انجمن لوتی: عکس سکسی جدید، فیلم سکسی جدید، داستان سکسی
داستان سکسی ایرانی
  
صفحه  صفحه 6 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین »

مادرم ،جانم فدای آه و ناله تو



Streetwalker
 
بزرگترین و کشنده ترین اشتباه نویسندگان جوان و تازه کار این است که اختیار داستان رو دست خوانندگان میدهند و بجای اینکه خوانندگان داستان را دنبال کنند،داستان خوانندگان را دنبال میکند و نتیجه تبدیل کاراکترهای داستان به آلت های جنسی متحرک و یک داستان خطی بی محتوا و کسل کننده است.
من معمولا این موضوع را به همه نویسندگان تذکر میدهم.
هر کجای زندگیم را که نگاه میکنم درد میکند...
     
  
مرد

 
Streetwalker
باسلام خدمت ناظم جان بعله حرفتون خیلی درست وبه جاست ولی همون طورکه اول داستان گفتم این داستان پی گذاری شده یعنی اسکلت اصلی داستان موجود.چه ایرادی داره مثلا یکی خشن دوس داره یایکی معاشقه بیشتردرسکس دوست داره لابه لای داستان گنجانده شه حقیقتاداستان هاومحتوای سکسی خارج ازاصول وقواعد(سکس برپایه هیچ اصل وقاعده ای نیست که محتوای خارج شده ازان هم ازآن پیروی کن)ازاین رومن سعی میکنم لابه لای داستان چندخطی ازفانتزیای خوانندگان محترم اضافه کنم تالذت داستان براشون بیشترشه قرارنیس اثرهنری خلق کنیم قرارلذت ببریم
Namvarii
     
  
مرد

 
Namvar
اولین نویسنده هستی که عالی می‌نویسی دمت گرم امشب هم آپلود میکنی یا نه فردا
     
  
↓ Advertisement ↓
مرد

 
خوووبه بازم بنویس
     
  
مرد

 
Namvar
سلام داداش کجایی سه روزه آپلود نکردی
     
  
مرد

 
قسمت (۱۲)
تاشب خبری نبود که شب عمواحمدزنگ زدمامانم گف بیاتصویری مامانم گف باش قطع کردیهومن گفتم مگه مانیتورم درس کردین که مامانم گف اه اره یادم نبود زنگ زدعمواونم نمیگرف یه رب طول کشیدتاگوشیش گرف بعدبه عموگف که مانیتورش تودعواشکسته یادم نبود که یهوخاله گوشی ازعموگرف مامانم یهوسکوت کرد(صداروآیفون بود)خاله به مامانم گف احمدهمه چیوبرام گف هم شرطای توروبراادامه ارتباطمون بعدگف فک نمیکردم بفکرمنم باشی ازمامانم تشکرکردگف یه هفته بعدمیاییم ایران ولی کسی جزشماخبرنداره وقرارم نیس به کسی بگیم مامانم هنوسامت بود یهوگف چراچیزی شده گف نه بده که میاییم پیش هم باشیم مامانم گف نه اخ یهواونجاشرکت ول کنین بیایین اینجاعجیب خاله گف اولاچندماهه از رفتنتون گذشته دلتنگیم هم مام چندماه اینجاتوغربت پوسیدیم مامانم گف باش چندروزگذشت من ازمدرسه اومدم دیدم باباخونس شیفت صبح بودم تعجب کردم ازمامان پرسیدم گف دیگه ازشرکت گفتن نیاگفتم یعنی اخراجش کردن گفت نه انگاراحمدگفته به شرکت نره یه روزاستراحت کنه بعدبره کارای ویلاشون بکنه خیلی وقت نه بهش سرزدن ن کسی توش بوده که ساراهم ازوجوداون ویلاخبری نداش خلاصه ناهارخوردیم باباشال وکلاه کردبره مامان گف بزاماهم بیاییم بابابهونه کردکه نه وفلان من شایدشب موندم که مامانم پاش کردتویه کفش که مام میریم باهم اگه تمیزکاری داشته باش فلان انجام میدیم برمیگردیم بابامم سکوت کردحی من من میکردیهوگف آخ قراریکی ببرم بااون تمیزکنیم مامانم گف کی پدرم سرخ وسفیدشدگف زینب همون دختردانشجوعه مامانم قاطی کردبازکه پدرم گف به خدابه پیربه پیغمبرمن خبرندارم احمدخودش گفته حتی به اونم گفته باشهرام برین ویلارویه دستی بهش بکشین مامانم گف اهاپس باهاش درارتباطی که پدرم قاطی کردچه ارتباطی خواونم توهمون شرکت مامانم گف چیییی یهوباباگف همون خانم امامی همکارم همون زینب مامانم گف اون دخترمحجبه همون که یدونه مونمیزاره نامحرم ببین زیراحمدجرخورده بود بابام گف ازوقتی شوهرکردبخاطرشوهرش وطایفه شوهرش نوع پوشش عوض کرد،شوهرش انگارزیادی ادم معتقدیه مامانم گف اگه اینطورالان چطوقراربزاره باتوبیادویلاگردی هاگف خواونم مثل من معموریت زیادمیرف براشوهرش عادی شده هم اعتمادسازی کرده (منظورش همونطورکه من به اسم معموریت میرفتم ویلای احمداونم اینکارمیکرد)مامانم گف مگه نمیگی احمدوقتی بامن هس سراغ کسی نرفته بابام به تته پته افتادگف خوزینب همون اوایل که من دیدمش درشرف ازدواج بود حتی دکتره کوسش عمل کردپردشم دوخت مامانم گف خوبعدش چه دلیلی داش بیادبابام حی حرف عوض میکردمامانم ول نمیکردآخربرگش گف احمدمن وزینب تنهامیزاش خودش میومدخونشون پیش تومامانم یهوسکوت کردبعدیکم پاشدرف طرف اتاق بابام دنبالش رف مامانم بااخم وگریه گف بروگمشواونوردس به من نمیزنی پدرم گف بزاتوضیح بدم مامانم دیگه بغضش ترکیدگف من خرباش روتوچه حسابایی بازکرده بودم که باباروش کردطرف حال داش برمیگش گف اگه من بازینب توویلاخلوت میکردم توام توی خونه احمدباساراواحمدخلوت میکردی که مامانم برگش دنبالش اومدسمت حال گف چی بابام گف زهراهردواشتباه کردیم نمیتونی توبه من بگی که چرابازینب بودم ولی چشت رابطت بااحمدنبینه مامانم باگریه گف من بااحمدنبودم تومن فرسادی زیراحمدمن نشسته بودم زندگی گوهم میکردم من احمدچه میدونسم کیه من شهوت چه میدونسم چیه من هوس چه میدونسم چیه توخرابم کردی میفهمی تو،بابام گف من کاری نکردم من فقط توروفرسادم به اون باشگاه بقیش خودت رفتی جلوالانم من دنبال مقصرنیسم فقط میگم اگه اشتباهی بوده براه دومون بوده این وسط فقط یه طرفه نگاه نکن مامانم نشسته بود رومبل ساکت اروم گریه میکردیکم بعدبابام گف من میرم اگه دوس داری بیای حاظرشین مامانم گف نه باهمون جنده بروخوش بگذره پاشدرف اتاقشون منم اروم خزیدم آشپزخونه به بهونه آب(نزدیک ترین جابرادورشدن ازچشم آشپزخونه بود)بابامم پاشدحاظرشدرف درکه بست مامانم سرش ازلای دربیرون کردیکم برسی کردبعدبابغض گف واقعارف منم باسرگفتم اره که گف لیاقتش همون جنده پاره پورس بزاگمشه یهومن گفتم خوحق داره چطورتوباعموباشی نوش اون بره ترش (لعنت به این زبون من که بدجابازمیشه )ازاتاق اومدبیرون اروم اومدسمتم منم فک کردم همه چی اوکیه ولی یدونه خوابوندزیرگوشم که یادگرفتم ضربالمثل سرایی نکنم بعدرف آشپزخونه آب بخوره منم بغض کردم متوجه شداومدسمتم فک کردم دومیم خوردم که گف نترس بیابغلم رفتم بغلش سرم فشاردادلای سینه هاش ازنرمی روی لباس فهمیدم سینه بندنداره یکم موندیم بعدگف من مادربدیم ؟گفتم نه چرامیپرسی گف حس میکنم فکرمیکنی همش به فکرلذت خودمم شماهابرام مهم نیسین گفتم نه بخاطرحرف الانم میگی ،سکوت کردگفتم منظورمن این بود اگه لذتی هس تقسیمش کنیم که یهوگف آهاالان خودتم قاطی ماکردی انگارکوس سارازیرزبونت مزه کرده که بازاین زبون من بی موقع بازشدگفتم نه کوس خاره درب وداغون هم زیادخوشمزه نیس یهوگوشم گرف گف تومگه مال کس دیگه روهم

دیدی که گفتم خوبراتوروکه دستش که گوشم گرفته بود شل شدگف همتون هیزین ولم کردداش میرف یهوبر گش گف وایساببینم مگه براکس دیگه ایم خوردی یهومن سکوت کردم فهمیدم دسته گل به اب دادم

اومدایندفعه باحالت جدی ترسوالش تکرارکردمنم یهوسرم انداختم پایین گفتم براتوروحرفم تموم که شدیدونه خوابوندزیرگوشم چندلحظه رفتم توحالت لودینگ گف توچه گوهی خوردی من بغض کردم یهوگف تومی برامن خوردی که باتته پته گفتم اون سری که عمواومدتندی رومبل داش میکردخاله صدام زدمن به جاش سرم ازلای پای عموکردم توشروع کردم خوردن یدونه دیگه زدگف توغلط کردی(اینباراروم زد)بعدگف توخجالت نمیکشی ها(منم سکوت کرده بودم )گف ساراصدات زدتواصلانمیگی این مادرم همخونم بعدپاشدرف اتاق شبم بابام زنگ زدگف میمونه اونجاکارشون طول کشیدیدونه دادزدسرش توگوه میخوری بااون جنده کوس پاره یکم فحش کاری کردانگارپدرم گوشی روش قطع کرده بود سگ شدگوشی پرت کردخوردبه دررفتم دیدم خداروشکراینبارنشکسته، باتریش وپشت گوشی افتاده بیرون اروم جمعش کردم ازترسم هیچی بهش نمیگفتم یکم باحرص وجوش نفس عمیق کشیدروکردبه من گفتم بیاالان زورش به خرنمیرسه میوفته به جون پالانش اونم نه انگاردلش برام سوخت گفت گشنته؟گفتم دارم میمیرم گف خوزودترمیومدی میگفتی میخواسم بگم دیدم هواپس نیومدم گفتم پارودمش نزارم گفتم خوگفتم شایدحالت خوب نیس گف نه خوبه پاشوبریم یه چی برات درس کنم بخور (زنای ایرانی منظورشون ازیه چی همون نیمروعه)اومدیم اشپزخونه کمکش میکردم یدونه شلوارک پاش بود خط کوسش افتاده بود بیرون اول یکم جلوخودم نگهداشتم نگاه نمیکردم بعدیکم دیدم نمیتونم شلوارک کشیده بود بالاقشنگ رفته بود لاکوسش یه جاوایساده بودم بغلش اونم روبه من وایساده بود داش تخم مرغاروهم میزدتوتابه یهوب گشچیزی بگه تامن چشام بدزدم لورفتم یهوگف چته باچشات میخوری ادم میخوای دربیارم بخورمن سرخ شدم کم مونده بود اب شم برم زمین که گفتم بزامن سفره روبندازم اومدم بیرون یه نفس عمیق کشیدم خلاصه اوردنشست جلوم خوردیم اخراش گف چیه چراچشات میدزدی گفتم هیچی صورتش نگانکردم ولی حس کردم ازخجالت کشیدن من خندش گرفته بود یکم ازوسایلای سفره روبردبقیش من جمع کردم بردم آشپزخونه گفتم من برم خواب مانیتورم نیس حوصلم سرمیره گف میخوای بیااتاق من منم تنهانخوابم یکم تعحب کردم مامانم ازاین سوسول بازیابلدنبود گفتم چی گف میگم بیاپیش من بخواب هم من تنهانخوابم هم یکم بشینیم حوصلت سرنره گفتم باش رفتم بالش و پتوم برداشتم ازآشپزخونه دیدگف الکی چرااوناروانداختی دنبالت توجای بابای گوربه گورشدت میخوابی دیگه ببربزارجاشون یکیم میخوادصبح اوناروجمع کنه برگشتم گذاشتم سرجاشون تابرگردم خودش اومدرف اتاق منم رفتم تو گف درببندچراغ خاموش کردیه شب چراغ بود نورش یکم ازشب چراغای معمولی بیشتربود براهمون کم پیش میومدروشنش کنن اون روشن کرد ف زیرپتو گف بیامنم خزیدم زیرپتو برگشت یه وری شدسمت من گف خوبیاحرف بزنیم گفتم خوبزنیم گف اول بگوببینم ساراروچیکارمیکردی که هرشب اصرارمیکردپیشش بخوابی من بازسرخ شدم گفتم جواب بدم حتما چک سوم خوابونده روگوشم به تته پته افتادم خودش فهمیدیکم اومدنزدیک تربغل مانندکشیدمن طرف خودش گف بگوکاریت ندارم فقط میخوام بدونم گفتم اول اون برامن انجام میدادبعدم من گف چی انجام میدادمنم من من کردم گف بگوخوداریم حرف میزنیم گفتم میخوردیهواون یکی دستش اززیرپتو آوردکیرم پیداکردآروم گرف لاانگشتاش گف بهش نگفتی این دودول طلات نخوره تموم میشه من سکوت کردم گف بعدش توچیکارامیکردی گفتم همونکاراکه اون روز باتوکردم فک کردی خالس بعدیهوفهمیدم چه گوهی خوردم خواستم جمعش کنم یهودودولم فشاردادگف باخودت نگفتی اگه برگردم ببینم چیکارمیکنی دودولت اینطوری ازجاش بکنم بعدآروم دودولم کشیدگفتم ببخشیدگف حالابگوببینم برامن بهت خوش گذشت یاساراباخجالت گفتم خومعلوم براتوبازنیشکون گرف سردودولم گف پدرسگ دودول منم بلندشده بود فهمیدگف دودولتم عقل درس حسابی نداره هاشق کرده فک میکنه بازازاون کاراخبریه نمیدونه الان زیرشکنجس داره اعتراف پس میده (باخنده)منم خندم گرف یهوفشاردادگف نخندمیکنماازجاش بعدگف خووقتی ازمال من خوشت اومده چرارفتی دوباره سراغ ساراگفتم خوخاله بردبعدشم مال تویه باربود خواونم یواشکی گف اها پس کوس من زیرزبونت مزه کرده ،چیزی نگفتم یکم سکوت شدگف الان تومن بدهکاریاگفتم چراگف توبرامن خوردی اینطورم داری باآب وتاب تعریف میکنی ولی من براتورونخوردم فرداپس فرداسارابیادجلومن تعریف کنه من حسودیم میشه تااین گف من توافق محوشدم خودش فهمیدهنگ کردم آروم پتوروزدکنارسرش اوردپایین دودولم دراوراول ازنزدیک زیرنورشب چراغ یه انالیزکردگف اونقدرام بدک نیس بزاببینم طعمش چطوره یهوکرددهنش منم الکی تقلاکردم نزارم زدرودستم خلاصه یهکیری خوردکه گفتم دس خوش (به مامانم نگفتمااین هنواونقدررومون بهم بازنشده بود)بعدکه فهمیدمن به اوج لذت رسیدم بادستش لب ولوچش پاک کردسرش اوردبالانگام کردم یهوقربون صدقم رف گف خوبه که لااعقل تورودارم اون ازبابات اون ازخوانوادم ولی توهیچوقت من تنهانزاشتی یهولبام انداخت دهنش بعدماچ ماچم کردبعددیدم صورتش سرخ شده

شهوتی شدنی اینطوری میشه گفتم مامان خودت په چی گف چیوگفتم سرخ شدی گف گرممه گفتم نه تواونطوشدنی سرخ میشی گف چجوگفتم وقتی عموباهات اونکارمیکردگف خودم یه کاری میکنم گفتم میخوای کمکت کنم چیزی نگف به پشت خوابیدمن ازصدای کش شلوارکش فهمیدم شلوارکش دراوردیهوگف بین خودمون میمونه هاحتی ساراهم نبایدبفهمه بعددستم گرف گذاش روکوسش جوری خیس بود اول فک کردم شاش کردبعددیدم لزج یادخاله افتادم که ارضامیش اب لزج میدادبیرون پرسیدم مامان ابت اومده یدونه اروم زدتوسرم گف نیم وجبی تواب چه میدونی چیه گفتم خوخاله میگف گف ای بگم خداچیکارکنه این سارارو بعدش گف نخیرم صورتم براهمین سرخ شده بیازود باش گفتم مامان میشه چراغ روشن کنم گف چرامگه چشات نمیبینه گفتم نه میخوام قشنگ ببینم خندیدگف باش من پاشدم چراغ روشن کنم تاب وسینه بندشم دراوردگف حالاکه میخوای ببینی بیاکامل ببین رفتم جلوترپاش بازکردلای رونشم خیس بود کوسش انگاربادکرده بود گفتم بهش گف خوشهوت داره خفم میکنه براهمون رفتم نزدیک کوسش درفاصله چندسانتی متری صورتم بود ازنگاه کردنش سیرنمیشدم مامان فک کردبخاطرابش چندشم میشه نمیخورم گف میخوای برم بشورم بیام گفتم نه .ازرونش که خیس بود مکیدم تاروی کوسش مامانم یه وااااای گف بعدگف پدرسگ چه بلدم هس هرچی ازخاله سارابلدشده بودم به نحوعالی اجرامیکردم لای لبای کوسش بازکردم اول خوب زبون کشیدم بعددوانگشتم کردم توسوراخ کوسش بالاشم میمالیدم میکم میزدم که مامانم گف به اون یکی سوراخمم انگشت کن دودستی سوراخاش پرکرده بودم جلوعقب میکردم وسطاش کوسش میمکیدم مامانمم سینه هاش میچلوندناله میکرد
نزدیکای ارضاشدنش بود سرم فشاردادبه کوسش گف قربونت برم تندتندبعدآبش اومدسرم ول کردابش ازمال خاله خیلی بیشتربود رسماازکوسش اروم اومدلیزخوردرف تاسوراخ کونش گف قربونت برم پسرم پاشوزود دسمال کاغذی بیارالان تخت به گندمیکشم رفتم اوردم خودش پاک کردبعدگف بیابغلم خزیدم بغلش لخت بود دیدسینه هاش نگامیکنم گف بیایکم سینه هام بمال یکم باهاشون بازی کردم گف پاشوشب چراغ روهم خاموش کن بخوابیم خوبیدیم صبح باصداگوشی مانانم ازخواب پریدیم مامانم پاشدگوسی جواب دادبابام بود گف احمدزنگ زدگف فردامیان به ماهم گف بمونیم اب استخرعوض کنیم وحیاط دستی بهش بکشیم اونامیان خونه ماشمارم برمیدارن میایین اینجامامانم یه باش گفت قطع کردگف عالم وادم حصرت کوس من میکشن بعدشوهرمن کوس پاره یه جنده روبه کوس من ترجیح میده سرصبحی چشم به کوس مامانم افتادشق کردم مامانم گف سرصبحی که انتنت بلندشدبازبعدگف پاشوفعلایه چی بخوریم فکری به حالش میکنیم مامان بازتاب وشلوارکش پوشیداینباربدون شورت وسوتین دیگه راحت نگاش میکردم هرموقع متوجه میشدیه خنده ریزمیکردیهودرزدن گف ببین کیه آیفون برداشتم تاتصویراومدکپ کردم خاله سارابود درتندی بازکردم پریدم هواگفتم اومدن اومدن مامانم بدوبدواومدگف کی اومده گفتم خاله ساراتواین فاصله خاله اینااومده بودن بالادم دربودن مامانم دربازکردشروع کردن بغل وماچ بوس که اخرش به لب خوری کشیدعموآروم اومدتواول روبوسی مردبعدگف بریم تودرباززشت اومدن تودربستن هاله مامانم گرفته بود بغلش عموهم ازپشت بغلش مردداش گردنش میخورد(مثلاداشتن خوش امدگویی میکردن بهم)که دیگه ازهم واشدن مامانم برگش یه لب چندثانیه هم بااحمدگرف گف همین چندساعت پیش شهرام زنگ زدگف فردامیایین به اونام گفتین اونجابمونن یهویادزینب افتادگف درضمن تواون جنده روچراباشهرام فرسادی اونجاعمواحمدگف فعلابیابشینیم بعدادرموردش حرف میزنیم مهمون سرپانگهداشتی اعتراف میگیری مامانم گف نه بیایین بشینین اومدن نشستن نامانم گف صبحونه خوردین گفتن اره عموکمربندش بازکردکیرش دراوردشق شق بود گف زهرایعنی بگی نه همینجاشهوت خفم میکنه مامانم گف بزابرسی بعدکه پاشددست مامانم گرفت اوردخودش نشست رومبل مامانم برگردوندشلوارک مامانم تارونش دادپایین یه تف آبدارانداخت روکیرش مامانم کشیدطرف کیرش که ماماننم گف یه لحظه بزامنم خیسش کنم کیربه اون گندگی همینطورمیخوای بکنی توم عموگف کوست لامصب هوش ازسرم پرونده مامانم دوسه باراب دهنش جمع کردریخت دودهنش بعدکشیدلای پاش بعدخم شدسرپابوداروم کیرعموروتنظیم کردهول دادتوکوسش یدونه وای مردمی کف عموپهلوش گرفته بود مامانم گف نه احمدبزاخودم جاش بدم خاله بازسرو کلش پیداشدگف دودول طلای من چطوره دیدمحوتماشای کوس دادن مامانمم گف بیابشین من بخورم توام نگاکن یادبگیربرااین ت خوب یکم طول کشیدتاعموتاهایه جاکردتومامانم مامانم یهوگف زانوهام این مدلی دردمیکنه بزاداگی شم عموگف چرامگه تازه دادی که شیره وجودت خالی شده من اون شهرام فرسادم بره که کوست مست شه تامن بیام مامانم گف نه ولی اینطوراحت نیسم رف رومبل که عموگف روزمین دولاشواومددولاشدسرش سمت من بود قشنق کیرعمورودیدم ازبالاکه داره لای کپلای مامانم غیب میشه مامانمم نفس نفس میزنه ناله میکنه یکم زدبعدعموگف بیاروم درازکشیدمامانم کیرش اروم اروم تاته جادادگف احمدتانافم رفته عموگف بخواب روم خوابیدروش اروم کونش میدیدم میاربالامیبره پایین یکم بعدعموشروع کردسینه های مامانم خوردن رسمابه قصدکبودی میخوردگف میخوام شهرام فرداببینه نایی نداری همه جاتم کبودبعدباسن مامانم یکم بلندکردخودش اززیرتندتندتلنبه زدبانفس نفس میگف میخوام ببینه باکیرگندم زنش ازنفس انداختم بعدگردمامانم گرف دهنش گف ازاین به بعدهرموقع بخوام میکنمت حتی جلوش مامانمم نالش خونه روبرداشته بود عموهم تلنبه میزدگف زهراهرچی بخوای هرکاری بخوای میکنم فقط تواجازه بده بدنت برامن باش بعدپاشدمامانم رف زیرخودش اومدروپاهای مامانم گذاش روشونش میکوبیداازمامانم تعریف میکردخاله هم بامن مشغول بود منم به اوج لذت رسیدم خاله گف لااعقل اونجارونگاکردنی برامن بمال گفتم نه نگانمیکنم فلان گف اره جون خودت حواست نبود هیچ چجوارضاشدی یهومامانم جیغ کشیدهردوبرگشتیم سمت صدادیدیم عموخودش داره فشارمیده به مامانم ازشونه هاش گرفته بود میکشیدسمت خودش ازپایینم بدنش فشارمیدادبه مامانم لامصب قصدداش تخماشم بکنه تو مه پاشدمامانم شلوارکش گرفت لای پاش که اب نریزه عموهم پاشدخودش انداخت رومبل نفس نفس میزدمامانم یکم موندبعدهمونطور شلوارک لاپاش نگهداشت پاشدرف طرف حموم یه رب بعداومدحوله پیچ بود خاله هم حالی به حالی شددست ازسرم برداشت(نوکه اومدبه بازارکهنه میشه دل ازارازوقتی مال مامانم خورده بودم خاله بهم حال نمیداد)یکم نشستیم بعدخاله کف پاشین کباب بگیریم بریم ویلامامانم گف خوبه شهرام میگفتین امروزمیایین یهوخالع گف خانوم پریودیش دیشب تمون شده گفتیم لااعقل یه حالی بهم بدن

میگفتیم صبح میایم هردوس شون بی کلاه میموندمامانم گف همینم مونده بود جنده براشوهرم جورکنین عموگف بدخلقی نکن بزاهمه لذت ببریم مامانم گف اره براتوکه بلدی برازندگی همه نقشه بکشی راحت(داش تیکه بارش میکرد)خاله اومدبحث جمع کردراه افتادیم سمت ویلارسیدیم نزدیک تهران بود رسیدیم پیاده شدیم عمودربازکردتاماشین بندازه تومامانم جلوتررف سمت ویلامن باخاله پشت سرش واردشدخبری ازپدرم ودختره نبود عموزود دراروبست اومدترسیدمامانم دعواراه بندازه یابادختره گیس وگیس کشی کنه اومددیدخبری نیس گف حتمازیرزمینن مامانم بااخم گف اونجاچخبره عموگف خواستخرزیرزمین گفته بودم ابش عوض کنن مامانم باچشاش دنبال دراستخرگشت بعدرف سمتش مام دنبالش رسیدپایین تورخت کن که لباسی نبود دربازکردرفتیم تودیدیم زینب خانوم دولاشده پدرم حاکرده توش نمیدونم چی بهم میگن بابام میگف خوصبرکن که مامانم یهوگف خوب توش نمیره من تف بندازم پدرم برگش مارودیدکیرش خوابیدزینبم لخت بود خودش انداخت تواب که مثلامالختش نبینیم خالاسارامامانم گرف ببره بالااونم داش حی بابام فحش میدادرفتیم بالا عموپشت بندمااومدگف ساراازاتاق لباسای زینب ببرانگاراونجالخت شدن بعدروکردبه مامانم گف بدخلقی نمیکنی لذت ببریم مامانم گف تومیدونسی الان روکارن من اوردی نشونم بدی که چی شه عموگف که واقعیت بفهمی وباهاش کناربیایی
Namvarii
     
  
مرد

 
مثل همیشه عالی بود. فقط فاصله بین کلمات رو لطفاً بیشتر کن.. غلط های املایی کمی هم داری که بخاطر جذابیت داستان ، زیاد به چشم نمیاد.. هرچند که بسیار بهتر از دفعات قبل بود.. و دمت گرم که متن و قصه جالبی رو تجسم و خلق کردی. باهاش حال میکنم. گاهی اوقات فانتزی های کودکی و نوجوانی ام را در وجود پسر کوچولوی داستان میببنم و گاهی اوقات در وجود احمد آقای بکن و زن باز حرفه ای..لطفاً زودتر قسمت بعدی رو آپلود کن. مطمئنا با ادامه روند رو به رشد در قصه پردازی ، روز به روز کارت بی نقص تر و قوی‌تر از قبل خواهد شد.
f2
     
  ویرایش شده توسط: farshadsafa   
مرد

 
Namvar
عالی بودی ولی میشه یه کمی زیادتر بنویسی دمت گرم حرف نداره داستانت
     
  
مرد

 
داستانت قشنگه لطفا از مشخصات این زینب بیشتر بگو دوستدارم بدونم که از زهرا بهتر و سکسی تره ؟ میتونی از هر کدوم از شخصیت های داستانت یه عکسی که بیشتر شبیهشون باشه بذاری ؟
     
  
مرد

 
خووووبه
     
  
صفحه  صفحه 6 از 7:  « پیشین  1  2  3  4  5  6  7  پسین » 
داستان سکسی ایرانی

مادرم ،جانم فدای آه و ناله تو

رنگ ها List Insert YouTube video   

 ?

برای دسترسی به این قسمت میبایست عضو انجمن شوید. درصورتیکه هم اکنون عضو انجمن هستید با استفاده از نام کاربری و کلمه عبور وارد انجمن شوید. در صورتیکه عضو نیستید با استفاده از این قسمت عضو شوید.

 

 
DMCA/Report Abuse (گزارش)  |  News  |  Rules  |  How To  |  FAQ  |  Moderator List  |  Sexy Pictures Archive  |  Adult Forums  |  Advertise on Looti
↑ بالا
Copyright © 2009-2025 Looti.net. Looti Forums is not responsible for the content of external sites

RTA