sooskmar48عالی این داستان. منتظر ادامه داستان هستممیشه اسم داستانهایی که تا حالا نوشتین رو اینجا بگین؟
Hhys66درود وقت بخیردقیق که یادم نیست ولی تو صفحه خودمو که باز کنین نوشته تو چه تاپیک هایی کار کردم اگه یادم باشه تو صفحه محارم بوده تو صفحه اشناها هم بوده
ضربدری یک طرفه – قسمت پنجاه و هشت تو این مدتی که مریم پیشم کار میکرد خیلی به مریم وابسته شده بودم خب عملا بیشترین تایم روزم با اون میگذشت و مریمم همین حس رو داشت عصرا بی دل ودماغ بود واسه رفتن کیلینیک جوری شده بودیم که هردومون صبح ساعت هفت واسه رفتن کارگاه یه شور و شوق داشتیم و تا همو میدیدیم مثل اینکه دلتنگ هم شدیم اولش تا چند دقیقه کلی همو بغل میکردیم و با هم لباس عوض میکردیم و اون موقع هم کلی لخت تو بغل هم و بعدش هم با هم صبحانه میخوردیم و حدود هشت شروع کار بود بعد از این مدت رابطه بین منو مریم عمیق تر از زن و شوهر شده بود در حد رابطه ام با زهرا البته زهرا هنوز جلوی من یکم پرده داری میکرد ولی مریم با اخلاق خاصش و از اونجایی که خودش هم مشاور بود خیلی راحت با رابطمون ارتباط برقرار کرده بود .خب من مریمو از سالها قبل میشناختم تا حدی پر شور و انرژی بود ولی پیش من خیلی شوخ و پر انرژی بود مثل دختر بچه های که میخوان همه هیجانشون رو نشون بدن چه تو حرف زدن چه رفتار مثلا تا یه کار جدید رو تموم میکردیم جوری هیجان زده میشد که منو به خنده مینداخت و از همه نظر هم خودشو کاملا راحت کرده بود و جلوی من دسشویی هم میرفت براش مهم نبود در بازه یا بسته یا دیگه گوزیدن جلوی من براش شده بود واسه سرگرمی و نوع حرف زدن و ناز کردناش بیشتر سکسی و تحریک کننده شده بود و مریم از شیطنت هایی که تو دوران دبیرستان و دانشجوییش کرده بود و هیچ کس خبر نداشت میگفت و یه روز درمیون بعد از تموم شدن کار که میخواست بره کیلینیک اخه ساعت چهار یا پنج میرفت موقع لباس عوض کردن در حد چند دقیقه ازم میخواست باهاش یه معاشقه در حد ده دقیقه داشته باشم که معمولا هم بین معاشقه چند دقیقه هم میکردمش و پوزیشن مورد علاقه اش هم سرپا بود که من پشتش بایستم و فرو کنم تو کسش و البته تو اون جور مواقع میگفت تا ته فرو نکن فقط میخوام تو خودم حست کنم اینجوری هم کیرتو تو کسم حس میکنم هم تلمبه زدن لای کونم خیلی بهم لذت میده منم دوست داشتم ولی هنوز بهم کون نمیداد و میترسید ولی عملا تو سکس هام با مریم ابم نمیومد چون مریم خیلی زود ارضا میشد در حد چند دقیقه بیشتر طول نمیکشید شدید ارضا میشد و بعدش هم قدرت سکس نداشت و فقط میخواست با بدنش بازی کنم و نوازشش بدم تا اروم بشه برعکس اذر که حداقل نیم ساعت فقط تلمبه زدن میخواست تا به حس ارضا برسه .اون رز صبح هم بعد از حرفای فرشته رفتم کارگاه و مریم هم اومد و اولش مثل همیشه سلام و احوالپرسی و لباسشو دراورد که دیدم شورت تور نازک پوشیده و از زیر شورت هم معلوم بود یه دستمال کاغذی لای کسش گذاشته که مثل اینکه یادش نبود تا خودشو دید یهو از خجالت سرخ شد و گفت: واییییی یادم رفتتت و خواست بره دسشویی دستشو گرفتم و خوابوندمش رو تخت که گفت: ارششششش بذار برم دسشویی جون من بذار برممممم که من شورتشو کشیدم پایین و طاقباز وایییییییی دیدم اب نیما لای کسش بود و کسش هم هنوز خیسسسس اخخخخ از خجالت دستشو گذاشت جلوی صورتش و هی میگفت ارش زشته بذار برم ارششش نگاه نکنننننن زشتهههههه خجالت میکشم ارششمن همچنان داشتم کس خوشکل و سبزه مریم که با اب شوهرش لبریز شده بود و تقریبا همه جای کسش پخش شده بود و تماشا میکردم خیلیییی برام هوسی کننده بود اونم بعد از برنامه دیشب فرشته و چتش و مامانش من: ریخته توش؟مریم که هنوز خجالت میکشید سرش لای دستاش گفت: از دست اون خب نمیفهمهمن:چراااا خوبه که ریخته تواروم دستمو کشیدم لای کسش که اب خودش و اب شوهرش با هم قاطی بود و مریم یه اخ گفت.من: جووووون اولین باره اب شوهرتو تو کست میبینممم اخخخخخمریم:وای ارشششش نگوووووو جون من بذار پا شممن: همیشه میریزه تو؟مریم: نمیتونه خودشو بگیره اره من: از دیشبه؟مریم: دیشب یه بار خواست و ریخت تو و قبل از اومدنم هم داشتم لباس عوض میکردم خواست و دوباره هم ابشو ریخت تو که حامد(پسر بزرگش حدود 15 سالشه) پشت در اتاق صدام کرد منم هول شدم فقط یه دستمال گذاشتم و شلوارمو پوشیدم من: جوووووون اب تازهههههمریم: ارشششش بذار برم خودمو بشورممممم زشته اخه خجالت میکشممن: از اینکه اب شوهرت ریخته تو کست؟مریم: ارشششششش هی نگوووووووووونشستم لای پای مریم و اروم سرمو بردم لای پاش واییییی بوی اب مریم و اب نیما تو هم پیچیده بود و یه بوی تند میداد و منو چنان هوسی کرد که بی هوا زبونمو بردم لای کس خیس مریم که پاهاشو بست و بلند گفت : وایییییییییی ارشششششششششششششششششش نکننننننننولی من اونقدر هوسی بودم که پاهاشو از هم وا کردم و کس مریم و با اب شوهرشو با هم میخوردم و قورت میدادم واییییی چه هوسی شده بودم که کسی رو داشتم میخوردم که نیم ساعت پیش کیر شوهرش توش بوده اخخخخخخ. همه کسشو گرفتم تو دهن و مک میزدم و ابو میکشیدم بیرون و میخوردم اخخخخخخ اونقدر هوسی بودم که نمیتونستم خودمو بگیرم و مریمم که دیگه تو اوج شهوت بود بلند بلند اخ اخ میکرد و کسش زیر دهن من تند تند تکون میخورد و منم پاهاشو محکم گرفته بودم و با تمام لذت داشتم تمام کسشو میخوردم و چوچولش بین لبام محکم مک میزدم که کمتر از دو سه دقیقه با صدای بلند ناله و تکون خوردن با فشار تمام ارضا شد و منم رونشو محکم گرفته بودم که یهو شروع کرد جیش کردن تو دهنم و منم دهنمو محکم گذاشتم روکسش و همه جیشش و تو دهن میخوردم و قورت میدادم اصلا تو حال طبیعی نبودم وایییی چه لذتی داشت مریم هم همه جیشش و تو دهن من خالی کرد و بلند میگفت : اووووییییییییییییییییییییی . منم تمام جیش