انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین »

سرگذشت پرهام


مرد

 
قسمت 4
تو مسیر برگشت بهش گفتم که دیروز مامانم زودتر اومده بود خونه و من رو در حالی که لباس هاش تنم بود دید و عصبانی شد و کلی دعوام کرد و بد و بیراه بهم گفت و بهش گفتم که فعلا یه چند روزی باید صبر کنیم، تا آب ها از آسیاب بیفته بعد دوباره برنامه هماهنگ کنیم. روزبه ام قبول کرد. راستش خجالت کشیدم که اصل ماجرا رو براش تعریف بکنم و بگم واقعا چی بین مامانم و من گذشت.
ریسدم خونه، غذایی که مامانم برام تو یخچال گذاشته بود رو گذاشتم گرم برشه و بعد از این که دست وصورتم رو شستم، همون لباس خوابی که دیشب مامانم برام آورده بود و اجازه داده بود که ازش استفاده بکنم و پوشیدم. بعد از خوردن ناهار، ظرف ها رو شستم و اومدم جلوی تلوزیون نشستم . به قسمت های لخت دست و پام نگاه کردم، دیدم یه مقدار کرک در اومده. رفتم حموم و با ژیلت کلا بدنم و شیو کردم و بعدش رفتم تو اتاق مامانم و از لوسیونش استفاده کردم تا پوست بدنم نرم بمونه و خشک نشه و جوش نزنه. بعدش دوباره لباس رو پوشیدم و رفتم تو اتاق مامانم و برای اولین بار اون جوری که دوست داشتم آرایش کردم و ناخن های دست و پام و لاک زده بودم. به خاطر چراغ سبزی که دیشب مامانم بهم نشون داده بود، داشتم تمام عقده ها و خواسته هایی که داشتم رو یکجا انجام می دادم و دیگه می خواستم خجالت رو کنار بذارم. تو آینه خودم رو نگاه کردم و دیدم برای دختر شدن تنها چیزی که کم دارم موی بلنده، چون من موهام خیلی کوتاه بود، دوباره کلاه گیس مشکی رو گذاشتم. یکی از دمپایی خونگی های مامانم رو پوشیدم و از اتاقش اومدم بیرون و مشغول انجام کارهای خونه شدم. من به عنوان یه پسر هیکلم کوچیک بود و کمی از دخترها بزرگتر بودم، به خاطر همین لباس های مامانم تقریبا اندازه من بود.
مامانم ساعت 6 رسید خونه و زنگ آیفون رو زد و منم براش درو باز کردم تا بیاد بالا و جلوی در منتظر موندم تا از آسانسور پیاده بشه. وقتی در آسانسور رو باز کرد و من و اونجوری دید، اولش تعجب کرد و انتظار نداشت من خجالتی دیشب، امروز تا اینجا پیش برم که اون لباس ها رو دوباره بپوشم که هیچ، این قدر هم آرایش کنم. سریع خودش رو جمع کرد و گفت سلام دختر خوشگلم، من با شندیدن این حرف کلی ذوق کردم و سعی کردم با عشوه زیاد جوابش رو بدم گفتم سلام مامان جون. مامانم اومدم تو خونه و کفش هاش رو در آورد و بغلم کرد. بعدش دید خونه چقدر مرتبه، گفت، می بینم که دخترم خیلی کار کرده امروز. منم با یه لبختند گفتم، آره.
مامانم رفت تو اتاقش تا لباس عوض کنه. منم رفتم آشپزخونه و دوتا چایی ریختم بردم تو حال روی میز گذاشتم تا مامانم بیاد و چایی بخوره تا خستگی از تنش در بره. وقتی مامانم از اتاقش اومد بیرون دیدم که یه شورتک تا پایین کونش پوشیده به رنگ قرمز با یه تاپ به رنگ سبز که سوتینش از زیر تاپ به خاطر نازکیش مشخص بود. تا حالا مامانم رو با این تیپ ندیده بودم و اونم متوجه تعجبم شد و گفت، از این به بعد چون دیگه فقط من و دخترم یعنی دوتا خانم تو این خونه داریم زندگی می کنیم، نیازی نیست که دیگه خودم و اذیت کنم و لباس های راحت نپوشم. منم با گفتن این حرفش ذوق کردم و گفتم، کار خوبی می کنی مامانم مهربونم. حالا بیا اینجا یشین چایی بخور تا خستگیت در بره. مامانم اومدم کنارم نشست و چایش رو برداشت و خورد. بعدش گفت یه اسم دخترونه هم باید برات انتخاب بکنیم. خودت اول بگو چه اسمی دوست داری؟ حتما تا الان برای خودت اسمی انتخاب کردی. منم گفتم که اسمی که من دوست دارم آیناز هست. مامانم از این اسم خوشش اومد و گفت از این به بعد با این اسم صدات می کنم. فقط باید یکم درباره دختر بودن بهت آموزش بدم. مثلا آرایش کردنت خیلی مبتدیه و باید بهتر یاد بگیری و هم مدل حرف زدن و عشوه ریختن. راه رفتن با کفش رو بلدی ولی فکر کنم رقص و بقیه علایق خانم ها رو باید به دختر خوشگلم، آیناز یاد بدم. منم از این که من رو به عنوان دختر قبول کرده بود، خیلی ذوق کرده بودم، هر چی مامانم گفت رو قبول کردم و قرار شد از فردا مامانم بهم آموزش بده. از صبح کار من شروع شده بود و مامانم داشت بهم آموزش می‌داد که چطوری مثل یه دختر برخورد بکنم و رفتارم شبیه اونا بشه. اولین آموزش من آرایش کردن بود مامانم داشت اسم ابزارها رو بهم یاد می‌داد و اینکه چه جوری بتونم خودمو خوب آرایش بکنم نه مثل آرایشگرها، ولی حداقل مثل یک زن بتونم خودم رو آرایش بکنم. بعد از آرایش نوبت به عشوه و ناز کردن رسید و بهم یاد می داد چطوری صحبت و رفتار بکنم و چه موقع ازشون استفاده بکنم. بعدش نوبت رقص شد و همین جوری ادامه داشت و من از مدرسه که می اومدم خونه کارم تا شب تمرین چیزهایی بود که هر شب مامانم بهم یاد می داد، تا به دختر کامل تبدیل بشم.
مامانم دیگه با من مثل یه پسر برخورد نمی‌کرد و چند دست از لباس‌هاشو بهم داده بود که بتونم اونا رو هم توی خونه بپوشم. مامانم توی خونه لباس‌های بازتر می‌پوشید و خیلی راحت درباره اندام‌های جنسیش، پریود بودن و اتفاق‌هایی که در طول روز براش می‌افتاد برام تعریف می‌کرد. یادمه یه شب که اومده بود خونه برام تعریف می‌کرد که امروز یه پسر مزاحمش شده بود و سعی می‌کرد مخش رو بزنه و از پسره برام تعریف می‌کرد چه پسر خوشتیپی بود ولی ائن بهش پا نداده بود. توی خونه، وقتی که می خواست خود ارضایی بکنه دیگه سعی نمی‌کرد مثل قبل صداشو خفه بکنه و بلند ناله می‌کرد. من هم تقریباً بعد از یک هفته، دوباره با روزبه رابطمو شروع کردم ولی دیگه به اون نمی‌گفتم خونمون بیاد و من خونشو می‌رفتم. راستش می ترسیدم دوباره مامانم من و تو وضعیتی که خودم رو برای بکنم آماده می کنم، ببینه. درسته که باهاش راحت تر شده بودم و مامانم هرچی می خواست بهم می گفت ولی من هنوز ازش خجالت می کشم. تقریباً هفته‌ای دو بار پیشش می‌رفتم و با هم سکس داشتیم. دو، سه بار اول همراه با درد بود، ولی بعد از اون کم کم دردش خیلی کمتر می شد و جاشو به لذت می داد. یه شب که توی خونه خواب بودم تقریباً حدود ساعت ۲ بود که با صدای ناله مادرم از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون، دیدم در اتاق مامانم نیمه بازه. آروم رفتم طرف در جوری که مامانم متوجه من نشه. مامانم روی تخت لخت مادر زاد دراز کشیده بود و پاهاشو باز کرده و یک کیر مصنوعی سیاه رو داخل کصش کرده بود و با دست دیگه اش داشت سینه‌هاشو می‌مالید و چشماش بسته بود و از روی لذت ناله هاش بلند شده بود. به کیر مصنوعی دقت کردم و به نظر می اومد که از مال روزبه بزرگتر باشه و تخمین من برای اون موقع شب که دیده بودمش، تقریبا 20 سانتی می شد و مامانم به طور کامل اون رو توی کصش جا می داد و من هم با دقت حرکت کیر رو توی کص مامانم نگاه می کردم.
مامانم همون طوری که کیر مصنوعی داخل کصش بود چرخید و تو پوزیشن داگ استایل قرار گرفت، به طوری که کص و کونش سمت من بود، تا قبل از امشب که مامانم رو تو اون حالت ببینم، اصلا حسی به مادرم نداشتم ولی اون صحنه حرکت کیر مصنوعی داخل کصش من رو تحریک کرده بود و چرخشش و حالت داگ استایل تیر خلاصش بود و کیرم داخل شورت مامانم به بلند ترین حدی که می تونست رسیده بود و فقط کافی بود، دستم بهش بخوره تا تو شورت مامانم به خاطر هیکل سکسی و دیدن گاییده شدنش با کیر مصنوعی، ارضا بشم. اونجا بود که فهمیدم من هم زنم و هم مرد هستم و در یک کلمه میشه گفت شیمیل. من مرد به دنیا اومده بودم و حس های زنونه هم داشتم. ولی اون شب فهمیدم که حس های مردونه هم دارم و من هم دوست دارم کیرم رو توی کص و مون زن ها بکنم و هم مثل زن ها دوست دارم که کونم گاییده بشه.
     
  
مرد

 
واقعا عالیه ادامه بده 🌹🌹
     
  
مرد

 
قسمت 5
من محو زیبایی بدن و کص و کون مامانم بودم و اصلا متوجه نشدم که سرش رو چرخونده و من رو که کنار چارچوب در ایستادم و دارم نگاهش می کنم رو دیده . با یه لبخند من رو صدا کرد و گفت، آیناز دخترم بیا تو دم در بده. لبخندش به خنده تبدیل شد و ردیف نازکی از دندون های مرتب و سفیدش بین قرمزی لب هاش مشخص شده بود که چندین برابر زیباییش رو بیشتر می کرد. با صدای مامانم به خودم اومدم و از این که من رو در حال دید زدنش دیده بود، خجالت کشیدم. عقبی قدم برداشتم و می خواستم از خجالت فرار کنم و برم سمت اتاقم که مامانم همن طوری لخت بلند شد و اومد پذیرایی و دستم رو گرفت و من و کشید تا باهاش برم توی اتاقش. وارد اتاق که شدیم دستم رو ول کرد و خودش رفت روی تخت نشست و به من گفت که بیا اینجا بشین و با دستش روی تخت و کنار خودش رو نشون داد. من هم که ازخجالت سرخ شده بودم آروم سمتش رفتم و کنارش نشستم. بعد از اینکه پیشش نشستم، دوباره مامانم رو نگاه کردم که به پهلو کنارم تو حالت نیمه دراز قرار گرفته و پاهاش رو دراز کرده و سینه های بلوری وسفتش که اصلا افتادگی هم نداشت، تو جای خودش خودنمایی می کنه و کمی بالاتر سرم و آوردم دیدم که مامانم با لبخند داره بهم نگاه می کنه. مسیر نگاهش رو دنبال کردم و دیدم که دوباره با دیدن بدن زیبای مامانم کیرم بلند شده و قامت راست کرده. فهمیدم که دوباره خراب کاری کردم و اون لحظه فقط دلم می خواست که زمین دهن باز کنه و من برم داخلش. با همون لبخند مسحور کننده اش بهم گفت من یه زن تنهام و نیازهایی دارم و باید اونا رو برطرف بکنم. من هم ساکت بودم و نمی تونستم حرفی بزنم و مامانم ادامه داد که این ارضا شدن چیز مهمی برای زن ها هست و روی رفتار روزمره اشون تاثیر داره و بر خلاف مردها که توی خواب می تونن ارضا بشن، زن ها همچین امکانی رو ندارن. منم تمام جراتم رو جمع کردم و به مامانم گفتم که متوجه هستم و اینکه نیاز داره و هیچ کس بهتر از خودش نمی دونه که چطوری اون رو برطرف بکنه. در تمام مدتی که صحبت می کردیم لبخند مامانم پاک نمی شد و انگار که من مسخ و جادو شده بودم با لبخندش. مامانم هم در جوابم گفت، آفرین دخترم، من خوشبخت‌ترین مادر دنیا هستم که چنین دختر فهمیده‌ای دارم، منم لبخند زدم و از تعریفی که مادرم ازم کرده بود خیلی خوشحال شده بودم. مامانم بهم گفت حالا چون دختر فهمیده ای هستی اون کیر مصنوعی رو به مامان بده. درسته که مامانم رو تو اون وضعیت دید زده بودم ولی باز ازش شرم داشتم ، به همین خاطر کاری رو که گفت انجام ندادم. مامانم دوباره حرفش رو تکرار کرد و گفت آیناز دخترم نمی خوای به مامان کمک بکنی. تا گفتم اما، گفت اما و اگر نداره. اگر نمی تونی اون رو به من بدی ، همین الان بلند شو و برو تو اتاقت. لبخند مامانم پاک شده بود و جاش رو به یه خم از روی عصبانیت داد. من حاضر بودم هر کاری بکنم تا دوباره لبخند زیباش رو ببینم. به خاطر همین خم شدم و کیر مصنوعی رو بلند کردم و سمت مامانم گرفتم. مامانم به کصش اشاره کرد و گفت، اونجا بذارش. دستم همین طوری روی هوا موند و حرکتی نکرد. مامانم دستم رو گرفت و به سمت کصش برد و با کمک دست من کیر مصنوعی رو داخل کصش گذاشت و بغل گوش من آه کشداری کشید، که دل من لرزید. دست من و تکون می داد و با این کارش کیر مصنوعی تو کصش تکون می خورد و لذت می برد. دستش رو از روی دستم برداشت و گفت ادامه بده و من در نهایت سکوت ادامه دادم و مامانم از لذت آه می کشید و با همون لبخند مسحور کننده و جادوییش من رو نگاه می کرد. یکم که گذشت، صدای آه و ناله های مامانم و دیدن منظره داخل و خارج شدن کیر مصنوعی از کص مامانم باعث شد، دوباره حشری بشم و سرعت حرکت دستم رو بیشتر بکنم و مامانم هم کامل خودش رو رها کرده بود و از عمق وجودش لذت می برد و با یک صدای بلند ، ارضا شد و آروم روی تخت دراز کشید. بعد از یکی ، دو دقیقه که مامانم سرحال اومد، من وکشید سمت خودش و لبمو بوسید و گفت، مرسی دخترم. خیلی وقت بود اینجوری ارضا نشده بودم. بعدش من چرخوند و اومد روی من و دوباره شروع به خوردن لبم کرد و من هم باهاش همکاری می کردم. بعدش رفت سراغ لاله گوشم و بعدش گردن. منم هم از روی لذت به خودم می پیچیدم و چشم هام و بسته بودم و به این فکر اون لحظه تو ذهنم اومد که چقدر من و روزبه توی سکس بی تجربه و خامیم. تا اون موقع هیچ وقت، حتی اون زمانی هم که فقط لاپایی حال می کردیم، همچین لذتی رو که مامانم تونسته بود تو چند دقیقه به من بده رو حتی نزدیکش رو هم حس نکرده بودم. با برخورد دست گرم مامانم با کیرم به خودم اومدم و چشمم رو باز کردم و دیدم که مامانم داره نگاه می کنه و همون طوری که با هم چشم تو چشم بودیم سرش رو پایین برد و کیرم با لب های مامانم تماس برقرار کرد و تا مرض انفجار بلند شده بود. مامانم شروع به ساک زدن کرد و جوری کیرم رو می خورد که انگار صد ساله این کاره هست و منم هم لذت وصف نشدنی اون لحظه تجربه کردم و آبم تو دهن مامانم اومد و اون هم تا قطره آخرش رو خورد. بعد از این که کیرم کوچیک شد و از بین لب هاش در اومد و اومد بالا سمت من و لباش ها رو لباهم گذاشت و من با خوردن لب های مامانم، طعم آب کیر خودم رو حس می کردم و آب کیرم خودم رو از روی لب و زبون مامانم می خوردم. مامانم کنارم دراز کشید و من رو نگاه می کرد و با دستش با کیر نیمه خوابم بازی می کرد، تا دوباره راست بشه. بعد از این که کیرم بلند شد، رفت پایین تر به سمت کیرم. فکر می کردم که می خواد دوباره برام ساک بزنه که، وقتی رسید پایین هر دو پام رو بالا داد و بهم گفت که پاهام رو تو همون حالت نگه دارم. من حرفش رو گوش کردم. تخم هام تو دهنش گذاشت و با دستش با کیرم بازی می کرد، من هم چشم هام رو بسته بودم و مست لذتی بودم که مامانم داشت بهم می داد. چند لحظه بعد گرمی زبون مامانم رو روی سوراخ کونم حس کردم و بعدش مامانم گفت معموله امروز ازش کار کشیدی. همین حرف مامانم کافی بود برای اینکه همه لذت و حسم بپره و از این که عصبانی بشه بترسم. دیدن بدن لخت مامانم، لذتی بهم داده بود، که باعث شد، کلا یادم بره که امروز بعد از ظهر پیش روزبه بودم و بهش کون دادم. چیزی نگفتم و سعی کردم پام رو بیارم پایین. مامانم نذاشت و با همون لبخند جادوییش گفت، مثل این که شهوت به دخترم فشار آورده و امروز پیش دوست پسرش بوده، حالا هم از این که مامانش فهمیده خجالت میکشه. بازم جرات نکردم چیزی بگم و مامانم که دید من ساکتم و حرفی نمی زنم، دوباره سرش رو خم کرد و به لیس زدن سوراخ کونم ادامه داد و هر از گاهی زبونش رو لوله می کرد و داخل سوراخم فشار می داد، یه جورایی زبونش نقش کیر رو بازی می کرد و با دهنش تلمبه می زد. دوباره تخمم هام تو دهنش گذاشت و انگشتش روهم روی سوراخم و فشار داد. به راحتی انگشتش وارد سوراخم شد و گفت، معلومه حسابی امروز با دوست پسرت مشغول بودی و کمر براش نذاشتی که اینجوری باز شدی، دوباره خندید. وقتی دوباره مامانم اینطور طبیعی با قضیه برخورد کرد باعث شد که یخم بشکنه و آروم گفتم، دوبار آبش رو کشیدم. مامانم یه آفرین گفت و در ادامه اش هم گفت، چون الان کیر طبیعی نداریم، مجبوریم با چیز دیگه ای کارت رو راه بندازیم. بعدش کیر مصنوعی رو برداشت و روی سوراخ کونم تنظیم کرد و قبل از این که بتونم حرفی بزنم، فشار داد و با یک فشار نصفش رو داخل کونم کرد. خودم رو سفت کردم و آه کشیدم و به مامانم گفتم همین جا نگه دار، برام خیلی کلفته. مامانم گفت، قربونم دخترم برم که فقط یه کیر توی کونش رفته و فقط قد همون کیر سوراخش بازه. کیر مصنوعی رو درآورد و از توی کشو میز آرایشش، ژل روان کننده در آورد و یه مقدار روی سوراخم و یه مقدار روی کیر مصنوعی ریخت و با دستش کاملا کیر مصنوعی رو چرب کرد و دوباره فشار داد. این بار با یک فشار کل کیر مصنوعی رو داخل کونم جا داد و منم به خاطر درد هم صدا و هم اشکم دراومد و به زور جلوی دهن خودم رو گرفتم تا همسایه ها صدام رو نشونن. مامانم یکم من و بوسید و گفت چند دقیقه تحمل کنی قشنگ جا باز می کنه و اومد روی من نشست. جوری که لبه های کصش روی کیرم بود و با هر حرکتی که به کمرش می داد، لبه های کصش به طور کامل به کیرم مالیده می شد و چنان لذتی در من ایجاد می کرد که باعث می شد، درد کونم فراموشم بشه.
     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
جالبه
     
  
مرد

 
مثل این که از داستان استقبال نشد
اینجور بخواد بمونه فقط تا قسمت ۹ رو آپلود می کنم
     
  
مرد

 
اتفاقا خیلی خوبه معلومه بعدش خیلی جالب‌تر خواهد شد فقط مخفی کاری و مخ زنی هم توش به کار ببر و زود به زود آپلود کن
تا توانم خواهم کرد
     
  
مرد

 
داستانت قشنگه عزیز همه استقبال کردن بذار لطفا
محمد
     
  
زن

 
بعد خیلی وقت یه داستان عالی منتظر ادامه‌اش هستم
عشق یعنی زندگی
     
  
زن

 
داستانت خیلی قشنگه عزیزم پر قدرت ادامه بده
عشق یعنی زندگی
     
  
مرد

 
ادامه بده
     
  
صفحه  صفحه 2 از 3:  « پیشین  1  2  3  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

سرگذشت پرهام

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA