انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 22 از 22:  « پیشین  1  2  3  ...  20  21  22

داستان های ضربدری


زن

 
اسپین آف داستان فوقالعاده (بهشت) از زبان پرستو 2

فیروز رفت جلو مبلیه جلوی محمود رو کشید کنار خودشم نشست کنارش همه لباساشون تنشون بود بجز کت ، محمود بلند شد اومد روبروم بهم گفت دخترم اون لبای خوشمزت رو بده، بخاطر قدش خواستم کفشا رو دربیارم که گفت چیکار میکنی در نیاری ها، من دیوونه زنای هیکلی ام، گفتم چشم بابایی، کمی خم شدم داشتیم لبای همو میخوردیم که فیروز از پشت چسبید بهم دستاشو از دوتا سوراخ پهلوم رد کرد یکم شکممو مالید بعدش رسوند به سینه هام، سینه هامو گرفته بود، ازپشت یکم فشار داد از رو لباس سفتیه کیرشو حس میکردم، تو گوشم گفت عروس خانم بهت خوش میگذره؟ همینجور که محمود لبامو میخورد سرمو تکون دادم و گفتم امممم، منو چرخون سمت خودشو شرو کرد لبخوردنم، محمودم از رو لباس کونمو میمالید، شرو کرد به محکم زدن به کونم چهار پنج تای اولو تحمل کردم آخ آی میگفتم، ولی هر بار تند تر میزد، خیلی میسوخت حس میکردم تمام خون بدنم تو لنبرای کونم جم شده، نتونستم روپا وایسم با یه جبغ بنفش گفتم آی مامان، و افتادم پایین فک کرم تموم شد اما نه انگار تازه شرو شده بود، من به شکم داراز کشیده بودم محمود اومد برعکس رو به سمت پاهام رو کتفام نشست ، فیروز هم اومد کمی کونمو بلند کرد کامل قمبلم کرد، سرم زمین بودو کونم بالا فیروز پشتم جاگیر شده بودو نمیتونستم دراز بکشم عملا منو قفل کرده بودن با این پوزیشن، حالا شرو کردن دوتایی میزدن رو کونم از درد داشت گریم میگرفت، محمود سیلی هاش بی رحمانه بود ولی تو حرفاش با یه لحن خوب بهم میگفت آروم باش دخترم، آخه این کون دیوونم کرد، محسن میگفت نتونسته گشادش کنه اما من قول میدم این کونو نزارم سالم برگرده پیش شوهرت، منم فقط داشتم از درد داد میزدم، لباس از پشت کامل چسبیده بود به بدنم، ترشهات کسم اون لباس نازک رو خیس کرده بود ، فک کنم خیلی زیاد بود چون فیروز گفت محمود اینو ببین کسش از رو لباس دیده میشه، نگا جنده چجوری خیس شده، اصلا عجله ای نداشتن الان اگه یه جوون بود صد بار لخت شده بودیم ولی اینا خیلی کار بلد بودن جوری که تو دلم میگفم اگه لفتش بدن خودم پیشدستی میکنم دست میکشیدن به کسم خیسی کسم باعث شده بود لباسم شفاف بشه دوتایب داشتن نگاش میکردنو نظر میدادن، خوب آخه پت و مت مگه لختم کنین من چیزی میگم؟ ولی انگار میخواستن خودشونو تشنه تر کنن، محمود رو کتفم نشسته بودو دستاش رو کونم کار میکرد پاش درست جلوی صورتم بود، داشتن به کونم سیلی میزدن، نمیدونم چرا ولی بی اینکه بخوام پاش رو بوسیدم یه مکثی کرد که دوبار بوسیدمش کارم دیوونش کرد دست انداخت جوراباشو درآورد ، از رو کتفم بلند شد نشست رو مبل، کفت فیروز بیا ببین جنده قراره چیکار کنه، فیروز کمی گیج شد رفت نشست پهلو محمود،گفت شرو کن جنده، رفتم پاهای فیروز رو شرو کردم به بوسیدن جورابش یکم بوی پا میداد ولی کم بود، خواستم خوشحالش کنم یه نفس عمیق کشیدم سریع جورابشو درآورد پاهای هردوشونو شرو کردم به لیسیدن، دیگه تحمل نکردم گفتم بابا میشه شلواراتون رو دربیارم، از اون پایین داشتم تو چشاش نگاه میکردم محمود چونمو گرفت گفت کیر میخوای، هوس کردی خوب شرو کن، دستمو به روناش کشیدم تا سمت کمربندش بردم بازش کردم میخواستم بکشمش پایین که فیروز موهامو گرفت گفت مال منم باز کن، برا اونم همینکارو کردم، پا شدن شلواراشونو در آوردن شورتاشون پادار و کمی بلند بود برجستگی کیرشون کمی عجیب بود، هل شده بودم میخواستم بکشمشون پاییین که مانع شدن محمود موهامو گرفت سرمو برد لای پاش مگه میشه کیر به این بزرگی، از رو شورتش صورتمو به کیرش میمالیدم اونا هم مشغول لخت کردن بالا تنشون بودن محمود یه کم شکم داشت بدناشون خیلی پر مو بود، فیروز شکمش کمتر بود اما پهلو داشت رفتم سمت فیروز بلند شدم کمی خم شدم سینه های پر موش رو بوسیدم دست میکشیدم به موهاش، کیرشو از رو شورت گرفتم تو دستم، وای چه کیری بود جلوش زانو زدم اونم لای پاشو به صورتم میمالید، دیگه داشتم خل میشدم خیسیه ترشحات کسمو روی رونام حس میکردم شورت فیروزو کشیدم پایین وای یه کیر عجیب بود فک کنم ۱۹ سانت قدش بود شکل کیرش مثل مال محسن بود اما کلفت تر، با این که سرش کوچیک بود و بسمت تهش هی کلفت تر میشد اما با کمی دقت فهمیدم سر کیرش اندازه سر کیر امیر شوهرم میشه، خیلی با دقت داشتم وارسیش میکردم، که یهو جلو چشم سیاه شد، آره محمود کیرشو از سمت راستم انداخته بود رو چشمام حتی سنگین تر از کیرای دیگه بود این از مال فیروز عجیب تر بود میخ شده بودم رو کیرش، گفت ۲۲ سانت رو میتونی تو خودت جا بدی، یه کیر خیلی سفید، کلا محمود خیلی سفید بود، من یه درجه از اون تیره تر بودم، رگای آبی کیرش قشنگ پیدا بود، سرش خیلی بزرگ بود اندازه یه تخم مرغ کوچیک میشد، زیر لب گفتم اینا واقعی ان فیروز گفت خو بگیرشون تو دستت، وقتی گرفتم دستم تازه تخماشونو دیدم برا فیروز خیلی گنده بودن اما برا محمود بجز اندازشون خیلی هم آویزون بون ، فیروز فشنگ شیو کرده بود اما محمود نه حدود نیم سانت کیرو خایه هاش مو داشت، فیروز متوجه نگاهم شد با یه نیشخند گفت زن محمود مو دار دوس داره گفتم اشکال نداره، داشتم تخماشون رو لمس میکردم دیگه وقتش بود سر کیر محمودو بوسیدم سرمو بردم پایین نزدیک تخماش یکم بوی عرق میداد چشامو بسته بودمو تو تخماش نفس میکشیدم فیروزم تخماشو نزدیک کرد اونم یه بویی داشت فک کنم بوی تستسترون بود آخه اون بو تو کل وجودم پیچید تخماشونو شرو کردم به لیسیدن کیراشون رو صورتم بودو تخماشون نوبتی تو دهنم، شرو کردن دهنمو گاییدن برا فیروز رو هر جور بود تا خط ختنه تو دهنم بردم اما بازم فشار روم بود، قرمز شده بودم اون تو دهنم نگه داشته بود سرمو سفت چسبیده بود راحت نمیتونستم نفس بکشم یه فشار دیگه داد که اوق زدم آب دماغم که یکم هم غلیظ بود پرت شد رو ته کلفته کیرش، یه آه گفتو کیرشو کشید بیرون اما موهامو ول نکرد گفت بلیس تمیزش کن کونی، محتویات دماغمو به خوردم داد، نمیدونم چم شده بود از کاراشون بدم نمی اومد، محمود کله کیرشو گذاشت رو لبم تو چشاش نگاه میکردمو سر کیرشو میبوسیدم، یکم فشار داد فهمیدم چی میخواد، اما واقعا چیزی که میخواست سخت بود، فقط تونستم اون تخم مرغ رو تو دهنم جا بدم سعی میکرد خیلی آروم بیشتر بده تو، یه لحظه یه هل به کیرش داد که سر کیرش خورد به ته گلوم اوق زدم اما اوق زدن هم با دهن پر خیلی سخت بود، با اون تکونی که داد تخمای آویزونو گندش یه ضربه کوچیک به چونم زدن، تخمای سفیدشو تو دستم گرفتمو براش میمالیدم، کیرشو مک میزدم ، با یه دستم هم قسمت عمده کیرش که بیرون از دهنم بود رو می مالیدم، کیرشو درآوردم با مک زدنام قرمز شده بود یه تف گنده انداختم روش، گفتم قوربون کیرت برم بابا، محمود یه اوف گفتو کیرشو دوباره داد تو دهنم یه چن تا تلمبه زد هر بار تخماش میخورد به زیر چونه‌م، بلندم کردن هر کدوم از رو لباس یکی از سینه هامو میمالیدن که محمود رفت پشتم کیرشو چسبوند به چاک کونم دستش رو سینه هام بود که دو طرف لباسو گرفتو تو تنم پارش کرد، گفتم آاای، گفت همینجوری کسو کونتم پاره میکنیم جنده، فیروز هم سوتینمو در آورد شرو کرد به خوردن سین هام، فیروز رو مبل نشسته بود منو کشید رو خودش، داشت سینه هامو میخورد، زیر کیرش هم به کس خیسم مالیده میشد، محمود گفت نگا کونشو چه قرمز کردیم فیروز، حالا دیگه لباس نداره، فک کنم بهش اشاره کرده بود چون سرشو تکون دادو منو محکم تو بغلش قفل کرد، محمود شرو کرد به زدن، داد میزدم میگفتم بابا ترخدا یواش، محکم تر میزد، انگشتشو