انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 167 از 168:  « پیشین  1  ...  165  166  167  168  پسین »

Incest Sexy Story - داستان های سکسی با محارم


مرد

 
sooo
ممنونم ازت دوست خوبم همین که بدونم حتی یک نفر از خاطراتم خوشش میاد برام کافیه حتماذکل جریان رو بازگو میکنم
     
  

 
incboy
فدات دادا، کاری نکردم. از همون ادامش بنویسی اوکیه. چون فاصله زیادی نیفتاده، همین چند صفحه قبل پیدا میشه همش. خیلی ممنون 🙌
     
  

 
داستان ها چرا نصف مونده 🥲 مابقی داستان پرهام کی‌میاد
     
  
↓ Advertisement ↓
TakPorn
زن

 
ببخشید قسمت پایانی داستان پرهام و مامان بزرگ طول کشید.
     
  
زن

 
پرهام و مامان بزرگ – قسمت پایانی
تا حدودای دوازده اونجا بودیم و با پریسا برگشتیم خونه و اونقدر هم خسته بودیم که نفهمیدم کی خوابم برد .
فردا صبح برگشتم و رفتم خونه پیش مامان بزرگ تا رفتم تو خونه و منو دید بلند شد و بغلم کرد و مثل مامان بزرگای مهربون که دلش حسابی برام تنگ شده بود کلی قربون صدقه ام رفت و تاشب هم اصلا در مورد سکس حرف نزد و رفتاری هم نکرد که میخواد .
حدودای یازده بود که رفت تو اتاق بخوابه و منم چیزی نگفتم . یه هفته ای گذشت دیدم مامانی اصلا نه کاری میکنه نه حرفی میزنه برام خیلی عجیب بود که اونروز عصر از مدرسه اومدم خونه مامانی نبود و حدودای هشت اومد و لباس عوض کرد دیدم یه دامن بلند و بلوز استین بلند تنشه و خیلی عادی برخورد میکنه که تا حدود نه طاقت اوردم و مامانی هم به پهلو دراز کشیده بود و فیلم میدید رفتم کنارش نشستم و اروم دستمو گذاشتم رو پهلو مامانی که دستمو پس زد و گفت برو کنار سمتم نیا دمق شدم و رفتم اونور نشستم تو گوشی بودم بیست دقیقه ای گذشت که گفت خیلی ازت ناراحتم
من: چرااا مامانی ؟ چی شده؟
مامانی: هیچی نگو فقط بدون خیلی ناراحتم
من: خب باید دلیلشو بدونم
مامانی که انگار زودپز منتظر بود منفجر شد و نیم ساعت سرم داد و بیداد کرد و غر زد و اخرش گفت اینهمه از من تعریف کردی منو بردی حموم موهامو زدی برام لباس خریدی گفتی من عروستم منم هر کاری کردم تا راضی باشی بعد منو ول میکنی میری با بقیه؟
وایییی مامانی فهمیده بود . مونده بودم چطوری جمعش کنم که گفتم مامانی هنوزم عروس خودمی تو دو بار شوهر کردی یه بار با بابا بزرگ یه بار هم من
مامانی: اره جون خودت میری بقیه رو میکنی من که میدونم دوست دختر داری تو بهم قول داده بودی حتی اگه عروسی هم کردی منو ول نکنی الان به خاطر اون دختره منوول کردی رفتی من که میدونم اون پریسا خر واست پیدا کرده
تازه فهمیدم مامانی از قضیه من و مامانم و خاله و پریسا خبر نداره و فکر میکنه من رفتم با دوست دخترم که گفتم کدوم دختر . من دوست دختر ندارم
مامانی: پس چرا دیشب بهزاد گفت پرهام با پریسا رفته پیش دوست دخترش
من: عجب دیوونه ایه بهزاد رفته بودیم با پریسا باغ پیش دوست پریسا که شوهر داره و اخر شبم برگشتیم خونه
مامانی: راست میگی؟
رفتم پشت مامانی نشستم و گفتم میخوای به پریسا زنگ بزنم؟
مامانی: نه
دستمو بردم زیردامن مامانی جوووووون شورت پاش نبود و اروم اروم بردم لای پای مامانی که گفت: پس هنوزم منو میخوای؟
من: پاهاتو بده بالا عروسمممم
و پاهای مامانی رو طاقباز دادم بالا و رفتم لای پاش و خودمم لخت شدم و کیرمو بدون حرف تو کس مامانی فرو کردم و خوابیدم روش و محکم تو کسش تلمبه میزدم
وایییی چشمای خوشکل مامانی مثل چشم یه دختر برق شهوت داشت و به صورتم خیره شده بود و با دستاش دو طرف صورتمو گرفته بود تو دست و زیر کیرم اروم اروم اه اه میکرد و رون گوشتی مامان دو دستام بود اخخخخ چه لذتی داشت بدن مامانی مثل ژله بود و با هر تلمبه یجوری میلرزید که خونم جوش میومد اونقدر تو هوس بودیم که نفهمیدیم کی ارضا شدیم و ابمو تو کسش خالی کرده بودم و تا چند دقیقه بعدش هنوز داشتم تو کس مامانی تلمبه میزدم که کیرم تو کسش خوابید و بلند شدم و خودمونو تمیز کردیم.
و سکس منو مامانی تا سه سال بعد ادامه داشت و مامانم و خاله طاهره هم همچنان همونجور بدون اینکه صورتشونو ببینم میکنم و پریسا هم که هروقت دلش تنگ میشه میاد خوه مامانی و یه دل سیر میکنمش.
پایان.
     
  
مرد

 
sooskmar48
واقعا بخاطر زحماتی که در این زمینه انجام میدین ممنونم.
لطفا اگر که امکانش هست یک داستان عاشقانه طولانی فقط مادر پسری بنویسد که این دوتا باعشق مثل یک زن شوهر برا خودشون زندگی درست می کنند عاشقانه تا آخر باهم هر کاری انجام میدن ویک زندگی جدید با شروع می کنند. واکر امکانش هست از زبان مادر بنویسید❤️❤️❤️
     
  
زن

 
Akaaa
سلام وقت شما بخیر.
یه داستان طولانی تو صفحه ضربدری دارم تموم شد سعی میکنم بنویسم
     
  
مرد

 
sooskmar48
واقعا ممنونم که این همه وقت میزارین.
کاش این قسمت هم نویسنده خوبی مثل شما داشت که این صفحه هم فعال میشد.
از مدیر سایت هم خواهش می کنم که از شما و نویسنده های که زحمت می کشند حمایت کنه. 🖤❤️🖤❤️
     
  

Streetwalker
 
Akaaa
جناب sooskmar48 از بهترین نویسندگان انجمن هستند و هر کاری از دست ما ساخته باشد دریغ نخواهد شد.
هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  
زن

 
Streetwalker
ممنون و سپاس از شما .
     
  
صفحه  صفحه 167 از 168:  « پیشین  1  ...  165  166  167  168  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

Incest Sexy Story - داستان های سکسی با محارم

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA