sooskmar48:
پستونای ناز و اویزون فرزانه مثل میوه ای که کاملا رسیده افتاد پایین
sooskmar48:
کیرمو اروم اروم تو دهنش تلمبه میزدم و از کناره های دهن فرزانه مثل رودخونه ای که مسیرش رو درخت بسته باشه و از کناره اون اب جریان داره به بیرون میومد و در امتداد گلوی زیبای فرزانه جاری میشد
sooskmar48:
لبهای کس باز شده عین کتابی که خواننده باز گذاشته تا برگرده دوباره بخونه و منم کیرمو چند بار مثل خودکار لای کتاب فرزانه کشیدم و با سر کلفت خودکارم هم چند بار محکم بالای برگه ها کتاب رو کوبیدم و اروم اروم خودکار من داشت بین شیار جلد صفحه کتاب فرزانه حرکت میکرد تا رسید به اونجایی که هنوز نخونده بودم و با حرکت ملایم فرو کردم تو بدن فرزانه
لعنتی داستان قشنگت یک طرف
اون هیجان دادن به قصه و نوع به تصویرکشیدنش یکطرف
ولی این مثالهای بینظیرت هم یکطرف