فرستاد ته دهنم یکم تکونش دادو در آورد پر تف بود ، انگشتشو گذاشت رو سوراخ کونم ، کونم بدجور دل دل میزد انگار سوراخ کونم انگشتشو میبوسید، گفت کونی سوراخت چه دل دلی میزنه، فیروز هم اون زیر کیرشو میمالید به کسم که تو گوشش گفتم فیروز خان نمیخوای بدی تو، گفت کار خودته، دس بردم کیرشو گرفتم کمی بلند شده بودماونم داشت سینه هامو میخورد، سر کیرشو یه چن دفه مالیدم به چوچولمو سوراخ کسم، لب زیریمو گاز گرفته بودم، یکم با احتباط اومدم پایین، تو چشام نگاه کرد گفت زن جوون چه حالی میده محمود، محمود گفت غصه نخور از این به بعد میشه زن خودمون، فیروز گفت فک کن فردا شب باید بریم تو بغل زنای پیر خودمون، در حالی که من با کیر کلفتش کلنجار میرفتم اونا باهم حرف میزدن، از نصف بیشتر تو کسم بود که محمود محکم کونمو حل داد پایین، تا ته رفت تو کسم، گفتم آیییییی ماماااان افتادم رو فیروز، تو گوشم گفت جوووون دختر کوچولو مامانتو صدا میزنی، هنوز مونده پهلو هامو گرفته بودو اون زیر کم کم تلمبه میزد، دست به رونا و کونم میکشید، کفتم شما چند سالته که گفت ۶۱ ، واقعا بهش نمیومد، گفت محمود ۶۴ سالشه، گفتم از بابای من بزرگترین، تلمبه هاش سرعت گرفته بود گاهی وقتی زیاد میکشید بیرونو میکرد تو یه صدایی میداد، یاد امیر افتادم همیشه وقتی محسن این صدارو از کسو کونم میکشید بیرون لذتش رو امیر میبرد، حالا اینجا نیست ببینه دوتا پیرمرد از کسم چه صدا های بلندی در میارن. یهو محمود پهلو هامو گرفتو کونمو از رو کیر فیروز بلند کرد، کمی منو کشید عقب بهم پوزیشن سگی داد، کمرمو دادم تو که کسو کونم بیشتر نمایان شه براش سر کیرشو دو سه بار به کسم مالوند تنظیمش کردو آروم فرستاد تو کسم، آااااهههه بابا ترخدا یواش، یکی زد در کونم گفت عاشقش میشی، یکم فشار داد گفت اووووف چه داغه کست جنده، میگفت دیوونه زنای هیکلی و کون گندم، پهلومو گرفت یهو با فشار تا ته فشار داد ، کسم رو کیرش بدجور گوزید، نفسم بند اومد، سر کیرش مشت بود که از داخل کوبید به رحمم، مغزم سوت کشید داد زدم آی ماماااان، گفت جوووون، دخترم مامانتو صدا بزن آره صداش بزن بیاد کمکت ، یهو گفت فیروز گوشیه پرستو رو بیار، آوورد داد دستم گفت عکس مامانتو نشونم بده، سرمو چرخوندمو نگاش کردم گفتم وا، شرو کرد به محکم تلمبه زدن زود باش جنده، تلمبه های سنگینش امانمو بریده بود فیروز اومد کیرشو گرفت جلو دهنم چسبوند به لبام سر کیرشو مک میزدم، محمود گفت میگم باز کن گوشیتو جنده، رمزشو زدم رفتم تو گالری گوشیو ازم گرفت یکم گشت عکس مامانمو پیدا کرد گفت وای فیروز ببین عجب خوشگلیه مامانش، تلمبه هاش تند تر شده بود که باعث میشد کیر فیروز بیشتر بره تو دهنم هر چند تلمبه یبار کسمم صداش در میومد تو کسم محکم تلمبه میزد باز گفتم آی مامان پاره شدم، محمود گفت اوفففف کیرم تو کون مادرت یه رعشه ای به تنم افتاد انگار سقوط بود شل شدمو ران هام شرو کردن به لرزیدن، رو کیر گندش ارضا شدم، محمودم همون لحظه ریخت تو کسم، که یه آن دیدم یه آب داغ با جهش رو صورتم فرود اومد جهش بعدی جهش بعدی و جهش بعدی، کل صورتم پر آب منیه فیروز بود، چقد غلیظ بود چه بوی تندی داشت گفتم اوووف چرا انقد زیاد بود گفت چون ده روزه محسن قولتو بما داده، محمود گوشیو گذاشت جلوم به فیلمی پخش بود که همین الان ازم گرفته بود، از آخر سکسمون، گفت شوهرت منتظره ، منتظر چی، که این فیلمو براش بفرستی، گفت الان محسن پیششه، برام پیام داده میگه زود بفرسته، گفت پاشو رو زانو هات بشین، نشستم گوشیمو برداشت هرکدوم کیراشونو گذاشتن رو یکی از لپام ، گفت بخند عکسو گرفت، صورتم پر آب غلیظ فیروز بود، محمود سر کیرشو چسبوند به لبم گفت ببوسش دوباره عکس انداخت گفت اینارم بفرست برا شوهر کس کشت. نمیدونستم از حرفاشون ناراحتم یا نه، گیج میشدم ولی دوس داشتم ببینم تا کجا میره این حرفا.
وقتی فرستادم بلافاصله بعداز اینکه امیر سین کرد، محسن یه زنگ به محمود زد، گذاشت رو آیفونو به من گفت چیزی نگو، وای صدای ناله های فریبا میومد که محسنو قسم میداد یواش بکنتش، امیر گفت محسن خان انا که اگه بخوان دوتایی پرستو رو بکنن چیزی ازش نمیمونه که، محسن که معلوم بود داره تو کون فریبا میکنه گفت محسن جان تو نگران نباش اینا کارشونو بلدن، ماهی یه شب منیر میره پیششون، فریبا گفت امیر جون میشه منم ببینم، وقتی دید گفت وای صد رحمت به محسن خان، بیچاره چی کشیده، نکنه هوس کنن باهم مثل اون روز که شما تو یه سوراخش کردین اونا هم بکنن تو یه سوراخش، امیر گفت وای خدا کنه همچین چیزی به ذهنشون نیاد. وقتی محمودو فیروز اینو شنیدن یه آن به هم نگاه کردن برق رو تو چشماشون میدیدم، تو گوشیم دیدم امیر پیام داده عزیزم تو خوبی، اذیت که نمیشی، گفتم نه آدمای خوبی ان، نوشت پرستو اگه خواستن دوتایی از یه سوراخ بکنن سعی کن منصرفشون کنی، محمود داشت میخوند، گوشیو قاپید گفت خودم جواب این زن جنده رو میدم، براش نوشت خوب اگه بخوان که میکنن فک نکنم بتونم جلوشونو بگیرم، الانم باید برم،بوس بوس عزیزم.
سرم رو شونه محمود بود، لپمو بوسیدو گفت دختر خوب خودمه، یه چنتا دباره بوسید گفت پاشین بریم یه دوش بگیریم کمی ریلکس کنیم. تو حموم کلی باهام شوخی میکردن قلقلکم میدادن، همش درباره نرمی و سفیدیه بدنم باهم حرف میزدن، محمود انگشتم میکردو میگفت تا حالا زن به این خوشگلی و نجابت تو هیچ جایی ندیدم، فیروز سینه هامو میخورد میگفت چقدم مهربونه تا حالا که دل منو مال خودش کرده، محمود کمی خمم کرد گفت دخترم لای کونتو باز کن که میخوام برا اولین بار کون بخورم، انقد تمیزو خوشگلی که تا حالا برا کسی این کارو نکردم، قشنگ معلوم بود میخوان برا چی آمادم کنن، خودشم به جای من جواب امیرو داده بود که یه جورایی آب پاکی رو ریخته بود تو دستم فیروزم که آب پاکی رو ریخته بود رو صورتم. فیروز رفت پایین کسمو چوچلمو میخورد، از عقبو جلو با زبونو انگشت افتاده بودن به جون کسم، دستمو گذاشتم رو سر تاس محمودو فشارش دادم به سوراخ کونم، همونجا تو کونم داشت حرف میزد میگفت فیروز میبینی چقد مهربونو خانمه، میخواد کونشو در اختیارمون بذاره، ببین کونش چه بازو بسته میشه قشنگ معلومه کونیه، دخترم هوس کون دادن کرده نفسام به شماره افتاده بود، فیروز با زبونش چنان لیسی به کسم زد که شل شدمو پاهام شرو به لرزش کرد، افتادم کف حموم محمود کمی کونمو بلند کرد که فهمیدم میخواد بکنه، هرکدوم یه طرف لنبرای کونمو میبوسیدنو در باره سوراخ کونم که دل دل میزد حرف میزدن. فیروز گفت بریم بیرون دیگه یه چیزی بخوریم، محمود گفت آره منم گرسنمه، وا چیشد انتظار داشتم همون تو حموم کارشونو از پشت باهام بکنن، میخوستن تشنه نگهم دارن که خوب بهشون از پشت حال بدم، کمی ناراحت بودم ولی خوب هرکی جای من بود میگفت بخیر گذشت قصر در رفتم.
محمود گفت برو آرایش کن که بیام لباس برات انتخاب کنم، یه آرایش قشنگی کردم، موهای طلاییمو دم اسبی بستم محمودو فیروز حاضر بودن کراوات هم بسته بودن، محمود اومد تو ساک لباسام کمی گشت انگار چیزی که میخواستو پیدا نمیکرد، گفتم لباس بیرون نیاوردم همونا که تنم بود رو آوردم، رفت سر کمد منیر گفت خودشه، زن جنده محسن کلی لباس داره. یه کت شلوار پارچه ای سفید که قد شلوارش ۹۰ بود برداشت گفت بدون شورت بپوش اینو، بعدش یه شومیز سفید یقه دار آستین حلقه ای داد گفت بپوش اینم، روشم کت رو تنت کن، گفتم سوتین ببندم، گفت چجوری قشنگ تر میشه همونجوری بپوش بیا، ما تو ماشین منتظرتیم زود باش، کفش پاشنه بلند سفیداتم پات کن، حاضر شدم سوتین هم بستم، کتش خیلی کوتاه بود، کون گندمو تو آینه قدی نگاه کردم کامل تو دید بود، با اون کفشا که دیگه قشنگ تاقچه شده بود، رفتم بیرون دیدم محمود عقب یه پرادو مشکی نشسته، فیروز هم ایستاده، گفت این بیرون من رانندتونم فقط، درو برام باز کرد رفتم پهلوی محمود نشستم، راه افتادیم سمت یه رستوران، درو برامون باز کرد آستین محمود رو گرفتم با اون کفشا خیلی از محمود بلند تر بودم، تو اون کتشلوار سفیدو با اون کفشای بلند باسن بزرگو برجستم حسابی تو چش بود، رستوران نسبتا شلوغی بود و همه به ما خیره شده بودن، اصلا بهم نمیومدیم سنش هم خیلی ازم بیشتر بود، وقتی دوتیی نشستیم محمود گفت حق نداری به هیشکی توجه کنی، مردا اونجا قشنگ معلوم بود بهش حسادت میکنن، و بعضی از زنا یجورایی بهش نخ میدادن، شاید اکه من پیشش نبودم بهش نخ نمیدادن ولی بعضیا شاید از حرص شوهرشون بهش نخ میدادن بعضیا هم کنجکاو بودن ببینن چی داره که منو تور کرده، من برا محمود دلبری میکردم اون هیزی میکرد، میگفت خیلی بهم حس قدرت میده، چشش یکی از زنا رو گرفته بود که یکم مذهبی به نظر میرسید، چادری نبود اما موهاش اصلا مهلوم نبود با یه مانتو بلند که اصلا تنگ نبود تنش بود، حدود چهل تا چهلو پنج ساله، چشاش رنگی بود پوستش به قرمزی میرفت، شوهرش اصلا تو باغ نبود یه دختر ۱۴ ۱۵ ساله و یه پسر ۷ ۸ ساله داشتن که مرده با اونا حرف میزد، زنه یه چشش به منو محمود بود، آروم گفت میتونی برام جورش کنی گفتم وا چجوری آخه، گفت پاشو برو سرویس سعی میکنم کاری کنم بیاد اگه اومد شمارمو بده بهش، رفتم کمی خودمو جلو آینه با تمدید آرایش مشغول کردم که اومد تو یه نگاه معنا دار بهم انداخت، قدش واقعا بلند بود، شکم نداشت ولی باسنش تو اون مانتوی گشاد خود نمایی میکرد، صورتش خیلی گرد بود، با بستن سفت روسریش صورتشو گرد تر هم کرده بود، نگاه کردم کفشاش پاشنه بلند نبود ذاتا قد بلند بود.و رفت تو یکی از سرویسا. یکم بعد اومد بیرون، گفت ببخشید نوار بهداشتی دارین، من که داشتمتو کیفم بود، گفتم الان میارم برات، محمود گفت چیشد گفتم میگم برات، وقتی برگشتم دادم دستش گفتم میشه شمارتو داشته باشم، به شوخی گفت طلبت رو میخوای گفتم نه این چه حرفیه یه کاریت داشتم، گفت تو شمارتو بده شاید من ز زدم، گفتم باشه ولی واجبه، شمارمو دادمو گفتم کمک نمی خوای، لبخندی زدو رفت تو سرویس، منم رفتم به محمود گفتم همه چیزو،گفت حتما ز میزنه، چون با اشاره من اومد، دیگه اونجا محمود اصلا بهش توجه نکرد، بعد خوردن شام برگشتیم گفتم چرا اون زنو انتخاب کردی، گفت چون هم شوهرش تو باغ نبود، هم خودش میخارید هم اینکه دیدی چه قدو هیکلی داشت، تو خونه فیروز گفت پرستو بیا پشتمو لیف بکش، اگه خواستی یه دوش هم بگیر که خیلی کار داریم باهاش رفتم حموم محمود با تلفن حرف میزد، بحث کاری بود، ، قبل لخت شدن گفت سفید چه بهت میاد، تو رستوران واقعا میدرخشیدی، کاش من اون لحظه جای محمود بودم، لباشو بوسیدم گفتم یبارم با تو میام خوب، گفت ولی نباید به محمود بگی چون خوشش نمیاد ، گفتم حالا ببینیم، خودش لختم کرد باهم رفتیم حموم چون نمیخواستم دوباره براشون آرایش کنم فقط بدنمو شستم، البته فیروز منو شست حین شستن بدنمو میمالید از پشت بهم میچسبوند سینه هامو میگرفت، بدنمون کفی بود ایستاده کیرشو از پشت گذاشت لای پام، رو کسم میمالید، برم گردند لبامو میمکید، خودشو آب کشید دست گذاشت رو شونم فشارم داد پایین چونمو گرفته بود تو چشام نگاه کرد گفت میخوام دهنتو بگام، گفتم باشه، گفت اذیت میشی ها میتونی تحمل کنی؟ گفتم سعی میکنم ، گفت وسط راه نمیتونی پا پس بکشیها، شاید خوشت هم بیاد البته، خیلی حشری شده بودم کیرش رو چونم بودو این حرفارو میزد با یه بوسه رو سر کیرش بهش فهموندم که شرو کن، بعد بوسه یکم به لبم فشار داد دهنم باز شد، تو چشاش نگاه کرد سرش تو دهنم بود دستش اومد رو سرم فشارش داد، با کیر موشکیه فوق کلفتش هرچی بیشتر میداد تو دهنم بیشتر کش میومد، تا نصف کرده بود تو دهنم اوق زدم درآورد یکی خوابوند زیر گوشم معلوم بود این یه هشداره چون خیلی محکم نزد دوبار کرد دهنم تا نصف کیرشو تو دهنم تلمبه میزد رفته رفته سریعتر دهنمو میگایید یهو تا ته فشار داد از گلوم رفت پایینو رو کیرش بالا آوردم، کشید بیرون . انگار میدونست همچین میشه و کارش عمدی بود، از چشمو دهنم آب میومد،یه تف غلیظ انداخت رو صورتمو گفت جنده ، کیرشو بدون تمیز کردن میمالید به صورتم دوباره شرو کرد به گاییدن دهنم، بازم بالا آوردم رو کیرو خایه هاش، گفت امیر کجاست ببینه زنش چه جنده ایه، تخماشو داد لیسیدم، گفت پاشو کونی، قمبل کن میخوام کونت بزارم ، سوراخ کونمو تفی کرد سر کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم که حالا دل دل میزد واقعن دلم میخواست بهش کون بدم، یکم فشار داد سرش به زور رفت تو کونم نگه داشته بود یه تف انداخت رو تنه کیرش لیزش کرد سینه هامو گرفت یهو تا ته اون کیر خرکی رو چپوند تو کونم آی ماماااان، نفسم بند اومد، قرمز شده بودمو همزمان رو کیرش گوزیدم، گفت جووون توام رفتی تو لیست اونایی که رو کیرم گوزیدن، این کیر بالای بیست تا زنو به گوز انداخته بزور ناله میکردم، گفت چقد تنگی تو دختر یه چن تا تلمبه زد تو کونم که یبار دیگه گوزیدم رو کیرش، گفت اوووووفففف، گفتم چرا همه از این خوشتون میاد، گفت از چی، گفتم خودت میدونی، گفت آخه تو نمیدونی چه لذت میده زن کون گنده یکی دیگه رو کیرت بگوزه، با حرفش لرزیدمو یه قری به کونم دادم براش، یاد امیر افتادم، گفتم اونم همیشه از اینکه رو کیر محسن خان میگوزیدم حشری میشد، گفت پس واجب شد یه دور جلو روش به گوز گوز بندازمت تا حال کنه، یه چنتا دیگه زد گفت بریم بیرون ادامشو، بعد یه دوش دیگه رفتیم بیرون که محمود خان لخت با کیر راستش منتظر ما بود، گفت حرفاتونو شنیدم میخواستم بیام تو که اومدید بیرون حال بیا جلوم زانو بزن تا منم دهنتو بگام، درضمن صدای پیامک گوشیت میومد شاید امیره پشت هم پیام میداد برو ج بده، رفتم دیدم ناشناس پیام داده، پیاما رو خوندم گفتم بابا مژدگونی بده، چهرش بشاش شد، گفت نکنه اون زن تو رستوران فاطمه پیام داده، گفت از شوهرش شنیدم اسمشو، گفتم آره تو واتساپ پیام داده میگه چیکار داشتی، محمود گفت بده خودم جوابش رو میدم، تو برو پایین به کارت برس، رو مبل لم داده بود داشتم کیرشو میخوردم خیلی حواسش به من نبود فیروز پشتم جاگیر شد گذاشت تو کونم، همینجور که میکرد گفت محمود بلن بخون ماهم بشنویم، گفت براش نوشتم راستش رو بخوای ما ازت خوشمون اومد برا همین خوستم زنگ بزنی، گفت ما ینی کی و کی، محمود نوشت منو شوهرم، وای منو زنش جا زده بود. زنه پرسیده بود شوهرت بود؟ بعد اونوقت با این سنش میخواد بهت خیانت هم بکنه، محمود نوشته بود آره شوهرمه خیلی هم دوسش دارم، زنه گفته بود دختر تو با این سن کم یه سرو گردن ازش بالا تری آخه از چیه اون خوشت اومده، مردک چش چرون. محمود نوشت مطمعنم شوهرم چیزی داره که شوهر تو نداره. گفت مثلا چی محمود گفت پاشو, فیروز همچنان داشت کونمو میکرد اما با تلمبه های آروم، ازم کشید بیرون فک کردم محمود میخواد بکنه خواستم بشینم روش که خودشم بلند شد گفت کیرمو بگیر دستت یه عکس ازش بگیر، اینکارو کردم گرفت براش فرستاد گفت اینو, زنه یه دقیقه بعد بلاکم کرد، محمود خیلی عصبی بود اما خونسردیشو خفظ کرد گفت اشکال نداره همین امشب باز پیام میده، گفت قمبل کن، منم کون میخواموازلین اونج بود زود برداشتم یه انگشت زدم به سوراخ کونم میدونستم بدون وازلین نمیره، با دوتا دستام لای کونمو براش باز کردم پا هاشو دو طرف پهلو هام گذاشتو سر کیرشو گذاشت در کونم که صدای گوشیم اومد،نگاه کرد گفت دیدی گفتم، بدون توجه به من باز رو مبل نشست، گفت بیا بغلم تو بنویس. گوشیو داد، فاطمه: ینی واقعا این عکس برا شوهرت بود، نوشتم آره قوربون کیرش برم، پرسید چند سانته گفتم ۲۲ عزیزم نمونه فلفل نبین چه ریزه، با استیکر خجالت گفت میشه باز ببینم، انگار خوشت اومده هااا، نخیرم فقط برام عجیب بود. گفتم چرا نشه الان برات میفرستم ولی از نزدیک عجیب ترم هست، از چند زاویه براش گرفتم نوشتم همین الان گرفتم برات، تو همه عکسا کیر محمود تو دستم بود، نوشت ببخش قضاوت کردم یجورایی حق داری به پاش نشستی، گفتم شوهرم میگه میخوای با خودش چت کنی؟ گفت نمیدونم، محمود گفت حله، شمارشو تو گوشیش زد براش سلام فرستاد که بعد چن دقیقه جواب داد سلام شما،
م:ینی از رو عکس پروفایلم نشناختی خوشگله؟
ف:آها ببخشید نگاه نکرده بودم، خوبین شما
محمود گفت دخترم قمبل کن اون کون تپلتو، فیروز اومد جلوم دراز کشید لم داد تا براش بخورم، گوشی دستش بودو چتاش با فاطمه رو برامون میخوند.
م: قدت چنده
ف: ۱۸۰
م: من دیوونه زنای هیکلی ام
ف: معلومه از سلیقه تون
م: رابطت با همسرت چطوره؟
ف: خوب مثل همه زنو شوهرا، معمولی
محمود اومد پشتم گذاشت در کونم، از استرس بی اختیار خودمو سفت گرفته بودم، یدونه محکم زد به کونم بی اختیار شل کردم ،همون لحظه اون تخم مرغ قلپی رفت تو کونمو جا خوش کرد، کیر فیروز تو دهنم بود با دماغ از درد ام ام میکردمو صورتم سرخ شده بود یه چن دیقه همونجوری نگه داشت
م: از نظر جنسی چطوره
ف:خوب مثل همه گاهی خوب گاهی معمولی
م: تاحال شده ارضات نکنه کم بیاره
ف: خوب خیلی که فک کنم طبیعیه
م: برای ما نیست من تا چند بار پرستو به ارگاسم نرسه آبم نمیاد
ف: خوب مبارکش باشه
کمی به کونم قر دادم دیدم دردش یکم کم شده خودم آروم یکم هل دادم درد داشت اما جا باز میکرد ام ام میکردم زیر کیرش درد داشت اما لذتم داشت گفت جووون تکون بده رو کیرم مادر جنده، با حرفش بی اختیار یه هل دادم از نصف بیشتر رفت داد زدم آخخخخ گفت چیه خوشت اومد؟ کیر فیروزو از دهنم درآوردم گفتم همشو بده تو بابا، امون نداد ، تا ته داد تو کونمو تخمای گنده و آویزونش یه ضربه به کسم زدن، سوراخ کونم که جا کم آورده بود از من بد تر نالید، گفت جوووون، فیروز گفت محمود میدونستی امیر دوس داره زنش رو کیر مردای دیگه بگوزه، محمود گفت با گوشیه خودش ویس بفرست براش وقتی گوزشو در میارم، فیروز گوشیمو آوورد رفت تو تلگرام امیر شرو کرد ویس گرفتن، محمود خان تا سر کیرش کشید بیرون یهو داد تو کونم یه صدای طولانی داد بعدشم من دادم دراومد، شرو کرد سریع تو کونم تلمبه زدن پاهاش رو آوردبود اونطرف اونطرف کونم، یجورایی کیرش عمودی داشت میرفت تو کونم، هرچند دفه یبار کون سفیدو گوشتیم از ورود کیر کلفتش مینالید، کونم نم پس داده بود، یهو کامل کشید بیرون قلپی صدا داد، گفتم چرا درآووردی، گفت به فاطمه گفتم دارم به یاد تو پرستو رو میکنم اونم ازم فیلم خواسته، فیروز تو تو کادر نباش، گفت باید از کس بکنمت که نترسه، دیدم محمود چه فکری کرده راس میگفت شاید میترسیدو ادامه نمیداد، گذاشت رو کسم سر کیرشو شرو کرد به فیلم برداری تا ته کرد تو شرو کرد به تلمبه زدن گفت میبینی چقد جا باز کرده فاطمه جون، دوس داری توام حسش کنی، گفتم آاااای میخوره به رحمم آااااههه، خیلی تند داشت تلنبه میزد کسمم مثل کونم یه چند باری گوزید، گفت فاطمه شوهرت این صدا رو از کست درمیاره؟ یه چنتا زد که بد جور زیرش شرو کردم به لرزیدنو ارگاسم شدن، ناله میکردم صدام میلرزید کیرشو درآورد از کسم گرفت سمت دوربین گفت این از وقتی تورو دیده خواب نداره. قطع کردو براش فرستاد،
ف: وای چجوری تحمل میکنه
م: همه عادت میکنن، خوشت اومد از فیلم
ف: خوب واقعیتش بله
م: خودتو جای پرستو تصور کردی آره؟
ف: اممممم بله
م: منم دارم الان که پرستو کونشو داده هوا برام تورو تصور میکنم
محمود ازش پرسیده بود تا حال جز شوهرت با کسی بودی
ف: نه حتی قبل از ازدواج با کسی دوست هم نبودم
م:الان دوس داری با من باشی، دوس داری به شوهرت خیانت کنی زیر کیر کلفت من؟
ف: خدا حافظ
محمود گوشی رو انداخت اونور با خونسردی گفت بلاکم کرد، انگار مطمئن بود دباره پیام میده
گفت دخترم تو چیه منی؟ گفتم جنده توام بابایی، گفت فاطمه هم همینو میگه بهت قول میدم، فیروز بیا کار پرستو رو تموم کنیم نمیخوام بعد ما کسی از تنگیش لذت ببره، فیروز برام از یخچال مشروب آورد شیش هفت پیک سنگینو سبک برام ریخت گفتم شما چرا نمیخورین، گفت خوشمون نمیاد فقط تو بخور. رفتیم رو تخت محسنو پرستو، عکس عروسیشون بالای تخت زده شده بود که همو میبوسیدن، گفتم با منیر سکس داشتین؟ گفت چی میگی منیر تو رو به ما گفت وگرنه اون محسن تک خور کس‌کش که لو نمیداد چه فرشته ای رو میکنه، فیروز به پشت دراز کشیده بود که گفت بیا بشین روش خوشگلم، کیرش براق بود کنار تخت پماد محسنو دیدم محمودم داشت میزد به کیرش گفت تا صب برات تلمبه میزنیم، با این پرستو خدافظی کن، قراره یه زن دیگه بشی از فردا، رفتم ته کیر فیروز رو گرفتم تنظیم کردمو با کس خیلی آروم نشستم روش تا ته تو کسم بود آههههه، فیروز محکم بغلم کردو منو چسبوند به خودش محمود پشتم جا خوش کرد کمی وازلین زد به سوراخ کونم با انگشت وازلین رو داد تو، بازم اون تخم مرغو گزاشت رو سوراخ کونم، آروم فرستاد تو کامل باز بود کونم آروم همشو فرستاد تو کونم حال تخمای آویزونش افتاده بود رو تخمای فیروز، باهم شرو کردن به گاییدن کسو کونم درد داشتم اما لذتش ده برابر بود، محمود خم شد روم زیر گوشم حرف میزد میبینی خوشگلم از این به بعد تو کارمند منی هروقت بخوام باید برام بدی هوا این کسو کونتو گفتم چشم رئیس، آیییی آروم خیلی درد دارم مستی روم تاثیر گذاشته بود کم کم چشام داشت سنگین میشد، که محمود تقه هاشو بلند تر کرد، فیروزم اون زیر به شدت تو کسم تلمبه میزد، صدای کسو کونمم که قطع نمیشد محمد گفت من این جنده رو تا صدا گیری نکنم نمیزارم بره پیش شوهر کس کشش، تو گوشم میگفت کاری میکنم کسو کونت دیگه صدا نده تنها چیزی که برا امیر بمونه از این صدا همین ویس باشه، حصرتشو به دلش میزارم اینارو میگفتو محکم تقه میزد، منم میگفتم آره گشادم کنین نمیخوام دیگه کیر امیر شوهرمو وقتی میکنتم حس کمم، آاااهههه وسطشون جوری ارگاسم شدم که همه جام میلرزید، محمود از کونم کشید بیرون بغل فیروز دراز کشید، منو کشید رو خودش کیرشو کرد تو کسم، آااااهههه محکم بغلم کرد لبامو میخورد، فیروز اومد پشتم فک کردم میخواد کونم بذاره اما نه گذاشت بغل کیر محمود محمود لبامو ول نمیکرد، ام ام میکردم با این که باره دومم بود اما کیر اینا مثل کیر آدمیزاد نبود، خلاصه سکسشون تا ۲ شب طول کشید، حدود ۱ ساعت فقط دونفری کردن تو کسم آخرشم دوتایی ریختن تو کسم، همونجوری خوابم برد، صب که بیدار شدم آب کیراشون که از کسم زده بود بیرون همه جارو به گند کشیده بود، بوی آب کیر همه وجودمو گرفته بود، وای کسم خیلی وا رفته بود. دوس داشتم واکنش امیرو ببینم، قطعا خیلی پکر میشد اولش، اما یه قلقلکی هم به جونش می افتادو باهاش کنار میومد. محمودو فیروز هم کم کم بیدار شدن، دونه دونه رفتیم دوش گرفتیم، براشون صبحانه آماده کردم بعد خوردن فیروز گفت من یه سر میرم شرکت، محمود جلو تلوزیون لم داده بود که صدای پیام گوشیم اومد، دیدم فاطمست، به محمود نگفتم خودم جوابشو دادم،
ف: دیشب بهت خوش گذشت
پ: سلام خوبی، خیلی خوب بود، مخصوصا اینکه با بقیه سکسامون یکم فرق داشت
ف: چه فرقی
پ: همینکه تو میدیدی
ف: از دیشب بیست بار نگا کردم اون فیلمو
پ: اگه بخوای میتونم ترتیبی بدم که از نزدیک ببینی
ف: تو جای من بودی اعتماد میکردی؟
پ: چرا مگه فکرت به چه چیزایی میره
ف: اینکه مثلا بیام شوهرت اونجا به من دس درازی کنه، یا اینکه فیلم بگیرین یا اصلا بلایی سرم بیارین
یه زن خانه دار معمولی
     
  
مرد

 
iyori
قصه‌ای عالی با خط داستانی جذاب و هیجان‌انگیزی بود
منتظر ادامه داستان شما می مونیم
in search of way to escape
     
  
مرد

 
اسپین آف بهشت به جای حساس که رسید دیگه تعطیل شد لطفاً اگر ادامه دار نیست حذف کنید چند ماهه منتظر هستیم
     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
واقعا حیفه این خط داستانی زیبا که چند ماهه منتظر موندیم و هیچ‌خبری نیست
     
  
زن

 
اسپین آف داستان فوقالعاده (بهشت) از زبان پرستو ۳

پ: واقعا چیزی ندارم برای ضمانت ارائه بدم اما قول میدم همچین چیزایی نیست، شوهرم تنها زمانی میاد سمتت که فقط با رضایت خودت باشه
ف: نمیدونم دو دلم، دیشب شوهرت حرف خیانت به شوهرمو پیش کشید، من حتی نمیتونستم تصور کنم، اما شوهرت دیشب منو تحریک کرد
پ: خوب به هر حال این شرایط ماست حال خود دانی دوست داشتی بیا فقط نگاه کن، بعدش اینجا تصمیم بگیر که چیکار کنی، شاید دل محمود رو نشکستی شاید هم خوشت نیومد، تصمیم با توعه ولی در هر شرایط منو تو دیگه دوست همیم
ف: دوس دارم بیام نگاه کنم
پ: باشه عزیزم بنظرت کی بتونی، هروقت بخوام میتونم به بهانه مسجدی جایی بیام،رحیم میدونه گاهی با دوستام میریم بعضی از مراسمات مذهبی
پ: خوب چرا همین الان نمیای، الان وقت نهاره،
ف: رحیم کم کم میرسه بعد نهار تو یه زنگ بزن بگو بیا بریم مراسم
پ: باشه عزیزم منتظرتم
رفتم بغل دست محمود گفتم چه خبر از فاطمه، از بلاک درت نیاورد، گفت نه، گفتم میخوای بهش پیام بدم، محمود گفت لازم نکرده پررو میشه،
گفتم اون خودش پیام داد بهم ذوق کرد گفت مطمعن بودم،
پیاما رو خوند، گفتم اگه خودش نخواد نباید بهش دس بزنی ها، گفت باشه ولی قول میدم خودش میخواد.
بعد نهار پیام داد گفت زنگ بزن، ز زدم ، از رحیم اجازه گرفت گفت یه دوش بگیرم میام، رو آیفون بود، وقتی قطع کرد محمود گفت اونم میدونه شاید هوس کنه بده، برا همین میره دوش میگیره، بلند شدم خونه رو مرتب کردم آرایش کردم یه لباس پوشیده تنم کردم که فاطمه معذب نشه، یه شومیز آستین دار با یه شلوار گشاد و یه جفت کفش پاشنه بلند، فاطمه زنگ زد گفت جلو درم، درو زدم گفتم بیا تو، با محمود رفتیم به استقبالش، قشنگ معلوم بود خیلی استرس داره و خجالت کشیده، پوست قرمزش قرمز تر شده بود سرش پایین بود فقط گفت سلام، صداش یه صدای قدرتمند زنانه بود که یه لرزشی توش بود، روسری ساتن مشکی کرمیش رو خیلی محکم بسته بود که صورت تپل و گردش رو تبدیل کرده بود به یه دایره، یه مانتو کرمی تا زیر زانو هاش با یه شلوار پارچه ای مشکی، چادر مشکیش رو رو شونه هاش انداخته بود، یه رژ لب صورتی زده بود با خط چشم فقط همین، لباش به نظرم تزریق بود چون کمی غیر طبیعی بزرگ بودن اما به صورت بزرگش میومد، محمودخان تو ابهتش میخ شده بودو با اون قد کوتاهش سرشو بلند کرده بودو ازش چش بر نمیداشت که بهش گفتم عزیزم نمیخوای بیای کنار مهمونمون بیاد تو، گفت چرا چرا بفرمایید، اومد تو رفتم جلو باهاش روبوسی کردم چه بوی ادکلن داغی میداد، گلادیاتور زنانه زده بود که واقعا انگار برای اون ساخته شده بود.
گفتم خوش اومدی عزیزم اجازه هست چادرتو همینجا آویزون کنم، با یکم تردید گفت ممنون میشم. محمود راه افتاد سمت پزیرایی فاطمه پشت سرش بود من پشت سر فاطمه که بخاطر قدو قوارش اصلا محمود رو نمیدیدم، محمود نشست رو مبل دو نفره فاطمه روبرو رو یه مبل تکی نشست منم رفتم پیش محمود، محمود چش از فاطمه برنمیداشت، سرش گاهی پایین بود گاهی به درو دیوار نگاه میکرد، گفتم محمود جون میرم یه شربت بیارم انقد مهمونمون رو معضذب نکن، فاطمه گفت نه چیزی نمیخورم گفتم وا مگه میشه، رفتم آشپزخونه که اومد دنبالم دیدم محمود خم شده با چشاش داره باسن گنده فاطمه رو تعقیب میکنه، گفت من فقط آب میخورم خودش لیوان برداشت ، دکمه یخ رو زد پشت بندشم پرش کرد از آب، فهمیدم میترسه چیزخورش کنیم، حق هم داشت، به هر حال برگشتیم پزیرایی محمود یکم الکی سوال پرسید که یخش آب شه. محمود گفت چه بوی عطر خوبی میدین خونه رو پر کرد، فاطمه برا اولین بار یه لبخندی زد که معلوم بود از تعریف محمود خوشش اومده به سمت محمود نگاه کرد چشمش ناخودآگاه رفت رو قلمبگیه لای پای محمود که راست کرده بود، خنده رو لباش خشک شد، تفشو قورت داد، محمود که پاهاش از هم باز بودو لم داده بود گفت دیگه تعارف رو بذاریم کنار، هر سه میدونیم چرا اینجایی، اگه راضی باشی کم کم شرو کنیم منو پرستو، چون اگه دیر بشه شوهرت رحیم هم نگرانت میشه، فهمیدم از عمد حرف شوهرشو زد تا یکم فاطمه رو قلقلک داده باشه، فاطمه باز قرمز شد گفت هرجور راحتین، محمود منو کشید سمت خودش گفت بیا خوشگلم بیا کاری کنیم به مهمونمون خوش بگذره و یه لذت بصری بهش بدیم که یادش نره. رفتم بغلش نشستمو شرو کردم به بوسیدن محمود، لباش سر تاسش، لپاش و گردنشو بوسیدم، لب تو لب بودیم دستش پشت سرم بود منم مشغول دکمه های پیراهن بودم دونه دونه بازشون کردم پیراهنشو درآوردم موهای پرپشت سینش نمایان شد، رکابیشو درآوردم فاطمه نمیدونست به کجا نگاه کنه وقتی بالا تنه محمود لخت بود، معذب شده بود، الکی واسه اینکه حرفی زده باشم گفتم اه محمود کاش تنت هم مثل سرت تاس بود فاطمه جون آقا رحیم هم انقد پر موعه، فاطمه به ناچار به سرشونه ها و سینه و شکم پر موی محمود نگاهی کرد گفت نه در این حد ولی خوبه که، محمود گفت دیدی همه زنا اینجوری دوس دارن، این فاطمه قدرمو میدونه، تو دوس داشتی رحیم اینجوری پر مو بود آره که وقتی به تنت میماله لذتشو ببریو مور مور بشی مگه نه؟ فاطمه همینجور خیره بود که محمود دوباره گفت عزیزم تو حرف زدن راحت باش خوب تو دوس داری ببینی ما هم دوس داریم نظرتو بگی خجالت نکش از من فک کن اصلا من رحیمم حالا نظرت رو بگو دوس داری انقد پر مو ام؟ فاطمه با صدای قدرتمندش که سعی میکرد بلند باشه اما بازم یه لرزشی توش بود گفت بله دوس داشتم رحیم انقد پر مو بود،من شرو کردم به بوسیدنو گاز گرفتن سینه و شکم محمود، دست میکشیدم به سینه و شکمش از بالا تا پایین و برعکس، چش فاطمه با دستای من بالا پایین میشد گاهی هم لای پای محمود قفل میشد، خواستم کمر شلوارشو باز کنم فاطمه نیمخیز شده بود که ببینه از رو شورت چجوریه که محمود نا امیدش کرد،گفت نه پرستو جون خودت لخت شو اول، محمود میخواست فاطمه رو تشنه کیرش نگه داره، رومو کردم طرف فاطمه داشتم دکمه هامو باز میکردم که محمود از پشت دستشو رسوند سمت سینه هام لباسو گرفت محکم کشید که هر دکمه به طرفی افتاد ، از این حرکت محمود بجز ناله من یه ناله ریز هم از فاطمه شنیده شد که ناشی از حیجانش بود، شومیزو انداخت کنار ، پشت به فاطمه ایستادم شلوارمو از پام کشید، کمی خم شدم به جلو، یکی دوتا آروم زد زیر کونم گفت عاشق این لرزش کونشم بعدش دوتا سیلی محکم زد در کونم که جیغم دراومد، سوتینمو درآورد از پشت گرفته بود دستش سینه هامو، میمالیدو فشار میداد، همینجور ایستاده شرو کرد به خوردن سینه هام خیلی محکم میخورد گاهی گاز میگرفت گاهی میزد روشون، سرمو گرفت لبامو میمکید، گفت فاطمه تو و رحیم اینجوری خشن سکس میکنید، فاطمه با لکنت و لرزش صدا گفت نه هیچوقت، گفت دوس داشتی رحیم اینجوری باهات رفتار کنه، فاطمه گفت خوب به نظرم باید هیجان انگیز باشه. محمود منو نشوند رو زانو هاش موهامو کشید برد سمت مبل خودش نشست منم لای پاهاش رو زمین بودم، گفت شلوارمو باز کن، مشغول باز کردن کمربندش بودم سرو بالا تنه من اجازه نمیداد فاطمه ببینه بلند شده بود سعی میکرد ببینه که محمود گفت چرا نمیای از نزدیک ببینی، بیا بشین خوب، انگار نمیخوست صحنه رو از دست بده، اومد کنار محمود البته با فاصله رو مبل دو نفره نشست، از عمد تو باز کردن کمربندش مثل گیجا رفتار میکردم که انگار برام باز نمیشه، نگاه فاطمه یجوری بود انگار میخواست بگه گیج خدا برو اونور خودم بازش میکنم، بعد کلی لفت دادن بازش کردم کشیدم پایین قلمبگی کیر محمود از رو شورت سفیدش فاطمه رو حریص تر میکرد، محمود خودش شورتشو درآورد پرتش کرد رو پای فاطمه، اما وانمود کرد کارش عمدی نبوده، حالا دیگه کیر سفتو تخمای آویزونش نمایان شده بود، محمود زل زده بود به صورت فاطمه، فاطمه زل زده بود به کیر محمود، فاطمه نفساش تند شده بود با دستام کمر کیرشو گرفتم نشونه رفتم سمت فاطمه، همینجوری زل زده بودو با یکی از دستاش خودشو باد میداد،با اونیکی دستش هم شورت محمود رو برداشته بود عرق کرده بود حرارت بدنش خیلی بالا بود ،محمود گفت فاطمه جون چرا مانتوت رو در نمیاری انگار خیلی گرمته، گفت نه راحتم، من یه لیس از زیر تخماش تا سر کیرش زدم گفتم خوب عزیزم چرا خودتو عذاب میدی، آخه لباس زیر مانتوم مناسب نیست، خوب حد اقل دکمه هاتو باز کن. بدون حرفی یکم متمایل شد به اونور ینی تقریبا پشتش به محمود بود شرو کرد دکمه هاشو باز کردن، شرو کردم به خوردن کیر محمود سر کیر گندش تو دهنم بود سعی میکردم بیشتر بدم تو، وقتی برگشت دیدم وای فاطمه چه کرده، زیر مانتو یه تاپ قرمز تنش بود که راحت ده سانت از خط سینه هاش معلوم بود دوتا سینه خییییلی بزرگ یکم افتاده و بنظر میرسید به شدت نرمن، رو مانتو معلوم بود بزرگن اما نه با این شدت، زیر تاپ سوتین نداشت اما نوک سینه هاش خیلی مشخص نبودن باید خیلی دقت میکردی تا یه نشونه هایی ببینی، محمود جز چشمای خودش یه جفت چشم دیگه هم قرض کرده بودو داشت با نگاهش سینه هاشو میخورد، فاطمه هم با نگاهش همراه من داشت کیر محمود رو میخورد، این زن همه چیزش بزرگ بود اما متناسب با هم، قد من با کفش پاشنه بلند تازه به اون رسیده بود، انگار آوردی یه بدن خیلی فیت و زیبا رو باد کردی باد به اندازه مساوی به همه جاش رسیده، برعکس محمود انگار باد فقط رفته بود تو کیرش. فاطمه جوری نشسته بود که برجستگی لای پاش خیلی معلوم نباشه، محمود سرمو رو کیرش فشار میدادو اق میزدم انگار حرص نرسیدن به فاطمه رو رو دهن من خالی میکرد، رو به فاطمه گفت دوس داشتی من جای رحیم شوهرت بودم؟ ها، نگا زن من چه حالی میکنه، فاطمه با صدای لرزون گفت میشه محکم تر انجام بدی، گفت ای به چشم الان جوری دهنشو میگام دلت به حالش بسوزه، محمود بلند شد سرپا ایستاد تو دهنم تلمبه میزد آب دهنم غلیظ از گوشه لبم میریخت رو تخمای محمودو سینه های خودم، چشاشو بست رو به فاطمه گفت دارم به تو فکر میکنم فاطمه، دارم تصور میکنم که کیرم تو دهن توعه، فاطمه دهنش خشک شده بودو معلوم بود از حرفای محمود هم تحریک شده هم خجالت میکشه،اینبار داشت با شورت محمود خودش رو خنک میکرد، محمود گفت فاطمه جون میتونی کمکم کنی، فاطمه گفت من؟ چجوری آخه، گفت بیا پشتش وایسا سر پرستو رو برام محکم نگه دار، فاطمه اومد پشتم، گفت دستاتو بزار زیره چونش سرشو بچسبون به خودت، فاطمه همینکارو کرد، پشت سرم چسبیده بود به پایین کسش، روناش خیلی نرم بود، محمو کیرشو گذاشت دهنم یه تلمبه زد که تخمای آویزونش به جلو پرت شدنو بجای خوردن به چونه من یه ضربه زدن به پشت دستای فاطمه، فاطمه که انتظار اینو نداشت ناخودآگاه دستاشو کشید، محمود گفت چیزی نیست سرشو نگه دار انقد وول نخوره این جنده فاطمه آب دهنشو قورت داد دوباره دستشو گذاشت و محمود شرو کرد به تلمبه زدن، فاطمه از بالا به کیرش نگاه میکردو تخمای محمود میخوردن به پشت دستش، محمود هم درست روبروی خودش رو نگاه میکرد ینی خط سینه های فاطمه رو که بخاطر تکونای کیر محمود تو دهنم سینه های فاطمه هم تکون میخوردن. فاطمه بدجور میخ کیر محمود شده بود دیگه انگار نتونست خودشو کنترل کنه، یجوری انگار حرف دلشو بلند بگه آروم گفت آخه پشت دست با کف دست چه فرقی داره، دست راستشو از زیر چونم برداشت یکم خم شد تخمای محمود رو گرفت دستش چون کمی خم شده بود جلو به صورت محمود نزدیک شده بود، محمود کیرشو تو دهنم نگه داشتو از مالیدن تخماش توسط فاطمه به نفس نفس افتاد، نفسای داغش به گردنو بالاسینه فاطمه میخورد فاطمه داغ کرده بود دستشو از رو تخماش برداشت گفت دستم خوشکه، کف دست خودشو که رو تخمای محمود مالیده شده بود رو لیسید کامل خیسش کردو شرو کرد به خایه مالی محمود، محمود بدون اینکه بهش بگه یه تیر انداختو دست برد مانتوشو دربیاره، فاطمه انگار جز کیر گنده محمود به چیزی فک نمیکرد ، مانتو دراومد تاپ قرمز بندی فاطمه نمایان شد، محمود خواست روسریش رو دربیاره که اجازه نداد، محمود با احتیاط سرشو نزدیک برد اما تماس نداشت فقط بالا سینه های فاطمه رو بو میکشید آروم بهش گفت کیرمم بمال دست دیگه فاطمه اومد رو کیرش محمود یه بوسه ریز گذاشت زیر گردن فاطمه، که فاطمه کمی اومد جلو تر، محمود گفت جووووون شرو کرد به لیسیدنو بوسیدن خط سینه فاطمه، یهو فاطمه رو بغل کرد کمی اومد جلو شرو کرد تو دهن من تلمبه زدن سر من رفته بود لای رونای فاطمه، محمود انگار داشت کس فاطمه رو میگایید بغلش کرده بودو بالای سینه هاشو میلیسید، تاپ شل و ول فاطمه رو کشید پایین یکی از سینه هاش در اومد، چه نوک صورتیی داشت اما برجسته نبود، هاله دورش کمی بزرگ بود، گرفت دستش شرو کرد به مالیدن، پشت گردن فاطمه رو گرفت سرشو کشید لباشو گذاشت رو لباش، خیلی محکم سینه شو میچلوند فاطمه ام ام میکرد، کیر محمودو از دهنم دراورد شرو کرد به جق زدن برا محمود، محمود تاپ رو کشید انگار میخواست پارش کنه، اما کش اومدو خیلی شلو ول شد، دیگه قابل استفاده نبود، هردو سینش بیرون بودن یکم مکید کیرشو از دهنم کشید بیرون منو زد کنار، به فاطمه گفت بچرخ ، وقتی پشتشو به محمود کرد تازه فهمید چه کون غولی گیرش اومده یه سیلی زد در کون فاطمه کفت جوووون، یه کاری میکنم از خیانت به رحیم لذت ببری، فاطمه گفت میدونستم کار به اینجا میرسه، تو خود شیطانی، محمود گفت آره من شیطانم که الان تو بهشتم، خم شو رو مبل هرزه، میخوام خرابت کنم، خمش کردو یه سیلی محکم گذاشت رو یکی از لپای کونش، که صدای آی گفتن فاطمه دراومد، محمود دکمه شلوار فاطمه رو باز کرد از لبه‌ش گرفتو به سختی از اون کونو رون درشت درش آورد، یه شورت آبی آسمانی عکس انار های کوچیک روش بود پاش بود، شورت بزرگی بود نصف کونشو پوشونده بود یه کون سفیدو صورتیو خیلی درشت، نمیدونست باهاش چه رفتاری داشته باشه، گاهی میبوسیدش، گاهی با سیلی میزد روش، فاطمه صورتشو برده بود تو کوسن مبل آه و ناله میکرد،، محمود تاپ فاطمه رو از تنش درآورد، فاطمه با یه شورتو یه روسری خیلی زیبا و متناقض شده بود، محمود فاطمه رو بلند کرد برد پیش آینه قدی، فاطمه پشتش به آینه بود، محمود کمی فاصله گرفت بهش گفت خم شو عزیزم، فاطمه منظورشو فهمید به صورت ۹۰ درجه خم شد و کیر محمودو گرفت دستش محمود تو آینه کون گنده و سفید فاطمه رو میدید که با خم شدن پهناش دو برابر شده بود، سر کیرشو بوسید ,چند بار تکرار کرد که محمود گفت دوسش داری؟ فاطمه سرشو تکون داد، محمود گفت زبون نداری هرزه؟ فاطمه گفت آره عاشقشم، محمود گفت میخوای به رحیم خیانت کنی؟ فاطمه گفت آره ناموس رحیم رو بکن محمود خان، میخوام جنده تو باشم، میخوا... اووووققق دیگه نذاشت حرف بزنه کیرشو چپوند تو دهنش تا خط ختنه رفت همونجا نگهش داشت، اون اندازه رو تو دهنش تلمبه میزد، چشم محمود تو آینه فقط به کون گندش بود تو اون شورت، معلوم بود داره براش نقشه میکشه، سرشو گرفته بودو آروم تو دهنش تلمبه میزد هردفه که سعی میکرد بیشتر بده تو فاطمه رو کیرش اق میزد، رو به من کرد گفت دیدی دیشب گفتم فاطمه خودش میگه جنده منه, تو یکی از دفعات محمود تقریبا همه کیرشو داد تو، اینبار تخمای گنده و آویزونش زیر چونه فاطمه رو بوسیدن. سر فاطمه تو دستای محمود بودو کیر کتوکلفتش تو دهن فاطمه بود، فاطمه به شدت قرمز شده بودو مثل یه گاو ماده سفید که تازه ضبحش کردن دستو پا میزد، اما محمود خان ول کن نبود تا جایی که فاطمه دیگه دووم نیاورد افتاد رو زانوهاش، صحنه اون هیکل گنده و سرخو سفید وقتی جلو محمودخان به زانو نشست واقعا منو گرفت حال ببین محمود که تو آینه اون صحنه رو میدید چی بسرش اومد، فاطمه با اون صدای لرزون و داغ در حالی که نفس نفس میزد گفت چه کیری داری، فاطمه شرو کرد به بوسیدن و قوربون صدقه رفتن اون تخم مرغ گنده، بعدش صورتشو برد زیر کیر محمودو شرو گرد به خوردن تخماش، هردو تا تخم محمود رو همزمان کرده بود تو دهنشو داشت میخوردشون، کیر کلفتو دراز محمود هم تقریبا نصف صورت فاطمه رو پوشونده بود، محمود دوباره شرو کرد به گاییدن صورت و دهن فاطمه، به رحیم بدو بیرا میگفتو دهن فاطمه رو میگایید، محمود بهم گفت شورت این جنده رو دربیار از اون کون گندش، بزور شورتو درآوردم، کمی قمبلش کردم شرو کردم به خوردن کسش، وای که چه کسی داشت سفیدو صورتی، چاق و گوشتی بدون یدونه مو، بدون یدونه لکه، شرو کردم به خوردن گفتم محمود خان خانوم چه خوب به کسش رسیده برات، محمود گفت آره جنده از اولشم تصمیم داشت بده. فاطمه هم بهش برخورد هم خجالت کشید با اون صدای داغ و لرزونش گفت نخیر من همیشه تمیز نگه میدارم خودمو. من داشتم از زیر کسشو میلیسیدم که محمود اومد یدونه محکم زد رو کونش، آخ فاطمه دراومد، محمودخان شرو کرد به لیسیدن سوراخ کون فاطمه دوتایی داشتیم کسو کونشو میخوردیم، بعدش محمودخان اومد سوار او هیکل بزرگ و سفید شد، اما کیرشو گذاشت تو دهن من، تو دهنم آروم اما عمیق تلمبه میزد. همزمان داشت کس فاطمه رو میمالید، فاطمه منتظر بود محمودخان بکنتش اما محمودخان فقط دهن منو میگایید، سرشو برگردوند عقب، تو چشای محمود نگاه کرد، التماس تو چشاش موج میزد، محمود تو دهن من میذاشتو کون فاطمه رو انگشت میکرد، گاهی میزد روش، فاطمه فهمید محمود التماسشو میخواد، پس شرو کرد به حرف زدن، بکن محمود خان، میخوام خرابم کنی، از همون لحظه که عکس کیرتو دیدم فهمیدم میام زیرش اومدم برای اولین بار به رحیم خیانت کنم، خیالت راحت شد، حال ازت میخوام اون دسته بیلو بکنی تو کسم، دلم به حال فاطمه سوخت، حس کردم وقتشه، پس خودمو از اون زیر کشیدم بیرون، کرم محسن رو برداشتم شرو کردم به مالیدنش به کیر کتوکلفت محمود خان، زیر لب قوربون صدقه کیرش میرفتم، همینجور که مشغول کرم زدن به کیرش بودم وازلین رو دادم دستش با اشاره به کون فاطمه خیلی آروم گفتم گربه رو دمه حجله نکشی سرت کلاه میره و بهش فهموندم اول باید کون فاطمه بزاره. محمود انگشتش رو به وازلین آغشته کردو مالید به سوراخ کون فاطمه، فاطمه رو انگار برق گرفت گفت نه نه سریع برگشتو نشست گفت چیکار میخوای بکنی محمود خان، که من پریدم وسطو گفتم فاطمه جون انتظار داری یه مرد مثل محمود خان از این دمبه سفیدو بزرگت بگذره پاشو قمبل کن فدات شم خودم کمکت میکنم، محمود رفت یه طرفش بغلش کرد منم سمت دیگش بودم، تو گوش فاطمه گفتم میخوای یه حقیقتی رو بهت بگم، محمود داشت سینش رو میخوردو دست میکشید به قسمت داخلیه روناش، فاطمه گفت بگو، گفتم میدونی منو محمود زنو شوهر نیستیم، گفت یکم شک کرده بودم. گفتم پس اینم بدون که شوهرم خودش منو فرستاده اینجا تا با ایشون و دوستش که صبح بخاطر تو رفت باشم، میدونی دیشب دونفری چقد همزمان منو گاییدن، یکی تو کونم میکرد یکی تو کسم، آخر کار هم دوتای همزمان کیرای گندشونو کردن تو کسم، من اگه بدن بزرگ تورو داشتم همزمان به سه تا مرد میدادم، پس پاشو ناز نکن، قول میدم لذتش به دردش می ارزه، فاطمه گفت آخه تا حال از پشت نداشتم ,خوب هر چیزی شروعی داره، منم قبلا ساک نمیزدمو بدم میومد تا یبار تو عمل انجام شده قرار گرفتمو خوشم اومد، بهت قول میدم توام از کون دادن خوشت بیادو ادامش بدی، فقط کافیه خودت رو به کسی که میخواد کونت بزاره ینی محمود خان بسپری، اگه ناشی نباشه بهت چنان لذتی میده که یادت نره هیچوقت، محمود خان هم کار بلده هم عاشق کون سفیدت شده، بعدش تنه کلفت کیر محمود رو گرفتم گفتم آخه دلت میاد دل این کوچولو رو بشکنی، فاطمه گفت کجاش کوچیکه، گفتم پاشو ناز نکن میدونم کوچیک نیست ولی لذتش به همین بزرگ بودنشه، محمود دست از سینه خوردنو دسمالی کردنش برداشت، انگار با این کارش مانع سرد شدن فاطمه شده بود، فاطمه رو قمبل کرد رو تخت و شرو کرد با انگشت مالیدن وازلین، کم کم یه بند انگشت میکرد تو کونش، بهش میگفت دوس داری کونیه من بشی فاطمه جون با حرفاش فاطمه سر زوق اومد لب زیریشو گاز گرفت یه قر ریز هم به کون سفیدو درشتش داد، حال محمود یه انگشتش کامل تو کون فاطمه بود اون تو میچرخوند محمود حس کرد فاطمه برای کون دادن آمادست فقط مونده تخلیه کامل که اونو بمن سپرد تا یادش بدم چیکار کنه، بردمش توالت و کامل براش توضیح دادم، اومد بیرون گفت تموم شد، محمود باز قمبلش کردو وازلین زد به سوراخ کونش، قشنگ داخلشم لیز کرد، حتی دو انگشتی ، وقتی انگشتاشو کشید بیرون، بهش گفت لمبرای کونتو از هم باز کن، وای با محمود چی میدیدیم قشنگ سوراخ کونش دل دل میزد واقعا قشنگ بود محمود سر کیرشو گذاشت جلو سوراخ کونش، اما فشار نمیداد، اون سوراخ کون بدجور دل میزدو میخورد به اون کله گنده کیر محمود، گفت پرستو ببین کونش چجوری داره سر کیرمو میبوسه، عروس داره دامادو میبوسه، عجب حجله ایه، فاطمه جون حاضری باکرگیه کونتو برات بردارم عروس خانم؟ گفتم عروس رفته گل بچینه، سه تایی خندیدیم.
م: خانم خوشگلم لای کون تپلتو با دستات برام باز کن
ف: چشم، تا جایی که میتونست لای کونشو براش باز کرد
سوراخ صورتی و کوچولوی کون گندش همچنان دل دل میزد
محمود دو سه بار اون تخم مرغ گنده رو کوبید به سورخ کون فاطمه تو یکی از دفعات گذاشت روشو دیگه برش نداشت خیلی آروم داشت هلش میداد تو اون سوراخ کوچیکو ناز اما مگه میرفت تو، کون فاطمه کیر محمود رو پس میزد انگار از بزرگیش میترسید ولی محمود بیخیال نشد گفت شل کن کونی، همزمان یه سیلی محکم زد رو لمبر سفیدو گندش، فاطمه بی اختیار یه لحظه شل کردو محمود از فرصتی که ساخته بود خوب استفاده کردو سر کیرشو انداخت تو کون فاطمه
م: آخخخ
ف: آیییییی😭😭 کشتییییم، درش بیار ترخدا
محمود میخواست صدای فاطمه رو خفه کنه تنها چیزی که دم دستش بود شورت خودش بود، برش دشت مچالش کردو به زور کردش تو دهن فاطمه، کله کیر محمود خان خوب تو کون فاطمه جا خوش کرده بود، فاطمه صورتش قرمز شده بود آرایشش خراب شده بودو داشت ناله میکردو اشک میریخت، اگه شورت محمود تو دهنش نبود زجه میزد، محمود با او قدو قواره کوتاهش حالا سوار این زن درشت هیکل شده بودو فقط با سر کیرش به گریش انداخته بود، آرومو با حوصله داشت کیرشو میفرستاد تو کون فاطمه، بهش میگفت عروس خانم اون زیر خوش میگزره، رگ گردنو پیشونیه فاطمه از فشار زده بود بیرون، حتی سفیدیه چشاش هم قرمز شده بودو دور اون شار های سبز رو گرفته بود، از اون ورم رگ کیر محمود خان زده بود بیرون، محمود همینجوری داشت آروم آروم پیشروی میکرد، فاطمه کیر محمود رو تا خط ختنه تو کونش داشت، محمود پهلوی فاطمه رو گرفتو همینو داشت تلمبه میزد هر دفه سعی میکرد کمی جلو تر بره محمود بهم گفت برو اون زیر کس عروس خانم رو بخور نذار درد بکشه، شرو کردم به خوردن کس سفیدو تپل فاطمه با انگشتامم تخمای محمود خان رو میمالیدم، محمود هر چند ثانیه یه سیلیه محکم هم میزد در کون سفید فاطمه، تو یکی از تلمبه ها محمود انگار طاقتش تموم شد، کیرشو کشید بیرون دید سوراخ کونش قشنگ باز شده و دل دل میزنه، یه تف بزرگ انداخت تو اون سوراخ گشاد شده ، کیرشو دوباره گذاشت رو سوراخ کونشو یهو تا ته هلش داد تو، کون بزرگ فاطمه بی اختیار یه گوزی داد که از خجالتو درد گریه امون فاطمه رو برید حق حق میزدو سرشو کرده بود تو بالش، محمود پهلوش رو گرفته بودو با خنده میگفت همینه زن رحیم زیر گیرم به گوز افتاده، دیگه کونی شدی عروس خوشگلم ،شرو کرد به محکم تلمبه زدن شورت رو از دهن فاطمه کشید بیرون فاطمه گریه و ناله رو قاطی کرده بود، هر چند دفعه هم زیر کیرش میگوزید، با هر تلمبه ای که میزد بیضه های سنگینش میخورد به کس نرمو صورتیه فاطمه. روسری فاطمه هنوز رو سرش بود محمود بهش میگفت عاشق گاییدن زنای با حجابم، یه چن تا محکم زد رو کونش گفت هروقت بخوام باید بیای پیشم، فاطمه جوابی نداد دوباره محکم زد گفت جواب نده ولی مطمعنم چند روز دیگه خودت میای زیر کیرم، خودت التماسم میکنی بکنمت، همینجوری که کون فاطمه رو میکرد گاه و بیگاه صدای گوزیدن بی اختیار فاطمه هم میومد، یهو فاطمه دستشو آورد گذاشت رو کسشو به سرعت شرو کرد به مالیدنو خیلی عمیق ارضا شد بدجور زیر محمود خان میلرزید کم کم زانو هاش صاف شدو دراز کشید، محمود بدون اینکه کیرش دربیاد روش دراز کشید، بزور سرمو از زیر کسو شکم فاطمه در آوردم، محمودخان کامل رو پشت فاطم دراز کشیده بودو کیر کلفتو درازش تا بیخ تو کون فاطمه بودو تلمبه های ریز میزد گریه های فاطمه به آهو ناله تبدیل شده بود، محمود تو کوشش گفت عزیزم یکم لاشو برام باز میکنی، همینجور که دراز کشیدی لاشو باز کن، فاطمه دستاشو رسند رو لپای کونشو از هم بازش کرد محمود نیم تنه بالاشو بلند کرد هردوتا دستش رو گذاشت رو پشت پهنو سفید فاطمه، کیرشو تا سرش کشید بیرونو آروم تا ته داد تو کونش، وقتی رسید به تهش فاطمه انگار نفسش بند اومده باشه یکی دو ثانیه بی صدا بود پشت بندش یه آه کش دار گفت، محمود گفت خوشت میاد جنده من، فاطمه گفت بکن این کون دیگه مال توعه محمود خان ، محمود از روش بلند شد همین که کیرش اومد بیرون قلپی صدا داد انگار سر نوشابه باز کنی، گفت جنده میخوام خودت بهم کون بدی، میخوام ببینم واقعا کونیم شدی، دراز کشیدو اشاره کرد به کیر بزرگو سر به هواش، فاطمه خیلی بی حال بنظر میرسید ولی نمیتونست از کیر محمود بگذره، بلندشد یه قری به کون سفیدو حجیمش دادو پاهاشو دو طرف محمود گذاشت، من رفتم سمت کیر محمودو خواستم براش ساک بزنم که آماده شه، اما محمودخان با کف پاش سرمو هل داد گفت نه همیشه که تو نیستی بزار خودش کاراشو بکنه، فاطمه که اینو شنید صورت پهنو سفیدشو برد سمت کیر محمود، شنیدم زیر لب قوربون صدقه کیرش میرفت، یه بوسه گذاشت رو اون تخم مرغ بزرگ، زبونشو کشید زیر کیرشو کمی رفت پایین تر با چشمای سبزش تو چشای محمود نگاه کردو شرو کرد به خوردن تخمای محمود با دستاشم براش جق میزد، زود زود جای دستو دهنشو عوض مسچیکرد با دستاش تخمای آویزونشو میمالید و با دهنش نصف بیشتر کیر محمود رو قورت میداد، بلند شد گفت وقتشه کیر کلفتت رو بکنم تو کونم، پشتشو به محمود کرد پاهاشو گذات دو طرف محمودو نشست رو سر کیرش، با دست خودش کیر محمودو نگه داشت دو سه بار سر کیرشو مالید به چوچولش گفت نوبت تو هم میاد، بعد گذاشت در سوراخ کونش آروم نشست روش ،یکمی از سر کیر رفته بود تو سورخ صورتیه کون فاطمه، فاطمه لب پایینیشو گاز گرفته بود اوم اوم میکردو چشماش چپ شده بود سعی میکرد آروم بره جلو اما بخاطر وزنش کار آسونی نبود، محمود خان درسته کیرشو به فاطمه سپرده بود اما یکم کلافه به نظر میرسید، یه سیلی زد به لپ کون فاطمه ، یکم تعادلش به هم خورد و به همین خاطر نصف کیر رفت تو کونش فاطمه یه آی گفتو بقیش رو خودش داد تو و دیگه بلند نشد، بعد یه دقیقه شرو کرد به بالا پایین پریدن رو کیر محمود، محمود میگفت جون رحیم کجایی که ببینی زنت چجوری بهم کون میده، فاطمه یجوری داشت کون میداد که واقعا چشم رو نوازش میداد، کل گوشتای سفید تنش سینه های بزرگش همه باهم میپریدن بالا میومدن پایین، اگه اون کرم جادوییه محسن نبود تا الان مطمعنا محمود ارضا شده بود، محمود فاطمه رو از رو کیرش بلند کرد، طاق باز خوابوندش، ساق های گوشتی و سفید فاطمه رو انداخت رو شونه هاش، فاطمه از زیر دستاشو رسوند به لنبرای کونشو برای پزیرایی از مهمون گردن کلفتش از هم بازش کرد، گفت بکن فدات شم، محمود تو چشای سبزش نگاه کرد، بدون استفاده از دست با کیرش به سوراخ کون فاطمه ضربه میزد، گفت دوس داری من بکنمت یا رحیم شوهر بی ناموست، فاطمه باز لب زیریشو گاز گرفت گفت تو فدات شم، دیگه محمود امون نداد همشو فرستاد تو کون فاطمه شرو کرد به تلنبه زدن سریع انگشت شصتش رو هم گذاشت رو چوچول صورتی و لطیف فاطمه و تن تند براش میمالید یهو فاطم انگار منفجر شد یه جوری زیر محمود میلرزیدو مینالید که بیاو ببین ، محمود همینجور وحشیانه داشت تو کون پهنو گوشتیه فاطمه تلمبه میزد دوتا تف گنده انداخت رو صورت فاطمه بعدشم دو سه تا سیلی زد تو صورت تپلش، تف غلیظ محمود رو چشم دماغ و لب فاطمه جلوه قشنگ و مظلومانه ای بهش داده بود، فهمیدم محمود داره ارضا میشه پس خودمو رسوندم به تخماشو شرو کردم به خوردنشون وقتی تو کون فاطمه ارضا میشد با دهنم حسش کردم نبض زدن و خالی شدن تخماش رو.

دوستان سعی میکنم ادامش رو بنویسم، وقتش رو دارم دروغ چرا، ولی مغزم بسته شده، نه دوست دارم نصفه نیمه رهاش کنم نه دوس دارم یه چیز بنجل تحویلتون بدم، سعی میکنم بنویسم اگه به دلم بود میذارم تو سایت اگه نه به بزرگیتون ببخشیدم دوس دار شما فاطمه
یه زن خانه دار معمولی
     
  
مرد

 
با آخرین پاراگراف داستان در مورد ادامه دادن یا ندادن داستان یاد یه چیزی افتادم.
بعد از دعوایی که توی یکی از تاپیک‌ها یکی از نویسنده‌های خوب سایت داشت، دیگه هیچ داستانی ادامه پیدا نکرد و برام خنده‌داره آدم‌ها تناقض رفتارشون با ادعاشون رو نمی‌بینن، مدعی این هستند که من برای مخاطب‌هام دارم می‌نویسم و نه برای دریافت حس تمجید از خودم علاوه بر لذت سخت نوشتن. ولی این مانع شدن از ننوشتن دیگران توهین به مخاطب‌هاست.
صد البته که سخته اینکار اونهم بدون هیچ دریافت مالی‌ای که کاملا حق می‌دم هر نویسنده‌ای دریافت دستمزد نوشتنش رو حق خودش بدونه.
     
  
صفحه  صفحه 22 از 22:  « پیشین  1  2  3  ...  20  21  22 
داستان سکسی ایرانی

داستان های ضربدری

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA