مامان جنده من عاشق اینه که ببینه من دارم خواهرمو میگام. کیرم تو دهنش بود من لخت کنار تخت وایساده بودم کیرمو کردم دهن سمانه سرشو تو دستام گرفتم شروع کردم به گاییدن دهنش و با فشار ابمو تو دهن سمانه خالی کردم. سمانه ابمو قورت داد پریدم زیر تخت لبامو چسبوندم به لبش شروع کردم به خوردن لباش، با تعجب ازم پرسید از طعم آب کیر بدت نمیاد,!? منم گفتم نه بابا زهر نیست که شرتمو پوشیدم بغلش کردم پرسیدم.
_چطور بود آبجی جونم.
+خیلی عالی بود نمیتونم وایسم پاهام میلرزه.
_ای جونم ارگاسم شدی عزیزم؟
+آره اونم یه ارگاسم عالی. تو چطوری داداشی خوشت اومد؟
_چی میگی آبجی جون بهترین سکسم تا الان بوده، با خوشگلترین دختری که میشناسم و بینهایت عاشقشم.
+ای جونم فدای داداشم بشم. امروز یکی از پر سکس ترین روزای زندگیم بود.
_مگه امروز چند بار سکس کردی؟
+پنج بار، دوبار با دوست پسرم سه بار با داداشم. چهار بار از کس یه بارم از کون.
_ واییییی فدای ابجیم بشم امروز جر خوردی که دیروزم باهاش سکس کردی اینم حسابه.
+ از کجا فهمیدی.
_ دهنت کاملا طعم آب کیر میداد.
+ایییی وای ببخشید یادم رفته بود. نه دیروز فقط واسه حامد ساک زدم آبشو خوردم دیر بود وقت نشد اون منو بکنه، تو از طعم آب کیر بدت نمیاد؟
_ نه چرا بدم بیاد, یکم طعمش بد هست اما میشه بیخیالش شد و حالشو برد.
+تو چند روز پیش پریا رو کردی؟
_ فکر کنم دو روز پیش بود باهات لب گرفته بودم خیلی حشری بودم رفتم جرش دادم.
با خمیازه سمانه, فهمیدم وقت خوابه, بغلش کردم گفتم دیگه بخوابیم .
فرداش رفتم دانشگاه, حدودای ساعت یک بابا زنگ زد گفت ساعت سه شرکت باش, از دانشگاه زدم بیرون رفتم شرکت, ساعت دو رسیدم, کارمندا رفته بودن, رفتم اتاق بابا, سلام کردم لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردم به خوردن لبای ناز بابایی.
+خب چخبر از خواهرت؟ از وقتی با اون حال می‌کنی دیگه سمت من نمیای شلوغی .
_ باباااا نگو این حرفو تو عشق منی کونی کسکش. خب بابا یه خبر خوب دارم برات خیلی خیلی خوب. شیرینی می‌خوام.
+ خب بگو خبرتو به اندازه خبرت بهت شیرینی میدم.
_ خدمت بابا جونم بگم که از دیروز تا الان که پیشتم سه بار سمانه رو گاییدم دو بار از کس یه بار از کون‌
با گفتن این حرف بابا از جاش بلند شد اومد بغلم کرد، لباشو گذاشت رو لبام یه لب خوشگل ازم گرفت با زوقو شوق گفت آفرییین پسر خوبم تبریک میگم تو واقعا پسر مامانتی. شروع کردم به تعریف همه اتفاقاتی که دیروز افتاد بین حرفام گفت.
+مامانت دیروز فهمید رفتین حموم
_ از کجا فهمید؟
+ چون تابلو مشخص بودین هردوتاتون تازه از حموم اومده بودین بیرون دیشب اونقدر حشری بود که دو بار گاییدمش تا راضی شد.
_ای جونم پس خوب کس کردیم دیشب چون منم دیشب سمانه رو از کس گاییدم آخرشم ریختم دهنش.
شروع کردم به تعریف بقیه داستان، که در شرکت زده شد، رفتم درو باز کردم پیک دوتا پیتزا آورده بود، گرفتم حساب کردم با بابا شروع کردیم به خوردن بابا رو صندلی ریاستش نشسته بود، منم روبروش غذامونو خوردیم بابا دوتا آدامس داد گفت بجو دهنت تمیز شه من شروع کردم از ممه ها و کس سمانه واسه بابا تعریف کردم، بابا واسط حرفام برگشت بهم گفت کمرت هنوزم سفته یا سمانه خالیت کرده؟ بهش گفتم واسه چی میخوای، میخوای کونتو باهاش پر کنم، یه صدا از کنار گوشم گفت: می‌خواهم کسمو پر کنی. من از ترس جیغ زدم برگشتم نگاه کردم دیدم نیلو پشت سرمه کفشاش تو دستش بود، داشت از خنده غش میکرد، بابا هم همراهش، اونقدر گرم تعریف از سمانه بودم که متوجه اومدنش نشدم، بابا پاشد نیلو رو بغل کرد با هم لب می‌گرفتن، پاشدم نیلو یه مانتو جلو باز پوشیده بود با یه ساپورت که ساق پاش معلوم بود، که واقعا جنده از این نیلو پوشیده تر لباس می‌پوشه. بغلش کردم فشارش دادم به خودم لبامو گذاشتم رو لبش یه سیر لبای جنده خانومو خوردم، نیلو گفت چی شده چیو داشتی تعریف میکردی، که بابا برگشت گفت سعید دیشب با سمانه سکس کرده، اونم سه بار، نیلو یه جیغ کوچیک کشید بغلم کرد، لبامو بوسید گفت ای جونم عزیزم مبارکه عزیزم، لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردم به خوردنش بابا مانتوشو درآورد از پشت چسبید بهش، از جلو و پشت داشتیم با نیلو حال میکردیم، تلفن نیلو زنگ زد نیلو همون‌طور که بین منو بابا بود تلفونو جواب داد. الو سلام عزیزم خوبی آره پیش سامانم سعید هم اینجاست، بچه ها فرهاد سلام میرسونه، باشه عزیزم عزیزم شب حتما خونم. من دستمو انداختم کس نیلو رو چنگ زدم نیلو یه آخ گفت: فرهاد هم از اونور گفت جوووون. نیلو گفت میخوای بیای تصویری ؟ فرهادم از خدا خواسته زود تصویری زنگ زد، سلام کردیم فرهاد کاملا لخت بود. نیلو گوشی رو یه گوشه تنظیم کرد، اومد بغلمون لباشو چسبوند به لبام لبای داغشو می‌خوردم، دستشو انداخت به کیرم اخخخخ، بابا از پشت چسبیده بود به نیلو دستشو برد به کس نیلو، اونیکی دستش رو ممه نیلو بود، منم یکی از ممه هاشو میمالیدم، بابا شروع کرد به لخت کردن نیلو، اول تیشرت نیلو رو درآورد، بعد ساپورتشو، شورتو، سوتینشم درآورد، لخت بین منو بابا، اونم جلوی چشم فرهاد داشت حال میکرد. نشست بین منو بابا، کیرامونو از تو شلوارمون درآورد ، شروع کرد به ساک زدن، فرهاد از اونور داشت با کیر شقش بازی میکرد، واقعا کیر خوشگلو بزرگی داره. کیر هردوتامونو ساک میزد، یبار کیر منو میکرد تو دهن داغش با کیر بابا بازی میکرد، یه بارم برای بابا همین کارو میکرد، منو بابا اون بالا مشغول بودیم، باهم لب می‌گرفتیم، فرهاد واقعا حشری شده بود، می‌گفت بخور جنده، ساک بزن جنده، ساک بزن عشقم، ساک بزن کیرشونو، نیلو یبار کیر بابا رو از دهنش درآورد یه بوس واسه فرهاد فرستاد، کیر منو کرد تو دهنش، فرهاد با این حرکتش دیوونه شده بود ، منو بابا هم همینطور، نیلو رو بلند کردیم، من نشستم رو میز، نیلو خم شد شروع کرد به ساک زدن، من داشتم دیوونه میشدم، دهنش داغ بود کیرم داشت میترکید، بابا کیرشو از پشت کرد تو کس نیلو، شروع کرد به گاییدنش، کیر شق من تو دهن نیلو، نمیتونست ناله های اونو خفه کنه، یکی از صحنه های زیبایی بود که داشتم می‌دیم، تا حالا همچین چیزی ندیده بودم، کیر من تو دهن یه جنده خوشگلو خوش اندام بود، در حالی که کسش جلوی چشمام داشت گاییده میشد. وقتی بابا کیرشو تا ته فشار میداد تو کس نیلو، ضربه ای که به کون نیلو، میخورد یه موج درست میکرد که تا کمرش میومد، خیلی خوشگلو دیوونه کننده بود. نیلو کیرمو از دهنش درآورد، صدای آهو ناله هاش واقعا شنیدنی بود، تو صورتم نگاه کرد، کیرم تو دستش بود داشت میمالیدش، چشمای خمار و ناله های پر شهوتش داشت دیوونم میکرد، یکم باهاش لب گرفتم بعد بازم تو چشماش نگاه کردم، واقعا دیدنی بود، چشمای خمار شدش، موهای به هم ریختش، ناله های پر از شهوتش با یه لبخند پر شهوت، یه صدای آروم که شهوت داشت ازش می‌بارید، بهم گفت کونم کییییر میخواااااد، من یه لحظه بدنم شل شد یکم طول کشید تا بلند شم، ژل رو از کشوی بابا برداشتم، رفتم پشت بابا، خیلی حشری بودم، بابا اومد جلو همونجور ایستاده کیرشو کرد تو کس نیلو، من سوراخ نیلو رو چرب کردم کیرمو گذاشتم دم سوراخ نیلو، نیلو به فرهاد نگاه کرد گفت خوشت میاد عشقم ؟ کون زنت گاییده میشه ! خوشت میاد زنت با دوتا کیر گاییده میشه،! خوشت میاد کسکش، من کیرمو فشار دادم تو کون نیلو، نیلو یه اخ محکم گفت، کیرمو تا نصفه کردم تو کونش چشماشو بسته بود داشت درد میکشید، فشار دادم کیرم تا آخر رفت تو کونش، جنده تا آخر کیرمو بلعید. شروع کردیم به گاییدن کسو کون نیلو فرهاد و نیلو چشم تو چشم بودن، من تو بهشت بودم، اخخخ نیلو داشت بین ما از حال می‌رفت، با دستامون نگه داشته بودیمش، خودمونم به زور ایستاده بودیم، میخواستم به بابا بگم بشینیم، که بابا با یه ناله محکم آبشو تا ته پاشید تو کس نیلو، کیرشو درآورد منم کیرم آزادتر شده بود، شروع کردم به محکم گاییدنش، آخر ابمو با فشار پاشیدم تو کون نیلوی جنده، بابا سامان رو مبل ولو شده بود، منم خودمو انداختم رو اونیکی مبل نیلو نشست رو مبل روبرویی. یه بوس به فرهاد فرستاد، بعد خداحافظی، ماهم باهاش خداحافظی کردیم، فرهاد تماس رو قطع کرد، نیلو بی‌حال افتاده بود رو مبل، بابا هم بی‌حال بود، من گفتم کی پایس یه دور دیگه نیلو هم برگشت گفت، مامانت برو اون جنده رو بکن. هممون با اون حرفش خندیدیم یکم حرف زدیم بعد نیلو و بابا رفتن منم رفتم سمت خونه.
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 مرد
#32   Posted: 28 Nov 2020 07:44

 0 Star

ارسالها: 9

مثل همیشه عالی
 
     
  
 مرد
#33   Posted: 28 Nov 2020 15:44

 1 Star

ارسالها: 373
عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
 
     
  
↓ Advertisement ↓
 
#34   Posted: 29 Nov 2020 13:54

 0 Star

ارسالها: 48
دمت گرم، خیلی خوبه، ادامه بده، تو این قرنطینه ای فقط داستانهای اینجوری میچسبه، استثنا این هفته چند قسمت بیشتر بذار، ممنونم
 
     
  
 مرد
#35   Posted: 30 Nov 2020 01:40

 0 Star

ارسالها: 36
درود سامان جان.
داستانت جزو بهترین داستانهاییه که خوندم.
دمت گرم.

اینکه نیلو رو زودتر از مامانش آوردی تو سکس خیلی خوب بود.

فقط کاش یه کم در مورد بدن نیلو توضیح میدادی. مثلن سایز و رنگ پوست. البته اشاره کردی ولی کلیه.

در کل خیلی خوب از آب درش آوردی.
خوش باش دمی، که زندگانی این است.
 
     
  
 
#36   Posted: 1 Dec 2020 01:27

 1 Star

ارسالها: 87
همه خوششون اومده از داستان
کون لق نویسنده داستان خاطرات بهرام و مادرش که داستان رو نصفه کاره ول کرد رفت جنده خانم رفت سایت خارجی ادامش رو بزاره بی عرضه از ترس یه نفر فرار کرد رفت مخاطباشو مسخره کرد جنده ابنه ای
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#37   Posted: 2 Dec 2020 03:10

 1 Star

ارسالها: 93
پراز زندگی
قسمت ۱۰

سلام خدمت همه خوانندگان عزیز داستان پر از زندگی. امیدوارم از خوندن داستان لذت برده باشین اگر هم لذت نبردین به ممه راست نیلو چیکار کنیم مثلاً. در مورد این داستان همتون میدونید که داستان واقعی نیست و اصلا سعی نکنید تو خونه انجامش بدید. اما این داستان واقعیت های خودش رو هم داره به طور مثال سامان و سارا در دنیای واقعی وجود دارن سارا واقعا جندس و با اینکه شوهر داره چنتا بکن پایه و دوست پسر داره. سامان واقعا کسکشه و عاشق اینه که زنشو زیر کیر ببینه. نیلو و فرهاد هم واقعی هستن نیلو واقعا جندس و کسو کونش برای کیر بدجور میخاره ممه هاش هشتاده و خیلی هم جندی نازو خوشگلیه فرهاد هم کسکشه کیرش هیجده سانته و عاشق اینه که گاییده شدن زنشو ببینه. علی که بعداً باهاش آشنا میشین هم واقعیه در موردش حرف نمی‌زنم خودتون ببینین این بشر چجور آدمیه. بعضی شخصیت های دیگه هم واقعی هستن شاید با تفاوت های کوچک و بزرگ. همه شخصیت ها نه ولی تعدادی از شخصیت ها واقعا در دنیای واقعی وجود دارن و تقریبا همون‌جوری که تو داستان گفته میشه عمل میکنن البته تقریبا نه کاملا. فقط اتفاقات داستان با اتفاقات در واقعیت فرق دارن و مثلاً شاید تعداد اعضای خانواده با تعداد اعضای خانواده که تو داستان اشاره شده فرق داشته باشن و یا اسم ها کمی تغییر پیدا کرده باشن. شاید یه روز اتفاقات تو دنیای واقعی رو هم نوشتم. مثلاً نیلو بدجور میخاره که به دوست فرهاد کس بده خودشم قسم خورده که بهش کس میده منم مطمعنم یه روز طعم کیرشو تو دهنش حس میکنه فرهاد هم اینو می‌دونه و خیلی خوشحاله که زنش به دوستش نظر داره آخه کدوم زنی دوست نداره که به رفیق سکسی شوهرش کس بده!!! کیر سامان تو کس همتون. کس نیلو تو دهن همتون.

داشتم فکر میکردم به همه کارایی که با خواهرم می‌تونم بکنم، میتونم با پری و سمانه همزمان سکس کنم ولی نمیشه اگه پری بفهمه چی میگه، مامانو چی الان شاید بتونم بکنم، خودش میخاره، مامانو سمانه لخت جلوم باشن چی میشه از کس این در بیارم بکنم تو کس اونیکی. تو همین فکرا بودم که سمانه در حموم رو باز کرد من تو وان دراز کشیده بودم سمانه لخت شد اومد تو وان خونه مثل همیشه خالی بود مامان تو باشگاه بود بابا رفته بود نیلو رو برسونه. با سمانه شروع کردیم به حال کردن آبجی از من مشتاق تره ازش پرسیدم.
_ابجی جون چخبرا امروز مدرسه چطور بود.
+مثل همیشه مزخرف.
_ ازش لذت ببر تموم میشه دلت برا دوستات تنگ میشه ها.
+ اونکه آره خیلی خوبه. پری امروز داشت حرف میزد می‌گفت جدیدا داغ تر شدی.
_ تو چی گفتی؟
+گفتم داداشم همیشه پسر داغیه.
_ ای جووونم آبجی کیر داداشی رو دوست داری ؟
+ ارههههه مگه میشه کیر به این نازی رو دوست نداشته باشم.
یکم با هم حرف زدیم بعد از حموم اومدیم بیرون یکم بعد مامان اومد بازم فهمید ما حموم بودیم و همون خنده همیشگی رو داشت بغلمون کرد دونه دونه لبامونو بوسید. چند روز همینجوری گذشت بیشتر بعد از ظهر سکس میکردیم چون اون موقع خونه خالیه. اگه یه روز سکس نمی‌کردیم سمانه ناراحت میشد. ابجیم یه جنده به تمام معنا بود. از اونور سکس مامان بابا هم زیاد شده بود چون سکس منو سمانه مامان رو خیلی حشریش میکرد. تو شرکت بودم بعد از کار رفتم کیر بابا رو گرفتم تو دستم شروع کردم به مالوندنش رو صندلی ریاستش نشسته بود. داشت با کامپیوتر کار میکرد کیرش آروم آروم تو دستم شق شد بابا گفت چیه دلت کیر میخواد پسره خواهر جنده؟ منم خندم گرفت گفتم دارم با کیرت ور میرم حشری بشی کونت بزارم بابای کسکش. همینجوری داشتم با کیرش بازی میکردم زیپ و دکمه شلوارشو باز کردم کیرشو درآوردم رفتم زیر میز شروع کردم به ساک زدن بابا کارشو ول کرد شلوارشو درآورد گفت خودت میخاری می‌خوام جرت بدم پسره کونی منم خندیدم گفتم جون قربون کیر ناز بابام بشم، یه دل سیر کیر بابا رو ساک زدم بعد لخت شدم خودمو تمیز و آماده کردم بابا شروع کرد به گاییدنم اخخخخ یه دنیای دیگه بود داشتم از حال میرفتم آهو ناله میکردم بابا با فشار آبشو پاشید تو کونم یه کون دادن یهویی و عالی بی‌حال افتادم رو مبل بابا هم لخت نشست پای کامپیوتر بقیه کاراشو انجام داد بلند شدم ازش تشکر کردم گفت +میخوای ابتو بیارم؟
_نه الان میرم خونه سمانه رو جر میدم می‌خوام امروز از کون بکنمش. بابا تو چی به فکرت زده سمانه رو بکنی؟
+راستش آره این چند وقت دلم خیلی میخواد سمانه رو بکنم اینجوری که تو از کسو کون این دختر حرف زدی خیلی حشریم کرده.
_ ای جووونم قربون بابام شم حالا چیکار کنیم نمیشه که بگم منو بابا همو میکنیم بیا سه نفری با هم سکس کنیم. آها منو سمانه با هم سکس میکنیم تو وسط سکس بیا تو اتاق بعد سه نفری سکس کنیم.
+نه به نظرم باید یه فکر بهتر داشته باشیم این ممکنه کار نکنه.
_ پس چیکار کنیم؟
+ یه فکری دارم گوش کن ببین چی میگم مو به مو انجامش میدی.
بابا شروع کرد به توضیح نقشش منم گوش میدادم اولاش یکم راحت نبودم با این نقشه ولی بالاخره قبول کردم. بعد از ظهر رو نرفتم خونه رفتم با پری یکم شهر رو گشتیم. فرداش وقتی از مدرسه برگشت رو تختم منتظرش بودم اومد خودشو پرت کرد تو بغلم مامان امروز نهار خونه نبود چون کار نظافت باشگاه رو داشتن. با سمانه لب می‌گرفتم اندام نازش تو اون لباس مدرسه خیلی دوست داشتنی بود من یه شورت تنم بود، مانتو سمانه رو کندم تابشو درآوردم بعدشم سوتینشو داشتیم با هم ور می‌رفتیم نشسته بود رو کیرم خودشو داشت به کیرم میمالوند، همونطور که داشت شهوتشو به من نشون میداد گفتم آبجی چطوره یکم با هم حرف بزنیم.
+ چی بگیم؟
_ خیلی حرفا همه چیزو می‌خوام بدونم البته چنتا هم حرف دارم که می‌خوام بهت بگم.
با این حرفام سمانه فضولیش گل کرد ممه های نازشو داشتم میمالوندم حشری بودنش داشت نشون میداد کار دیشبم نتیجه داده یه دستم به ممه سمانه بود یه دستم به کسش، ازش پرسیدم دلت میخواد بدونی با یه حالت حشری گفت الان کیر می‌خوام.
_ آبجی جون منم می‌خوام کیر خوشمزه بهت بدم. حامد چطوره؟
+حامد خوبه رابطمون با هم خوب شده حامد هم یکم آروم تر شده بازم مشکلاتش نمیزاره زیاد همو ببینیم ولی بازم از هیچی بهتره.
_اخرین بار کی باهاش سکس کردی؟
+سه روز پیش تو ماشین بودیم نزدیک غروب بهش کس دادم.
_ ای جووونم نوش جونت آبجی من خوب میکنم یا حامد؟
+ عاشق کیر داداشمم.
_ راستی آبجی جون اولین سکست کی بود؟
+اوووه خیلی وقت پیش بود بیخیال چرا میپرسی؟
_بگووو دیگه.
+ اول دبیرستان بود با یه دختر تو دبیرستان آشنا شدم بعد داداشش مخمو زد یه مدت بعد رفتم خونشون با پسره سکس کردم.
_ از کس یا کون؟
+ از کون. یعنی جر خورده بودم چند روز نمی‌تونستم راحت راه برم.
هر دوتامون داشتیم می خندیدیم. آبجی ازم پرسید تو اولین سکست کی بود؟
_ اول راهنمایی با همکلاسیم.
سمانه با شنیدن این حرف چشاش دایره شد گفت چی؟ اولین سکست گی بود؟ با خنده گفت حالا کردی یا دادی؟
_ کردم، خیلی هم خوب بود.
+ آخه تو اون سن اصلا مگه کیرت شق میشد؟
_آره که شق میشد آبم نمیومد ولی میکردم.
آبجی یکم مکث کرد بعد پرسید کون چی دادی تا حالا منم با حرکت سرم گفتم آره، سمانه کم مونده بود چشاش از حدقه در بیاد بیوفته روم بعد شروع کرد به خندیدن گفتم کوفت چیه به چی میخندی؟
+ یه لحظه تو اومدی جلوی چشمم تو دوازده سالگیت دراز کشیدی یکی خوابیده روت داری کون میدی.
_درد بیشعور خیلی هم کار خوبی میکنم
آبجی خم شد لباشو گذاشت رو لبام شروع کرد به خوردنشون چشمونو بستیم یه دل سیر از هم لب گرفتیم آبجی لباشو جدا کرد با یه حالت حشری گفت خوشت میومد وقتی کونت میزاشتن؟
_ همون‌جوری که تو ازش حال می‌کنی.
+پس لازم شد یبار کونت بزارم ببینم گاییدن چه شکلیه.
_ تو چی آبجی جون تا حالا لز کردی؟
+آره با یه همکلاسیم چندبار لز کردیم با دختر تو همین کوچه هست با همونم لز کردم.
_ اخخخخ نوش جونت آبجی جون حال داد؟
+ آره خیلی.
_ کس دادن به داداشی بیشتر حال میده یا لز کردن؟
+ هیچی داداشم نمیشه حتی از سکس با حامد هم بیشتر لذت میبرم. تعریف کن چطوری کون میدادی؟
_ یه دوستی داشتم اون کونی بود میاوردمش خونه شروع میکردم به گاییدنش یه روز اون گفت میخواد کون من بزاره منم گفتم باشه کونم‌ قمبل کردم سمتش اونم کونمو تف زد کیرشو کرد تو کونم کیرش کوچیک بود اما درد داشت بعد شروع کرد به گاییدنم از اونجا به بعد کون دادن هم به سکسام اضافه شد.
آبجی حشری شده بود کسشو از رو شلوارش میمالیدم شلوارش خیس شده بود همون‌جوری که نشسته بود کسشو چنگ زدم آخ محکم گفت گفتم چیه حشری شدی. گفت داداش کونیم حشریم کرده. گفتم. آبجی جون تا حالا با دونفر سکس کردی؟
+نه ولی دوست دارم تجربه کنم یکی تو کسم بکوبه یکیشم کونمو بکنه. یبار با یه دختر داشتم لز میکردم یه کیر مصنوعی کرد تو کسم یکیشم کرد تو کونم داشتم جر می‌خوردم ولی خیلی حال داد اون دختر ازدواج کرد منم دیگه ندیدمش.
_ ایییی جونم نوش جونت.
دکمه شلوارشو باز کردم خودش فهمید وقت کس دادنه خوابید روم شروع کردم به لب گرفتن همینجور داشتیم همدیگه رو می‌خوردیم کامل لختش کردم، حالت شصت و نه گرفتیم من کس سمانه رو می‌خوردم سمانه کیر منو. سمانه بلند شد نشست رو کیرم شروع کرد به بالا پایین شدن داشت آروم ناله هاش شروع میشد که بابا درو باز کرد سمانه خشکش زده بود چشم تو چشم داشت به بابا نگاه میکرد نشسته بود رو کیر من لخت بود. من به بابا نگاه کردم با اشاره بهش گفتم چخبره اینجا چرا اومدی تو اتاق؟ بابا عذر خواهی کرد درو بست رفت بیرون سمانه دستش رو صورتش بود دستاش داشت می‌لرزید بغلش کردم شروع کرد به گریه کردن. داشتم دلداریش میدادم اما انگار اصلا نمی شنید. پاشد شروع کرد تو اتاق راه رفتن لخت داشت گریه میکرد یه چیزایی می‌گفت ولی تو گریه هاش گم بود نمی‌فهمیدم چی میگفت، دستاشو گرفتم گفتم بابا می‌دونه خیلی وقته می‌دونه مامان هم می‌دونه. شنیدن این حرفا براش غیر قابل درک بود هنگ کرده بود داشت به من نگاه میکرد گفتم آروم باش آبجی مامان بابا از اولش رابطه منو تو رو میدونستن اصلا لازم نیست نگران باشی ببین می‌دونم درکش سخته اما اگه نترسی اجازه بدی توضیح بدم همه چیزو متوجه میشی. هیچی نمی گفت بغلش کردم نشوندمش رو پام خب آبجی جون میخوای همه چیزو بدونی. اشکشو پاک کرد با حرکت سرش گفت آره. بغلش کردم همونجور لخت بغلش کردم گفتم عزیزم به نظرت اینکه من رابطه همجنس داشتم یا کون دادم کار بدی کردم؟جواب داد نه خیلی هم کار خوبی کردی از زندگیت لذت بردی خب حالا اگه بگم بابا هم رابطه ای با همجنسش داشته باشه سرزنشش میکنی؟ با تعجب به من نگاه کرد گفت بابا کونیه؟ منم خندیدم گفتم اگه بخوای همه چیزو برات تعریف میکنم که معلوم بود داره از فضولی میترکه گفت تعریف کن، خب داستان از این قراره یکی بود یکی نبود من ماشینم خراب شده بود اومدم خونه کارت پولمو بردارم.
 
     
  
 مرد
#38   Posted: 2 Dec 2020 03:13

 1 Star

ارسالها: 93
mehrshad2015
ممنون ، چشم ، سعی خودمون و میکنیم
 
     
  
 مرد
#39   Posted: 2 Dec 2020 03:15

 1 Star

ارسالها: 93
Tome1366

ممنونم لطف داری
سعی میکنیم ، همچنان خوب بشه
سینه نیلو 80b هست
فدش هم که هست ، کسش بسیار خوشمزه
و اندامش کشیده و عالی ،
 
     
  
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 مرد
#40   Posted: 2 Dec 2020 03:16

 1 Star

ارسالها: 93
Bamandek
خوشحالیم
که دوست دارید
یکی میکنیم
خوب ادامه بدیم ، البته کار و زندگی هم داریم ، که سخت میشه
ولی چشم
 
     
  
صفحه  صفحه 4 از 23:  « پیشین  1  2  3  4  5  ...  20  21  22  23  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

پر از زندگی

پاسخ شما روی این آیکون کلیک کنید تا به پستی که بازگفت کردید برگردید
رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?
برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
↓ Advertisement ↓
 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2021 Looti.net. Looti.net Forum is not responsible for the content of external sites

RTA