صبحگاهی مریم و خوردم و کسشو تمیز کردم با زبون و بیحال افتاد رو تخت نفسش به شماره افتاده بود که تو یه حرکت شورتمو کشیدم پایین و کیرمو تمام قد شق فرو کردم تو کسش که یهو تو همون خستگی گفت: اخ اخ اخخخخخ وایییییی نهههههه . منم پاهاشو گرفتم و محکم تو کسش تلمبه میزدم و مریم هم کم کم داشت کلفتی کیرمو حس میکرد و ناله میکرد که دو سه دقیقه از رگبار تلمبه هام تو کسش گذشت گفت: واییی ارش منو جنده کردی چقدر باید کیر بخورم بسمهههههه نمیتونمممممممممممن: جوووووون جنده خودمییییی هر وقت خواستم میکنمت شوهرت که قدرتو نمیدونه عرضه کردن ندارهههه حیف این کسه که کم تلمبه بخورهمریم: وای ارش گشادم کردی اخخخخ بسهههههپاهاش رو شونه ام بود و خم شده بودم روش با لذت و هوس ته کس مریمو با کیر پر کرده بودم واییییی دیدن چشمای پر از شهوت مریم خیلی داغم کرده بود که دیگه حتی حرف هم نمیزد و فقط داشت نگام میکرد و منم خیلی هوسی شده بودمگفتم: حالا چی شد نیما دوبارهوس کرد بکنتتمریم: وای ارش نگوووووووومنم که حسابی هوسی بودم و میخواستم منم ابم بیاد تو کس خوشکل و سبزه مریم و ابیاری کنم ولی با تمام تلاشم تو اون مدت کم ابم نمیومد و مریمم دیگه اونقدر بی رمق شده بود که صداشم در نمیومد و منم دیدم اینجوری فایده نداره کیرمو کشیدم بیرون ودوباره رفتم لای کس سبزه مریم و شروع کردم به خوردن کسش که حسابی خیس شده بود و همه جای کسش سرشار از ترشح شهوت بود اخخخخخ که سوراخ تنگ کون مریم واقعا دیدنی بود از شدت هوس داشت نبض میزد و باز و بسته میشد اخخخخخ زبونمو گذاشتم وسط سوراخ کونش که اهش رفت بالا و منم تند تند زبونمو تو سوراخ کونش که با اب کسش هم حسابی خیس خورده بود و نرم شده بود تلمبه میزدم که دیگه تو اوج لذت بود چند دقیقه ای ادامه دادم ولی مریم اون زنی نبود که تحمل تلمبه های منو داشته باشه و بتونه اب منو بیاره بیخیال خوردن کونش شدم و نشوندمش رو تخت و کیرمو جلوی دهنش گرفتم و یکمی با کیرم بازی کرد و سر کیرمو لیس زد و بلند شد رفت دسشویی و رفتیم سر کار. ادامه دارد....
ضربدری یک طرفه – قسمت پنجاه و نهیک ماهی از اخرین دیدار من و ثمین گذشته بود و از سمین در حد چت کردن ارتباط داشتیم و یجورایی دلم براش تنگ شده بود که شب حدودای ده بهش پیام دادم و حدود یک ساعت و نیم چت کردیم و خیلی احساس دلتنگی داشت و میگفت تو این مدت همش به تو فکر میکنم دلم میخواد بازم بریم بیرون و مثل اون شب کلی حرف بزنیم دلم خیلی گرفته اینجا کسی منو درک نمیکنه دایما دعوا داریم و این حرفا که بهش گفتم پاشو بیا اینجا چند روز که گفت اونجا نه خجالت میکشم خاله فرشته هست . من: پس کجا همو ببینیم؟ثمین: نمیشه بازم بریم بندر؟من: میتونی بیایی؟ثمین: اگه از مامانم اجازمو بگیری و بیایی دنبالم اخر هفته ارهمن: ای ناقلا خوشت اومده ها باشه بذار با فاطمه هماهنگ کنم .ثمین: نمیشه خونه خاله فاطمه نریم؟من: پس کجا بریم؟ثمین: دلم میخواد تنها بریم خودمون باشیم من:بریم غواصی؟ثمین: حالا اونم خوبه(ایموجی خجالت)من: پس هفته اینده که فاطمه واسه زایمان میخواد بیاد خونه مامانش بمونه میریمثمین از خوشحالی پر دراورد و کلی ذوق کرد و دو هفته بعد فاطمه اومد خونه مامانش بمونه تا زمان زایمانش که جور شدبه فرشته گفتم و به فرزانه هم پیام دادم گفتم که اولش گفت: میرین خونه فاطمه؟ چون مهران بندر بود . که گفتم نه هتل گرفتم و واسه چهار شنبه شب هم یه هتل خوب تو بندر تماس گرفتم و چهار شنبه صبح رفتم دنبال ثمین (خونشون یه شهر حدودا سه ساعت با ما فاصله داشت) سوارش کردم و رفتیم سمت بندر و حدودای هفت شب رسیدیم بندر و رفتیم هتل خب اختلاف سنی منو ثمین هم اونقدری بود که هتل اتاق بهمون نده گفتم خواهر زادمه و رفتیم اتاق شیک و لوکسی هم بود دو تا تخت یه نفره نزدیک به هم و چیدمان خوب و یه حموم دسشویی که حمام شیشه مات بود . چند دقیقه ای نشستیم و من بلند شدم گفتم ببخشید ولی شلوار لی اذیت کننده هست اشکال نداره عوض کنم.ثمین: چه اشکالی داره مثلا من بگم نه با همین میخوابی؟من: نه خب تعارفه دیگهثمین گفت: کجا لباس عوض کنیم حالا؟من: هر جا راحتی . میخوای من میرم بیرون اتاق عوض کردی میامثمین:مثلا تنها اومدیمامن: چی؟ثمین: یه اتاق گرفتیم بعد تو بری بیرون تا من لباس عوض کنم اینجوری دو تا اتاق میگرفتیمهردومون خندمون گرفتمن: پس راحت باش همینجا عوض کن نگران من نباشثمین: اتفاقا از بابت تو نگران نیستممن: پس از بابت کی نگرانی؟بذار بریم شام بخوریم برگردیم بعدثمین: چه میدونم خب بعضی مردا نگاهشون ادمو اذیت میکنه حتی اگه محرمت باشنحس کردم یه چیزی تو افکارش هست. گفتم: حرفت درسته شاید ما مردا خیلی نتونیم درکش کنیم ولی خانما خیلی زود میفهمنثمین: چون مردا نسبت به دیدن بدن زنا حریص هستن فرقی هم نمیکنه طرفشون کیه حتی نزدیکترین ادم زندگیت باشن من: تا حالا تجربه اینو داشتی مگه؟ثمین: بدترینش رومن: واقعااااا؟ثمین: ارش تو این چند وقته با اینکه تو خیلی شرایطی بودیم که میتونستی منو ببینی و یا دیدی ولی از اینکه تو منو دیدی حس بدی نگرفتم چون حسم میگفت به اون قصد که منو واسه یه چیزای دیگه ندیدی راحت بودم از این موضوع.من:قبلا هم بهت گفتم واسه من حس جنسی دوطرفه هست راحت بهت بگم بدنت رو دیدم و برام جالب بوده ولی نه به قصد و غرضثمین: خب همین دیگه منم میتونم حسش کنم واسه همینه میتونم جلوی تو راحت لباس عوض کنم ولی یه چیزی میگم ادامشو نپرس لطفا اگه خودم خواستم میگم . جلوی بابام نمیتونماز شنیدن این حرف ثمین مغزم هنگ کرد یعنی چی؟ باباش به قصد لذت دخترش رو دید زده؟نتونستم و گفتم: این حرف اخرت خیلی معنی داره الان مغزم هنگهثمین: ولش کن بریم بعدشم شام بعدشم یه کافی شاپ که میخوام تا صبح بیدار باشم؟من: بریمتا حدود ده تو رستوران و کافی شاپ هتل بودیم و برگشتیم اتاق که من شلوارمو دراوردم و با شورت بودم و تو کوله شلوارکمو دراوردم که ثمین هم اونور تخت شلوارشو کشید پایین و اونم با شورت داشت تو کوله شلوار درمیاورد برگشتم بهش گفتم من که راحتم تو چی؟ثمین هم برگشت گفت با خنده گفت: وقتی دو تا گوریل پشمالو جلوی هم باشن معلومه دوتامون راحتیم ولی میترسم جرقه بزنیمیه نگاه به پاهاش انداختم دیدم راست میگه پاهای اونم از زانو به بالا کمتر از من پشمالو نیست و از حرفش خیلی خندم گرفت من: حالا من گوریلم تو چرا باید ماده گوریل باشی ؟ثمین: چه میدونم چندباری خواستم بزنم هی مامانم میگه زشته دختر اینکارا بکنه و این مزخرفاتمن: دوتامون پشمالوییم شلوار بپوشیم وگرنه هر تماسی میشه جرقهمن شلوارک پوشیدم و تیشرتمو دراوردم و گفتم: پایین تنه مون که عین هم بود . ثمین: منم شورتک اوردم ولی خیلی زشته بپوشم روم نمیشهمن: چرااا؟ثمین به رونش اشاره کرد گفت با اینهمه مو؟من: کنار من به چشم نمیادکه شورتک پوشید که تا چند سانتی زیرشورتش بود و گفت :تو که کلا پشمالویی حداقل من بالاتنه ام اینقدر نیست و بلوزش هم دراورد و داشتم نگاش میکردم گفتم : کم نه تو هم فقط قسمت رو سینه ات کم موهه وگرنه شکمت و کمرت که خیلی مودارهثمین دستشو گذاشت رو شکمش گفت: داره ولی فقط یه خط مو هست اطرافش هم یکمی دارهمن: ولی من زیر بغلم مو نداره تو خیلی داره ثمین: خیلی بدی ارشششششششمن: چراااااثمین: خب من همه جام مو داره اونم داشته باشه چی میشه خبمن: اشکالی نداره که داشته باشهتاپ بندی پوشید و اومد کنارم رو تخت نشست و مشغول حرف شدیم تا حدودای دو ولی حرفای متفرقه و ثمین هم تو بغلم و سرش رو سینه ام بود تا خوابش برد. هرکدوم رو یه تخت خوابیدیم و فردا هم رفتیم سمت هرمز واسه غواصی و مثل قبل اول من رفتم واسه تعویض لباس و برگشتم و بعدش ثمین و اخرش هم شلوغ بود واسه دوش گرفتن زن و مرد جدا بودن و حدودای هفت برگشتیم بندر و رفتیم بازار و کلی گشتیم و سمین هم حسابی خرید کرد البته خودم براش گرفتم و چند تا هم شورت و سوتین خرید و اخرش هم گفت یه داروخونه وایسا و رفت و برگشت دیدم ژیلت خریده .من: ژیلت واسه چی گرفتی؟ثمین : به خاطر تو من: واسه من؟ثمین:اره میخوام برم حماممن: کجاها رو بزنی؟ثمین: حالا بذار برمکبعدش هم رفتیم شام خوردیم و حدودای ده و نیم برگشتیم هتل ثمین دراز کشید رو تخت و گفت: واییی همه بدنم گرفته پاهام تکون نمیخوره.ادامه دارد....
کم کم داشتیم عناصر داستان رو فراموش میکردیمخوبه که هر اپیزود فلاشبک میزنی بهشون تا شیرازه داستان برای خوانندگان دوباره یادآوری بشه...مرسی دختر
ضربدری یک طرفه – قسمت شصتگفتم : یه ماساژ حالتو جا میارهثمین: اول برم حمام و بیام بعد .منم میخواستم لباس عوض کنم همون کنار تخت و شلوار وتیشرتم و دراوردم و پشتم به ثمین بود گفتم ببخشید و شورتمم کشیدم پایین و دراوردم که ثمین گفت:ارششش نمیگی من نشستم؟من: خب نشسته باشی چیه مگه ثمین : الان کامل لختی من: اره خب میخوام لباس بپوشمثمین: جلوی دختر چشم و گوش بسته من:بالاخره هر کاری یه شروع داره دیگه . الان خجالت کشیدی منو دیدی؟ثمین:اره خبمنم عمدا هنوز لخت بودم گفتم: پس ببین تا خجالتت بریزهثمین: دیوونه اخه چی ببینم تو اینقدری که ترسناکی باید بگی ببین ترست بریزه با این باسن بزرگ من: واقعا؟ میخوای برگردم ببینی دیگه چی دارم؟ثمین: نه جون من تا همینم خیلییی ترسناکی . یه چیزی بپرسم؟من: بپرسشلوارمو پوشیدم و همونجور بدون بلوز برگشتم سمتش ثمین:خاله فرشته با اینهمه موی بدنت مشکلی نداره؟من: مگه کمرم مو داره؟ثمین: فقط کمرت کم مو هست من: نه اتفاقا دوست داره. تو چطور؟ثمین: من چی؟من: بدن پر مو مرد دوست داری یا کم مو؟ثمین:از مو بدم نمیاد ولی جاهای خاص نباید داشته باشهشلوارمو تا بالای کیرم کشیدم پایین گفتم:منم جاهای خاصم که میزنم ولی تو جاهای خاص هم پر موههثمین:ارششششششششش هنوز زوده هنوز اماده گیشو ندارممممم. شلوارمو کشیدم بالا و گفتم : چرا ؟ تو هم باید موهای لای پاتو بزنیثمین: خب تا حالا لازم نبوده.من: ممکنه بعد از این لازمت بشهکه ثمین از این حرفم سرخ شد و گفت: خیلی لوسی ارشششش. بلند شد و اونم خیلی راحت بلوز و شلوارشو دراورد با شورت و سوتین ایستاده بود جلوی ایینه که گفت: ارش من خیلی در مقابل تو کوچولو هستمامن: اره دقت کرده بودم کوچولوی منی تووووثمین:از حرفم خجالت کشید و حوله برداشت رفت تو حمام. که گفتم : دختر حالا تو رفتی حمام تکلیف من که میخوام برم دسشویی چیه؟صدای دوش میومد که ثمین گفت:من تو حمامم در که بسته تو بیا برومنم رفتم تو و دسشویی هم فرنگی بود و منم اصلا از فرنگی خوشم نمیومد مجبور شدم شلوار و شورتمو کامل دربیارم و بشینم رو فرنگی و داشتم از پشت شیشه مات ثمین رو تو حمام نگاه میکردم که ثمین گفت: ارشمن: بلهثمین: هنوز دسشویی هستی؟من: ارهثمین:از نظر تو من چجور دختری هستم که الان با مردی که محرمم نیست اومدم مسافرت جلوت لباس عوض کردم کلی حرف زدیم که نصفش در مورد رابطه بوده و الانم من تو حمامم که شیشه ای هست وتو هم تو دسشویی که میتونم حس کنم از پشت شیشه یجورایی منو داری لخت ببینی منم میدونم تو الان لخت تو دسشویی کنارمیمن: ثمین تو همه جای دنیا دخترای به سن تو رو اونقدرعاقل میدونن که واسه روابط خودشون تصمیم بگیرن و تو با همه اینایی که الان گفتی اصلا دلیل نمیشه که دختر بدی هستی حتی اگه این رابطه من و تو جلوتر هم بره باز نه من و نه هیچ ادم دیگه ای حق نداره تو رو قضاوت کنه ثمین:خب تو متاهل هستی چی؟من: منم بدون اطلاع فرشته اینجا نیستم و مطمین باش که فرشته منو بابت هر نوع ارتباطی که ممکنه با تو داشته باشم قضاوت نمیکنهثمین: حتی اگه رابطه مون به ....... . که حرفش رو خوردمن: اره حتی اگه رابطمون به سکس برسهکه دیدم ثمین دیگه چیزی نگفت. داشتم نگاش میکردم و دیدم که داره موهای زیر بغلش و میزنه که تموم شد گفت: هنوز تو دسشویی هستی؟من: اره تموم دیگه چطور؟میخوای بیایی بیرون؟ثمین:نه هنوز کار دارم منتظرم بری بیرون به کارم برسمحدس زدم میخواد بقیه بدنشم اصلاح کنه گفتم حالا امشب خیلی به خودت زحمت نده تو همه جوره خوشکلیثمین: نه ولی یه جاهاییم خیلی مو داره میخوام بزنمشونمن که داشتم میرفتم بیرون گفتم : من رفتم ولی خیلی منتظرم نذاریاثمین با خنده گفت: انتظار خوبه یکم بشین به بقیه شبمون فکر کناومدم بیرون و تو گوشی بودم و نیم ساعت بعد ثمین خانم با حوله تنی اومد بیرون .من: عافیت باشه شب میموندی خانمثمین خندید گفت: نه دیگه تو تنها بودی رفت جلوی ایینه ایستاد و خودشو خشک کرد و موهاشو شسوار میکرد.منم همونجور که داشتم نگاش میکرد گفتم:خودتو خوشکل کردی نمیخوای لباسایی هم که گرفتی برام پرو کنی؟که ثمین با یه مکث گفت: میخوای ببینی؟من: اره منتظر بودم دیگه مگه خودتو اصلاح نکردی که لباساتو برام پرو کنی؟با این حرفم عمق منظورمو فهمید و خجالت کشید و گفت: همشو؟من: خب اره دیگه بیصبرانه مشتاقمچند دقیقه ای گذشت و کارش تموم شد که برگشت سمت کیسه لباساش و اول یه ست شورت و سوتین مشکی خریده بود پشت به من زیر حوله پوشید و اروم گفت: ارشمن: جانمثمین:م میخوای ب ب ینی؟من: ارههههه حتماااااکه اروم برگشت که دیدم چشماسو بسته و اروم حوله رو باز کرد و وایییییییییییی چه لعبتی جلوم ایستاده بود اخخخخخخ موهای پاشو کامل زده بود و شورت و سوتین مشکی خوشکل به بدن دخترونه اش چه جلوه ای داده بود اخخخخخخخخخخ . قبل از اینکه بره حموم موهای کسش بلند بود و از کنار شورت سیاهیش معلوم بود ولی الان مشخص بود اصلاح کرده و برجستگی و شکاف کس کوچولو و ناز ثمین بین پاهاش خیلی جذاب بود. الان دیگه داشتم به چشم خریدار بدن ثمین رو نگاه میکردم .سینه هاش بزرگ نبودن ولی خیلی شیک و خوشکل تو سوتین قرار گرفته بود. که برگشت و اروم گفت:چطورم؟من: عالییییی دختر خوشکل تر از تو نداریممم . ناقلا موهای پاتو هم زدیاثمین: دیشب خجالت کشیدم کنارت نشسته بودممن: البته نه فقط پاتوکه خیلی خجالت کشید . من: بعدی رو رو تنت ببینم؟که از کیسه شورت و سوتین بنفش بود و قسمت بغل های شورت تور بود و پوشید و اروم برگشت و بازم چشماشو بست .وایییییی این شورته نازک تر بود و تا حدی میشد شکاف کس کوچولو و خوشکل ثمین رو هم دید و رو قست نوک سینه اش هم تور بود که نوک کوچولو سینه هاش دیده میشد که معلوم بو خیلی کوچولوهه و برجسته هم نیست با دیدنش کیرم داشت از خواب بیدار میشد و منم نمیخواستم پنهونش کنم ولی خیلی ضایع بود و از رو شلوارک کلفتیش کاملا معلوم بود که ثمین برگشت و گفتم درش نیار بذار تنت باشهثمین بازم خجالت کشید و در نیاورد و گفت: میخوام حولمو دربیارم زشته اخهمن: چرا؟ از من؟ فکر کن داریم وارد سطح دیگه ای از رابطه میشیمثمین چیزی نگفت و اروم حوله رو دراورد و داشتم بدن خوشکل ثمین رو از نمای پشت تو شورت بنفش نازک میدیدم اخخخخخ کون خوشکل و تراشیده با شکاف قشنگ و اخخخخ خوشکل تر اینکه شورته جوری بود که تا یکم بیشتر از نصف کون ثمین بالا بود و قسمت بالای شکاف کونش بیرون بود واییییییییی کیرم کامل شق شده بود و رو شکمم خوابیده بود و ثمین هم تو ایینه زیر چشمی داشت منو نگاه میکرد و مطمین بودم کیرمو هم دیده یکی دو دقیقه بدون حرکت فقط جلوی ایینه ایستاده بود که اروم گفت: بدنمو دیدی؟ من: ارهثمین:ولی خجالت میکشممن: خوبه که حالا برگردثمین: ارش میترسممن: از چی؟ثمین:نمیدونم از همه چی از اینکه برگردم از اینکه الان جلوی تو کامل لخت شدم از اینکه ممکنه چه اتفاقی بینمون بیفته از اینکه من اماده نیستم و ممکنه اونی نباشم که تو بخوای من: ثمین همه اینایی که گفتی رو من میدونم و قرار هم نیست اذیت بشی یا اتفاقی جزاونی که تو میخوای بیفته هر چیزی هم که بشه من کنارتمثمین: اگه مامانم بفهمهمن: از کجا؟ یادت باشه تو با اجازه مامانت و بابات اینجایی ثمین:درسته ولی خب نمیدونم چی میشهمن: چیزی نمیشه هر چقدر تو خواستی میشهثمین: اخه من هیچی از یه رابطه اینجوری نمیدونم من: منظورت از سکس هست؟ثمین: نه اونو که میدونم منظورم اینه که بین من و تو چی میشهمن: یه سوال میپرسم. الان تو چی میخوای؟ثمین: نمیدونممن: میدونی چیه ؟اگه یه زن بودی یا کسی که کاملا میدونست رابطه چیه مطمین باش الان من پشت سرت ایستاده بودم و داشتم رابطه رو شروع میکردم چون تو الان تو موقعیتی هستی که من براحتی میتونم باهات یه رابطه هرچند محدود رو شروع کنم ولی چون میدونم هنوز هیچ امادگی واسش نداری رو تخت نشستمثمین که ازحرفام حالش منقلب شده بود و حالتی بود که اگه بهش دست میزدم خودشو کامل دراختیارم میذاشت ولی نمیخواستم اینجور پیش برمگفتم: یه سوال میپرسم جوابمو بده باشه؟ثمین با حداکثر خجالت داشت تو ایینه تو چشمام نگاه میکرد گفت: باشهمن: تا حالا الت یه مرد رو از نزدیک دیدی؟وایییی با این حرفم سمین قرمز شد و همونجور مات تو چشمام نگاه میکرد یکم مکث کرد گفت: ارهبرام جالب بود ادامه بدم گفتم: تو دست لمس کردی؟ثمین بازم با مکث گفت: ارهمن: پس حسش کردی ولی چیزی که تو دیدی با چیزی که ممکنه از من ببینی خیلی فرق میکنه واسه همین با من نمیتونی سکس داشته باشی. من الان با این شورت و سوتین که نازکه جاهای خاص تو رو هم دارم میبینم چه از جلو چه از پشت خودتم میدونی درسته؟ثمین: ارهولی تو هنوز نمیدونی من زیر لباسم چی دارم درسته؟ ثمین اروم گفت: ارهمن: میخوای ببینیش؟این حرفم ثمین اب دهنشو قورت داد ولی حرفی نزد فقط داشت تو ایینه همچنان تو چشمام نگاه میکرد بلند شدم و رفتم سمتش و نشستم رو تخت و گفتم: من چشممو میبندم و رو تخت دراز میکشم و درش میارم که خجالت نکشی برگرد ببینشادامه دارد....
ضربدری یک طرفه - قسمت شصت و یکثمین همچنان تو ایینه خیره به من بود و منم همون لبه تخت دراز کشیدم و چشمامو بستم و شوارک و شورتمو کشیدم پایین و دو دقیقه ای صبر کردم و اروم چشمامو باز کردم که دیدم ثمین رو به من ایستاده و داره با تعجب دخترونه کیرمو نگاه میکنه .چشم تو چشم شدیم و ته نگاهش خجالت و شرمی بود که تا اونروز ندیده بودم. من:قبلا مال کی رو دیده بودی؟ که چیزی نگفت و منم ادامه ندادم و ثمین هم همونجور داشت کیرمو که به سمت بالا رو شکمم خم شده بود نگاه میکردچند دقیقه سکوت کامل بینمون بود که اروم گفت: همه مردا باید اینجوری باشه؟من: چجوری؟ثمین: خیلی ترسناکهمن: نه همه مردا اینجوری نیست بسته به ژنتیک و ارث و قیافه متفاوته هم تو سایز هم شکل و هم بزرگی و کوچیکی. خجالت میکشی هنوز؟ثمین: خجالت نمیکشم ولی خب بهم حق بده تو اینجور موقعیتی نبودم تا حالامن: گفتی قبلا دیدیثمین: خیلی فرق میکردمن: از چه نظرثمین: اون موقع ها هنوز خیلی نمیدونستم بچه تر بودممن: با همون پسره؟که دیدم ساکت شد یکم مکث کرد گفت: الان در موردش حرف نزنیممن: باشه عزیزم و دستمو بردم دور شکم ثمین و اروم گذاشتم دور کمرش که حس عجیبی رو بینمون حس میکردم و ثمین ساکت و بدون حرف ایستاده بود و منم که لخت کامل رو تخت جلوش نشسته بودم و اروم پهلوش رو تودستام مالش میدادم و میخواستم اون حس بشکنه اخه اصلا حس خوبی واسه شروع نبود ثمین سرشار از ترس و استرس بود و یه اطمینان از طرف من میخواست که ایستادم و دستامو دو طرف صورتش گذاشتم و تو چشماش نگاه کردم گفتم : چی میخوای؟ثمین هم که هیچی تو ذهنش نبود و تجربه ای نداشت اروم گفت: نمیدونممن: درک میکنم دختری هستی که هنوز خیلی از رابطه نمیدونی و منم بهت قول میدم نه میذارم اذیت بشی نه اینکه کاری باهات بکنم که تو نخوای اگه رابطه ای هم بینمون هست در حدی هست که اول تو لذتی که نیاز داری رو ببری .ثمین: میدونممن: نترس و بدن یه مرد رو بشناس و تجربه اش کن با من میتونی با اطمینان از اینکه قرار نیست کاری بکنم که تو اذیت بشی یا ابرویی ازت بره باشی.ثمین: میدونمنمیدونستم باید باهاش چکار کنم اونقدر ظریف و کوچیک بود و بی تجربه که عملا هیچ کاری نمیتونستم بکنم واسه سکس با من که اصلا نمیشد اول که کسش اونقدری کوچیک بود که هیچ و کونش هم که میدونستم اصلا نمیتونه سر کیر منو تحمل کنه ته رابطه من و ثمین میشد لاپایی و اینکه براش بخورم با یه دختره شونزده ساله قلمی و ظریف کاری نمیتونستم بکنم.که نشستم رو تخت و دست انداختم دور کمرش و اوردمش نزدیک خودم و صورت ثمین روبروم بود گفتم: بگمونم هنوز یکم استرس داری میخوای حرف بزنیم تا استرست کم بشه؟ثمین: ارهفهمیدم لخت داره منو میبینه با اون کیر کلفت و دراز خیلی معذبه گفتم: میخوای لباس بپوشم؟ثمین: ارهشورتمو پوشیدم و نشستم و ثمین رو اوردم تو بغلم نشوندم رو پام اخخخخخ حس تماس با بدن کوچیک و ظریف ثمین تو بغل من که فقط یه شورت پام بود واقعا لذت بخش بود و همه هیکلش تو بغلم جا شد و کون خوشکلش رو پام بود و کیرمم به پهلوش چسبیده بود و اروم موهاشو نوازش میکردم و صورت جذابشو نگاه میکردم که گفت:ارشمن: جان ارشثمین: یه چیزی بگم؟من: بگوثمین: دیشب خیلی منتظر بودم فکر میکردم دیشب یکاری باهام میکنی ولی تا اخر شب که دیدم اتفاقی نیفتاد با خودم گفتم من اونقدر کوچیک هستم که ارش نمیخواد سمت من بیاد تا صبح هزار بار خواستم ازت بخوام امروز برگردیم و این رابطه رو تموم کنم خب من اونی نیستم که تو میخوای من: چرا منتظر بودی؟ثمین: تو چت پریشب وقتی ازت پرسیدم خونه فاطمه نمیریم. تو جواب دادی میریم هتل که با هم تنها باشیم خب ....من: اره واسه همین گفتم ولی دیشب برعکس تو من حس کردم هنوز اماده نیستی وگرنه دیشب رو از دست نمیدادمثمین: مثلا چکار میکردی؟من: تهش که نمیدونم ولی اینو میدونم که حداقل امشب با هم میرفتیم حمامثمین: واقعا؟من: اره دیگه رابطه کم کم جلو میره راحت بگم تو رابطه هر چی جلو تر بریم واسه هم عریان تر میشیم و همو بیشتر تو حریم خصوصی هم راه میدیم تا جایی که دیگه حریم خصوصی جدا از هم نمونه مثل الان که تو با شورت و سوتین تو بغلم نشستی ممکنه اخر شب بدون همین تو بغلم باشیثمین یکم خجالت کشید ولی حرفی نزد که یکم مکث کرد و دستشو گذاشت جلوی صورتش و با یه ناز دخترونه که داشتم غش میکردم گفت: تو الانم لباسمو در بیاری من نمیتونم چیزی بگممن: اتفاقا من اونی نیستم که لباستو در میارهثمین: یعنی چی؟؟؟؟من: یعنی خودت برام لباستو در میاری ثمین: واییی ارش نگوووووومن: میدونی چیه. غیر رسمی امشب شب عروسیته و منم شوهرت که قراره برام لباستو در بیاری و منم بدن نامزد خوشکلمو ببینمبا این حرفم ثمین قرمز شد و سرشو انداخت پایین و گفت: در مقابل تو .من خیلی کوچیکم ارشمن: سنی که نگفتمثمین: من منظورم سنی نبود تو خیلی خیلی درشت تر از منیدستمو گذاشتم رو شکمش وایییی داغ و خوشتراش بود اخخخخ با انگشتم داشتم اطراف نافش رو بازی میدادم و دست دیگمم که دور کمرش بود و داشتم بدنشو نگاه میکردم و چاک بین سینه هاش ظریف و تمیز با یه خط موی مشکی ریز ریز و نوک ریز و قهوه ای پستونای اناری که اصلا برجسته نبود . من:هنوز نرسیده هستی و وقت چیدن شکوفه نیست فعلا فقط در حد اماده شدن واسه عروسی هستیثمین: منظورت چیه؟من: فعلا در حد اینکه همدیگه رو ببینیم لمس کنیم بدنمون همدیگه رو بشناسه ثمین که کم کم خجالتش هم کم شده بود گفت: من دیدمت تجربه ترسناکیهاز این حرفش خیلی خوشم اومد و محکم گرفتم تو بغل و گفتم با دیدنش ترسیدی پس حسش کنی چی .که ثمین تو بغلم گفت: ارش اینجوری نگووو من: باشه عزیزمثمین: شب حجله تو خاله چطور بود؟قبلش هم اونجاتو دیده بود میدونست چقدره؟من: اره دیده بود ولی مهم حس کردنش تو بدنش بود که اون شب واسه اولین بار تو بدنش حسش کردثمین: قبلش سکس نداشتین؟من:اونم مثل تو کوچیک بود در حد لاپایی داشتیمثمین: خیلی درد داشت؟من: درد که داشت ولی قبلش اونقدر امادش کرده بودم و همون شب هم تمامش رو فرو نکردم که ثمین: وایییی یعنی با اینکه همشو فرو نکردی درد داشتمن: بیشترین درد از کلفتی الت هست تا جا باز کنه ثمین: خاله چطوری تحملت میکنهیه چشمک بهش زدم و گفتم: همونجور که تو قراره تحمل کنیقرمز شد و سرشو انداخت پایین و اروم گفت: منو هم میخوای ....؟من: اگه خودت بخوای چیزی نگفت و همونجور اروم تو بغلم دستش رو سینه پهنم بود و اروم اروم داشت با نوک برجسته سینه ام که خیلی هم پشمالو بود بازی میکرد و کم کم دیدم دستشو اروم برد سمت شورتم و برد داخل و نوک انگشتش خورد به سر کیرم که نفس عمیق کشید و کم کم دستشو برد پایین تر و دست ظریف و باریک سمین رو کیر کلفت و خشنم به سمت پایین میرفت وایییی چه لذتی داشتم تا رسید به انتهای کیرم و تخمام رو اروم با انگشتاش لمس میکرد و در سکوت کامل بودیم ولی خب جاش خوب نبود نمیتونست مسلط باشه که همونجور تو بغلم چرخوندمش و پاهاش و گذاشتم دو طرف پاهام و مستقیم تو بغلم نشست و پاهاش دو طرف پاهام بود و رو رونم نشسته بود که خم شد رو سینم و تو اون حالت کاملا به کیرم مسلط بود و دوتا دستاشو برد تو شورتم و منم کمکش کردم و شورتمو دراوردم و ثمین هم با دستای کوچولو و دخترونه کیرمو گرفت تو دست و گذاشتم به حال خودش که هر جور میخواد ببینتش که حس میکردم کیرمو تو دستاش میماله و فشار میده و از بالا تا پایینشو برانداز میکنه و منم دستم رو کمرش بود و همه کمرش ونوازش میکردم و کم کم رسیدم رو شورت ثمین و از رو شورت اروم دو طرف کونش رو مالش میدادم و ثمین هم تو حال خودش داشت با همه جای کیرم و تخمام ور میرفت و منم که حسابی تو حس و حال خوبی بودم داشتم از رو شورت کون کوچولو ثمین رو مالش میدادم که اروم اروم دستمو از پشت بردم تو شورت ثمین که یه تکون خورد و یه نفس کشید و منم دستمو لای شکاف باریک ثمین مالش میدادم و دو تا دستام رفته بود تو شورتش اخخخ و زیر لمبرای کون ثمین رو میمالیدم و موهای ریز ریز کونش زیر انگشتام حس میکردم و فاصله انگشتام تا سوراخ کون ثمین کمتر از سه چهار سانت بود که خیلی اروم انگشت وسطیمو رسوندم زیر سوراخ کون ثمین واییییییییییییییییییییییییی لمس سوراخ ریز کون ثمین اخخخخخ که ثمین یه ااااووووووم گفت و ساکت شد و منم اروم داشتم سوراخ ریز کونش رو نوازش میکردم واییییی با اینکه تو اون حالت سوراخ کونش کشیده شده بود خیلی کوچولو بود و زیر انگشتم گمش میکردم اخخخخ ثمین هم کیرمو تو دستاش میمالید و از اینکه منم دارم سوراخ کونش رو میمالم حسابی حشری شده بود اروم تو گوشش گفتم :فقط زیر انگشتم دارم حسش میکنم خیلی خوشکله ثمین که از حرفم خجالت کشیده بود فقط یه اااوووومم گفت منم خیلی اروم سوراخ کونشو میمالیدم و باز گفتم: مطمینی واقعا سوراخه؟ثمین که تو حداکثر خجالت بود اروم گفت: هیچی نگوووومن: جووووووون قربون عروس خجالتیم با این سوراخ ریزشثمین: اخ ارششش نگوووواروم دست دیگمم بردم زیر پاش رو شکاف کس ثمین واییییییییی تو اون حالت هم نیمه بسته بود و یه شکاف باریک و کوچولو اخخخخ ولی حسابی خیس بود . ثمین تا انگشتمو رو شکاف کسش حس کرد یهو انگار برق ازش پرید خودشو ول کرد تو بغلم و با هوس تمام گفت: اخ ارششششششششش واییییییی . منم اروم انگشتمو لای شکاف کس کوچولو و باریک ثمین کشیدم که دوباره گفت: اخخخخخخخ اوووووومممممممممموای چه لذتی داشت کس یه دختر دست نخورده و کم سن اخخخخخخخخ طول شکاف کس ثمین کمتر از طول انگشتم بود وایییی چه کوچولو بود با یه انگشت داشتم سوراخ کونش رو مالش میدادم و یه دستمم زیر کسش بود که تازه موهاشو زده بود و ناشیانه هم زده بود و هنوز یکمی اطراف کسش مو داشت ولی اطراف سوراخ کونش مودار بود و معلوم بود نتونسته بزنه . اخخخخ چه لذتی داشت نمیدونم چقدر طول کشید و داشتیم تو همون حال از هم لذت میبردیم ثمین که از وقتی کسشو مالیدم دیگه نتونست به کیرم دست بزنه و فقط با یه دست محکم کیرمو نگه داشته بود و محکم منو گرفت تو بغل و خودشو چسبونده بود تو بغلم و اروم رو سینم اه اه میکرد و منم لای انگشتام ترشح و لزج شدن کسشو کاملا داشتم حس میکردم که یهو با تمام وجود گفت: وووووووووییییییییییییییی و خودشو محکم چسبوند به بغلم و دستشو انداخت دور گرنم و محکم تو بغلم خودشو گرفت و همه بدنش منقبض شد و به ارگاسم رسید و یکم دیگه انگشتمو لای شکاف خیس کسش کشیدم و مالیدم و دستمو از تو شورتش دراوردم و نگاه کردم ترشح سفید کسش بین انگشتام بود و گرفتمش تو بغل تا اروم شد و از بغلم اومد پایین و بدون اینکه بهم نگاه کنه رفت سمت دسشویی و چند دقیقه بعدش اومد بیرون در دسشویی ایستاد و منو نگاه میکرد که برگشتم سمتش و گفتم چیه؟ثمین: چیزی نیست . من: بگوثمین: نمیدونم چی بگم اولین تجربه ام بود نمیدونم خوب بود یا نهمن: چرا؟ثمین: یه سوال بپرسم؟من: بپرسثمین:از رابطه ات با خاله فرشته برام بگو با اونم همینکارو میکنی؟ منظورم اینه همه زنا هر وقت بخوان میتونن؟من: خاله فرشته ات خیلی بیشتر از این رو تجربه میکنه تو که هنوز چیزی تجربه نکردی از سکس. بستگی به پارتنرت داره که بتونه زن رو به این حس برسونه یا نهثمین: نمیشد تحمل کرد خیلی خجالت کشیدم من:چراااا خجالت نداره که نباید خودتو نگه داری باید تو اون لحظه خودتو رها کنی تا کامل تموم بشهثمین:خب نمیشه دستت یه جاییه که خجالت داره دست خودم نبودمن: چیزی هست که هر زنی بهش نیاز داره تا تو اون حالت خودشو تخلیه کنه چه روحی چه جسمیثمین: اگه خودمو نگه نداشته بودم خیلی ضایع میشدمن: چراااا؟ اگه منظورت اینه که جیش میکردیکه سمین گفت: ارششش نگو اینجوری من: باید بگم اون جیش نیست که حسش میکنی اون ابی هست که زمان ارضا از مجرای جیش خارج میشه نه رنگ داره نه بوثمین: واقعا؟؟من: اره. . البته اگه قبلش دسشویی رفته باشی تمامش اینه ولی اگه مثانه ات هم پر باشه قاطی با جیشهثمین: تو حموم دسشویی کرده بودممن: حالا چرا اونجا ایستادی بیا اینجا خوشکل کوچولوی منولی قبل از اینکه ثمین بیاد خودم بلند شدم و شورتم هم که تو اون مدت در اومده بود تا زانوم بود و ثمین کیرم کشیده و دراز و کلفتمو با چشماش ورانداز میکرد که اون موقع کاملا شق بود و از سنگینی یه وری افتاده بود رو رون پام رفتم جلوش ایستادم و با قد خیلی کوتاه تر از من جلوم بود که صورتش روبروی گردنم بود و با یه حرکت بغلش کردم و پاهاشو دور کمرم حلقه کرد و دستامو دور کمرش حلقه کردم و گرفتمش تو بغل و صورتش جلوم بود و گفتم: تو خیلی نازی اونقدر که نمیتونم نگات نکنمثمین هم تو بغلم خودشو برام لوس کرد و گفت: واقعا میگی؟من: اجازه میدی؟ادامه دارد....
ضربدری یک طرفه – قسمت شست و دوقبل از اینکه ثمین بخواد لب واکنه بدونه من چی میخوام. اروم لبامو گذاشتم رو لباش که شوک شد و اروم لباشو بوسیدم که دیدم خیلی بی تجربه هست ولی من اروم اروم لباشو لای لبام میخوردم واییییی چه لذتی داشت لبای کوچیک و دخترونه ثمین لای لبهای درشت من گم شده بود و خودشو بهم سپرده بود و منم حسابی داشتم لباشو میخوردم و ثمین هم تحریک شده بود و اروم اروم بین لبهام اه میکشید و منم همه بدنشو با دستام میمالیدم چه شیرین و خواستنی بود و سر کیرمم از رو شورت چسبیده بود به کسش اخ دیوونه شده بودم وایییییییی یه لحظه تو ذهن خودم گفتم خیلی حیفه که نه از کون میتونم بکنمش نه از کس و فقط باید به لاپایی اکتفا کنم ثمین هم کلفتی کیرمو که زیر کسش حس کرده بود و یجورایی اصلا انتظار این اتفاقات رو نداشت ولی منم اونقدر داغ بودم واییییی لباشو میخوردم که فکر کنم کبود شده بود و اصلا تو اون حسی نبودم که بخوام اونو درک کنم که واسه بار اول ممکنه نتونه باهام همراه بشه که خسته شد و گفت ارش بسه ارش بذارم پایین.بردمش سمت تخت و نشستم رو تخت و تو بغلم نشوندمش و کیرمم قشنگ لای کونش قرار داشت اخخخخخخ خیسی کسش که شورتش هم خیس کرده بود و رو کیرم حسش میکردم وایییییی همونجور که تو بغلم بود یکم گذشت و من تو حالی بودم که از اینکه نمیتونستم کار زیادی باهاش بکنم انگار سردر گم بودم ثمین همونجور رو کیرم نشسته بود و کیرمم لای شورت خیسش قرار داشت گفت: یه چیزی بپرسم؟من: هر چی دوست داری بپرس ثمین:چقدرش باید بره تو بدن زن؟من: بستگی به زن داره ولی در کل همشو ثمین: خیلی ترسناکه؟من: ارهثمین: توهمشو فرو میکنی؟من: اره دیگه بده دم در بمونهثمین که تازه داشت اندازه کیرمو بین پاهاش حس میکرد و منظورمو از اینکه گفته بودم تو نمیتونی با من سکس کنی درک میکرد گفت: خیلییییییی بزرگهمن: نسبت به خیلی از مردا اره ولی تو هم هنوز کوچیکی و بدنت واسه این سایز اماده نیستثمین: یعنی همه زنا میتونن ؟من: اره شاید واسه چند بار اول تا بدنشون عادت کنه درد داشته باشن ولی در کل اره .البته سایز هر مردی فرق میکنه ثمین: من خوندم که نرمال بین دوازده تا پونزده سانته من: خودت میگی نرمال ولی من نرمال نیستمثمین: چقدره؟من: ممکنه تو شق بودن کامل تا بیست سانت بشهسمین:وایییی نگوووووو چیزی که الان پشت منه بگمونم بیشتر هم هستهمونجور کیرمو اروم لای کس ثمین حرکت میدادم و گفتم الان داری بین پات حسش میکنی یکم مکث کرد گفت: خیلی بزرگه انگار رو رون پات نشستممن خندم گرفت و گفتم: فعلا باید به همین عادت کنی تا بعدثمین: یه فیلم سوپر دیدم زنه راحت از پشت به مرده میدادمن: خب خب پس فیلم سوپر هم دیدیثمین: اره خب. الان داشتم تصورش میکردم من: خب اره میره توثمین: فکر کردن بهش هم ترس داره مطمینم اصلا نمیتونممن: نگران نباش به وقتش میتونیثمین: واییی نهههه ارش اصلااااا .ارش تو سکس چطوری شروع میکنن یا کلا چکار میکنن البته میدونما ولی خب دوست دارم تو بگی من: میخوای برات توضیح بدم؟ یا نشونت بدم؟سرشو اورد پایین گفت:نمیدونم من:خب اولش که مثل الان خودمونه همینجوره دیگه ولی خب تو سکس خیلی کارا میشه انجام داد البته باید هر دو طرف بخوان ثمین: مثلا؟من: به نظر من معاشقه خودش یه هنره که مرد بتونه پارتنرش رو به جایی برسونه که تو همون معاشقه هم پارتنرش تو اوج لذت باشه که معمولا با همین لب گرفتن و نوازش بدن هم شروع میشه تا کم کم برسه به اورالثمین: یعنی واسه هم بخورنمن: اره زن واسه مرد و مرد واسه زنثمین: کثیفه چطور دلشون میاد؟ تو هم میخوری؟من: عاشق اینکارم تا نخورم سکس نمیکنمثمین: واقعااااا؟؟؟؟من: ارهتو اون حس من از بودن کیرم لای پای سمین چندان لذت نمیبردم خب تنها کاری بود که میتونستم باهاش بکنم و حس خیلی خوبی نبود خب میتونستم حسش کنم که امادگی ادامه رو نداره چون اصلا نمیدونست نه میتونست برام ساک بزنه نه امادگیشو داشت که بخوام براش بخورم یا حتی بذارم لای پاهاش ولی برعکس من. ثمین با همین مقدار که جلو رفته بودیم و منو کاملا لخت میدید و خودش هم تا حدی لخت شده بود و تو بغلم نشسته بود براش خیلی لذت بخش بود که وارد یه رابطه مطمین شده و به همین راضی بود واسه همینم از حرف زدن لذت میبرد و نمیخواست تموم بشه منم نمیخواستم عجله کنم و حسش بهم خراب بشه میخواستم با همین اعتمادی که بهم داشت ادامه بدم تا به وقتشثمین:با خاله هم از پشت رابطه داشتی؟من: ارهثمین: واقعااااا ؟ میدونم مامان من که از پشت داره ولی خب فرق میکنه ولی خیلی از زنای فامیل رو میدونم ندارنمن: نه خیلی از زنا به شوهرشون یا پارتنرشون کون نمیدناز اینکه فهمید خاله فرشته اش بهم کون میده خیلی تعجب کرد گفت: واقعاااااااااا خاله از کون میده؟؟؟؟من: اره هر وقت بخوام نه نمیگهثمین: چقدرش میره تو؟من: تا تهشثمین: واییی نگو ارششششش مگه میشههههههمن: اره خب کونش عادت کردهاز اینکه از کلمه کون استفاده کردم خجالت کشیددستمو گذاشته بود دو طرف کون ثمین گفتم: اسمشه دیگه اینم کون توههکه ثمین قرمز شد و منم که واقعا دلم میخواست لخت ببینمش گفتم کون به این خوشکلی داری ولی ازم دریغ میکنی . ثمین خجالت کشید یکم مکث کرد و با نگاهش بهم میگفت الان نهمن: خیلی وقته منتظر این لحظه ام نمیبینی داره لای پات تقلا میکنه که اروم از تو بغلم بلند شد و جلوم ایستاد و و با یه حس شرم دخترونه خیلی اروم برگشت و پشتشو کرد بهم و ایستاد و منم اروم شورتش رو تا زیر کونش کشیدم پایین . اخخخخخخ کون ظریف و خوش تراش کوچولو و دخترونه ثمین واییییی باورم نمیشددد اخخخخخ با اون موهای نرم و ترد مشکی خیلی تو دل برو بود اروم دستمو گذاشتم رو لمبرای کونش و میمالیدم و ثمین هم بدون هیچ حرفی فقط ساکت ایستاده بود تا من ببینمش و منم اروم اروم لمبرای کونش رو تودستام مالش میدادم و لای کونش رو باز و بسته میکردم و سوراخ کوچولو و ریز کونش بین موهای دورش با اون چین های ریز ریز بهم چشمک میزد اخخخخخخخخ داشتم از کارم لذت میبردم و کون یه دختر شونزده ساله فابریک خیلی شاداب بود چند دقیقه فقط داشتم نگاش میکردم نشستم لبه تخت و دستامو گذاشتم دو طرف کون ثمین که همچنان مو داشت ولی ریز ریز مشکی. واییییی نرم و لطیف اخخخ لای کونشو باز کردم و سوراخ کونش رو با دقت نگاه میکردم که چقدر خوشکل بود یه سوراخ بدون چروک و به سمت داخل کوچولو که بیشتر مثل یه نقطه با مداد قهوه ای کمرنگ رو کاغذ بود و ثمین حتی صداش هم در نمیومد من:فرشته هم وقتی تو این حالت میایسته من نگاش میکنم اونم خجالت میکشه که دارم میبینمش ولی میدونی بعدش چی میشه؟ثمین: نهمن: میخوابونمش رو تخت و اول حسابی با باسن خوشکلش بازی میکنم و میمالم و اروم لای کونش رو باز میکنم و سوراخشو اروم میبوسم و کم کم سوراخ کونش رو زبون میزنم و لیس میزنم و اونقدر اینکار رو انجام میدم که از هوس فقط بگه بکن توووووثمین از حرفم خجالت کشیده بود اروم یه اخ گفتمن: میخوای تجربه اش کنی؟ثمین که خجالت کشیده بود حرفی نزد .منم اوردمش رو تخت و به شکم دراز کشید کون کوچولو و برجسته ثمین خیلی ناز بود با موهای ریز ریز یکم با لمبرای کونش بازی کردم و مالیدمشون و از نوک انگشتای پاهاش اروم شروع کردم به بوسیدن و لیس زدن که ثمین ت بالش اروم اه اه میکرد و کم کم اومدم بالا و رونای ظریفش رو با دستام مالش میدادم و رسیدم به کون خوشکلش و لای کونشو باز کردم و وایییی سوراخ کون خوشکل و ریز ثمین واقعا هوسیم کرده بود ندیده بودم اینجوری یه بالش گذاشتم زیر کونش اومد بالاتر و زبونمو بردم لای کونش و همون که گرمی نوک زبونمو رو سوراخ کونش حس کرد گفت: ووووویییییییی و منم اروم سوراخ کونشو میبوسیدم و زبون میزدم و میخوردم و ثمین هم از لذت داشت ناله میکرد چند دقیقه فقط سوراخ کونشو خوردم و زبونمو سعی میکردم فرو کنم تو که فقط نوک زبونم میرفت تو کونش که یه ااااییییییییی میگفت و دیگه حسابی هوسی شده بود و نزدیک به ارضا بود و نمیومد خیلی هوس داشتم و باید حداقل کاری که میشد رو انجام میدادم که کیرمو تفی کردم اروم فرو کردم لای کون کوچولو ثمین که یه ااااایییییییی بلند گفت و منم خیلی نرم و اروم لای کون خیس و لزج ثمین تلمبه میزدم که کیرم میرفت تو بالش زیرش و خم شده بودم روش و تو گوشش گفتم ولی خاله فرشته به جای لای پاهاش کیرمو تو کسش حس میکنه که ثمین یهو گفت: اخ اخ اااااییییییییی چه کلفتههههههههه ارش نمیره تووووووومن: عجله نکن تو هم بالاخره یه روز همین کلفت رو تو خودت حسش میکنی اول تو کونت حسش میکنی بعدشم ....ثمین: وایییییییییییی ارشششششش از جلو هم منو میکنیییییمن: چه معلوم الان که داره از جلوی سوراخ کونت و کست رد میشه و در میزنه شاید خودت واسم در رو باز کردی و رفت توثمین: اخخخخخ میخواممممم اگه الانم میتونستم بهت نه نمیگفتمیکم دیگه تلمبه زدم ولی سر کیرم میرفت تو بالش اذیت میشدم که بلند شدم و ثمین پشت بهم ایستاد جلوم و اروم کشیدمش عقب سمت خودم و اوردمش نزدیکم و نشوندمش رو کیرم که رفت لای کون ثمین که گفت: وای ارشششششش سرش از جلوم اومد بیروننننننن نمیدونست باید چه عکس العملی داشته باشه کیر کلفتم رفته بود لای کون ثمین و سر کیرم دقیق زیر کس خیسش بود و با اینکه کسش خیس شده بود و ثمین هنوز هم ساکت و بی حرف بود حتی اه هم نگفت و منم اروم کیرمو کامل فرو کردم لای کونش که سر کیرم از جلوی پاش بیرون بود و خیلی نرم کیرمو لای کونش حرکت میدادم و زیر کس و کون ثمین میرفت و میومد وایییی چه لذتی داشت که کامل نشوندم تو بغلم و بالای کیرم لای شکاف کوچولوی کسش مالیده میشد اخخخخخ و دستمم بردم جلو و اروم بالای شکاف کسش رو چوچوله اش که هنوز ریز هم بود گذاشتم و مالش میدادم که ثمین یه اخ گفت و سرشو به عقب خوابوند تو بغلم و منم اروم اروم سر کیرمو لای شکاف کسش فشار میدادم و چوچولشو میمالیدمو اونم اروم اخ اخ میکرد واییی خیلی خوب بود چند دقیقه ای داشتم چوچولشو مالش میدادم که باز یهو همه بدنش دوباره رعشه افتاد و به ارضا رسید و منم انگشتمو بردم رو سوراخ جیشش و تند تند میمالیدمش که چند بار بلند اه اه گفت و همه کسش هم خیس خیس شده بود و پاهاشو جفت کرد و تو بغلم به ارگاسم کامل رسید و بی حال شده بود و از سوراخ جیشش هم یکم منقطع جیش کرد تو لای انگشتام و میگفت: ارررررششش بسسسهههه بسهههه نمیتونممممم یکم مالیدم و کم کم اروم شد و تو بغلم ولو شده بود . منم که عاشق این لحظه و دسشویی بردن زنا تو این لحظه بودم بغلش کردم و تو بغلم شورتشو کامل دراوردم و انداختم و خودمم که لخت بودم بردمش تودسشویی و نشوندمش رو فرنگی که پاهاشو بست و دو زانو نشستم جلوش و شیلنگ اب رو باز کردم و پاهاشو از هم باز کردم که دستاشو گرفت جلوی صورتش و منم دستمو بردم لای کس کوچولوی ثمین و اروم با انگشتام لای کسشو میشستم و ثمین هم که تو عمل انجام شده حرفی نمیزد که خودمم جیش داشتم و سر کیرمو از بین پاهای فرو کرم زیر پاش که زیر چشمی یه نگاه بهم کرد گفت ارشششش؟؟؟؟ منم گفتم خب منم دارم فقط خودت داری و با فشار شروع کردم شاشیدن زیر کس ثمین که تو اون لحظه سمین تو حداکثر حس خجالت بود و دستشو گذاشته بود جلوی صورتش تا کارم تموم شد و منم تو همون حال کیرمو زیر کس کوچولوش میکشیدم که گفت : ااخخخخخخ نکنننننن.ادامه دارد....